امام الگوی تربیت اسلامی

امام، الگوی تربیت اسلامی 

نوشته: دکتر علی شریعتمداری 

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم 

‏بسم الله الرحمن الرحیم ‏

‏درباره شخصیت امام باید بیشتر مطالعه کرد. شایسته است نویسندگانی که از نزدیک با امام‏‎ ‎‏تماس داشته اند و از ابتدا متوجه نقش امام در پایه گذاری انقلاب، هدایت فعالیتهای انقلابی و‏‎ ‎‏قدرت رهبری امام شده بودند شخصیت امام را بیشتر بررسی کنند و ابعاد و ویژگیهای این رهبر‏‎ ‎‏بزرگ را مشخص سازند تا آیندگان با مطالعه رفتار امام راه امام را ادامه دهند و افکار و‏‎ ‎‏اندیشه های امام را راهنمای خود در تداوم انقلاب و حفظ دست آوردهای این نهضت عظیم ملتی‏‎ ‎‏نمایند. ‏

‏امام بدون تردید یکی از الگوهای برجسته تربیت اسلامی بود. پیش از آنکه به تحلیل‏‎ ‎‏شخصیت امام بپردازیم لازم است تربیت اسلامی را در مقایسه با مذاهب و مکاتب دیگر مطالعه‏‎ ‎‏کنیم و سپس به بررسی اندیشه های تربیتی امام بپردازیم. ‏

‏اندیشمندانی که درباره تربیت آدمی بحث کرده اند غالباً یک یا دو جنبه از ابعاد وجودی‏‎ ‎‏انسان را مورد توجه قرار داده و درباره آنها به بحث پرداخته اند. برخی انسان را حیوان تلقی‏‎ ‎‏می کنند که درجاتی از کمال را بیشتر از جانوران دیگر طی کرده است از نظر آنها انسان جز حواس‏‎ ‎‏و مغز چیزی دیگر در اختیار ندارد و در حد وسیع پیرو محیط پیرامون خود است. محیط در‏‎ ‎‏شکل دادن به اعمال و رفتار انسان نقشی اساسی ایفاد می کند در این زمینه باید محیط جغرافیایی‏‎ ‎‏را از محیط اجتماعی و محیط فرهنگی متمایز ساخت. افراد آدمی تحت تأثیر این سه محیط قرار‏‎ ‎


کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 521

دارند. آنچه به عنوان علم، فلسفه، رشد، ادبیات، آداب و رسوم، اخلاق در زندگی انسان مطرح‏‎ ‎‏می شود محصول و نتیجه این سه محیط در انسان است. البته ساختار حواس و نقش مغز انسان‏‎ ‎‏نیز در تأثرات انسان از محیط تأثیر دارند. ‏

‏از نظر این گروه عنصر معنوی و عقلانی در شخصیت انسان جایگاه ویژه ای ندارد. ادراکات‏‎ ‎‏انسان مانند جانوران محصول فعالیتهای حسی آنهاست و فراگیری در انسان مانند فراگیری‏‎ ‎‏حیوانات پیرو اصول شرطی شدن و اثرپذیری از محیط است. معنویات نیز مانند امور اخلاقی‏‎ ‎‏محصول محیط اجتماعی و فرهنگی است. ‏

‏گروهی انسان را موجودی اجتماعی می دانند و همه قوا و استعدادهای انسان را نتیجه و‏‎ ‎‏حاصل حیات جمعی تلقی می کنند. ‏

‏بحث در این است که آیا اینگونه برداشتها از ماهیت یا شخصیت انسان انعکاس چیزی است‏‎ ‎‏که واقعاً در وجود انسان یا اینکه آنچه در مورد انسان باید در نظر گرفت گسترده تر و عمیق تر و‏‎ ‎‏پیچیده تر از چیزی است که در حیات بدنی یا حیات اجتماعی انسان ظاهر می گردد. ‏

‏به سخن دیگر انسان از حواس پنجگانه یا بیشتر برخوردار است. مغز انسان ساختار معینی‏‎ ‎‏دارد. انسان موجودی اجتماعی است. در طول زمان انسان شیوه ای برای خود در زندگی انتخاب‏‎ ‎‏نموده و به تعبیر مردم شناسان فرهنگ جامعه را بوجود آورده است. اما این عوامل بخشی از‏‎ ‎‏واقعیات موجود در شخصیت انسان و همچنین بخشی از عوامل موثر در حیات انسان را ارائه‏‎ ‎‏می دهند. ‏

‏قدرت عقلانی انسان، میل به کنجکاوی و حقیقت جوئی در انسان اعمال طلبی انسان و زمینه‏‎ ‎‏بعد معنوی در شخصیت انسان مانند حواس و مغز و محیط موثر در انسان، واقعیاتی هستند که‏‎ ‎‏هی