
برای او یک ظرف پر از عسل آورده بود و یک جفت کفـش قشـنگ که از پوسـت فندق درست شده بود.
و و ، هدیههـا را به دادند و به او گفتند: «تولدت مبارک!» خوشحال بود.
او فهمیده بود حتی اگر خانهاش کوچک کوچک باشد، حتی اگـر روی یک توی آب باشد، دوستانی دارد که همه مهربان هستند و او را دوست دارند.
مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 208صفحه 19