پول های کثیف

پول های کثیف

‏صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در نامه ای به وزرای دادگستری و کشور از هشدار آن دو وزیر درباره نقش پول های کثیف در انتخابات قدردانی کرده است. ‏

‏متن ‏‏این نامه به این شرح است: ‏

‏بسمه تعالی‏

‏حضرات آقایان جنابان حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی و عبدالرضا رحمانی فضلی‏

‏وزرای محترم دادگستری و کشور ایدکم الله تعالی‏

‏با سلام و تحیات، از اینکه برای نخستین بار به موضوع نقش "پول های کثیف" در امر انتخابات پرداخته اید به شما آقایان تبریک عرض می نمایم. جسارت آقایان ولو در حد طرح موضوع هم ‏


حضورج. 92صفحه 250
‏قابل ستایش است و ایضا اینکه این بلیه مهم را به دشمنان نظام و استکبار جهانی نسبت نداده اید کارتان بیشتر قابل تقدیر می شود. ‏

‏برخی از مسئولین که بیشتر ترجیح می دهند صدای خوش الحان تعریف و تمجید را بشنوند و کمتر تمایل دارند تا واقعیت های تلخ تر نظام را استماع نمایند، آنچه گفته اید را بالطبع خوش نیامده. برخی دیگر سکوت کرده اند کانّه شما به موضوع نقش پول در انتخابات کشور حبشه اشاره داشته اید و البته شماری هم روی به انکار آوردند. ‏

‏اما صرف نظر از واکنش مسئولین، از این واقعیت تلخ گریزی نیست که حتی یک نگاه سطحی به جریان انتخابات در ایران، مبین آن است که نقش پول و هزینه کردن در انتخابات در ایران منظما از ابتداء انقلاب تا به امروز رو به افزایش خیره کننده بوده.‏

‏چه تعدادی از نمایندگان مجلس اول در سال ‏‏۱۳۵۸‏‏ بواسطه آنکه هزینه زیادی در انتخابات کرده بودند موفق می شوند به مجلس راه یابند و چه تعدادی از نمایندگان مجلس فعلی بواسطه هزینه های هنگفتی که در انتخابات اسفند ‏‏۹۰‏‏ کردند توانسته اند به مجلس راه یابند؟ هزینه های چند صد میلیونی و حتی میلیاردی امروزه تبدیل به امری متداول شده و اساسا قبحی بر آن دیگر نیست.‏‏ ‏‏یقیناً برخی یا شاید هم بسیاری از مسئولین که چاره همه آفات و مفاسد اجتماعی را در وضع قوانین و مقررات سختگیرانه، بازرسی، کنترل، گرفتن، زدن و بستن می دانند چاره جلوگیری از هزینه های باور نکردنی در انتخابات را هم در همین دست اقدامات می جویند. چاره جویی هایی که تنها حاصل آنها به جای حل مشکل صرفاً سوق دادن آن به زیرزمینی و مخفی شدن می باشند.‏‏ ‏‏به جای این دست اقدامات ببینیم مشکل چرا بوجود آمده؟ از خودمان بپرسیم که چرا در انتخابات سال ‏‏۵۸‏‏ اینکه یک نامزد چقدر مجبور بود هزینه کند تاثیرش درنتیجه انتخابات نزدیک به صفر بود اما در بسیاری از حوزه ها در انتخابات سال ‏‏۹۰‏‏ بر عکس تاثیر اینکه یک نامزد چقدر هزینه کند تعیین کننده بود؟‏

‏بدون تردید فقدان احزاب و تشکل های سیاسی نیرومند که مورد اقبال و اعتماد عمومی باشند از جمله دلایل اصلی این معضل می بوده. در عین حال اعمال مکانیزم نظارت استصوابی هم اگر ‏


حضورج. 92صفحه 251
‏نقشش بیشتر از اولی نباشد یقیناً در بوجود آمدن این بلیه کمتر هم نبوده. در بسیاری از حوزه ها اعمال نظارت استصوابی در قالب رد صلاحیت ها باعث می شود تا نامزد هایی که از وجاهت و معروفیت محلی یا کشوری برخوردارند نتوانند در انتخابات حضور پیدا کنند.‏

‏خالی شدن میدان از وجود این دست نامزدها راه را برای نامزدهایی هموار می کند که بیشترین هنرشان یا در بریز و بپاش های مالی است، و یا در بهره بردن از مناسبات قومی قبیلگی و طایفگی.خیلی حاجت به گفتن نیست که چنین نامزدهایی بنوبه خود چه نوع مجالسی را هم به ارمغان می آورند.‏

‏بدبختانه اصلی ترین و عمده ترین ملاک هم برای تعیین صلاحیت از جانب شورای محترم نگهبان جهت گیری های سیاسی یک نامزد می باشد. نظارت استصوابی، آنهم بصورتی که ظرف یکی دو دهه اخیر درآمده، با ابتدایی ترین حقوق شهروندی که حق شرکت در یک انتخابات آزاد می باشد در تناقضی آشکار می باشد. اگر آقایان براستی خواهان کاهش نقش پول در انتخابات هستند می بایستی ببینند کدامین اسباب و علل سبب شدند تا از آن مجلس اول که در انتخاباتش شورای نگهبان و نظارت استصوابی هم در کار نبود رسیده ایم به مجلس نهم.  ‏

‏این فقط منحنی نقش پول در انتخابات نیست که در فاصله ‏‏۹۰- ۵۸‏‏ منظماً رو به صعود بوده. مصیبت دیگر افول چشم گیر منحنی جایگاه مجلس در راس امور نظام بوده. علی القاعده از نماینده ای که با صرف صدها میلیون تومان هزینه وارد مجلس شده و نگران است مبادا سخنی بگوید و یا موضع گیری نماید که احتمال تایید صلاحیتش از جانب شورای نگهبان در دور بعدی با مشکل مواجه شود، انتظار مدرس و مصدق بودن بیشتر شباهت به یک طنز تلخ پیدا می کند تا یک آرزوی ملی.‏

‏ایام بکام باد‏

‏صادق زیباکلام‏

‏چهارم اردیبهشت یکهزاروسیصدونودوچهار ‏

‏منبع: فرارو‏

‎ ‎

حضورج. 92صفحه 252