نقش زمان و مکان در اجتهاد از دیدگاه شهید صدر
محمود زمانی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 155
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 156
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم
پیشگفتار
یکی از متیازات دین اسلام بر سایر ادیان الهی این است که آن مُهر پایانۀ ادیان الهی را بر اندام خود دارد و پیام آور آن خاتم پیامبران است: «ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین» و نه تنها واجد معارف بلند ادیان سابق است، بلکه معارف عمیق دیگری در خود دارد که فقط پیامبر خاتم(ص) مفتخر به دریافت آن شد. از این رو کتاب او بر کتب سایر ادیان هیمنه و سلطه دارد: «و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقاً لما بین یدیه من الکتاب و مهیمناً علیه».
اعلام ختم ادیان و وحی بدین معنی است که آنچه انسان در سراسر عمر خود در آینده برای رشد و تکامل بدان نیازمند است، دین خاتم پاسخگوی همۀ آنهاست.
این دین مراحل تکامل خود را سپری کرده و کامل و تام گردیده است: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً».
معارفی که انبیای الهی برای راهنمایی بشر به ارمغان آوردهاند به دو بخش عمده، که از آن به اصول و فروع دین یاد می کنند، تقسیم می گردد. اصول دین مربوط به عقاید و افکاری است که انسان متدین باید به آنها باور داشته باشد. و فروع دین سلسله دستور العملهایی در باب عمل انسان می باشد. این معارف، بویژه معارف مربوط به فروع دین، همیشه به صورت کلی بوده و از جزئی گویی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 157
خودداری گردیده و تطبیق آن بر موارد جزئی به خود انبیا یا برگزیدگان آنان واگذار شده است. با رجوع به کتاب و سنت دانسته می شود که احکام در قالب قضایای کلی بیان گردیده است. هر چند موارد خاصی هم به چشم می خورد که حکم به صورت جزئی بیان گردیده، ولی چنین نیست که تمام مسائلی که در زمان وحی یا بعد از آن انسانها با آن روبرو میشوند، حکم آن به طور جزئی و خاص بیان گردیده باشد. از این رو برای استفاده از این احکام ابتدا لازم است آنها را بر موارد خاص تطبیق کرد و مصادیق آنها را مشخص ساخت، و این جز با تلاش و کوشش فراوان از کسانی که آگاهی کامل به احکام کلی و بینش کافی به موضوع مساله دارند، ساخته نیست.این تلاش همان است که از آن به اجتهاد تعبیر می کنند، و آن کسان همانهایی هستند که از آنان به مجتهدان نام می برند.
البته ذکر این نکته لازم است که کار مجتهد به تطبیق مسائل کلی بر موارد خاص خلاصه نمی شود؛ چون احکام، حتی به صورت کلی، به صراحت در کتاب و سنت ذکر نشده است و مجتهد باید با تلاش پیگیر حکم الهی را از لابلای نصوص کتاب و سنت به دست آورد.
بدون شک عناصری در روند استخراج احکام از نصوص کتاب و سنت نقش دارند. حال این مساله مطرح است که آیا هنگامی که فقیه در تلاش است تا حکم الهی را استخراج کند، باید شرایط زمانی و مکانی را در نظر دارد یا اینکه لازم نیست و اگر این شرایط را از نظر دور داشت، چندان تفاوتی نخواهد داشت و تغییر شرایط زمانی و مکانی باعث تغییر حکم الهی نخواهد گردیده و به طور خلاصه آیا زمان و مکان نقشی در اجتهاد دارند یا نه؟ و اگر دارای نقش هستند، این نقش چگونه نقشی میتواند باشد؟
هر چند در میان آثار فقهای شیعه به بحث مستقل در اطراف نقش زمان و مکان در اجتهاد کمتر برخورد می شود، اما در لابلای کلمات آنها این مسأله کم و بیش
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 158
مورد بحث قرار گرفته است. این معلول این واقعیت است که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر اثر اشغال ز عامت جامعۀ اسلامی توسط بیگانگان، بسیاری از احکام الهی، مانند احکام مربوط به قضا، حدود، دیات و قصاص. و احکام مربوط به نظام اجتماعی و اقتصادی و به طور کلی احکامی که مربوط به حکومت و ادارۀ امور جامعه است، عملاً تعطیل شده بود. ولی پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری زعیم عالیقدر، مجاهد خستگی ناپذیر، حضرت آیة العظمی امام خمینی - قدس سره - و با روی کار آمدن نظام ولایت فقیه، این احکام نیز با پشت سر گذاشتن دوران غرابت خود به اجرا درآمد. علاوه بر این در دهههای اخیر با پیشرفت علم و تکنولوژی مسائل جدیدی مطرح گردیده که فقیه باید عهده دار پاسخگویی به آنها باشد. این است که بر حجم احکام مورد نیاز جامعه افزوده شد و از این رهگذر، زمان و مکان نیز به تدریج نقش خود را بیش از پیش جلوهگر ساخت و روشن گردید که با عنایت به نقش زمان و مکان می توان بسیاری از مسائل را حل ساخت.
یکی از فقیهان که در آثار وی می توان این موضوع را دنیال کرد، فقیه شهید سید محمدباقر صدر است. این فقیه بزرگ، مانند دیگر فقیهان، کم و بیش در اثار خود به این مسأله پرداخته و ابهاماتی را زدوده است. مقالهای که در پیش روی دارید به بررسی این مسأله، یعنی نقش زمان و مکان در اجتهاد در آثار آن شهید سعید می پردازد. البته ذکر این نکته لازم است وی این مساله را بیشتر از همه جا در کتاب ارزشمند اقتصادنا مورد بررسی قرار داده و همان گونه که نویسنده در ابتدای کتاب گفته، در صدد تأسیس مکتب اقتصادی اسلام است. از این رو چار چوب بحث یادشده نیز در مسائل اقتصادی است. ولی واضح است که این بحث اختصاص به بابی از ابواب فقه ندارد و همۀ ابواب فقه در آن سهیم هستند، هر چند نقش آن در برخی از ابواب فقه چشمگیرتر است.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 159
گفتار اول ضرورت بحث و تحلیل واژه ها
1 - 1 - اهمیت و ضرورت مساله
قبل از ورود به بحث لازم است بررسی کنیم آیا طرح این مسأله در فقه ضرورت است و یا اینکه از اهمیت و ضرورت چندانی برخوردار نیست؟ باید گفت بهترین معیار برای سنجش شأن و منزلت وجودی و شناخت اهمیت و ضرورت مسائلی که گمان می رود در روند استنباط احکام شرعی از کتاب و سنت سهیم باشند، این است که بررسی کنیم ملاحظه و عدم ملاحظۀ آنها چه اختلافی در استنباط حکم شرعی به وجود می آورد؟ اختلاف به قدری بود که قابل چشمپوشی نبود و در برخی اوقات فقیه را در دو راهی ای قرار داد که باید بین حرمت و و جوب یکی را برگزیند، در این صورت بر فقیه لازم است در چنین مسائلی توقف کند و موضع خود را قبل از اینکه به دو راهی یاد شده برسد، مشخص سازد.
واقعیت این است که مسأله تأثیر زمان و مکان در اجتهاد نیز از چنین موقعیتی برخوردار است. در بعضی موارد استنباط حکم شرعی به گونهای است که ملاحظه و عدم ملاحظه زمان و مکان، اختلاف قابل توجهی در حکم شرعی به وجود می آورد، و حتی در برخی موارد به دو حکم مختلف حرمت و و جوب منتهی می شود. از باب نمونه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که حضرت فرمود:
«قضی رسول الله(ص) بین اهل المدینة فی مشارب النخل انه لا یمنع نفع الشیء و قصی بین اهل البادیة انه لا یمنع فضل ماء لیمنع فضل کلاء و قال لاضرر و لا ضرار».
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 160
نهی در این روایت، چنانچه ظاهر نهی اقتضا دارد، نهی تحریمی است، و روایت دلالت دارد بر اینکه آب و علوفه و گیاه مازاد بر مصرف را در اختیار دیگران نگذاشتن عملی حرام است. اگر فقیه به هنگام استنباط حکم شرعی شرایط زمان صدور روایت را در نظر گیرد، به این نکته میرسد که این حکم مختص به زمان صدور نص است. زیرا همان طور که شهید ذکر می کند، جامعۀ مدینه احتیاج فراوانی به رشد و توسعۀ محصولات کشاورری و دامداری داشت. از این رو دولت افراد را به در اختیار دیگران نهادن آب و گیاه و علوفه و مازاد بر مصرف ملزم کرد تا کشاورزی و دامداری گسترش یابد و محصولات آن فراوان گردد. ولی اگر شرایط خاص زمان صدور نص ملاحظه نگردد، طبق نص باید گفت حکم درهمۀ عصرها حرمت است. پس ملاحظه و عدم ملاحظۀ زمان و مکان به دو حکم مختلف، یعنی حرمت و اباحه، منتهی شد.
2 - 1 - تحلیل واژه ها
1 - 2 - 1 - زمان و مکان
قبل از ورود به بحث لازم است مقصود از واژههایی را که در عنوان بحث به کار رفته، روشن کنیم. روشن است هنگامی که صحبت از نقش زمان و مکان در اجتهاد به میان می آید، مراد خود زمان و مکان نیست؛ چون خود زمان و مکان هیچ تأثیری در حکم شرعی ندارد و تغییر آنها باعث تغییر حکم شرعی نمیشود؛ بلکه مراد اوضاع و احوالی است که در زمان یا مکان پدید آمده است و حکم و موضوع حکم شرعی را متعین می سازد و تغییر آن باعث تغییر حکم و موضوع حکم شرعی می گردد. بنابراین اگر زمان و مکان ذکر می گردد برای اشاره به اوضاع و احوالی است که در آن زمان و مکان قرار دارد و زمان و مکان بستر وجودی آنهاست.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 161
پس از اینکه روشن گردید که مراد از زمان و مکان، اوضاع و احوال واقع در زمان ومکان است شایسته است، بررسی گردد تغییر چه مؤلفههائی از اوضاع و احوال موجود در زمان و مکان باعث تغییر حکم شرعی می شود. در اینجا به برخی از این مؤلفه ها اشاره می کنیم:
الف - عرف
یکی از مولفههایی که تغییر آن باعث تغییر حکم شرعی می گردد، عرفیات جامعه (آنچه جامعه بدان خو گرفته) است. موضوع برخی از احکام شرعی عناوینی است که تعیین مصادیق آنها به دست عرف است. از این رو تغییر در عرفیات جامعه باعث تغییر حکم شرعی می شود. ممکن است امری نسبت به جامعه ای از عرفیات آن جامعه به حساب آید، ولی نسبت به جامعۀ دیگر چنین نباشد. یا حتی ممکن است امری نسبت به جامعه واحد در زمانی به عنوان امر متعارف به شمار آید که در زمان دیگر چنین نباشد. از باب مثال، شرط ضمنی (شرطی که در ضمن عقد است، هر چند به آن تصریح نشده) از شرایطی است که باید به آن عمل گردد. اما اینکه چه چیزی شرط ضمنی است، مربوط به نظر عرف است. روشن است که عرف همیشه یکسان و ثابت باقی نمی ماند. شهید صدر در کتاب ارزشمند الفتاوی الواضحه، پس از ذکر این نکته که لازم است رسالههای عملی پس از مدتی مورد تجدید نظر قرار گیرد، یکی از وجوهی را که در تبیین این نکته ذکر میکند، تغییر عرف است. وی می فرماید: «شرط ضمنی بر طبق تعبیر فقیهان لازم الاجرا و نافذ است، و آن هر شرطی است که عرف عام بر آن دلالت میکند؛ هر چند در عقد به آن تصریح نگردد. ولی نوع این شروط، چون عرف آن را مشخص می کند، مختلف است. گاهی امری در عصری شرط ضمنی عقد است که در عصر دیگر چنین نیست.» بنابراین می توان گفت عرفیات جامعه یکی از مؤلفههایی است که تغییر آن موجب تغییر حکم شرعی می شود.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 162
ب - سطح زندگی عمومی
مؤلفۀ دیگری که تغییر آن باعث تغییر اوضاع و احوال و در نتیجه موجب تغییر حکم شرعی می شود، سطح زندگی عمومی است. ممکن است سطح زندگی عمومی فرد یک جامعه در زمانهای متفاوت یا دو جامعه در زمان واحد تغییر کند. طبیعی است اگر موضوع حکمی از احکام شرعی سطح زندگی عمومی جامعه باشد با تغییر سطح زندگی عمومی، این حکم شرعی نیز دچار تغییر خواهد شد. شهید صدر در کتاب اقتصادنا پس از نقل برخی از روایات در باب مصرف زکات چنین نتیجه می گیرد: از این روایات استفاده میشود که فقیر کسی است که سطح زندگی او پایینتر از سطح زندگی عموم مردم باشد و این در زمانهای مختلف متفاوت است. ممکن است فردی در زمانی یا در جامعهای فقیر به حساب آید و در زمان یا جامعه دیگر فقیر شمرده نشود. تفاوت یادشده در تطبیق حکم وجوب پرداخت زکات به فقرا مؤثر است. افرادی که در گذشته سطح زندگی آنها در سطح زندگی سایر افراد جامعه بود، ممکن است بر اثر ترقی سطح زندگی عمومی و توقف سطح زندگی آنها فقیر شمرده شوند و از موارد مصرف زکات به حساب آیند. از این رو باید به آنها زکات پرداخت شود تا، به تعبیر روایات، به عموم مردم بپیوندند؛ این درحالی است که در گذشته حکم بر این دسته تطبیق نمی شد. بنابراین تفاوت سطح زندگی باعث تغییر تطبیق حکم شرعی وجوب زکات می گردد. از این رو یکی از مولفههایی که تغییر آن باعث تغییر اوضاع و احوال و در نتیجه تغییر تطبیق حکم شرعی می گردد، سطح زندگی عمومی خواهد بود.
