مجله کودک 80 صفحه 3

کد : 109641 | تاریخ : 04/02/1382

د مثل دوست این ماجرا تمام شدنی نیست چهل روز از عاشورا می­گذرد. مسلمانان طبق یک سنّت دیرینه، چهلمین روز شهادت عزیزترین عزیزانشان را گرامی می­دارند. امّا سوگواری برای امام حسین (ع) و یارانش، به عاشورا و اربعین ختم نمی­شود. مردم ما تقریباً در تمام مراسمی که برای درگذشت عزیزانشان برگزار می­کنند، به یاد مصیبت روز عاشورا اشک می­ریزند. راستی، این چه سرّی است؟ چرا حتّی اگر کس دیگری از دنیا رفته باشد، برای امام حسین (ع) گریه می­کنیم؟ چرا این حماسه تمام نمی­شود؟ آیا این اشک­ها فقط به خاطر شهادت ایشان است؟ مگر خود امام (ع) نگفت که «من مرگ با عزّت را بر زندگی با ذلّت ترجیح می­دهم»؟ من فکر می­کنم که تازه ماندن این مصیبت، علّت دیگری دارد. دلیلش آن است که هنوز ،دردهایی که به خاطر آن، امام حسین (ع) قیام کرد و به شهادت رسید،درمان نشده است. مظلوم بودن امام حسین (ع) به معنای مظلوم بودن شخص ایشان نیست. چرا که پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت بزرگوارش در نزد خداوند دارای مقامی هستند که هیچ کس به گرد آن هم نمی­رسد. یزید و تمام کسانی مثل او، کوچکتر از آن هستند که بتوانند خدشه­ای به عظمت امام (ع) وارد کنند. به خاطر همین است که حضرت زینب (س) بعد از آن همه مصیبت و رنجی که در روز عاشورا و بعد از آن تحمّل کردند، به یزید می­گویند: «جز زیبایی چیز دیگری ندیدم!» پس آنچه که باعث اندوه و تأسف انسان است، مظلومیت «حقّ»است. حقّی که آن بزرگواران به گردن ما دارند، و حقیقتی که به خاطر آن،این همه سختی را تحمّل کردند. تا زمانی که کفر و فساد در روی زمین باقی می­باشد، حقیقت مظلوم است. تا زمانی که مردم ضعیف،ظلم می­شود و خون بی­گناهان بر زمین می­ریزد، حق، مظلوم است. تا زمانی که حکومت بر انسانها در دست نا اهلان و ظالمان باشد، حق، مظلوم است. پس هنوز هم صدای امام (ع) از صحرای کربلا به گوش می­رسد: «آیا کسی نیست که مرا یاری دهد؟»

[[page 3]]

انتهای پیام /*