مجله کودک 278 صفحه 12

کد : 118794 | تاریخ : 16/01/1386

« مامان من » محمدرضا یوسفی مامان من آنقدر کوچک است که وقتی با من به مدرسه می آید ، همکلاسی هایم با او نان بیار کباب ببر بازی می کنند . مامان من آنقدر کوچک است که بچه ها خیال می کنند من مامان او هستم . مامان من آنقدر کوچک است که وقتی کیک می خورد ، خانم معلّم به او می گوید ، سرکلاس چیزی نخور ، فهمیدی ؟ مامان من آنقدر کوچک است که هنوز بلد نیست اسم خودش را بنویسد . مامان من آنقدر کوچک است که مستخدم مدرسه او را به مدرسه راه نمی دهد و می گوید . مدرسه جای عروسک ها نیست ! طراحی و چاپ داستان مصور درباره ی شکلات

[[page 12]]

انتهای پیام /*