ج - پیشرفت علم و تکنولوژی
بشر در آغاز، زندگی ساده ای داشت، ولی به تدریج با آشنایی با طبیعت و شناخت راز و رمز آن توانست نیازمندیهای خود را به روش آسانتری تأمین سازد و به کمک علم و صنعت توان بیشتری بر مهارسازی طبیعت و به خدمت گرفتن آن
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 163
در اختیار خود قرار دهد. همان گونه که پیشرفت علم و صنعت بر رابطۀ انسان با طبیعت و استفاده از آن تأثیر گذارده، بر روابط انسانها با یکدیگر نیز مؤثر بوده است. از این رو برای تنظیم آنها نیاز به ضوابط جدیدی است و این باعث میگردد تجدید نظری در برخی از احکام شرعیای گردد که روابط انسانها و روابط انسان با طبیعت را نظاممند میکند. برای نمونه شهید صدر در کتاب اقتصادنا با اشاره به مضمون روایاتی که دلالت دارد بر اینکه هر کس در زمینی به کار مشغول شد و آن را احیا کرد وی از دیگران به آن زمین سزاوارتر است، اظهار می دارد: این حکم در عصری صادر گردیده که توان انسان در به زیر کشت درآورد زمین محدود بود. کشاورز هر قدر تلاش می کرد نمی توانست بیش از اندازۀ معینی از زمین را آباد سازد، و از این رو مزاحمتی برای دیگران به وجود نمی آمد؛ ولی در عصر حاضر که کشاورز ابزار و آلات کشاورزی بسیار عظیمی را در دست گرفته، اگر حکم به همین بیان اجرا گردد، نظم و عدالت اجتماعی به مخاطره می افتد. از اینجا میتوان گفت حکم اباحه – که روایت بر آن دلالت دارد – اختصاص به عصر خاصی داشته و در بقیۀ عصرها بسته به صلاحدید ولیّ امر است.
بنابراین یکی از مؤلفههای اوضاع و احوال که تغییر آن باعث تغییر در حکم شرعی می گردد، سطح علم و تکنولوژی جامعه است.
د - مصالح و مفاسد
اموری که به سود و صلاح یک جامعه است همیشه یکسان نیست. ممکن است امری در دوره ای به سود و صلاح جامعه باشد و در دورۀ دیگر نباشد، یا ممکن است آن امر به مصلحت جامعه ای باشد و به سود و صلاح جامعۀ دیگری نباشد. از این رو کسانی که حفظ مصالح جامعه به دست آنها سپرده شده، در دو زمان یا در دو جامعه، حکم متفاوت برای حفظ مصالح و منافع عمومی جامعه
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 164
معین میکنند. روایتی که در بحث «اهمیت مسالۀ نقش زمان و مکان» بدان اشاره کردیم، این نکته را روشن می کند. چون جامعۀ مدینه نیاز شدیدی به رشد و توسعۀ کشاورزی و دامداری داشت، پیامبر اکرم به تحریم خودداری کردن از در اختیار دیگران نهادن آب و علوفۀ مازاد بر مصرف پرداخت. بنابراین مصلحت و مفسدۀ جامعه مؤلفۀ دیگری است که تغییر آن باعث تغییر حکم شرعی می شود
2 - 2 - 1 - اجتهاد
واژۀ اجتهاد در لغت به معنای «تلاش تا حد توان برای انجام کاری» است. شهید صدر در کتاب علم الاصول پس از ذکر معنای لغوی بالا به معنای اصطلاحی آن واژه می پردازد. وی میگوید این واژه اولین بار برای بیان قاعده ای که در بعضی از مدارس فقه اهل تسنن رایج بود، به کار می رفت، و آن قاعده عبارت بود از اینکه «وقتی فقیه بخواهد حکم شرعی را استنباط کند و نصی در کتاب و سنت، که بر آن حکم دلالت کند نیابد، به اجتهاد مراجعه می کند». اجتهاد نزد آنها به معنای فکر شخصی است. یعنی هنگامی که فقیه دستش از نص کوتاه شد، به فکر خود مراجعه می کند و از آن برای به دست آوردن حکم شرعی الهام می گیرد.
در عین حال که این معنی در مدارس بزرگ اهل تسنن - که مدرسۀ ابو حنیفه در رأس آنها قرار داشت – بسیار رایج بود، از سوی ائمۀ اطهار ـ علیهم السلام ـ مورد انتقاد شدید قرار گرفت و این عمل را شدیداً مورد مذمت قرار دادند. چون بر اساس این قاعده رأی شخصی فرد به عنوان مصدری از مصادر حکم شرعی در ردیف کتاب و سنت قرار می گرفت و اجتهاد نه به عنوان وسیله، بلکه به عنوان مرجعی برای به دست آوردن حکم شرعی، مورد استفاده قرار می گرفت. بنابراین روایاتی که در باب مذمت اجتهاد وارد شده، اجتهاد به این معنی را مذمت کرده است.
اجتهاد تا اویل قرن هفتم هجری دارای این معنی بود، ولی پس از آن تحولی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 165
به وجود آمد و به معنای دیگری استعمال گردید و مورد قبول فقهای شیعه قرار گرفت. قدیمترین اثری که این تحول در معنای اجتهاد را منعکس ساخته، کتاب معارج محقق حلی است. وی دربارۀ حقیقت اجتهاد می نویسد:
«حقیقت اجتهاد در عرف فقها تلاش برای استخراج حکم شرعی است؛ و به این اعتبار استخراج احکام شرعی از ادلۀ شرع اجتهاد می باشد. زیرا استخراج حکم شرعی مبتنی بر ملاحظات نظری است که غالباً از نصوص استفاده نمی گردد و در این فرقی نیست که دلیل، قیاس یا غیر قیاس باشد. بنابراین تقریر، قیاس یکی از اقسام اجتهاد می گردد. اگر اشکال گردد که بنابراین لازم می آید امامیه از اهل اجتهاد باشند، در جواب می گوییم: واقعیت همین است، ولی در این تعریف اشاره ای است از این جهت که قیاس از اقسام اجتهاد است. وقتی قیاس استثنا گردید، ما از اهل اجتهاد در تحصیل احکام شرعی از راههای نظری هستیم که قیاس از آنها نخواهد بود».
از کلام محقق برمیآید در آن زمان پذیرفتن اینکه امامیه از اهل اجتهاد باشد، هنوز بر اذهان دشوار بوده. این بر اثر بار منفیای بود که واژۀ اجتهاد به دنبال معنای اولیه داشته، ولی بین این دو معنی تفاوت فراوانی است. چون برخلاف معنای اوّل، که اجتهاد را مصدری در ردیف سایر مصادر حکم شرعی قرار می داد، معنای دوم، اجتهاد را وسیلهای برای به دست آوردن حکم شرعی می داند.
تحول دیگر در معنای جدید اجتهاد به وجود آمد. چون بنابر بیان محقق حلی اجتهاد در معنای جدید آن تلاش در استنباط حکم شرعی مبتنی بر ملاحظات نظری است که مستند به ظواهر نباشد. به این معنی که اگر استنباط حکم شرعی مستند به ظواهر نصوص بود، دیگر به آن اجتهاد نمی گویند. اما چرا؟ شهید صدر میفرماید: شاید به این خاطر است که در استنباط حکم شرعی از ظاهر نص تلاش فراوان یا توجه علمی نیست تا به آن اجتهاد گویند؛ ولی پس از آن معنای اجتهاد
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 166
توسعه یافت و استباط حکم شرعی از ظاهر نص نیز زیر پوشش قرار گرفت. چون اصولیان بحق دریافتند که استنباط حکم شرعی از ظاهر نص نیز در شناخت، تعریف و اثبات حجیت ظهور به تلاش علمی فراوان نیازمند است. از این فراتر، در تحول جدیدی که در این واژه پدید آمد، هر عملی که فقیه برای تعیین وظیفۀ انسان در برابر شریعت انجام دهد، داخل در معنای اجتهاد است. تعیین وظیفه ممکن است از راه اقامۀ دلیل بر حکم شرعی باشد یا مستقیماً از راه اقامۀ دلیل بر وظیفه عملی. از این رو واژۀ اجتهاد مرادف گردید با واژۀ استنباط.
بنابراین مراد از اجتهاد در عنوان بحث معنای دوم، آن هم در معنای وسیع آن، است.
1 - 2 - 2 - 1 - ضرورت اجتهاد
ممکن است این سؤال پیش آید که چه نیازی به اجتهاد است؟ آیا بهتر نیست هر فردی مستقیماً به کتاب و سنت مراجعه کند و حکم شرعی را بدون مراجعه به مجتهد به دست آورد؟ با آشنایی اندکی با مصادر احکام شرعی و مشکلاتی که دارد، پاسخ سؤال روشن می شود. چون با توجه به چگونگی مصادر احکام شرعی و مشکلاتی که مغرضان در این میان به وجود آورده اند و مسائل جدیدی که هر روز به وجود می آید، ضرورت اجتهاد ثابت می گردد. شهید صدر نکتههایی در باب ضرورت اجتهاد بیان کرده که به اختصار به آن اشاره می کنیم.
الف - عدم صراحت کتاب و سنت
مصدر اساسی احکام شرعی کتاب و سنت است. اگر کلیۀ احکام شرعی که در کتاب و سنت بیان گردیده، با عبارتهای صریح و واضح بود، استخراج حکم شرعی از کتاب و سنت برای بسیاری ممکن بود؛ ولی چنین نیست. احکام شرعی به صورت معین و صریح در اختیار نهاده نشده، بلکه به گونهای است که مطالعه و هماهنگ کردن آنها و استخراج نتایج نهایی از آنها به کوشش علمی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 167
نیازمند است. بنابراین یکی از عواملی که اجتهاد و کوشش فراوان را در به دست آوردن احکام شرعی می طلبد، عدم صراحت کتاب و سنت است.
ب - فاصله از عصر تشریع
عامل دیگری که باعث می گردد برای به دست آوردن احکام شرعی اجتهاد و تلاش فراوان به عمل آید، فاصلۀ زمانی از عصر تشریع است. هر چه فاصلۀ زمانی بین ما و عصر تشریع زیادتر شده، مشکلات اجتهاد و به دست آوردن احکام شرعی از کتاب و سنت افزایش یافته است. زیرا از یک سو برخی از احادیث ناپدید گشته و از سوی دیگر بوده اند دین فروشانی که برای گرمی بازار خود به جعل احادیث پرداخته و احادیث مجعولی را در میان احادیث صحیح وارد کردهاند. و از سوی سوم هنگام صدور روایات و آیات قرائن حالی و مقالی وجود داشته که مکمل حکم شرعی بوده است. امّا امروزه آن قرائن از میان رفته و مجتهد باید تلاش بسیار کند تا بتواند از میان آنها حکم شرعی را استخراج نماید.
ج - پیدایش مسائل جدید
عامل دیگری که ضرورت اجتهاد را نمایان می سازد، پیدایش مسائل جدیدی است که پاسخ صریحی از میان آموزههای کتاب و سنت نمی توان بر آن یافت. و این وظیفۀ مجتهد است که باید با به کارگیری قواعد کلی، که از میان موارد خاص کتاب و سنت به دست آمده، پاسخ صحیح را ارائه دهد. به دیگر سخن، آنچه از نصوص به دست ما رسیده، بر فرض اینکه مشکلاتی را که در عامل دوم به آن اشاره شد پشت سر بگذارد، پاسخگوی تمام مسائل نیست و مجتهد باید قواعد کلی را از آنها به دست آورد تا راهنمای وی در مسائلی باشد که نص صریح در مورد آنها وجود ندارد.
2 - 2 - 2 - 1 - خطر دخالت شخصیت مجتهد در استنباط
همانگونه که قبلاً اشاره شد، بحث نقش زمان و مکان در اجتهاد از مباحث
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 168
جدید نیست، بلکه در کتب فقهی گذشته هم کم و بیش مورد بحث قرار گرفته است؛ ولی در سالهای اخیر، بنا به عللی که قبلاً به آن اشاره شد، مورد توجه بیشتری واقع شده است. از این رو موضع گیریهای متفاوتی در برابر این مسأله وجود دارد و زیادهروی و کمرویهایی صورت گرفته است.
عدهای تحت تأثیر انتقاد بیگانه قرار گرفتهاند که دین اسلام یک دین جامد است و متحرک نیست و هر چند دین اسلام برای انسانهایی که معاصر پیامبر بودهاند مفید و گرهگشا بوده است، ولی امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی و پیچیدهتر شدن روابط اجتماعی، مفید نیست و باید چارهای دیگر اندیشید. این دسته برای پاسخگویی به این اشکال، دین اسلام را دین انعطافپذیر دانستند و چنان تلقی کردند که اصول ثابت دین هم در مقتضیات زمان قابل ذوب است و به جای اینکه مقتضیات زمان را در برابر این اصول قربانی سازند، اصول ثابت را قربانی مقتضیات زمان ساختند.
برخلاف این دسته، دستۀ دیگر بدون توجه به جوانب مسأله هرگونه نقشی را برای زمان و مکان انکار می کنند و با مطرح ساختن روایت مشهور «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة» طرفداران این نظریه را متهم میسازند که قصد تحلیل حرام و تحریم حلال دارند! آنچه باعث شده هر دو دسته از راه اعتدال خارج شوند، ورود در خطری است که باید هنگام اجتهاد از آن پرهیز کرد، و آن به تعبیر شهید صدر، خطر «ذاتی» و دخالت دادن شخصیت و روح مجتهد در کشف و استخراج نظام و احکام شرعی است. یعنی هر مجتهد در شرایط و محیطی که قرار گرفته، خود به خود افکاری در آن به وجود آمده که هنگام اجتهاد ناخود آگاه با آن احکام شرعی را درک میکند و در نتیجه امانت موضوعیت دلیل حکم شرعی به مخاطره می افتد. از این رو می توان گفت هر دو دسته با ذهن آزاد به سراغ نصوص شرعی نرفته، بلکه با ذهنیاتی به سراغ نصوص رفتهاند که
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 169
نتیجۀ آن افراط در گروه نخست و تفریط در گروه دوم است. لازم است اندکی توقف کنیم و دربارۀ این خطر بیشتر سخن بگوییم.
