مصاحبه با آیت الله سید عباس خاتم یزدی

‏ ‏

‏ ‏آیة الله سیدعباس خاتم یزدی

‏ ‏

‏ ‏* دلایل تشکیل «حکومت دینی» چیست؟

‏ خداوند بشر را در آفرینش و مسیر زندگی به خود وا نگذاشته و یک سلسله قوانین‏‎ ‎‏و دستورها برای سعادت او قرار داده است.‏

‏در مورد این که آیا خداوند متعال سنتش بر این قرار گرفته است که حکومت در میان‏‎ ‎‏بشر باشد یا نه، این مطلب در جای خودش ثابت شده است که حق حاکمیت از آنِ خدا‏‎ ‎‏است و هیچ کس بر دیگری حق حاکمیت ندارد، چون تنها خداوند به خلقت تمام بشر‏‎ ‎‏آگاه است، لذا حاکمیت هم متعلق به او است.‏

‏انسان حق حاکمیت ندارد و در این مورد بشری با بشر دیگر فرقی ندارد؛ به عبارت‏‎ ‎‏دیگر کسی باید حاکم باشد که عقل حکومت او را قبول داشته باشد که همان خداوند‏‎ ‎‏تبارک و تعالی است. پس حق حاکمیت متعلق به خدا است که او برای هر کسی حق‏‎ ‎‏حاکمیت قرار دهد، فرمان های او لازم الاتباع است.‏

‏اصلاً بشر نمی تواند کسی را حاکم کند، به دلیل این که خصوصیّات اشخاص پیش‏‎ ‎‏دیگران معلوم نیست، لذا باید خداوند متعال که عالم به سرّ و خفیّات است حاکم را‏‎ ‎‏انتخاب کند، تا هرج و مرج ظاهر نشود و اختلال نظام لازم نیاید که ظلم و اختلال نظام‏‎ ‎‏موضوعی است که عقل به قبح آن حکم می کند.‏

‏چون حکومت حق خداست به هر کسی که صلاح دانست آن را می دهد، لذا دربارۀ‏‎ ‎


کتابامام خمینی و حکومت اسلامی: مصاحبه های علمیصفحه 133

حضرت آدم (ع) فرمود: ‏«انّی جاعلٌ فی الارض خلیفة».‏ و راجع به حضرت ابراهیم گفت: ‏«انّی‎ ‎جاعلک للنّاس اماماً»‏ که حضرت ابراهیم درخواست کرد که امامت به ذریّه اش هم برسد‏‎ ‎‏خداوند فرمود: ‏اگر ذریّه تو ظالم نباشد به آن ها هم می رسد.

‏از طرف دیگر، ضرورت وجود حکومت وجدانی است و عقل حکم می کند که در‏‎ ‎‏بشر حکومت وجود داشته باشد. این مرحله اول که مربوط به اصل حکومت بود.‏

‏مرحله دوم این است که آیا در ادیان آسمانی ـ مخصوصاً دین اسلام ـ حکومت هست‏‎ ‎‏یا نیست؟ که ما از آن تعبیر به ولایت فقیه و حکومت دینی و حکومت اسلامی می کنیم.‏

‏در پاسخ باید بگوییم: ما عقیده داریم که اسلام هر چیزی را که بشر در دنیا و آخرت به‏‎ ‎‏آن احتیاج دارد و سعادتش را تأمین می کند در بر دارد. اسلام دینِ ناقصی نیست هم چنان‏‎ ‎‏که در قرآن کریم آمده است: ‏«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی».

‏از طرف دیگر یکی از چیزهایی که مسلمین بلکه کلّ بشر به آن احتیاج دارد، موضوع‏‎ ‎‏حکومت است و روایات متعدد و متواتر داریم که اسلام همۀ نیازهای بشر و حتی «ارش‏‎ ‎‏الخدش» را هم بیان کرده است. بنابراین اگر حکومت نباشد ظلم و فساد سراسر جهان را‏‎ ‎‏فرا می گیرد؛ اختلال نظام لازم می آید و اموال و ناموس مردم از بین می رود. پس حکومت‏‎ ‎‏ضروری دین است و نمی شود اسلام ضروری دین را بیان نکرده باشد و دربارۀ حکومت‏‎ ‎‏هیچ نظری نداشته باشد؛ یقیناً به حکومت نظر دارد و الّا دینِ ناقصی خواهد بود.‏

‏امام بزرگوار هم می فرماید: حکومت دینی و ولایت موضوعی بدیهی است و‏‎ ‎‏تصورش موجب تصدیقش می شود؛ قضیه ای است که «قیاساتها معها».‏

‏دلیل دیگری که امام در کلماتش روی آن خیلی تکیه می کنند این است که با نبودن‏‎ ‎‏حکومت بسیاری از احکام اسلام معطل خواهد م