اسدالله تجریشی

رابطه انجمن حجتیه و سازمان مجاهدین

‏‏عده ای از بچه های سازمان مجاهدین، قبلا در انجمن حجتیه بودند.‏

‏‏انجمن معتقد بود برای مبارزه با بهائیت باید تمام کتابهای بهایی را‏‎ ‎‏خواند و ضعفهای آن را درآورد و علیه آنها تبلیغ کرد. افراد فعالشان در‏‎ ‎‏سازمان یارگیری شدند.‏

‏‏مبارزه آنها به این شکل بود که مثلا پپسی نمی خوردند. کانادا‏‎ ‎‏می خوردند. زمانی که بچه های مجاهدین گوشت بدنشان زیر شلاق‏‎ ‎‏می ریخت و مبارزات مسلحانه می کردند، اینها خوردن پپسی را به دلیل‏‎ ‎‏اینکه کارخانه اش در دست بهائی ها بود، تحریم کرده بودند.‏

‏‏انجمنی ها می گفتند: وقتی ما می خواهیم با بهائیت مبارزه و مباحثه‏‎ ‎‏کنیم، لباسهای نیکو می پوشیم، کراوات می زنیم، ادکلن مصرف می کنیم تا‏‎ ‎‏نگویند اینها مرتجع هستند.‏

‏‏از بعضی جهات سازمان هم مثل انجمن عمل می کرد. مثلا می گفتند‏‎ ‎‏ما باید علم مارکسیسم را بخوانیم، چون تنها راه مبارزه را مارکسیستها‏‎ ‎‏دارند. آمدند علمش را بیاموزند، اعتقاداتشان را هم از دست دادند.‏

‏‏اعتقاداتشان این بود که جوهر مبارزه ما سه گروه است. اول سلطنت،‏‎ ‎‏بعد صهیونیسم و بعد هم امپریالیسم. هر کس با هر ایدهای با این سه‏‎ ‎
‏
‎

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 67
‎‏گروه مبارزه کند، دوست ماست. به همین دلیل کسی جرأت نداشت در‏‎ ‎‏زندان با مارکسیستها بحث کند. می گفتند: ما دشمن مشترک داریم و نباید‏‎ ‎‏با هم درگیر شویم تا دشمن سوء استفاده کند.‏

‏‏اگر کسی در زندان با مارکسیستها مخالفت می کرد، طرد می شد.‏

 

کتابخاطرات اسدالله تجریشیصفحه 68