شهید صدر به سبب اهمیت مسأله، خطر مذکور را ریشهیابی کرده و چهار منبع برای آن ذکر میکند که در اینجا به اختصار نقل می کنیم.
الف - توجیه واقع
یکی از خطراتی که محقق را در تحقیق در احکام شرعی تهدید میکند، خطر توجیه رویدادهای خارجی است؛ بدین معنی که وی هنگامی که با پدیدههای محیط خود برخورد می کند، طوری مرعوب یا مجذوب آنها گردد که آگاهانه یا ناآگاهانه آنها را صحیح بپندارد و اگر با نصی از نصوص شرعی مخالف آنها برخورد کند، به جای اینکه رویدادهای خارجی را بر طبق نص تغییر دهد، نص شرعی را در برابر آنها تغییر دهد و هماهنگ سازد.
این خطر بیشتر گریبانگیر گروه نخست، یعنی افراط گرایان می شود. این گروه با این دید که اسلام در همۀ صحنههای زندگی بشر انعطافپذیر است و همگام با تغییر و تحول اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، احکام آن نیز تغییر می یابد، به توجیه نصوص شرعی در زمینۀ ربا، مسائل جزائی و کیفری و غیره روی آوردهاند.
ب - گنجاندن نص در چارچوب خاص
امر دیگری که موجب خطرذاتی می گردد، گنجاندن نص در چارچوب معین غیر اسلامی است که محقق در ذهن خود سامان داده و با این چارچوب از پیش سامان یافته به استقبال نصوص شرعی میرود و اکثر آن را با چارچوب فکری خود موافق نیافت، آن را کنار زده و به نصوص دیگری که با آن چارچوب موافق است و یا لااقل اصطکاک ندارد، روی می آورد. این عامل بیشتر گریبانگیر دستۀ دوم، یعنی تفریطگرایان، میشود. این گروه با در دست گرفتن حدیث معروف «حلال محمد
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 170
حلال الی یوم القیامة...» نصوص شرعی دیگر را محک می زنند. شهید صدر نمونهای را ذکر میکند که عدهای نصوصی را که به ولی امر اجازه می دهد که زمینی را که مالک در آن زراعت نمی کند از دست او خارج ساخته و در اختیار دیگری قرار دهد، از کار انداختهاند. همچنین از فقیهی نقل می کند که وی بر روایتی که دلالت میکند اگر صاحب زمین، زمین را کشت نکرد، ولیامر آن را بگیرد چنین تعلیقه زده است: «به نظر من بهتر است به این روایت عمل نکنیم؛ چون با اصول و ادلۀ عقلی ناسازگار است». شهید اضافه میکند مراد وی از ادلۀ عقلیه افکاری است که بر قداست ملکیت تاکید می ورزد، علیرغم اینکه باید قداست ملکیت و اندازۀ آن از شریعت گرفته شود. ولی قبل از اینکه به نصوص برسد و واقعیت را به دست آورد، این افکار را در ذهن خود می پروراند و هنگامی که به نصوص رسید آن را حاکم بر فهم نص شرعی میگرداند که این همان گنجاندن نص در چارچوب فکری غیر شرعی است.
ج - پیراستن دلیل شرعی از اوضاع و احوال و شرایط آن
پیرایش دلیل شرعی از اوضاع و احوال و شرایط آن، توسعۀ زمانی دلیل است بدون اینکه در واقع، امری که توسعه را موجه سازد وجود داشته باشد. این عمل ناصحیح بیشتر در نوعی خاص از ادله، یعنی «دلیل تقریر»، روی می دهد. تقریر، که یکی از مظاهر شریف است، طبق بیان شهید عبارت است از:
«سکوت نبی(ص) یا امام(ع) در باب عملی که در برابر آنها واقع می شود؛ البته سکوتی که کاشف از جایز بودن آن عمل است».
شهید برای توضیح اینکه چگونه پیرایش دلیل از اوضاع و احوال آن باعث خطر ذاتی می گردد، دو شکل برای آن تصویر میکند: شکل اول آن است که در برخی اوقات پژوهشکر در جریان اقتصادی خاصی بسر می برد و آن جریان را به اندازهای روشن عمیق و اصیل می بیند که عواملی که باعث آن گردیده و موقعیتی که در آن
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 171
واقع شده، فراموش می گردد و چنین می پندارد که این رفتار اصالت داشته و تا عصر تشریع امتداد دارد؛ غافل از اینکه مولود عوامل و شرایط جدید است و لااقل احتمال آن می رود.
نمونۀ آن تولید به گونۀ سرمایهداری در صنعت استخراج معادن است که امروز چنین رایج است که سرمایهدار با کارگران قرارداد بسته و آنها به استخراج معدن می پردازند و در قبال کار خود اجرت میگیرند و مواد استخراج شده از آن سرمایهدار می باشد. بسیاری این روند اقتصادی را طوری طبیعی تلقی می کنند که گویا چنان با سابقه است که به قدرت استکشاف معادن و استفاده از آنها می رسد و نتیجه می گیرند در عصر تشریع نیز چنین بوده و سکوت شریعت دلیلبر صحت آن است؛ حال آنکه آنان فقط شاهد شیوع و رواج آن در زمان خود بودهاند وگرنه آنان هیچ دلیلی ندارند بر اینکه در عصر تشریع نیز شایع بوده است یا نه.
مقصود این نیست که در عصر تشریع استخراج معادن به این شکل صورت نمی گرفته است، بلکه مقصود این است که به صرف اینکه این عمل در حال حاضر رایج است نمی توان به اصالت و عمق و امتداد آن تا عصر تشریع پیبرد. شکل دوم عکس شکل نخست است؛ یعنی هنگامی رخ می دهد که پژوهشگر رفتاری را در عصر تشریع حق بیابد و به دست آورد که معصوم با سکوت آن را جایز دانسته است، ولی بدون ملاحظۀ ویژگیها و عواملی که باعث حکم به جواز آن شده، حکم را به سایر زمانها تعمیم دهد و به جواز آن در هر عصری فتوا دهد؛ با اینکه روشن است اگر برخی از حالات و شرایط تغییر کند، استدلال به دلیل تقریر نامعتبر خواهد بود. از باب مثال اگر فردی برای جواز نوشیدن آبجو چنین استدلال کند: فلانی در زمان پیامبر(ص) هنگامی که بیمار شد آبجو نوشید و حضرت وی را منع نکرد، باید گفت دلیل تقریر در این مورد به تنهایی برای حکم به جواز آشامیدن آبجو بر هر
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 172
فردی، هر چند سالم باشد، تمام نیست. زیرا این احتمال هست که بعضی از بیماریها به طور استثنایی مجور آشامیدن آبجو شود. از این رو نباید جریانی را که در زمان پیامبر(ص) روی داده و مورد تقریر آن حضرت واقع شده، از خصوصیات و شرایطی که در آن واقع شده عاری سازیم؛ بلکه باید آن را با تمام خصوصیات و شرایطی که همراه آن است درنظر گیریم.
د - موضعگیری پیشین در برابر نص
عامل دیگری که پژوهشگر را به سمت خطر ذاتی میکشاند، موضعگیری پیشین در برابر نص است. مراد از موضعگیری پیشین این است که پژوهشگر در پژوهش خود به طوری ذهن و فکر خود را به مسألۀ خاصی معطوف کند که وقتی سراغ نصی از نصوص شرعی رفت، فقط آن قسمت نصوص در نظر وی می آید که مربوط به مسألۀ مورد پژوهش وی است. شهید برای توضیح مثالی ذکر میکند که دو نفر را در نظر بگیرید که یکی توجه ذهنی به اکتشاف احکام اجتماعی اسلام و آنچه مربوط به دولت است دارد، و دیگری به اکتشاف احکامی که مربوط به رفتار شخصی افراد است. این دو فرد در برخورد با یک نص برداشتهای مختلفی خواهند داشت و هر کدام نسبت به آنچه رویکرد ذهنی دارد، بهره برمی گیرد و جنبۀ دیگر در نظر وی بی جلوه است.
خطر موضعگیری پیشین فقط به مخفیسازی برخی احکام که نص، در خود دارد، منتهی نمی گردد، بلکه برخی اوقات به گمراه سازی در درک نص شرعی و در نتیجه به اشتباه در استنباط حکم شرعی از آن منتهی میگردد. و آن هنگامی است که پژوهشگر چنان تلقی کند که اگر چه نص نیز با موضع پیشین وی همراه است، ولی به تفسیر آنچه در نص هست موفق نمیشود، شهید صدر بهترین مثال در این زمینه را روایتی که قبلاً نقل کردیم می داند. این روایت دلالت میکرد که پیامبر اکرم(ص) مردم مدینه را از خودداری کردن در اختیار دیگران نهادن آب و
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 173
علوفه مازاد بر مصرف نهی فرمود. در این نهی دو احتمال وجود دارد: احتمال اول اینکه در صدد بیان حکم شرعی عام است که در هر زمان و مکانی ثابت است و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد؛ مانند نهی از شراب و قمار. احتمال دوم این است که روایت در مقام بیان حکم شرعی است که اجرای آن زمان محدودی دارد و پیامبر(ص) از آن رو که ولی امر مسلمین است و مصالح جامعه را در آن میدید بیان فرموده است. بنابراین حکم شرعی عام و ثابت نیست، بلکه مربوط به زمان و مکان خاصی است که تعیین اجرای آن به دست ولی امر مسلمین است. از اینرو می توان گفت آنچه روایت بر آن دلالت دارد قابلیت هر دو احتمال را دارد و این پژوهشگر است که باید با در نظر گرفتن قرائن داخلی و خارجی روایت یکی را بر دیگری برتری دهد. ولی فردی که عادت ذهنی و موضع پیشین خاصی در برابر نص دارد، از ابتدا بنا را براین میگذارد که در هر نصی حکم شرعی عام و ثابتی را بیابد و همواره به پیامبر اکرم(ص) از لابلای نصوص به عنوان فردی که مبلغ احکام عام و ثابت است نگاه می کند. در نتیجه سمت دیگر حضرت، یعنی ولایت امری را، مهمل میگذارد و نص یاد شده را به عنوان بیانگر حکم عام و ثابت تفسیر میکند. روشن است این حکم به وصف عموم و ثبوتش از نص به دست نیامده، بلکه نتیجه دیدگاه و ذهنیت خاصی به پیامبر است.
گفتار دوم نقش زمان و مکان در اجتهاد
1 - 2 - مراحل مختلف اجتهاد و نقش زمان و مکان
پس از اینکه روشن گردید مراد از اجتهاد، استنباط حکم شرعی است و این دو واژه مترادفند؛ از آن رو که استنباط حکم شرعی دارای مراحلی است، جای این
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 174
سؤال است که کسانی که مدعیند زمان و مکان نقشی مهم در استنباط حکم شرعی ایفا می کند، این نقش در کدامیک از این مراحل است؟ طرح این مسأله نه تنها ابهام و اجمال را از عنوان بحث می زداید، بلکه به تنقیح و تبیین محل نزاع نیز کمک میکند.
مراحلی را که فقیه باید پشت سر بگذارد تا به حکم شرعی دست یابد، در سه مراحله می توان قرار داد. این مراحل از این قرارند:
مرحلۀ نخست: تهیۀ عناصر مشترک
در این مرحله مجتهد در صدد تهیۀ قواعد کلی است که آنها در حقیقت کبرای قیاس استنباط حکم شرعی را تشکیل میدهد. یا به تعبیر شهید صدر در این مرحله فقیه در تلاش است تا به عناصر مشترک استنباط برسد تا هنگامی که عناصر خاص به آن ضمیمه گردید، حجت بر حکم شرعی را به دست آورد. علمی که به بررسی این مرحله میپردازد، علم اصول فقه نام دارد. از این رو شهید این علم را تعریف میکند به:
«دانش مربوط به عناصری که در استنباط حکم شرعی مشترک است».
مرحلۀ دوم: تطبیق عناصر مشترک
در این مرحله فقیه به جستجوی موارد و عناصر خاص می پردازد و این قواعد کلی را بر مصادیق آن تطبیق میکند. به دیگر سخن، صغرای قیاس شهید حجت بر حکم شرعی را تشکیل میدهد.
مرحلۀ سوم: تطبیق حکم شرعی
در این مرحله فقیه با در نظر گرفتن اوضاع و شرایط و مصالح عمومی جامعه به تطبیق قیاس بر موارد خاص و مصادیق آن می پردازد. به دیگر سخن، در این مرحله فقیه به تطبیق و پیاده سازی حجت شرعی به دست آمده بر موارد خاص آن می پردازد. و علمی که به دو مرحله اخیر می پردازد، علم فقه نام دارد.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 175
حال با توجه به مراحل سه گانۀ یاد شده، به این نمونه توجه کنید: دو قاعده از قواعد کلی و عناصر مشترک که در علم اصول مطرح است، حجیت خبر واحد و حجیت ظهور است که اختصاص به خبر واحد خاص یا ظهور خاصی ندارد. فقیه تلاش میکند در مرحلۀ نخست حجیت آن دو را اثبات کند. پس از اثبات حجیت خبر واحد و حجیت ظهور، وارد مرحلۀ دوم می شود و به روایت صحیحۀ محمدبن مسلم از امام صادق ـ علیه السلام ـ می رسد که حضرت می فرمایند: «ایّما قوم احیوا شیئاً من الارض و عمروها فهم احق بها و هی لهم». پس از بررسی سند و جهت آن، از آن رو که خبر واحد است، صغرای قاعدۀ کلی حجیت خبر می گردد، و از آن جهت که دارای ظهور است، صغرای قاعدۀ کلی حجیت ظهور میگردد. در نتیجه به عنوان حجتی از حجتهای شرعیه در نزد فقیه پذیرفته میشود. پس از این مرحله وارد مرحلۀ سوم می شود و به تطبیق آن بر مورد خاص زمان خود می پردازد. در این مرحله فقیه اوضاع و شرایط زمان صدور نص را با اوضاع و شرایط زمان خود مقایسه می کند و مشاهده می کند که در زمان صدور نص از آنجا که یک کشاورز ابزار و وسایل کشاورزی محدودی در اختیار داشت، هر قدر تلاش می کرد نمی توانست بیش از اندازۀ محدودی از زمین را به زیر کشت برد و در نتیجه هیچ مزاحمتی برای دیگران به وجود نمی آمد؛ ولی امروزه یک کشاورز به کمک ابزار و آلات بسیار عظیم کشاورزی میتواند صدها هکتار زمین را، اضافه بر مقدار مورد نیاز خود، به زیر کشت برد و این خطری خواهد بود که نظم و عدالت اجتماعی را تهدید میکند. از این رو فقیه نمیتواند به ظاهر نص بسنده کند و اوضاع و شرایط زمانی و مصالح جامعه را نادیده بگیرد و به جواز احیای زمین، به هر اندازه، فتوا دهد، بلکه آن را منوط به صلاحدید ولی امر و دولت اسلامی می داند.
