مجله کودک 217 صفحه 4

حکایت بنده ای صالح عمر امام به نود سالگی نزدیک می شد اما ایشان هنوز یکی از پرکارترین رهبران سیاسی جهان بودند که نشاط خدمت در راه خدا و حل مشکلات جامعه را از دست نمی دادند. در زندگی سخت به برنامه ریزی و نظم و انضباط معتقد بودند. ساعات مشخصی را به عبادت ، ذکر حق، قرائت قرآن و دعا و مطالعه می گذراندند. علاوه بر این ، اخبار و گزارشات روزانه را به دقت مطالعه می کردند. حتی شخصا به اخبار رادیوهای بیگانه فارسی زبان و تحلیل های آنها گوش می کردند تا راه های مقابله با توطئه های آنها را اندیشه کنند. این کارها باعث نمی شد تا ارتباط مستقیم با قشرهای عادی مردم را نادیده بگیرند. امام در سال های پس از پیروزی انقلاب ، بیش از 3700 دیدار مستقیم داشتند که نشانه رابطه عمیق امام با مردم است. ویژگی دیگر امام ، سخنان سرشار از اعتقاد و صداقت او بود که خود قبل از دیگران به آنها عمل می کرد. زندگی امام ، نمونه ای کامل از قناعت ، زهد و ساده زیستی بود. او در حالی که رهبر یک کشور نفت خیز و غنی بود و بر میلیون ها قلوب مردم حکومت می کرد ، اما دارایی اش تنها شامل عینک ، ناخن گیر ، شانه ، تسبیح ، قرآن ، سجاده نماز ، عمامه ، لباس روحانی و کتاب هایی در معارف دینی بود. چهره ای معصوم و مهربان داشت. نگاهش آنقدر معنویت و جاذبه داشت که جمعیتی که در حضورش می نشستند ، بی اختیار غرق در جاذبه معنویش می شدند. بسیاری از حاضران ، ناخودآگاه اشک شوق می ریختند. مردم از صمیم قلب آرزو می کردند و از خدا می خواستند که عمر آنها را برای افزایش عمر امام با او عوض کند. (ادامه دارد) جو فکری به سرش می زند. از استوارت می خواهد تا سری به قسمت دیگر زیرزمین بزنند. در آنجا یک ماشین کوچکِ قرمز منتظر استوارت است.

مجلات دوست کودکانمجله کودک 217صفحه 4