مجله خردسال 140 صفحه 17

قرمزی بال بنفش سبزک آتش خواب آلود لیمویی یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. و و ، سه تا اژدهای کوچولو و مهربان بودند که شاد و خندان در جنگل سبز قصهها با هم بازی می­کردند. یک روز وقتی که و کنار هم نشسته بودند، پیش آنها آمد و گفت: «زود بیایید! جنگل آتش گرفته!» پرسید: «کجا آتش گرفته؟» گفت: «پشت خانه­ی نگاه کنید! چه دودی به آسمان می­رود.» و فریاد زدند: «وای! باید را خبر کنیم. ممکن است خانه­اش آتش بگیرد و در خواب باشد.»

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 140صفحه 17