با توجه به نمونه ای که ذکر شد، روشن می گردد کسانی که مدعیند زمان و
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 176
مکان در استنباط حکم شرعی مؤثر است، مقصود آنها از تأثیر زمان و مکان، تأثیر در مرحلۀ سوم از مراحل سه گانۀ یاد شدۀ استنباط حکم شرعی است. ولی در مرحلۀ نخست، زمان و مکان هیچ نقشی ندارد. زیرا قواعد کلی که فقیه در تلاش است تا آنها را به دست آورد، اختصاص به زمان یا مکان خاص ندارد؛ چنانچه مرحلۀ دوم نیز که تطبیق قواعد کلی بر مصادیق آن است، از شرایط و رویدادهای خارجی متأثر نیست، بلکه در مرحلۀ سوم است که فقیه باید مقتضیات زمان و مکان را در نظر داشته باشد و به استنباط حکم شرعی بپردازد. شهید صدر هنگام بحث از ضرورت تغییر رساله های عملی به این نکته اشاره می کند:
«علی رغم اینکه احکام شرعیه احکامی است ثابت، برخی اوقات به دنبال تغییر اوضاع و احوال از عصری به عصر دیگر، تطبیق آنها نیز تغییر میکند. پس لازم است همزمان با تغییر فراوانی که در بسیاری از اوضاع و احوال رخ می دهد، رسالههای عملیه آنها را در تشخیص حکم شرعی در نظر داشته باشد».
البته این نکته را باید اضافه کرد که نقش زمان و مکان در اجتهاد در نظر معتقدان به آن به تطبیق حکم شرعی بر مصداق آن خلاصه نمیگردد، بلکه علاوه بر این، زمان و مکان در وضع و تعیین حکم شرعی نیز مؤثر است.
نقطۀ چالش اقوال
قبل از ورود در بررسی اقوال و ادلۀ مساله بهتر است محل درگیری و چالش نظریات را روشن کنیم. هر چند از بحث گذشته تا اندازه ای محل نزاع روشن گردید، ولی شایسته است اندکی بیشتر در اطراف آن سخن بگوییم تا عقیدۀ کسانی که به این نظر معتقدند، روشن گردد.
در استنباط احکام شرعی اموری سهیم هستند: کتاب و سنت دو منبع گرانبهای استنباط حکم شرعی به شمار می آید. قواعد کلی اصول فقه، همان طور که
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 177
در گذشته روشن گردید، فقیه را در دلیل و حجت یابی بر احکام شرعی یاری می رساند و شیوۀ استنباط حکم شرعی، تطبیق قواعد کلی اصولی بر موارد و مصادیق آن و تطبیق نتیجۀ به دست آمده بر موارد آن را بر عهده دارد. حال باید بررسی کرد کدامیک از امور یاد شده از اوضاع و شرایط و رویدادهای خارجی متأثر می شود. زمان و مکان نه خود منبع استنباط حکم شرعی است و نه در منابع حکم شرعی تأثیر می گذارد؛ چون حتی کسانی که بر این رأی هستند که خطابات قرآنی، اختصاص به حاضرین مجلس خطاب دارد، در اینکه احکام شرعیِ کتاب و سنت مشترک بین حاضران و معدودین است اختلافی ندارند. از این رو کتاب و سنت دو منبع ثابت برای استنباط احکام شرعی است.
در بحث گذشته روشن گردید که قواعد کلی اصول نیز اختصاص به زمان خاصی ندارد تا با گذشت زمان دچار تغییر گردد. روش استنباط حکم شرعی رایج در عصر حاضر و در اعصار گذشته نیز همان روشی است که ائمۀ معصومین به اصحاب خود تعلیم می دادند؛ هر چند این شیوه به مرور زمان پیچیده تر شده است. بنابراین زمان و مکان در هیچیک از امور یاد شده اثر ندارد و در آن اختلافی بین صاحبنظران نیست. آنچه باقی می ماند، خود حکم شرعی است. در یک دسته از احکام نیز اختلافی نیست که آنها اختصاص به زمان یا دورۀ خاصی ندارند و تغییر نمی کنند؛ ولی بحث در این است که آیا موضوعات این احکام از تغییراتی که در زمان و مکان بوجود می آید، متأثر نمی گردد تا در نتیجه تطبیق احکام یاد شده بر آنها دچار تغییر گردد؟ و از سوی دیگر آیا احکامی در شریعت وجود ندارد که تعیین آن به دست ولی امر سپرده شود و وی با در نظر گرفتن اوضاع و شرایط و با توجه به مصالح عمومی جامعه آنها را معین سازد؟ بنابراین محل نزاع در دو نقطه است: یکی در تطبیق احکام ثابت و دیگر در احکامی که تعیین آن به ولی امر سپرده شده است.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 178
2 - 2 - احکام ثابت و احکام متغیر
مباحثی که تاکنون از نظر گذشت مباحثی بود که به تبیین و تصویر موضوع بحث کمک می کرد و در باب مبادی تصوری مساله بود. حال وقت آن فرا رسیده که وارد اصل مسأله گردیم. از این رو ابتدا نظر شهید صدر را مطرح می کنیم و آنگاه به ادله ای که وی اقامه ساخته است می پردازیم.
از کلمات شهید صدر به دست می آید که وی اجمالاً معتقد است زمان و مکان نقش مؤثری در احکام شرعی و نظام اقتصادی اسلام دارد. و نه تنها در تطبیق احکام شرعی زمان و مکان مورد توجه است، بلکه در تعیین و تشخیص احکامی که جعل و وضع آن به دست ولی امر سپرده شده، زمان و مکان نقش مهمی ایفا می کند. موضوع بحث را می توان به شکل دیگری مطرح ساخت و رأی و نظر شهید صدر را معین کرد. و آن بدین صورت است که آیا احکام شرعی از ثبات خاصی برخوردار است؛ بگونه ای که تغییر زمان و مکان هیچ تأثیری در ثبات آن نکند؟ و یا اینکه احکام شرعی برای زمان و مکانی معین در نظر گرفته شده که با تغییر آن دو، احکام نیز دچار تغییر می گردد؟ و یا اینکه بخشی از احکام ثابت و بخشی متغیرند؟ شهید صدر احتمال سوم را می پذیرد و برای اثبات آن دو مرحله را در پیش می گیرد: مرحلۀ نخست اقامۀ دلیل عقلی، صرف نظر از ادلۀ شرعی و نقلی است، و مرحلۀ دوم اقامۀ دلیل از راه نصوص شرعی و ادلۀ نقلی است. به تعبیر علمی، مرحلۀ نخست در مقام ثبوت است و مرحله دوم در مقام اثبات و وقوع.
مرحلۀ نخست
دلیلی که وی در مقام نخست، یعنی مقام ثبوت، اقامه می سازد، مرکب از سه مقدمه است که آنها از این قرارند:
یکم ـ مقدمۀ نخست را شهید در کتاب دروس فی علم الاصول در ضمن
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 179
تعریف حکم شرعی بیان کرده است. وی حکم شرعی را چنین تعریف میکند: «حکم شرعی قانونی است که برای تنظیم و تنسیق زندگی انسان از خداوند صادر گردیده است». بنابراین احکام شرعی برای نظاممند ساختن زندگی انسان صادر شده اند.
این مقدمه واضح است و نیازی به استدلال ندارد؛ چون با رجوع به احکام شرعی بویژه احکام اجتماعی، این واقعیت روشن خواهد شد.
دو - زندگی اجتماعی مولود نیازهای انسانی است. این مقدمه را شهید صدر به صورت زیر برهانی می کند:
«انسان به گونه ای آفریده شده که حبّ ذات و تلاش در جهت نیازمندیهای خود با ذات او آمیخته شده است. طبیعی است که در این راه خود را به در خدمت گرفتن دیگران شدیداً نیازمند می یابد؛ چون وی قادر نیست نیازهای خود را، مگر از راه همکاری با دیگر انسانها، بر آورده سازد. از این رو روابط اجتماعی بر اساس این نیازها پدید آمد و با رشد و با توسعۀ این نیازها، روابط احتماعی توسعه یافت. بنابراین زندگی اجتماعی انسان مولود نیازهای انسانی است».
سوم - هنگامی که نیازهای انسان را بررسی می کنیم، معلوم می شود که در این نیازها یک جهت ثابت و اساسی و جهات دیگر غیر اساسی و متغیر است که با تغییر و تجدد زمان بر طبق شرایط و احوال متفاوت، تغییر و تجدید می یابد. نیازهای ثابت، نیازهایی است که در ترکیب اعضا و جوارح، دستگاههای گوارش، تولید مثل و قوۀ ادراک و احساسی انسان و در ارتباط انسان با دیگر انسانها و خداوند متعال است. نیازهای متغیر، نیازهایی است که انسان در صحنۀ زندگی به تدریج با آنها روبرو می شود و هر قدر انسان تجارب و اطلاعات بیشتری در زندگی کسب نماید، نیازهای یاد شده رشد و توسعۀ بیشتری می یابد. بنابراین نیازهای اساسی ثابت و نیازهای غیر اساسی متجدد و دگرگون است.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 180
نتیجهای که شهید صدر از این مقدمات در بعد نظام اجتماعی می گیرد، از این قرار است:
«نظام اجتماعی، که شایسته انسانیت است، نباید برای اینکه همراه با رشد و توسعۀ زندگی اجتماعی باشد به طور کلی متغیر و متحول باشد، همان گونه که معقول نیست اصول و جزئیات نظام اجتماعی در قالبهای ثابت، قالبریزی گردد؛ بلکه لازم است در نظام اجتماعی یک جنبه اساسی ثابت باشد و جوانبی که در آن تحول و تغییر راه دارد. زیرا تا هنگامی که اساس نظام اجتماعی، یعنی نیازهای انسانی، دارای بخشهای ثابت و متغیر است، هر یک از این بخشها در نظام اجتماعی شایسته نیز منعکس می گردد». بنابراین احکام شرعی و نظام اجتماعی که برای پاسخگویی به نیازهای انسانی تنظیم گردیده، باید مانند نیازهای انسانی دارای بخشی ثابت و بخشهایی متغیر و متبدل باشد.
هر چند نتیجهای که شهید صدر از مقدمات یاد شده میگیرد اختصاص به احکامی دارد که مربوط به نظام اجتماعی اسلام است، اما استدلال در همۀ احکام شرعی جاری است؛ همان گونه که وی در کتاب الفتاوی الواضحه از این استدلال برای اثبات اینکه نظام عبادات پاسخگوی نیازهای ثابت انسانی است استفاده می کند.
مرحلۀ دوم
در مرحلۀ نخست ثابت شد که احکام و نظام اجتماعی باید مانند نیازهای انسان، بخشی ثابت و بخشی متغیر باشد. اکنون باید بررسی کنیم آیا واقعیت نیز به همین گونه است؛ یعنی احکام شرعی که پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) ابلاغ کرده اند، دارای دو بخش ثابت و متغیر است. اثبات این مطلب ضروری است؛ زیرا تا هنگامی که این دیدگاه از نظر نصوص شرعی تأیید نگردد، دلیلی که در مقام نخست اقامه گردید، ره به جایی نمی برد. از این رو شهید صدر پس از
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 181
پشت سر گذاشتن مقام نخست وارد مقام اثبات و واقع می کردد بررسی احکام و نظام اجتماعی اسلام نشان می دهد آنچه دلیل عقلی اقتضا می کرد، واقع شده است. از این رو شهید صدر اظهار می دارد: «تمام آنچه به تایید دلیل عقلی رساندیم، واقع شده است». یعنی احکام شرعی یکسره ثابت نیستند، همان گونه که یکسره متغیر نیستند، بلکه بخشی – که قسمت اساسی را تشکیل می دهد - احکام ثابتند و بخش دیگر متغیر و متحرک و در برابر تغییر و دگرگونی اوضاع و شرایط انعطاف پذیرند. احکام ثابت در واقع پاسخ به نیازهای ثابت انسان است. نیازهایی چون ضمانت معیشتی، حق استفاده از ثروتی که در برابر کار و تلاش به دست آمد، تأمین شرایط لازم برای بقای نسل، تضمین امنیت جانی و مالی و ارتباط و تعلق به موجود مطلق، از نیازهای ثابت انسانی است که احکامی چون احکام توزیع ثروت، ازدواج، طلاق، احکام حدود و قصاص و نظام عبادی بر اساس آن نیازها جعل گردیده است. در قبال این دسته از احکام، دستهای از احکام ثابت و دائمی نیستند، بلکه راه تغییر در آنها باز است و آن احکامی است که اسلام به ولی امر اجازه داده است تا بر طبق مصالح و در پرتو احکام ثابت آن را تعیین کند. و آنچه این احکام را برای ولی امر معین میسازد، شرایط و مقتضیات زمان و مکان و مصالح جامعه است.
