سخنرانی

سخنرانی در جمع عشایر آذربایجان شرقی (عوامل پیروزی ـ حاکمیت اسلام)

سخنرانی

‏زمان: 28 شهریور 1358 / 27 شوال 1399‏

‏مکان: قم‏

‏موضوع: عوامل مؤثر در پیروزی ملت ـ جاکمیت اسلام بر کشور‏

‏حضار: عشایر استان آذربایجان شرقی، کارکنان اداره دارایی کرمان‏

‏بسم الله الرّحمن الرّحیم‏

دو هدف در نهضت

‏     ‏‏من از همۀ آقایان و خواهرها تشکر می کنم که از راههای دور آمده اند، زحمت‏‎ ‎‏کشیده اند، و در این اتاق مُحقَّر با ما ملاقات کرده اند، تا اینکه بعضی مطالب که حالا باید‏‎ ‎‏تنبُّه بدهم، و مکرراً در همۀ جلساتی که شده است عرض کردم حالا هم عرض می کنم. ‏

‏     مقصد ما از این نهضت دو چیز بود، که یکی از آن اصلی و یکی فرعی ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏؛ یکی‏‎ ‎‏مقدمه، و یکی هم مقصد. مقدمه این بود که یک گروهها، یک اشخاص، اشخاص‏‎ ‎‏وابسته، اینها مانع بودند از اینکه این مملکت سر و سامان پیدا بکند. که در رأس آنها از‏‎ ‎‏داخلیها محمدرضا بود؛ و از خارج هم امریکا. دیگران هم بودند، لکن این دو تا بیشتر.‏‎ ‎‏اینها مانع بودند از اینکه نیروهای انسانی ما رشد بکنند. اینها نمی گذاشتند که فرهنگ ما‏‎ ‎‏یک فرهنگ صحیح باشد، آنها با نقشه، و این هم که بی چون و چرا سرسپردگی داشت به‏‎ ‎‏آنها، هر چه آنها می گفتند عمل می کرد. و نگذاشتند به اینکه این مملکت یک سرو‏‎ ‎‏سامانی خودش داشته باشد. مقصد آنها این بود که اینجا را یک بازاری برای امریکا‏‎ ‎‏درست کنند، و همه چیزش وابسته به آنجا باشد. و این آدم هم از باب اینکه می خواست‏‎ ‎‏خودش را حفظ کند، و می دید که حفظش به این است که تبعیت کند از آنها، بی چون و‏‎ ‎‏چرا تسلیم آنها بود. الحمدلله این مقدمه، که عبارت از برداشتن مانع از سر راه ملت بود، با‏‎ ‎‏زحمت ملت، همراهی همۀ قشرها، این انجام گرفت.‏

منشأپیروزی انقلاب؛ انگیزۀ اسلامی و وحدت

‏     ‏‏و در این، دو چیز مؤثر بود؛ در این پیروزی که نصیب ملت شد دو چیز مؤثر بود؛‏

صحیفه امامجلد 10صفحه 47
‏یکی، که از همه چیز بالاتر است، اینکه مقصد همه مقصد الهی بود. انگیزه اسلام بود.‏‎ ‎‏می دیدیم که در شعارهایشان، در فریادهایشان، شعارهای اسلامی بود؛ فریادهای «الله ‏‎ ‎‏اکبر». مقصد این بود که آنها را مخالف اسلام می دانستند بروند کنار. و بعد از آن ان شاءالله ‏‎ ‎‏آن مقصد حقیقی، که آن مقدمه این است، تحقق پیدا بکند. پس یک جهت، جهت این‏‎ ‎‏بود که همه تان فریادتان این بود که ما اسلام را می خواهیم، و شاهنشاهی و اینها را‏‎ ‎‏نمی خواهیم. جهت دیگرش هم، که به تَبَع آن آمده بود؛ وحدت همۀ قشرها بود؛ یعنی‏‎ ‎‏ملت سرتاسر این کشور بپا خاستند و با هم، مقاصد خودشان را کنار گذاشتند، مطالبی که‏‎ ‎‏مال شخص بود کنار گذاشتند، و همه به یک مقصد متوجه شدند. پس رمز پیروزی ما‏‎ ‎‏وحدت کلمۀ قشرهای مختلف، و ایمان بود. ایمان به خدای تبارک و تعالی، با این رمز‏‎ ‎‏شما پیروز شدید. پیروزیی که معجزه آسا بود، نه پیروزی یک پیروزی آسانی، یک‏‎ ‎‏پیروزی که بشود حساب کرد یعنی پیروزیی بود که جز با ارادۀ خدای تبارک و تعالی هیچ‏‎ ‎‏امکان تحقق نداشت. مخالفین ما و شما، دشمنهای ملت، همه جور ابزار جنگی در‏‎ ‎‏دستشان بود؛ قدرت در دستشان بود. تانکها دست آنها، توپها دست آنها، مسلسلها دست‏‎ ‎‏آنها و نظامیها هم دست آنها. همه چیز دستشان بود. از آن طرف، پشتیبانی همه جانبه هم‏‎ ‎‏از آنها می شد، امریکا، شوروی، انگلستان، همه پشتیبانی می کردند. بلکه دولتهای‏‎ ‎‏اسلامی! دولتهای اسلامی هم پشتیبانی می کردند. تمام ابزار جنگی که آنها داشتند و