سخنرانی

سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج (مبارزه اسلام علیه شاهان و سرمایه داران)

سخنرانی

‏زمان: 30 مهر 1357 / 19 ذی القعده 1398‏

‏مکان: پاریس، نوفل لوشاتو  ‏

‏موضوع: اسلام، مکتب حرکت و خروش علیه شاهان و سرمایه داران‏

‏حضار: دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏     بعضی آقایان می گویند که اگر تو امری داشته باشی، ما در اطاعتش حاضریم. آقایان‏‎ ‎‏بدانند که من امری ندارم. امر امر من نیست؛ امری که الآن همۀ ما مبتلای به آن هستیم و‏‎ ‎‏همۀ ما باید اطاعت کنیم، امر خداست  ـ که بندگان او هستیم و نعمتهای او را از آن استفاده‏‎ ‎‏می کنیم.‏

آگاهی ملت ایران

‏     ملت ایران ملت مستضعف است؛ ملتی است که مُسْلم است؛ ملتی است که مورد‏‎ ‎‏عنایت خداست؛ و ما بندگان خدا در هر جا باشیم، باید هر قدر که می توانیم به آنها کمک‏‎ ‎‏کنیم و مسئله، مسئلۀ امر و نهی و رهبری و غیر رهبری نیست؛ اصلاً اینها ... مطرح نیست‏‎ ‎‏که یکی رهبر باشد و یکی فرمانبردار یا راهیاب. الآن همۀ اقشار ملت ما، از آن جوانها،‏‎ ‎‏بلکه آن بچه های دبستانی تا جوانهای دانشگاهی و قشرهای اهل علوم اسلامی و بازاری‏‎ ‎‏و زارع و همه، مطالب را می دانند؛ این احتیاج به اینکه کسی آنها را حالا دیگر راهنمایی‏‎ ‎‏کند، نیست.‏

دودمان پهلوی و اجانب، اساس گرفتاری ایران

‏     الآن همه کس می داند که ابتلای مسلمین، ابتلای ملت ایران، ابتلای ملت‏‎ ‎‏مسلمان، ابتلای مکتب اسلام چیست و گرفتاریهای ما ‏‏[‏‏از‏‏]‏‏ کی هست، و راه اینکه این‏‎ ‎‏گرفتاریها رفع بشود تا حدودی پیش همه روشن است ان شاءالله . همۀ ما می دانیم که پنجاه‏‎ ‎‏سال بیشتر این ملت ایران در تحت سیطرۀ این خاندان پهلوی بوده اند و اینها هر چه‏

صحیفه امامجلد 4صفحه 96
‏خواسته اند با این ملت کرده اند و هر چه ظلم داشته اند کرده اند و آنها هم نوکر اجانب‏‎ ‎‏بوده اند. ابتدائاًرضا خان نوکر انگلیسها بود و او را آوردند روی کار و اخیراً هم این پسر‏‎ ‎‏خلف، نوکر امریکاست. خودش گفت: متفقین من را صلاح دانستند که سر کار باشم!‏‎ ‎‏اعترافی بود که خودش کرد و بعد مثل اینکه از کتابهای او این را، این جمله را دیدند‏‎ ‎‏خیلی مفتضح است الغا کردند؛ ولی ایشان گفتند این را.‏

‏     ابتلای ما اساسش اجانبند، و این ابتلایی نیست که تازه ما پیدا کرده باشیم؛ این خیلی‏‎ ‎‏تاریخ قدیمی دارد که از آن وقتی که اینها راه پیدا کردند به ایران، به شرق، و مطالعات‏‎ ‎‏کردند در حال شرق، از آن وقت اینها فهمیدند که یک لقمۀ چربی است شرق، و دارای‏‎ ‎‏مخازن و معادن است و باید این را به هر طوری که هست، این طعمه را به هر طوری که‏‎ ‎‏هست، باید اینها ببرند و نگذارند که مردمِ خود آن دیار استفاده از آن بکنند. و‏‎ ‎‏کارشناسانشان معادن ما را همه را می دانند در کجا چه معدنی هست. من در همدان بودم‏‎ ‎‏که نقشه ای را یکی از اهل علم آنجا ـ که بعد وارد در مسائل دیگر شده بود ـ آورد به من‏‎ ‎‏نشان داد که یک نقشۀ بزرگی بود که در آن، آنطور که او می گفت اسم تمام دهات همدان‏‎ ‎‏در آن بود. و نقطه های زیادی در آن بود که آن نقطه ها را من پرسیدم که اینها چه هست؟‏‎ ‎‏گفت که اینها این جاهایی است که یک چیزی در آن هست؛ زیرزمینش یک چیزی پیدا‏‎ ‎‏می شود، حالا نفت یا سایر چیزها، فلزات مثلاً. ایشان اینطور گفت که این کارشناسان اینها‏‎ ‎‏آمدند و نقشه برداری کردند و مواردی که یک چیزی داشته است، اینها ثبت کرده اند.‏‎ ‎‏این انحصار به آنجا نداشت، تمام بیابانهای ایران را ای