
خواب پروانه
سرور کتبی
مادر تشنه بود. به طرف یخچال آمد. یک دفعه چشمش به پروانهای افتاد که روی در یخچال خوابیده بود. مادر خواست در یخچال را باز کند، اما دلش نیامد پروانه را بیدار کند.
مادر غرق تماشای پروانه شد.
پدر در آشپزخانه را باز کرد و به طرف در یخچال آمد.
مادر گفت: «هیس ... پروانه خواب است.»
پدر نگاه کرد. پروانه خواب خواب بود. پدر گفت: «چه پروانهی زیبایی!» پدر هم غرق تماشای پروانه شد.
در همین موقع دختر کوچولو به آشپزخانه آمد.
میخواست حرفی بزند که پدر و مادر گفتند: «هیس... پروانه خواب است.»
مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 6صفحه 24