مجله خردسال 208 صفحه 17

گل نیلوفر قورباغه سنجاب جشن تولد خرس خرگوش یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. روی نشسته بود و پشههای روی آب را نگاه میکرد. غمگین بود، چون روز تولدش بود. دلش میخواست دوستانش را به خانهاش دعوت کند. اما خانهی روی بود و هیچکس نمیتوانست به خانهی او بیاید. با خودش فکر کرد: «من خیلی تنها هستم، خیلی تنها.» ناگهان از کنار برکه صدایی شنید.

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 208صفحه 17