مقالات

جهان بینی عرفان حماسی امام

‏‏جهان بینی عرفان ‏‏حماسی امام‏

‏‏حضرت امام همواره مدافع عرفان ناب و‏‎ ‎‏مروّج دیدگاه مثبت از عرفان بودند و با‏‎ ‎‏عرفان منفی مخالفت می کردند.واضح است‏

‏‎ ‎‏که این خصیصه به عرفان ایشان چهره حماسی خاصی می بخشد. بر این‏
‏
‎

کتابیک ساغر از هزار: سیری در عرفان امام خمینی (س)صفحه 61
‎‏اساس می توان روح حاکم بر جهان بینی حماسی ـ عرفانی حضرت امام را‏‎ ‎‏بدین شکل تصویر کرد:‏

‏‏     ‏‏الف) تفکیک حوزه عرفان ناب از غیر آن. ‏‏عرفان در طول تاریخ، آلوده به‏‎ ‎‏انحرافات و صوفی زدگی شده بود و عارفان دلسوخته، از صوفیان بی صفا‏‎ ‎‏باز شناخته نمی شدند. امام پس از اینکه به این نوع انحراف توجه‏‎ ‎‏می دهند، بیزاری خویش را از آن بیان می دارند:‏

‏‏ ‏

‏‏این جاهلان که دعوی ارشاد می کنند‏‏      ‏‏درخرقه شان به غیر منم تحفه ای میاب‏‎[1]‎

‏ ‏

‏‏    ‏‏از برکات وجود حضرت امام این بود که ضمن زدودن هر گونه انحراف‏‎ ‎‏از عرفان، به عرفان ناب توجه کرده، به مخالفان عرفان سخت تاخته اند.‏‎ ‎‏ایشان می فرمایند:‏

‏‏     ‏‏«انکار مقامات عارفین و صالحین را نکنی و معاندت با آنان را از وظایف‏‎ ‎‏دینی نشمری ... چون ما جاهلان از آنها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم‏‎ ‎‏... من نمی خواهم تطهیر مدعیان را بکنم که «ای بسا خرقه که مستوجب‏‎ ‎‏آتش باشد» می خواهم اصل معنی و معنویت را انکار نکنی».‏‎[2]‎

‏‏    ‏‏ب) جمع سیاست و معنویت. ‏‏امام در عرفان حماسی خود سیاست و‏‎ ‎‏معنویت را با یکدیگر مطرح می کنند؛ یعنی اگر حماسه سرا، حماسه‏‎ ‎‏می سراید تا جامعه را تقویت کند، امام با معنویت، حماسه می آفرینند و‏‎ ‎‏رابطه تنگاتنگ میان این دو را بیان می کنند. تبلور این جامعیت و به هم‏‎ ‎‏پیوستگی را در خود ایشان آشکارا دیدیم. در مقام تربیت و ارشاد‏‎ ‎‏فرزندان و شاگردان و مریدان خویش، هم به نماز شب که بهترین راه برای‏
‏
‎

کتابیک ساغر از هزار: سیری در عرفان امام خمینی (س)صفحه 62
‎‏رسیدن به کعبه مقصود است، توصیه می کردند و هم به کوشش و مبارزه‏‎ ‎‏در جبهه های حق برضد باطل توجه می دادند. امامِ قهرمان پرور ثابت کرد‏‎ ‎‏که جمع میان زهد و وارستگی و خدمت و مسئولیت اجتماعی ممکن‏‎ ‎‏است، و خود هم به نحو اکمل اینچنین بودند.‏

‏‏     ‏‏ج) ارشاد عام. ‏‏امام، در حوزه عرفان، چه در جمع خانواده و چه در‏‎ ‎‏حلقه های درس و همچنین در سطح وسیع اجتماع ـ مستقیم و‏‎ ‎‏غیرمستقیم طالبان حقیقت را ارشاد و راهنمایی می فرمودند.‏

‏‏     ‏‏د) شجاعت در همه زمینه ها.‏‏ شجاعت در افشای راز که در بسیاری از‏‎ ‎‏آثار عرفا، حقایق عرفانی کتمان می شود و اگر هم برای افراد خاصی‏‎ ‎‏مطرح کنند در قالب راز و رمز است؛ ولی امام می فرمایند:‏

‏‏ ‏

‏‏خواستم راز دلم پیش خودم باشد و بس‏‏       ‏‏در میخانه گشودند و چنین غوغا شد‏‎[3]‎

‏ ‏

‏‏    ‏‏امام نه تنها به افشای برخی از مسائل عرفانی می پردازند، بلکه آنها را‏‎ ‎‏بسیار صریح و قاطع هم بیان می کنند، البته به تناسب قابلیت و‏‎ ‎‏استعدادهایی که خود در پرورش آنها نیز نقش بسزایی داشته اند.‏

‏‏     کیفیت بیان و القای مسائل عرفانی و اشارات ناب آن حضرت، از یک‏‎ ‎‏نوع رسایی و فصاحت و بلاغتی برخوردار است که حاکی از شیوۀ انبیا و‏‎ ‎‏اولیای الهی در برخورد با مردم است که ‏‏کَلّم الناسَ عَلی قَدْرِ عُقُولهم.‏

‏‏     ‏‏همین شجاعت و شهامت در تمام اندیشه های ایشان جلوه گر است.‏‎ ‎‏برای مثال در ارائه فتواهای جدید و در تبیین مسائل سیاسی، یکه تازی را‏‎ ‎‏می مانند که در میدان نبرد می خروشد و می تازد و خوف و هراسی به خود‏
‏
‎

کتابیک ساغر از هزار: سیری در عرفان امام خمینی (س)صفحه 63
‎‏راه نمی دهد؛ لذا در پیام خود می فرمایند:‏

‏‏     ‏‏امروز، خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث‏‎ ‎‏سخت و برابر همه توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است و همچون همۀ‏‎ ‎‏عاشقانِ شهادت برای درک شهادت روزشماری می کند.‏‎[4]‎

‏‏    ‏‏ه) اصل مهم ولایت در عرفان حماسی امام. ‏‏عرفا در بیان مبادی و مسائل‏‎ ‎‏عرفان، همواره به اصل ولایت توجه داشته اند؛ اما امام حوزۀ این ولایت را‏‎ ‎‏از ساحت عرفان به ساحت احکام و فقه گسترش بخشیده، برای تعالی‏‎ ‎‏جامعه به صورت ولایت فقیه مطرح می کنند. فقیه در نظر ایشان تنها‏‎ ‎‏«احکام دان» نیست، بلکه فقیهی که امام ولایتش را بر جامعه مطرح‏‎ ‎‏می کند، یک متصرف در امور جامعه از راه احکام شرعیه است و خود نیز‏‎ ‎‏نمونه اتمّ چنین فقیه متصرفی بودند. این، حماسه ای است که جریان‏‎ ‎‏ولایت را وسعت و قدرتی تازه می بخشد.‏

‏‎

کتابیک ساغر از هزار: سیری در عرفان امام خمینی (س)صفحه 64
‎

  • )) دیوان امام؛ ص 48.
  • )) ره عشق؛ ص 35ـ36.
  • )) دیوان امام؛ ص 89.
  • )) صحیفه امام؛ ج 21، ص 87.