مجله کودک 367 صفحه 33

کد : 122094 | تاریخ : 14/10/1387

محمدرضا یوسفی ستاره کوچولو توی آسمان بزرگ، میان آن همه ستاره، یک ستارة کوچولو بود. ستارهای به اندازة یک نخود، به کوچکی یک دانه مروارید. یک ستارة ریز و کوچولو! ستاره کوچولو تازه به دنیا آمده بود. او از بقیة ستارهها شنیده بود هر آدمی که روی زمین زندگی میکند یک ستاره دارد. ستارههای آسمان از آن بالا آدمهای روی زمین را به هم نشان میدادند و با هم حرف میزدند. یکی میگفت: «من ستارة آن دختر هستم.» بازوی مکانیکی سفینه، روباتی را که شکل تخممرغی دارد بر روی زمین قرار میدهد. سپس کُد مربوط به روبات تخممرغی توسط بازوی سفینه به او داده میشود.

[[page 33]]

انتهای پیام /*