قصهی پنگوئنها 1) یک روز وقتی که بچه پنگوئنها، مشغول بازی توی آب بودند. 2) سر و کلهی یک شیر دریایی پیدا شد. او میخواست با پنگوئنها بازی کند. 3) اما پنگوئنها از ترس، پا به فرار گذاشتند.