بنابراین روشن گردید که احکام و نظام اجتماعی اسلام دارای دو بخش ثابت و متغیر است.
3 - 2 - نقش زمان و مکان در احکام متغیر
1 - 3 - 2 - قلمرو ترخیص
گفتیم که احکام و نظام اجتماعی اسلام دارای دو بخش ثابت و متغیر است. و روشن شد بخش احکام متغیر همان بخشی است که به ولی امر سپرده شده تا حکمی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 182
را بر اساس مصلحت جامعه با الهام از بخش ثابت شریعت معین سازد؛ حال مساله را با تفصیل بیشتری دنبال می کنیم.
شهید صدر بر این بخش از نظام اجتماعی، که احکام متغیر را تشکیل می دهد، نام «قلمرو ترخیص» نهاده است. یعنی قلمرویی که از حکم خالی است و به ولی امر رخصت داده شده تا با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان و با توجه به مصالح و منافع جامعه آن قلمرو را در پرتو قلمرو ثابت پرسازی کند. آنچه در حکمی که به وسیلۀ آن قلمرو ترخیص پر می گردد و عالم تعیین کننده است، شرایط و اوضاع جامعه است که در هر زمانی حکمی را ایجاب میکند. حتی ممکن است در دو زمان در یک جامعه و یا در دو جامعه در یک زمان دو حکم کاملاً متفاوت را اقتضا کند. از این رو زمان و مکان در این قلمرو نقش مهمی بر دوش دارد.
2 - 3 - 2 - قلمرو ترخیص نقص نیست
همان گونه که گفتیم شهید صدر بخش متغیر نظام اجتماعی اسلام را «قلمرو ترخیص» و یا قلمرویی که از حکم خالی است، نامگذاری کرد. تعبیر به خالی بودن از حکم این سؤال را بر میانگیزد که این چگونه با آن دسته از اخبار جمع می گردد که از ائمۀ اطهار ـ علیهم السلام ـ به این مضمون رسیده است که «هیچ واقعهای از حکم خالی نیست؟» ایا این خلاف نص قطعی سخن گفتن نیست؟ به دنبال این سوال، سوال دیگری مطرح می گردد که آیا خالی بودن قلمرویی از حکم برای شریعت اسلامی نقص به شمار نمی آید.
در جواب باید گفت مراد از خالی بودن، خالی بودن از هر حکمی نیست، بلکه مراد خالی بودن از حکم الزامی است. یعنی در این قلمرو از شارع مقدس حکم الزامی که در همه زمانها لازم الاجرا باشد، صادر نگردیده و آنچه صادر گردیده، فقط حکم اباحه است و اگر احیاناً حکمی به صورت حکم الزامی (حرمت یا
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 183
وجوب) بیان گردیده، حکم ثابت و دائمی نبوده، بلکه بنابر شرایط موجود در آن زمان مصلحت چنین حکمی را اقتضا داشته است. به دیگر سخن، تمام وقایع زندگی انسان، چنانچه نصوص یاد شده بر آن دلالت دارد، دارای حکمی از احکام پنجگانۀ وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحة است، ولی اموری که حکم آن اباحه است، حکم ثانوی نیز میتواند داشته باشد. و آن هنگامی است که مقتضیات زمان و مکان حکم الزامی دیگری را باعث گردد. از این رو میتوان گفت احکام الزامی که قلمرو ترخیص را پر می سازد، احکام ثانوی است. از این بیان پاسخ سؤال دوم نیز روشن می شود؛ زیرا همان گونه که بیان شد، هر حادثه و واقعهای از حکم اصلی برخوردار است، و بدین ترتیب هیچ واقعهای از حکم خالی نیست تا برای شریعت نقص به حساب آید. شهید صدر ضمن جواب از اشکال یاد شده نه تنها قلمرو ترخیص را عیب نمی داند، بلکه آن را کمال و وجه امتیاز شریعت می داند. وی می فرماید:
«قلمرو ترخیص بر عیب و نقصی در شکل و صورت شریعت یا بر اینکه برخی وقایع و حوادث از سوی شریعت مهمل گذارده شده، دلالت ندارد، بلکه فراگیری و توانایی شریعت بر همگامی با عصرهای مختلف را بیان می کند. زیرا شریعت، قلمرو ترخیص را به شکلی رها نساخته است که نقص و عیب یا مهمل تلقی شود، بلکه شریعت با دادن و صف و حکم اصلی شرعی به هر حادثه ای احکام قلمرو ترخیص را معین ساخته است. البته با بخشیدن این صلاحیت به ولی امر که وی میتواند بر طبق شرایط مختلف وصف و حکم شرعی ثانوی به آن بدهد. از باب نمونه، کشت زمین از نظر شرعی اولاً و بالذات عملی است مباح، امّا ولیّ امر این حق را دارد تا از آن بر طبق شرایط منع کند».
بنابراین وجود قلمرو ترخیص نه به معنای خالی بودن حوادث از هر حکمی است و نه می توان آن را بر شریعت نقص و عیب دانست، بلکه وجه کمال وامتیاز
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 184
شریعت است.
3 - 3 - 2 - پرسازی قلمرو ترخیص به دست پیامبر(ص)
هنگامی که از قلمرو ترخیص سخن گفته میشود، نسبت به نصوص شرعی است، و نه نسبت به نظام اجتماعی که پیامبر اکرم(ص) بر زمان خودتطبیق کرده است. به دیگر بیان، اگر سخن از قلمرو ترخیص در نظام اجتماعی اسلام به میان می آید، مراد از نظام اجتماعی نظامی، است که در لابلای نصوص بیان گردیده است، نه آنچه پیامبر اکرم(ص) بر زمان خود تطبیق کرده اند. چون نظامی که پیامبر اکرم(ص) در عصر خود پیاده ساخته اند، طبق شرایط زمان و مکان آن عصر، قلمرو ترخیص آن پرسازی شده است. از این رو احکامی که پیامبر اکرم(ص) در عصر خود تطبیق کردهاند، برخی مربوط به احکام ثانوی و قلمرو ترخیص است و بعضی احکام شرعی ثابتی است که خارج از قلمرو ترخیص است.
توضیح اینکه حضرت خاتم(ص)، مانند دیگر پیامبران، دارای دو منصب یا به تعبیر شهید صدر دارای دو وصف بودند: یکی وصف نبوت و دیگر وصف ولایت امری. حضرت از آن روی که نبی بودند، احکام شریعت را از طریق وحی دریافت و به امت خود ابلاغ می کردند. و از آن رو که ولی امر بود و زعامت و ولایت جامعه به آن حضرت سپرده شده بود، بر طبق مصالح و منافع عمومی برای حراست از نظام و عدالت اجتماعی احکامی را صادر فرمودند: از این رو احکامی که درمنصب نخست از آن حضرت صادر گردیده، احکام ثابتی است که اختصاص به زمان و مکان معینی ندارد و همۀ انسانها در همۀ عصرها در عمل به آنها شریک و سهیم هستند؛ ولی احکامی که در منصب دوم از آن حضرت گردیده، احکامی است که شرایط زمانی و مکانی آن عصر اقتضا کرده است و اختصاص به همان عصر دارد. شهید صدر ضمن بیان نکتهای که در بالا ذکر کردیم چنین
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 185
نتیجه می گیرد:
«نوع احکام و قوانینی که پیامبر با آن قلمرو ترخیص مکتب اقتصادی را پرساخته اند، طبیعت آنها احکام دائمی نیست. زیرا این احکام از پیامبر به وصف مبلغ احکام عام وثابت صادرنگردیده است، بلکه به این وصف صادر گردیده که آن حضرت حاکم و ولی امر مسلمین هستند. از این رو این احکام جزء ثابت مکتب اقتصادی به حساب نمی آید؛ ولی تا اندازۀ زیادی به عنوان چراغ راهنمایی بر عمل پرسازی قلمرو ترخیص تلقی می گردد و لازم است درهر عصری مطابق با شرایط اجرا گردد».
بنابراین روشن گردید هنگامی که از قلمرو ترخیص درنظام اجتماعی صحبت میگردد، مراد نظام اجتماعی است که در نصوص شرعی بیان گردیده است، نه آنچه پیامبر بر عصر خود تطبیق فرموده اند. همچنین روشن گردید که احکامی که پیامبر با آن قلمرو ترخیص را پرساخته اند، احکام دائمی و ثابت نیستند.
4 - 3 - 2 - حکمت وجودی قلمرو ترخیص
در بحث گذشته روشن گردید که احکامی که پیامبر با آن قلمرو ترخیص را پر ساخته اند، احکام ثابت و دائمی نیستند، بلکه احکامی است که اختصاص به عصر آن حضرت داشته است. حال ممکن است این سوال مطرح گردد که چرا پیامبر همه احکام را به طور دائم و ثابت برای همۀ عصرها بیان نکردهاند بلکه فقط بخشی از آن را به این صورت صادر فرمودهاند؟ و به دیگر سخن، راز و حکمت و انهادن بخشی از احکام و سپردن سرنوشت و تقدیر آنها به دست ولی امر چیست؟ شهید صدر در پاسخ به این سوال چنین اظهار میدارد: از آنجا که شریعت اسلامی اختصاص به دوره و عصر خاصی ندارد، بلکه همۀ عصرها را شامل میشود، از این رو مبادی قانونگذاری زندگی اقتصادی خود را به صورت امری موقت و نظام مقطعی بیان نمیکند تا پس از مدتی به نظام دیگری نیاز افتد؛ بلکه آن را در قالبی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 186
بیان می کند تا بتواند بر همۀ عصرها تطبیق شود. ولی از سوی دیگر تحوّلات اجتماعی و تغییرات ضوابط اقتصادی، نظام ساکن و ثابتی را نمی پذیرد. از این رو لازم است قالب و شکل نظری، ضمن اینکه نسبت به همۀ عصرها استیعاب و شمول داشته باشد، تحوّلات زمانهای گوناگون را از راه عنصر متحرک در خود منعکس سازد. در این حال است که عنصر متحرک به نظام اقتصادی قدرت و صلاحیت می بخشد تا بر همۀ عصرها تطبیق شود. راز و رمز قرار دادن قلمرو ترخیص در نظام اقتصادی و اجتماعی، توانمند ساختن آن در سیر تحوّلات و دگرگونیهایی است که در عصرهای مختلف روی می دهد.
5 - 3 - 2 - اهمیت قلمرو ترخیص
از مسأله ای که در بحث قبل مطرح ساختیم، اهمیت قلمرو ترخیص در نظام اجتماعی اسلام روشن می گردد. زیرا وجود عنصر متحرک در آن باعث شمول و استیعاب نظام نسبت به همۀ دوره ها و عصرها می گردد و این قوت و قدرت را به نظام می بخشد تا همگام با تحوّلات رو به رشد و توسعۀ زندگیِ انسانیِ حرکت کند و پاسخگوی مشکلات روز افزون بشر باشد و ظهور نیازها و مسائل جدید نظام اجتماعی را به نظامی کهنه و منسوخ تبدیل نسازد. از این رو شهید به اهمیت قلمرو ترخیص در بناسازی نظام اقتصادی اشاره می کند و در طلیعۀ بحث قلمرو ترخیص اظهار می دارد:
«چون ذکر قلمرو ترخیص در نظام اقتصادی پیش آمد، لازم است به این ترخیص در اکتشاف مکتب اقتصادی بسیار اهمیت دهیم؛ زیرا یک بخش از مکتب اقتصادی راتشکیل می دهد. مکتب اقتصادی اسلام دارای دو بخش است؛ یکی از سوی اسلام به صورت حتمی پر گردیده، که تغییر وتبدل نمی پذیرد و بخش دیگر قلمرو ترخیص در مکتب را تشکیل می دهد که اسلام کار مهم پرسازی آن را به دولت یا ولی امر واگذارده تا دولت یا ولی امر بر طبق خواستههای اهداف عمومی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 187
اقتصاد اسلامی ومقتضیات آن در هر زمانی، آن را پر می سازد».
و در جای دیگر می فرماید:
«هنگامی که قلمرو ترخیص و نقش مهم آن را مهمل گذاریم، معنای آن تجزیه و تفکیک قابلیتهای اقتصاد اسلامی و نظر دوختن به عناصر ساکن و ثابت آن است بدون نظر به عناصر متحرک».
بنابراین قلمرو ترخیص در نظام اجتماعی اسلام بویژه در نظام اقتصادی آن، اهمیت فراوانی دارد.
6 - 3 - 2 - نقش ولی امر در قلمرو ترخیص
از مباحث گذشته روشن گردید که قلمرو ترخیص در هر دوره ای بر طبق متقضیات زمان و مکان با حکمی که حافظ مصالح عمومی است پر می گردد. نیز روشن گردید که پیامبر اکرم(ص) این قلمرو را با احکامی که شرایط عصر آن حضرت اقتضا می کرد پر ساخته اند، ولی نه به عنوان احکام دائمی و ثابت که در همۀ عصرها اجرای آن ضروری باشد، بلکه به عنوان احکام موقتی که با گذشت و تغییر آن شرایط تغییر می کند.
اکنون باید بررسی کنیم چه کسانی بعد از آن حضرت در پرسازی این قلمرو مرجع هستند. در لابلای مباحث گذشته اشاره شد که این عمل به ولی امر سپرده شده که مصداق حقیقی و بارز آن، خود آن حضرت و بعد از آن ائمۀ اطهار ـ علیهم السلام ـ هستند. و در زمان غیبت نیز فقهایی هستند که شرایط آنها در ضمن احادیث بیان گردیده است. در اینکه ائمه اطهار چنین حقی را دارا هستند، جای شک و شبهه نیست، ولی در اینکه در زمان غیبت چنین مسئوولیتی به فقها سپرده شده، جای بحث است و اثبات آن نیاز به استدلال دارد. از این رو شهید صدر دو دلیل بر این مطلب اقامه می سازد که یکی عقلی و دیگری نقلی است.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 188
دلیل عقلی: این دلیل مرکب از سه مقدمه، بدین قرار است:
یکم - نظام اقتصادی اسلام بر پایۀ عدالت اجتماعی استوار است.
