سخنرانی

سخنرانی در جمع عشایر و ستاد نیروی هوایی (خیانت رضاخان ـ توطئه امریکا)

سخنرانی

‏زمان: 29 اردیبهشت 1358 / 22 جمادی الثانی 1399‏‎[1]‎

‏مکان: قم‏

‏موضوع: خیانتهای دوران رضاخان ـ توطئه های امریکا و ابرقدرتها‏

‏حضار: نمایندگان عشایر ـ اهالی نیریز فارس ـ نمایندگان ستاد نیروی هوایی‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

مأموریتهای رضاخان در ایران

‏     این عشایر ایران یکی از بهترین خزائن ملت است؛ رضاشاه، به امر اجانب مأمور شد‏‎ ‎‏عشایر را در هر جا که هست سرکوبی کند. برای اینکه اجانب مطالعاتی که کرده بودند‏‎ ‎‏یکی از چیزهایی که ممکن بود جلوی اجانب را بگیرد و نگذارد که اینها در ایران رخنه‏‎ ‎‏بکنند، عشایر بود. آنها با هر احتمالی یک سدی درست می کردند که جلوی آن محتمل‏‎ ‎‏را بگیرند، ‏‏[‏‏چون‏‏]‏‏ احتمال می دادند روحانیون از مقاصد آنها جلوگیری کنند، رضاخان را‏‎ ‎‏واداشتند به اینکه با روحانیون ... و آنطور که دیدید. یعنی شاید شماها اکثراً یادتان نباشد،‏‎ ‎‏ولیکن من یادم است، و پیرمردها یادشان است، دیدید که با روحانیین چه کردند. به‏‎ ‎‏طوری که در همین مدرسۀ فیضیه نمی توانستند طلبه ها روز توی حجره های خودشان‏‎ ‎‏بمانند. اینها مجبور بودند که قبل از آفتاب بروند به باغات، و آخر شب برگردند! برای‏‎ ‎‏اینکه اگر در مدرسه بودند، می آمدند پاسبانها می ریختند مدرسه و می بردند اینها را یا‏‎ ‎‏خلع لباس می کردند؛ یا حبس می کردند؛ و از این با بزرگان از روحانیین هم مخالفتهای‏‎ ‎‏زیاد شد. گرفتاریهای زیاد آنها داشتند. خیلی به حبس رفتند؛ ‏‏[‏‏و‏‏]‏‏ بعضی را کشتند. روی‏‎ ‎‏همین احتمال که روحانیون یک سدی باشند در مقابل اجانب.‏

‏     عشایر هم یک سد دیگر بود. اینها خیال این را می کردند که عشایر اگر در ایران باشد‏‎ ‎‏ـ همین طور هم بود ـ قدرت عشایر باشد، از باب اینکه اینها توجه به اسلام دارند، ممکن‏

صحیفه امامجلد 7صفحه 353
‏است که جلوی مقاصد آنها را بگیرند؛ از این جهت، عشایر را یکی پس از دیگری خلع‏‎ ‎‏سلاح کردند؛ و از محالّ خودشان بیرون کردند، و به قول خودشان تخته قاپو کردند‏‎[2]‎‏ و‏‎ ‎‏این مسائلی که برای همۀ عشایر پیش آوردند. هر چه توانسته اند این ذخایر ملت ما را، این‏‎ ‎‏ذخایر انسانی را، هر چه توانستند این ذخایر را چپاول کردند؛ از بین بردند. می دیدند که‏‎ ‎‏مجالس، مجالسی که در ایران تشکیل می شد، مجالس وعظ و خطابه، مجالس روضه،‏‎ ‎‏احتمال داشت که برای اینها ضرر داشته باشد، جلوی آن را گرفتند. ما یکوقت دیدیم که‏‎ ‎‏در تمام ایران دیگر مجلس روضه ای نبود. در قم بعضی از آقایان، آقای صدوقی‏‎ ‎‏یزدی‏‎[3]‎‏ مجلس روضه ای قبل از اذان صبح داشت که اول اذان دیگر ‏‏[‏‏باید‏‏]‏‏ تمام شده‏‎ ‎‏باشد. مجالس را بکلی از بین بردند. مساجد و ائمۀ مساجد و مراجع و هر چه بود، اینها از‏‎ ‎‏بین بردند. یعنی نگذاشتند دیگر این قوۀ فعاله قوه داشته باشد. مع الأسف آن روز ملت را‏‎ ‎‏هم جوری بار آوردند، تبلیغاتشان طوری در ملت تأثیر کرد، که ملت هم بسیاری از آنها ـ‏‎ ‎‏البته نه همه ـ بسیاری از قشرهای ملت هم مخالف شدند با روحانیت. تبلیغات آنها تأثیر‏