
گل نیلوفر
قورباغه
سنجاب
جشن تولد
خرس
خرگوش
یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود.
روی نشسته بود و پشههای روی آب را نگاه میکرد.
غمگین بود، چون روز تولدش بود.
دلش میخواست دوستانش را به خانهاش دعوت کند.
اما خانهی روی بود و هیچکس نمیتوانست به خانهی او بیاید.
با خودش فکر کرد: «من خیلی تنها هستم، خیلی تنها.»
ناگهان از کنار برکه صدایی شنید.
مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 208صفحه 17