این مقدمه واضح است؛ چون آیات و روایاتی که انسانها را دعوت به عدالت می کند، فراوان است.
دوم - مقتضای عدالت اجتماعی با اختلاف شرایط اقتصادی مختلف می گردد. ممکن است عملی در دوره ای به سود و صلاح جامعه باشد، ولی در دوره دیگر چنین نباشد. از این رو نمیتوان جزئیات نظام اقتصادی را به صورت احکام ثابت بیان کرد. در مباحث گذشته به نمونه ای از آن اشاره کردیم که در عصر پیامبر از آن رو که ابزار و آلات کشاورزی کاربرد محدودی داشت و یک کشاورز نمیتوانست بیش از مقداری که نیازهای وی را برطرف می کند زمین را به زیر کشت برد، احیای زمین امری مباح بود و محدودیتی ذکر نشده بود، ولی در عصر حاضر، نظر به پیشرفت صنایع کشاورزی، اگر احیای زمین به همان شکل بر هر فردی مباح شد، نظم و عدالت اجتماعی فرو می ریزد. بنابراین مقتضای عدالت اجتماعی در هر زمانی با زمان دیگر متفاوت است.
سوم - تنها راه این است که حفاظت و حراست از عدالت اجتماعی و مصالح عمومی را به دست ولی امر سپرد. زیرا راه دیگری که متصور است، این است که این وظیفه بر دوش همۀ افراد جامعه گذاشته شود و همۀ افراد موظف باشند در راهی کام بردارند که نظام و عدالت اجتماعی برقرار شود. ولی این امر، هر چند لازم است، کافی نیست؛ زیرا اگر برقراری عدالت اجتماعی به افراد جامعه سپرده شود، نتیجۀ معکوس خواهد داشت ومنجر به اختلال نظام خواهد شد. بنابراین تنها راه این است که وظیفۀ یاد شده به ولی امر سپرده شود. پس نتیجه این خواهد بود که وجود ولی امر برای پرسازی قلمرو ترخیص در راستای حفظ عدالت اجتماعی بر طبق مقتضیات زمان و مکان ضروری خواهد بود.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 189
دلیل نقلی: نصی که شهید صدر به آن استدلال می کند، آیۀ شریفۀ «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم» است. وی در تقریب استدلال به این آیۀ کریمه می فرماید:
«این نص به وضوح بر وجوب فرمانبری از والیان امر دلالت دارد. و در اینکه والیان امر گروهی هستند که در جامعۀ اسلامی دارای سلطه و اقتدار شرعی هستند، بین مسلمین اختلافی نیست؛ هر چند در تعیین و مشخص ساختن شرایط و صفات آنان اختلاف است. پس این حق برای مقتدران بلند مرتبۀ اسلامی هست تا دیگران از آنان فرمانبری کنند و آنان برای حمایت از جامعه و برقرار ساختن توازن اسلامی در آن، در امور جامعه دخالت کنند».
ولی همانگونه که قبلاً ذکر شد احکام ثابت، اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد؛ از این رو با گذشت عصر نبوت، زمان اجراء آن سپری نمی گردد؛ ولی احکام متغیّر دسته دوم با گذشت عصر نبوت و تغییر شرائط، مدت اجرا آن سپری می شود. پس لازم است با تغییر اوضاع و شرائط بعد از غروب خورشید نبوت، احکام جدید مطابق با شرائط زمان صادر گردد. از این رو آیه شریفه مرجعی را برای صدور این گونه احکام بیان می کند، و به دنبال اطاعت از پیامبر، اطاعت از ولی امر را ذکر می کند.
7 - 3 - 2 دامنۀ ولایت ولی امر
در بحث گذشته ثابت گردید کار پر سازی قلمرو ترخیص به ولی امر سپرده شده است. حال باید حدّ و مرز این قلمرو را مشخص کنیم تا به دنبال آن حدّ و مرز دامنۀ صدور احکام الزامی از سوی ولی امر روشن گردد.
در یکی از مباحث گذشته روشن گردید که قلمرو ترخیص خالی از هر حکمی نیست، بلکه دارای حکم اصلی اباحه است و قابل پذیرش حکم الزامی ثانوی است. نتیجه ای که از این به دست می آید، این است که دامنۀ قلمرو ترخیص اموری
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 190
است که حکم اولیۀ آن اباحه است و اموری که حکم اولیۀ آن یکی از احکام چهارگانه، غیر از اباحه، است، از دامنۀ قلمرو ترخیص خارج است. در نتیجه محدودۀ اختیارات ولی امر نیز اموری است که احکام اولیۀ آنها اباحه است و اموری که احکام اولیۀ آن غیر از اباحه است، از این محدوده خارج است. از این رو شهید صدر پس از استدلال به آیۀ شریفه - که در بحث قبل ذکر شد - می افزاید:
«در پرتو این نص حدّ و مرز قلمرو ترخیص، که گنجایش اختیارات والیان امر را داراست، هر عملی را که اوّلاً و بالذات از نظر شرع مباح است، در برمی گیرد. پس هر فعالیت و عملی که نص شرعی بر حرمت یا وجوب یا... آن دلالت نکند، بر ولی امر جایز است تا صفت ثانوی به آن بدهد (از آن منع یا به آن امر کند.) پس وقتی امام از عملی که اوّلاً و بالذات مباح است، منع کند، آن عمل حرام می گردد و هنگامی که به آن امر کند، واجب می گردد. اما کارهایی که به طور عام حرام گردیده، مانند ربا، ولی امر حق ندارد به آن امر کند. همان گونه که عملی را که شریعت واجب کرده است، مانند نفقۀ زوجه بر زوج، امکان ندارد از آن منع سازد. زیرا پیروی از والیان امر در قلمرویی واجب است که با اطاعت از خدا و احکام عام آن معارض نباشد، پس انواع فعالیتهایی که در زندگی اقتصادی اوّلاً و بالذات مباح است، قلمرو ترخیص را تشکیل می دهد».
بنابراین ولی امر فقط می تواند اختیارات خود را در اموری به اجرا گذارد که حکم اولیۀ آنها اباحه است. اموری که حکم اولیۀ آنها وجوب یا حرمت و یا حتی کراهت یا استحباب است و یا بر اثر اضطرار مباح گردیده، از حدود اختیارات ولی امر خارج است.
8 - 3 - 2 - نمونه هایی از اجرای اختیارات ولی امر
همان طور که در مباحث گذشته روشن گردید، پیامبر اکرم(ص) علاوه بر
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 191
ابلاغ احکام ثابت، که به آن حضرت وحی شده بود، مطابق با زمان خود احکامی را در قلمرو ترخیص برای حفظ و حراست از نظم و عدالت اجتماعی صادر فرموده اند. پس از آن حضرت، ائمۀ اطهار(ع) نیز مطابق با زمان خود احکام الزامی را در قلمرو ترخیص بیان کرده اند؛ ولی چون زعامت امور جامعه از دست آنان ربوده شد، زمینۀ تحقّق اختیارات آنان فراهم نگشت. از این رو در میان احادیث آنها به احکامی در این زمینه کمتر برخورد می شود.
شهید صدر پس از استدلال به آیۀ شریفه چند نمونه از نصوص را ذکر می کند که در آن ولی امر اختیارات خود را اجرا کرده است. این نمونهها، به تعبیر شهید صدر، هم طبیعت و ماهیت قلمرو ترخیص را روشن می سازد و هم نقش مهم آن را در تنظیم زندگی اقتصادی. وی چهار نص را به عنوان نمونه ذکر می کند. ما این نصوص را با توضیح وی می آوریم، هر چند به برخی از این نصوص در مباحث گذشته اشاره رفته است.
«الف - در نصوص آمده است که پیامبر(ص) از منع دیگران از آب و علوفۀ مازاد بر مصرف، نهی ساخت. از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت فرمود:«قضی رسول الله بین اهل المدینة فی مشارب النخل انه لا یمنع فضل ماء وکلاء».
این نهی، چنانچه لفظ نهی عرفاً اقتضا دارد، نهی تحریمی است. وقتی این نهی را با رأی جمهور فقها جمع کنیم که قائلند منع دیگران از آب و علوفه ای که انسان مالک است و مازاد بر مصرف است، مانند خودداری از پرداخت نفقۀ زوجه و نوشیدن شراب، از محرّمات اصلی نیست، این امکان را به ما می دهد که چنین نتیجه بگیریم: این نهی از پیامبر به وصف ولی امری صادر گردیده است. از این رو این منع اجرای اختیارات پیامبر است در پرسازی «قلمرو ترخیص » بر طبق مقتضیات زمانی و مکانی. زیرا جامعۀ مدینه نیاز شدیدی به رشد ثروت محصولات کشاورزی و دامداری داشت و دولت برای تقویت ثروتهای
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 192
محصولات کشاورزی و دامداری افراد جامعه را ملزم کرد تا آب و علوفۀ مازاد بر مصرف را در اختیار دیگران بگذارند
مشاهده می کنیم که در اختیار دیگران نهادن آب و گیاه مازاد بر مصرف، عملی است که اولاً و بالذات مباح، ولی دولت برای تحقق بخشیدن امری که سود و صلاح جامعه در آن است، آن را واجب اعلام کرده.
ب - از پیامبر(ص) وارد شده که حضرت از خرید و فروش میوه قبل از رسیدن آن نهی فرمود:«انه سئل عن الرجل یشتمری الثمرة المسماة من ارض، فتهلک ثمرة تلک الارض کلها؟ فقال «قد اختصموا فی ذلک الی رسول الله(ص)، فکانوا یذکرون ذلک فلما لاهم لایدعون الخصومة، نهاهم عن ذلک البیع حتی تبلغ الثمرة، و لم یحرّمه، و لکنه فعل ذلک من اجل خصومتهم».و در حدیث دیگری آمده است: ان رسول الله احل ذلک فاختلفوا، فقال: لاتباع الثمرة حتی یبدو صلاحها.»
پس خرید و فروش میوه قبل از فرا رسیدن وقت چیدن آن، عملی است اولاً و بالذات مباح و شریعت اسلامی آن را به طور عام مباح کرده، ولی پیامبر(ص) برای جلوگیری از مفاسد و کشمکشهایی که به وجود می آید، به وصف ولی امر خود، از آن نهی فرموده است.
ج - ترمذی از رافع بن خدیج نقل کرده که وی گفته است: «نهانا رسول الله(ص) عن امر کان لنا نافعاً، اذا کانت لاحدنا ارض ان یعطیها ببعض خراجها او بدراهم، و قال: اذا کانت لاحدکم ارض فلیمنحها اخاه او لیزرعها».
ما هنگامی که بین داستان این نهی و اتفاق فقها بر عدم حرمت اجارۀ زمین به طور عام جمع کنیم، و به آن نصوص فراوانی را که از صحابه رسید و دلالت دارد بر جواز اجازۀ زمین.. اضافه نماییم، تفسیر معینی بر نصی که در خبر رافع بن خدیج است، به دست می آید و آن اینکه نهی از پیامبر به عنوان اینکه آن
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 193
حضرت ولی امر است صادر گردیده و حکم شرعی عام نیست.
بنابراین اجاره زمین از آن رو که اولاً و بالذات عملی مباح است، برای پیامبر(ص) به اعتبار اینکه ولی امر است، این امکان هست که آن را برطبق مقتضیات خاصی تحریم کند.
د - در دوران ولایت امام(ع) دستورهای اکیدی به مالک اشتر مطابق با مقتضیات عدالت برای محدود ساختن قیمتها آمده است. امام به والی خود دربارۀ تجار گفتگو می کند و آنها را به والی خود سفارش می کند، سپس دنبال آن می فرماید: «و اعلم مع ذلک ان فی کثیر منهم ضیقاً فاحشاً و شحاً قبیحاً و احتکاراً للمنافع و تحکما فی البیاعات و ذلک باب مضرة للعامة و عیب علی الولاَة فامنع فی الاحتکار، فان رسول الله(ص) منع منه، ولیکن البیع بیعاً سمحا بموازین عدل و اسعار لاتجحف بالفریقین فی البایع و المبتاع».
از نظر فقهی مباح است که فروشنده، کالای خود را به هر قیمتی که دوست داشت بفروشد و شریعت از فروش کالا به قیمت گزاف منع و نهی عامی ندارد. پس دستور امام به قیمتگذاری و جلوگیری و نهی تجار از فروش به قیمت زیاد، از آن رو که ولی امر است، صادر گردیده است. پس فرمان امام اجرای اختیارات آن حضرت است در پرسازی قلمرو ترخیص برای وفق دادن احکام با مقتضیات عدالت اجتماعی که زیر بنای احکام اسلامی است».
