اشک فرشتگان

‏‏  سه قطعه شعر از امیر عاملی‏

‏‏ ‏

‏‏اشک فرشتگان‏


‏taz21

‏‏ما را دلی است کز تو بریدن نمی توان‏

‏‏چشمی است کو به غیر تو دیدن نمی توان‏

‏‏ما را کرست گوش شنید فراق یار‏

‏‏کوریم و جز جمال تو دیدن نمی توان‏

‏‏ای شوق پر گشودن مرغان غم،بیا‏

‏‏بی بال و پر زدام پریدن نمی توان‏

‏‏باز آ که ما  لوای بلند قیام را‏

‏‏بر دوش خسته باز کشیدن نمی توان‏

‏‏اشگ فرشتگان ز فراقت شنیده ایم‏

‏‏اما تو را به خاک شنیدن نمی توان‏

‏‏رفتی و بعد از این به نی و نای زندگی‏

‏‏نیمی نفس ز شور دمیدن نمی توان‏

‏‏شکر خدا که قلب امیرت هنوز هم ‏

‏‏جز در هوای وصل تپیدن نمی توان‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎

‏‎

حضورج. 77صفحه 186
‎