مجله خردسال 173 صفحه 10

حسین جان! مهری ماهوتی پالام پولوم پام رفتم به مسجد همراه بابام او سنج می­زد با سینه زن­ها من می­زدم طبل همراه آن­ها او گریه می­کرد در زیر باران می­گفت با من حسین، حسین جان!

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 173صفحه 10