4 - 2 - نقش زمان و مکان در احکام ثابت
1 - 4 - 2 - نیازهای ثابت
از مباحث گذشته روشن گردید که زمان و مکان به عنوان دو عامل تعیین کننده، نقش مهمی در احکامی که قلمرو ترخیص را تشکیل می دهد، ایفا می کند. در واقع تعیین و تشخیص احکام متغیّر و متحرک نظام اجتماعی اسلام وابسته به دو عنصر
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 194
مهم زمان و مکان است. اکنون باید به نقش این دو عنصر در بخش مهم دیگر شریعت، یعنی احکام ثابت، بپردازیم. قبل از اینکه وارد این بحث گردیم، لازم است به اشکالی مهم پاسخ گوییم. چون در یکی از مباحث گذشته معلوم گشت که تقسیم احکام شرعی به احکام ثابت و احکام متغیّر بر پایۀ تقسیم نیازهای انسانی است به ثابت و متغیّر. و روشن گشت که نظام عبادات از مهمترین احکام ثابت است. حال اشکال این است که آیا اصلاً نیاز ثابت در زندگی انسان وجود دارد تا احکام شرعی ثابت را بر اساس آن تفسیر کنیم. باید توجه داشت که این نیاز باید لااقل از زمان ظهور شریعت خاتم(ص) تا به امروز و از امروز تا روزی که شریعت خاتم برقرار است ادامه یابد. ممکن است در آغاز چنین به ذهن آید که نیاز ثابت پذیرفته نیست؛ زیرا با مقایسۀ بین عصر ظهور شریعت خاتم و عصر حاضر، شاهد تحوّلات عظیمی در نیازهای انسانی خواهیم بود که پاسخگویی به آنها نیز دگرگون شده است. با وجود این چگونه می توان از نیازها یا نیاز ثابت سخن به میان آورد و آن را اساس حکم ثابت قرار داد؟ شهید صدر در کتاب الفتاوی الواضحه با ذکر این نکته که عبادات به بخش ثابت نیازها پاسخ می دهد، این سؤال را چنین مطرح می سازد:
«اگر احکام عبادی، مانند نماز، وضو، غسل و روزه در مرحله ای از زندگی انسان نخستین مفید بود، به سبب این بود که عبادات در تهذیب اخلاق و التزام عملی به نظافت بدن و به عدم زیادهروی در غذا و آشامیدنی مؤثر بود. ولی طبیعت زندگی شهر نشینی و روش زندگی اجتماعی این اهداف را برای انسان جدید امروز تأمین می کند. پس این عبادات نیاز ضروری شمرده نمی شود.
شهید به این سؤال، پاسخ می دهد. این پاسخ در ضمن دو مقدمه بیان گردید که از قرار زیر است:
یکم - انسان در زندگی خود با موجودات دیگر دو نوع ارتباط دارد: یکی
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 195
ارتباط با طبیعت و دیگر ارتباط با پروردگار خود و با انسانهای دیگر. ارتباط انسان با طبیعت در شیوه های تولید آن، از قبیل استخراج معادن، کشت و زرع زمین، صید حیوانات و غیر آن است. و ارتباط انسان با خدا ودیگر انسانها در حقوق، امتیازات و واجبات است. تعلّق انسان به طبیعت با گذشت زمان بر اثر کسب تجربه ومهارت بیشتر و رشد و توسعۀ قدرت مهار سازی طبیعت، دچار تغییر می شود. یعنی میزان ارتباط انسان با طبیعت به میزان تجربه و قدرت تسخیرسازی انسان نسبت به طبیعت بستگی دارد. هر چه تجربه و قدرت مهارسازی انسان افزایش یابد، صحنههای جدیدی از ارتباطات به وجود می آید؛ ولی ارتباط انسان با خدا یا با دیگر انسانها با گذشت زمان، تحوّل و تبدلی در آن به وجود نمی آید. از این رو هر جامعه ای که به ثروتی تسلط یابد، با مشکل توزیع و تعیین حقوق افراد و جامعه روبرو می گردد و هر فردی در ارتباط با خدا احساس می کند وظایفی را بر دوش دارد که در این فرقی نیست تولید ثروت با ابزار و آلات ماشینی باشد، چنانچه در عصر کنونی رایج است، یا با آلات و ابزار دستی باشد، چنانچه در گذشته رایج بوده است.
دو - نظام عبادات و احکام ثابت شریعت از نوع ارتباط انسان با طبیعت نیست تا بر اثر تحوّلات و دگرگونیهایی که از راه رشد و توسعۀ تجربه نسبت به طبیعت حاصل می شود، تغییر کنند، بلکه از نوع ارتباط انسان با خدا و با انسانهای دیگر است. از این رو نیازهایی را مشاهده می کنیم که همیشه بشر با این نیازها مواجه بوده است. شهید صدر ضمن بیان این نکته، نکته های دیگری می افزاید:
«عبادات از نوع ارتباط انسان با طبیعت نیست تا با عوامل و اسباب دگرگونی در طبیعت متأثر گردد، بلکه فقط ارتباط انسان با پروردگار است. و این ارتباط دارای نقش روحی و روانی درتوجیه و تبیین ارتباط انسان با برادر انسانی خود
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 196
است. و علی رغم سیر تاریخ می یابیم که انسان در هر دو جهت، یعنی ارتباط انسان با پروردگار خود و ارتباط او با دیگر انسانها، در نیازهایی بسر می برد که انسان عصر روشنایی با روغن چراغ و انسان عصر الکتریسته به طور مساوی با آن روبرو هستند. نظام عبادات در اسلام درمان ثابتی است بر نیازهای ثابتی از این نوع و چاره ای است بر مشکلاتی که مقطعی نیست، بلکه انسان در ساختار فردی و اجتماعی و تمدنی خود به طور مستمر با آن مواجه است. این درمان، که از آن به عبادات تعبیر می شود، حتی امروز، در اهدافش زنده است و شرط اساسی است در چیرهشدن بر مشکلات انسانی و در رستگاری در تلاش متمدنانۀ وی».
وی در بیان نیازهای ثابتی که اساس احکام ثابت غیر عبادی است، اظهار می دارد:
«هر جامعه ای که در ارتباط خود با طبیعت به ثروتی دست یافت، با مشکل توزیع آن و تعیین حقوق افراد و جامعه از آن روبروست؛ خواه تولید در آن جامعه به کمک موتورهای دیزلی و برقی باشد یا به کمک آسیابهای دستی».
بنابراین نیازهایی در بُعد عبادی زندگی انسان و در بُعد اقتصادی وجود دارد که همۀ انسانها در آنها شریک هستند. نیازهای اقتصادی، تا حدودی، در پرتو عبارتی که اکنون از شهید صدر نقل کردیم روشن شد، اما نیازهای ثابت که در بُعد عبادی زندگی انسان است و احکام عبادی بر اساس آنها پایه گذاری شده چیست؟ وی سه نیاز را به عنوان نیازهای ثابتی که نظام عبادات پاسخگوی آنهاست، برمی شمارد. این نیازها از این قرار ند:
- نیاز به ارتباط با موجود مطلق
یکی از نیازهای ثابتی که همواره بشر با آن روبرو بوده، نیاز به ارتباط با موجود مطلقی است که هیچگونه محدودیتی نداشته باشد. آنچه پاسخکوی این نیاز
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 197
است، نظام عبادات و اعمال عبادی است. شهید صدر برای اثبات این مطلب دلیلی اقامه می سازد که مرکب از مقدمات زیر است:
الف - هر چند مشکلاتی که انسان با آنها روبروست، متعدد و متنوع است، ولی ریشۀ همه آنها یک مشکل دوقطبی است: یک قطب آن را این دیدگاه در باب موجودات تشکیل می دهد که انسان و اشیا، موجودات مهمل و رو به زوالی هستند که در حرکت خود سر به بالین موجود مطلقی ندارند. قطب دیگر آن، این عمل نابه حق است که از حقایق نسبی موجود مطلق تراشیده می شود. از قطب نخست در تعبیرات دینی به کفر و الحاد و از قطب دوم به شرک و بت پرستی تعبیر می شود. ولی هر دو در یک نقطه برخوردارند، و آن وانهادن حرکت انسان از خلاقیت و نوآوری است.
ب - ایمان و اعتقاد به مبدأ هستی، هر دو مشکل را حل می سازد. زیرا از آنجا که ادیان به خدا، انسان را در مسند خلیفه اللهی می نشاند، و خلافت مسؤولیتآور است، انسان را مسؤول معرفی می کند و در نتیجه وی را از مشکل رو به زوال بی ربط و انتساب نجات می بخشد. و چون به انسان مطلقی را معرفی می کند که پنداری و ساختۀ ذهن نیست، بلکه واقعیت دارد، وی را از مشکل زیادهروی در دلبستگی و مطلق تراشی از حقایق نسبی نجات می دهد.
ج - با وجود آنچه گفته شد، ایمان به تنهایی کافی نیست، چون ادیان، مانند غریزه ای، تحقق ارتباط با مطلق را تضمین نمی کند. زیرا تحقق ارتباط، در حقیقت، مربوط است به راه اشباع این غریزه و شیوۀ استفاده از آن. پس مصلحت نهایی در اشباع سازی این غریزه است؛ به طوری که با دیگر غرایز منسجم باشد. لذا ضروری است همراه درک و آگاهی و ایمان به خدا، راه و شیوه ای که آن را عمیق سازد. و عبادات، راه و شیوه ای است که عمیق سازی این درک و آگاهی را بر عهده دارد. چون عبادات به عمل نشاندن غریزۀ ایمان است و با آنها، غریزه
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 198
رشد یافته در زندگی انسان رسوخ می کند.
نتیجه اینکه نیاز ارتباط با موجود مطلق از نیازهای ثابت انسانی است و عبادات پاسخگوی آن است.
ـ نیاز به قصد انجام عمل برای دیگران و گذر از خود
نیاز به قصد انجام عمل برای دیگران و گذر از خود، از دیگر نیازهایی است که اعمال عبادی پاسخگوی آنهاست. شهید صدر برای اثبات این مطلب استدلالی می آورد که از مقدمات زیر ترکیب شد ه است:
درهر مرحله ای از مراحل تمدن انسانی و در هر دوره ای از دوران زندگی، انسان با منافع و مصالح فراوانی برخورد می کند که این مصالح و منافع را می توان به دو دسته تقسیم کرد: یک دسته مصالحی است که تحقق آن به سود شخص عامل است، و دستۀ دیگر مصالحی است که تحقق آن به سود غیر عامل یا به سود جامعه ای است که عامل عضو آن جامعه است.
برای تحقق بخشیدن مصالح دستۀ نخست، انگیزۀ شخصی کافی است؛ ولی برای تحقق مصالح دستۀ دوم، انگیزه شخصی کفایت نمی کند؛ چون اختصاص به عامل ندارد. از این رو انسان برای اینکه اعمالی را به قصد سود رساندن به دیگران یا جامعه انجام دهد و در انگیزه های خود از قید تعلق به خود بگذرد، به تربیت نیازمند است.
عبادات برای تحقق این اهداف بسیار مؤثر است؛ چون انسان عبادت را برای غیر خود، یعنی برای خدا، انجام می دهد. و اگر قصدی غیر از این داشت، مانند اینکه عبادت را انجام دهد تا دیگران او را مدح کنند، نه تنها عبادت صحیح نیست، بلکه حرام است.
نتیجه اینکه عبادات پاسخی است به نیاز ثابت انسانی و تمرین عملی است برای تحقق این نیّت که از خودمحوری رها یابد و اعمالی را نیز برای دیگران
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 199
انجام دهد.
- نیاز به احساس مسؤولیت درونی
نیاز به احساس مسؤولیت درونی نیز از نیازهای ثابتی است که عبادات پاسخ به آن را بر عهده دارد. استدلال شهید بر این مطلب بدین شکل است:
انسان از نظام خاصی در زندگی خود و از شیوۀ معینی در توزیع حقوق و تکالیف پیروی می کند و هر قدر ضمانت اجرایی برای التزام افراد به نظام بیشتر باشد، آن نظام از استقرار و دستیابی به اهداف بیشتری بهره مند است.
برخی از ضمانتهای اجرایی، خارجی هستند؛ مانند کیفرهایی که جامعه برای تنبیه متخلفین قرار داده است. بعضی هم ذاتی و درونی هستند، که آن مسؤولیتی است که فرد در برابر تعهدهای اجتماعی و وظایف و حقوقی که جامعه بر دوش او گذارده، احساس می کند.
هر چند ضمانتهای خارجی لازم است، ولی کافی نیست. زیرا هر قدر ضمانتهای اجرایی بیرونی دقیق و وسیع باشد، باز تمام حرکات انسان را زیر پوشش قرار نمی دهد. از این رو در کنار ضمانتهای اجرایی بیرونی و خارجی، ضمانت اجرایی ذاتی و درونی لازم است که همیشه و همه جا همراه انسان باشد.
تحقق و عملی ساختن احساس مسؤولیت درونی، به ایمان و اعتقاد به این عقیده که انسان تحت مراقبتی است که هیچ ذره ای نه در آسمان و نه در زمین از آن پوشیده نیست، نیازمند است.
اعتقاد به مراقبتی که هیچ ذره ای از او پوشیده نیست، نتیجۀ ایمان به حق مطلق دانای قادری است که علم او هر چیزی را پوشانده است. و تمرین عملی که از آن، این احساس مسؤولیت، به وجود می آید، عبادت است. زیرا عبادت واجب غیبی است: غیبی به این معنی که ثبت و ضبط آن از خارج غیر ممکن است. چون پایه و
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 200
اساس عمل عبادی، بر قصد قربت و انجام عمل فقط برای خدا استوار است و این امر درونی است که فقط عامل بدان آگاه است.
بنابراین برای تحقق احساس مسؤولیت درونی که موردنیاز همۀ انسانها در سرتا سر تاریخ است، نظام عبادات امر ضروری است.
نتیجه ای که از این بحث به دست می آید، این خواهد بود که انسان علاوه بر نیازهای متغیّر و متحرکی که در زندگی خود با آنها روبروست، با نیازهای دیگری روبروست که ثابت و دائمی است و اختصاص به دوره ای خاص از تاریخ انسان ندارد، بلکه انسانها در جمیع عصرها با آن مواجه بوده و هستند. برخی از این نیازها در زندگی اقتصادی است و بعضی در زندگی عبادی. و احکام شرعی و نظام اقتصادی و عبادی بر اساس این نیازها پایه ریزی شده است.
