بی یاد تو مباد

‏‏بی یاد تو مباد‏

‏‏ ‏

‏‏2 ـ تقدیم به روح مطهر حضرت امام(ره)‏

‏‏در خون اگر تمام زمین غوطه ور شود‏

‏‏بی یاد تو مباد شب ما سحر شود‏

‏‏از تو چقدر فاصله داریم و باز هم‏

‏‏می ترسم اینکه فاصله ها بیشتر شود‏

‏‏نمرود و چوب و سنگ خدا می شوند و نیست‏

‏‏دستی که ناخدائی شان را تبر شود‏

‏‏رفتی و بر صحیفۀ دلها نشسته است‏

‏‏داغی که هرچه می گذرد تازه‏‏ ‏‏تر شود‏

‏‏این داغ اگر به سینۀ تاریخ حک شود‏

‏‏تقویم های روی زمین شعله ور شود‏

‏‏کوتاه کرده ام غزلم را اگر ببخش‏

‏‏ترسیده ام که چشم عزیز تو تر شود‏

‏‏درد است آنچه می چکد از حلق من نه شعر‏

‏‏این بود خواستم سخنم مختصر شود‏

‏‏ ‏

‏‏راضیه رجائی‏

 

حضورج. 31صفحه 216