
5) مرغ دریایی او را دید و گفت: «ناراحت نباش! باز هم سعی کن. تو قوی هستی.»
7) و یک ماهی بزرگ و خوشمزه گرفت.
6) قهوهای دوباره سعی کرد.
8) و مشغول خوردن شد. او نمیدانست خیلیها ماهی خوردن او را تماشا میکنند!
مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 173صفحه 21