2 - 4 - 2 - زمان و مکان و احکام ثابت
در بحث گذشته به این نتیجه رسیدیم که در زندگی انسانی علاوه بر نیازهای متغیّر، نیازهای ثابتی است که هر چند آشنایی انسان با طبیعت و راز و رمز آن بیشتر گردد و تحوّلات چشمگیری در قدرت مهارسازی و بهرهوری از آن به وجود آید، باز در این نیازها تحوّلی رخ نمی دهد. این نیازها اساس احکامثابت شریعت اسلامی را تشکیل می دهد و این احکام برای پاسخ به نیازهای یادشده وضع گردیده است. حال سؤال این است که آیا این احکام از اوضاع و شرایط زمانی و مکانی متأثر نمی گردد؟ در پاسخ باید گفت هر چند این احکام ثابت هستند، ولی غیر متأثر از زمان و مکان نیستند. البته نباید انتظار داشت که تأثیرپذیری احکام ثابت به شکل تأثیرپذیری احکام متغیّر باشد. زیرا روشن گردید که در قلمرو ترخیص، یعنی قلمرو احکام متغیّر، هیچ حکم الزامی اصلی وجود ندارد؛ تنها حکم اصلی و اولی که در آن هست، حکم اباحه است و این حکم بدیل پذیر است. یعنی ولی امر می تواند بنا به موقعیت زمان و مکانی خاص، که در
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 201
آن واقع است، حکم الزامی خاصی را که مصلحت جامعه را تأمین می کند، معین کند. و این بدین معنی است که اگر در دوره خاصی ولی امر تشخیص دهد که مصلحت جامعه در تعیین حکم وجوب به عنوان حکم ثانوی عملی است - که در اصل حکم آن اباحه است - و در دورۀ دیگری تشخیص دهد که مصلحت آن جامعه در این است که همان عمل را به عنوان عمل حرام معرفی کند، دست وی در این جهت باز است و می تواند عمل کند. و این همان نکته ای است که باعث می گردد این احکام وصف «متغیّر» را به خود اختصاص دهد. ولی در احکام ثابت، زمان و مکان چنین نقشی ندارد. یعنی ولی امر حق ندارد حکم کند به حرمت آنچه در شریعت حکم اصلی آن وجوب است یا به وجوب آنچه در شریعت حکم اصلی آن حرمت است. شهید صدر در ضمن عبارتی که در گذشته نیز از وی نقل کردیم، این نکته را چنین بیان می کند:
«کارهایی که به طور عام حرام گردیده، مانند ربا، ولی امر حق ندارد به آن امر کند؛ همانگونه که عملی را که شریعت واجب کرده است، مانند نفقۀ زوجه بر زوج، امکان ندارد از آن منع سازد. زیرا پیروی از و الیان امر در قلمرویی واجب است که با اطاعت از خدا و احکام عام آن معارض نباشد».
بنابراین زمان و مکان، از نظر شهید صدر، به شکل دیگری در این احکام تأثیر دارد. یعنی هر چند زمان و مکان درتعیین نوع آنها دخالت ندارد، ولی در تطبیق آنها بر موضوعاتشان مؤثر است. واجبات و محرمات، و جوب و حرمتشان دائمی است و گردش ایام در تبدیل آنها هیچ نقشی ندارد و باعث نمی گردد وجوب واجب به حرمت یا به حکم دیگری تبدیل شود و یا حرمت حرام به وجوب یا حکم دیگری تغییر یابد؛ ولی شرایط در اینکه این مصداق واجب است یا آن عمل مصداق حرام است، مؤثر است. به دیگر سخن، احکام ثابت ازجهت نظری ثابتند، ولی در هنگام تطبیق ممکن است تغییر کنند. شهیدصدر در آغاز کتاب الفتاوی الواضحه
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 202
پس از ذکر این نکته که باید رساله های عملی در هر دوره ای مورد تجدید نظر قرار گیرند، در وجه آن می فرماید:
«علی رغم اینکه احکام شرعیه ثابتند، گاهی تطبیق آنها به دنبال شرایط زمان و مکان، از عصری به عصر دیگر، اختلاف می یابند. پس رسالۀ عملیه ای که با دگرگونی بسیاری که در این شرایط رخ می دهد، معاصر است، در تشخیص حکم شرعی باید این دگرگونیها را در نظر گیرد».
ممکن است این سؤال به ذهن آید که، همان گونه که در گذشته ذکر شد، احکام ثابت برای پاسخگویی به نیازهای ثابت است، و اگر نیاز ثابت است و پاسخ به این نیاز هم ثابت است، دیگر جایی برای صحبت از تغییر باقی نمی ماند؟ ولی در پاسخ باید گفت هر چند احکام ثابت است و نیازهایی که این احکام به آنها پاسخ می دهد نیز ثابت است، اما شیوۀ پاسخگویی متغیّر است. ممکن است شیوه و راه پاسخگویی از عصری به عصر دیگر تغییر کند. شهید در کتاب اقتصادنا به این نکته چنین اشاره می کند:
«بخش ثابت نظام اقتصادی به قواعد شرعی، که در صورت قانونی ثابتند، مجهز شده است؛ جز اینکه این قواعد در تطبیق با اوضاع و احوال شکل می یابد و بدین صورت اسلوب صحیح برای اشباع سازی نیازهایی که علی رغم ثبات آنها، اسلوب اشباع آنها متنوع است، مشخص می گردد؛ شبیه قاعدۀ نفی ضرر در اسلام و نفی حرج در دین».
قاعده نفی ضرر و نفی حرج، از جهت نظری و شکل قانونی ثابت است، اما در هنگام تطبیق آن بر موارد خاص صورتهای متنوعی می پذیرد. پس همان گونه که تنوعاتی که در هنگام اجرا در این قاعده به وجود می آید، آسیبی به ثبات آن نمی رساند، احکام و قواعد شرعی ثابت نیز شکلهای متنوعی که در وقت تطبیق و اجرا به خود می گیرند، زیانی به ثبات آنها نمی رساند.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 203
3 - 4 - 2 - نمونه هایی از تأثیر زمان و مکان در احکام ثابت
برای توضیح و تبیین بیشتر نظر شهید صدر به ذکر نمونه هایی که در لابلای سخنان خود به آنها اشاره کرده می پردازیم. این نمونه ها از این قرارند:
الف - به دنبال عبارتی که در بحث گذشته از شهید صدر در کتاب الفتاوی الواضحه نقل کردیم، وی نمونه ای را بیان می کند:
«شرط ضمنی بر طبق تعبیر فقها لازم الاجرا و نافذ است. و آن هر شرطی است که عرف عام بر آن دلالت می کند؛ هر چند در عقد مورد تصریح واقع نشود؛ ولی نوع این شروط، چون عرف آن را مشخص می کند، مختلف است. گاهی امری در عصری شرط ضمنی عقد است که در عصر دیگر چنین نیست».
واضح است که لزوم پایبندی به شرطهایی که در ضمن عقد مورد تعهد واقع شده، هر چند به آن تصریح نشده باشد، حکمی ثابت و دائمی است؛ ولی اینکه چه چیزی شرط ضمنی است و چه امری شرط ضمنی نیست باید به عرف رجوع کرد. چون در این گونه امور، عرف مرجع است و عرفیات جامعه همیشه یکسان و ثابت نیست. ممکن است چیزی در دورۀ خاصی شرط ضمنی باشد و در دورۀ دیگر شرط ضمنی نباشد. از این رو تطبیق حکم دائمی یاد شده به دنبال اختلاف و تغییر عرف در شرایط مختلف، اختلاف می یابد. بنابراین حکم دائمی است و در هر شرایطی باید به شرط ضمن عقد پایبند بود، ولی مصادیق آن مختلف است.
ب - اسیرانی که در جنگی که با شرایط خاص و به اذن ولی امر معصوم انجام گرفته، اسیر گشته اند، امام بین سه تصمیم آزاد است : عفو آنها، آزادسازی آنها در برابر پرداخت فدیه، به بندگی گرفتن آنها. شهید صدر پس از ذکر این حکم اظهار می دارد: ولی امر با در نظر گرفتن شرایط و مصالح جامعه، هر کدام را که اصلح بود انتخاب می کند. از باب مثال اگر دشمن اسیران سپاه اسلام را به عنوان
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 204
برده گرفت، ولی امر برای مقابله به مثل راه سوم را در پیش می گیرد، که در این صورت نص یاد شده بر اصلح حالات تطبیق شده است.و ممکن است در شرایط دیگر اصلح حالات، یکی از بدیلهای دیگر باشد. غرض اینکه حکم ثابت و دائمی است، ولی تطبیق آن مختلف و متغیّر است.
ج – فقرا در شریعت از مصرف کنندگان زکات به حساب می آیند و حکم وجوب پرداخت زکات به آنها یک حکم ثابت و دائمی است که گذشت ایام بر آن تأثیری ندارد؛ ولی همین حکم در هنگام تطبیق از شرایط متأثر می گردد. زیرا اسلام مفهوم ثابتی از مفهوم فقر به دست نمی دهد. شهید پس از جمع آوری نصوص در این باب، چنین نتیجه می گیرد: مفهوم فقیر، طبق آنچه از نصوص در این باب استفاده می شود، یک مفهوم ثابت و مطلق نیست، بلکه مفهومی است نسبی که در هر عصری با عصر دیگر مختلف است. چون از این نصوص استفاده می شود فقیر کسی است که زندگی او در سطح زندگی نوع مردم نباشد. این مفهوم حتی شامل فردی می شود که در نیازمندیهای ضروری غنی است، ولی در نیازمندیهای رفاهی و غیر ضروری نیازمند است. چون زندگی وی در سطح زندگی نوع متوسط مردم نیست. از این رو اگر در جامعه ای سطح زندگی عمومی چنین است که هر فرد منزل مستقلی در اختیار داشته باشد، فردی که منزل مستقل در اختیار ندارد، فقیر به حساب می آید. در عین حال که ممکن است وی در جامعه دیگر یا در همان جامعه در زمان دیگر فقیر شمرده نشود. و وجوب پرداخت زکات شامل حال وی نباشد. از این رو حکم یاد شده حکم دائمی است، ولی در مقام تطبیق دچار تغییر می گردد.
بنابراین از نمونه هایی که در بالا ذکر شد و موارد بسیار دیگر چنین استنباط می شود که احکام خارج از دایرۀ قلمرو ترخیص با وجود اینکه از نوعی ثبات و دوامی برخوردار هستند، تطبیق آنها به اوضاع و احوال خارجی بستگی دارد. و این
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 205
اختصاص به احکام غیر عبادی ندارد، بلکه شامل عبادات نیز می گردد. چنانچه نمونۀ سوم از نمونههایی که ذکر کردیم از احکام عبادی است.
4 - 4 - 2 - تغییر احکام ثابت در تغییر موضوع آنهاست
از نمونه هایی که در بحث گذشته برای تأثیر زمان و مکان در احکام ثابت ذکر نمودیم، یک نکته نتیجه گرفته می شود.آن نکته این است که تأثیر زمان و مکان در احکام ثابت در حقیقت تأثیر در موضوع آنهاست. یعنی اگر حکم دچار تغییر می شود، به خاطر تغییر موضوع آن حکم است. برخلاف احکام متغیّر که ثابت شد تغییر در ناحیۀ خود حکم است. از این رو حکم وجوب پرداخت زکات به فقیر یک حکم ثابت و دائمی است، ولی اختلاف سطح زندگی جامعه در دوران متفاوت باعث تغییر مفهوم موضوع حکم، یعنی فقیر، می گردید. از این رو شهید صدر می فرماید:
«اگر مفهومی انعطاف پذیر به متعلق حکم شرعی دادیم، مانند واژۀ فقر که زکات به آن مربوط است، کار غریب و نامأنوسی انجام نداده ایم. و این به معنای تغییر حکم شرعی نیست، بلکه آن حکم ثابتی برای مفهوم خاص است، و تغییر و تحوّل به دنبال تغییر شرایط در مصداق این مفهوم است».
وی برای توضیح بیشتر به مفهوم واژۀ «طب» و حکم وجوب کفائی آموزش آن اشاره می کند، که هر چند از عصر تشریع دورتر می شویم، دامنۀ معلوماتی که یک طبیب حاذق باید بداند، گسترده می شود؛ به طوری که امروزه برای اینکه یک پزشک ماهر بتواند به طبابت بپردازد، لازم است معلوماتی را فراگیرد که یک دهم و حتی یک صدم آن برای یک پزشک دوران پیامبر(ص) لازم نبود. از این رو همان طوری که طبیب امروز غیر از طبیب عصر نبوت است، فقیر امروز نیز غیر از فقیر عصر نبوت است؛ ولی حکم در هر دو حال یکی است.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 206
نتیجه
از مباحثی که گذشت، این نتایج به دست می آید:
1 - نیازهایی که انسان در زندگی با آن روبروست، برخی ثابت و دائمی هستند. با تحوّلات و تغییراتی که رخ می دهند، تغییر نمی یابند و بعضی متغیّر و مقطعی هستند.
2 - احکام شرعی و نظام اجتماعی و اقتصادی اسلام نیز که پاسخگوی نیازهای انسانی است، برخی ثابت و بعضی متغیّر است. بخش متغیّر نظام اجتماعی و اقتصادی، «قلمرو ترخیص» نام دارد.
3 - نظام عبادات فقط به نیازهای ثابت پاسخگو است.
4 - قلمرو ترخیص از حکم الزامی اصلی خالی است، و حکم اولیۀ آن اباحه است.
5 - کار پرسازی قلمرو ترخیص به ولی امر و دولت اسلامی سپرده شده است.
6 - زمان و مکان نقش مهمی در پرسازی قلمرو و ترخیص ایفا می کنند.
7 - ولی امر با توجه به مقتضیات زمان و مکان و با در نظر گرفتن مصالح و منافع عمومی، به پرسازی قلمرو و ترخیص می پردازد.
8 - دامنۀ قلمرو ترخیص مباحات شرعیه است. در نتیجه دامنۀ اجرای اختیارات ولی امر نیز امور مباح است.
9 - زمان و مکان هر چند در خود احکام شرعی ثابت بی تأثیر است، ولی در تطبیق آنها بر مصادیقشان دارای تأثیر است.
10 - برخلاف احکام متغیّر، که تغییر زمان و مکان باعث تغییر خود حکم می گردد، در احکام ثابت در واقع تغییر در ناحیۀ موضوعات آنهاست.
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 207
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 208
کتابنامه
مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی (س) «نقش زمان و مکان در اجتهاد» - 6فقیهان و زمان و مکان (2) مجموعه مقالاتصفحه 209