غزل

انتظار

کد : 127204 | تاریخ : 17/06/1395

‏‎ ‎

‏‏انتظار‏

‏‏از غم دوست در این میکده فریاد کشم‏

‏‏دادرس نیست که در هجر رُخش داد کشم‏

‏‏داد و بیداد که در محفل ما، رندی نیست‏  ‏که بَرش شکوه برم، داد ز بیداد کشم‏

‏‏شادیم داد، غمم داد و جفا داد وَ وفا‏  ‏با صفا منّت آنرا که به من داد، کشم‏

‏‏عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری‏  ‏بار هجران وَ وصالت به دل شاد کشم‏

‏‏در غمت ای گل وحشیِ من ای خسرو من‏  ‏جور مجنون ببرم، تیشۀ فرهاد کشم‏

‏‏مُردم از زندگی بی تو – که با من هستی‏  ‏طرفه سرّی است که باید بَرِ اُستاد کشم‏

‏‏سالهٰا می گذرد، حٰادثه ها می آید‏

‏‏انتظار فَرج از نیمۀ خرداد کشم‏

 

[[page 154]]

انتهای پیام /*