سخنرانی

سخنرانی در جمع دانشجویان اروپا وامریکا (نقشه های امریکا و ناکامی آن)

سخنرانی

‏زمان: صبح 30 تیر 1358 / 26 شعبان 1399‏

‏مکان: قم‏

‏موضوع: نقشه های امریکا علیه انقلاب اسلامی و ناکامی در برابر ارادۀ ملت‏

‏حضار: اعضای اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان اروپا، امریکا و کانادا، و دانشجویان اصفهان‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

«یأس» از جنود ابلیس است

‏     ‏‏یکی از جنود ابلیس «یأس» است. در اموری که انسان باید با امید و طُمَأنینه‏‎[1]‎‏ و‏‎ ‎‏تصمیم عمل بکند شیاطین ایجاد یأس می کنند و با این ایجاد یأس جوانهای ما را در آن‏‎ ‎‏مسائلی که باید با تصمیم جدّی پیش ببرند گاهی سست می کنند. من آن قدری که یاد‏‎ ‎‏دارم، از اول نهضت تا حالا که اینجا نشستم، چه آن وقت که در حبس بودم، و چه آن‏‎ ‎‏وقت که در تبعید به ترکیه بودم، و چه آن وقت که در عراق بودم، و چه آن وقت که به‏‎ ‎‏پاریس آمدم، و چه آن وقت که شاه با آن طَمْطَراق ها‏‎[2]‎‏ و قدرتها بود، و چه آن وقت‏‎ ‎‏که او‏‎[3]‎‏ رفت و بختیار شروع کرد، من هیچ وقت مأیوس از مسائل نبودم.‏

قدرت ارادۀ ملت

‏     ‏‏و اعتقادم این بوده است که این ملت وقتی که چیزی را بخواهد، می شود. خصوصاً اخیراً‏‎ ‎‏که در پاریس بودیم ـ نمی دانم حالا آقایان را آنجا ملاقات کردم یا بعضیشان را ـ صبح‏‎ ‎‏می آمدند، ملاقاتشان می کردیم، هم خواهرها هم آقایان، اخیراً که در آنجا بودیم و اخبار‏‎ ‎‏ایران به ما می رسید، و از جمله اخبار که بعضیها خودشان لمس کرده بودند، و برای من آمدند‏‎ ‎‏گفتند، این بود که گفت که من در دهات بعضی از مناطق رفته ام ـ و اسم یک قریه ای، یک‏‎ ‎‏ قلعه ای‏‎[4]‎‏ را برد، که آنجا خود من هم رفتم؛ اطراف ماست ـ او می گفت که در این دهات‏‎ ‎‏صبح که می شود، آن ملای محل جلو می افتد و مردم دنبال او تظاهر می کنند؛ و آن قلعه را اسم ‏

صحیفه امامجلد 9صفحه 181
‏برد که آن قلعه را من رفته ام و دیده ام چه قدر است؛ شاید مثلاً ده خانوار، پانزده خانوار، بشود‏‎ ‎‏توی آن قلعه زندگی بکنند؛ گفت حتی آن قلعه که من رفتم دیدم همان حرفهایی که تهران‏‎ ‎‏گفته می شود توی آن قلعه هم مردم آن قلعه می گویند. این برای من خیلی جالب بود، و‏‎ ‎‏اطمینان آورد که یک مطلبی که مطلب ملت است، و این طور مطلبِ ملت است که هر جا پا‏‎ ‎‏بگذاری همان مطلب هست؛ شما که در اروپا بودید و آنهایی که در امریکا بودند و آنهایی که‏‎ ‎‏در خارج کشور هر جا بودند همان مسائل را می گفتند که آنهایی که در داخل بودند؛‏‎ ‎‏دانشجویشان همانی می گفت که علمای دینیشان می گفت، بازاریشان همان را می گفت که‏‎ ‎‏کارگرشان می گفت، بچه های این قدریشان همان را می گفت که بزرگها می گفتند؛ این مورد‏‎ ‎‏اطمینان من شد که یک دست غیر طبیعی در کار است.‏

‏     شعاع عمل انسان تا یک حدودی است. یک کسی می تواند یک محله را تحت تأثیر‏‎ ‎‏قرار بدهد، یک کسی می تواند یک شهر را، یک کسی می تواند یک استان را، اما کسی‏‎ ‎‏نمی تواند به این ترتیب همه قشرهای موجود در هر جا را، از یک ملتی، از بچه های‏‎ ‎‏کوچک و تا پیرمردهایشان و دانشجویشان، با افکار متعدده ای که ای