تا عرش خدا

‏‏تا عرش خدا‏

‏‏ ‏

‏taz6ok‏

با تو می شد تا افقها پر کشید‏

‏‏با تو می شد زندگی را سرکشید‏

‏‏با تو می شد رازهای عشق گفت‏

‏‏با تو می شد هر سحر چون گل شکفت‏

‏‏با تو می شد روحها را تازه کرد‏

‏‏با تو می شد عشق را اندازه کرد‏

‏‏با تو می شد در زلالی، آب بود‏

‏‏با تو می شد برتر از مهتاب بود‏

‏‏با تو می شد محو روی یار شد‏

‏‏با تو می شد از خدا سرشار شد‏

‏‏با تو می شد چشم دل را باز کرد‏

‏‏تا دل عرش خدا پرواز کرد‏

‏‏می شد از کویت به علیین رسید‏

‏‏تا دل گلدسته های دین رسید‏

‏‏می شد از بویت بهاران آفرید‏

‏‏عشق در دلهای یاران آفرید‏

‏‏می شد از باغ وجودت لاله چید‏

‏‏از رخ گل قطره قطره ژاله چید‏

‏‏کاش روز وصل تو آخر نداشت‏

‏‏کاش شامی این چنین در برنداشت‏

‏‏ ‏

‏‏ صبا‏

‏‎ ‎

‏‎

حضورج. 68صفحه 194
‎