آیت اللّه‌ ابراهیم امینی

تعمد نداشتن در جذب شاگردان

‏‏تعمد نداشتن در جذب شاگردان‏

‏‏امام غیر از آن جاذبیت ذاتی که داشت تعمدی به جذب افراد نداشت. اینجور نبود‏‎ ‎‏افراد را جذب کند، حالا چه شاگرد و یا غیرشاگرد باشد. لذا خیلی وقتها ما از این جهت‏
‏
‎

کتابسلسلۀ موی دوستصفحه 30
‎‏ناخشنود بودیم. زیرا که دلمان می خواست ایشان در صدد جذب افراد باشد تا جایی‏‎ ‎‏برای ایشان باز شود و مرید و شاگردانشان زیاد بشود و ما هم خوشحال بشویم. بطور‏‎ ‎‏مثال یکی از شاگردان امام رفیقی داشت که با آن خیلی صمیمی بود ولی آن رفیق خیلی‏‎ ‎‏توجهی به امام نداشت و درسش هم نمی آمد. آن آقا می خواست برای دوستش‏‎ ‎‏شرایطی فراهم شود تا با امام رفت و آمد کند تا امام به ایشان عنایت کند. از این رو گاهی‏‎ ‎‏به امام پیشنهاد می کرد که مثلاً فلانی روضه دارد اگر صلاح می دانید به روضۀ ایشان‏‎ ‎‏برویم. ولی امام قبول نمی کردند. یادم است یک مرتبه دوستم به من گله می کرد که آخر‏‎ ‎‏ما شاگرد ایشانیم و اینقدر به درسشان توجه و عنایت داریم پس چرا تقاضای ما را قبول‏‎ ‎‏نمی کند؟ امام این حرفها را از ما قبول نمی کردند.‏‎[1]‎

‏‏*  *  *‏

‏‎ ‎

‏‎

کتابسلسلۀ موی دوستصفحه 31
‎

  • )) همان.