مجله خردسال 204 صفحه 6

پشمالو با خوش­حالی گفت: «بخوان! این طوری حوصله­ام سر نمی­رود.» جیرجیرک شروع کرد به آواز خواندن. خواند و خواند و خواند و پشمالو به خواب رفت، یک خواب نرم و شیرین. از آن روز به بعد، جیرجیرک همیشه روی شانه­ی پشمالو ماند. شب­ها برای پشمالو آواز می­خواند و او را می­خواباند و روزها لابه­لای پشم­های نرم و گرم پشمالو به خواب می­رفت، یک خواب نرم و شیرین!

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 204صفحه 6