در جماران باز هم غوغا شده است

‏‏□ امید مسعودی‏

[[column]]

‏‏ ‏

[[column]]

‏‏ای تو تنها یادگار پیر عشق‏

‏‏یک شبستان هجرت دلگیر عشق‏

‏‏ای تبسم‌های تو چون چلچراغ‏

‏‏روشنی‌‌‌ بخش شقایق‌‌‌ های باغ‏

‏‏ای بهاران از نگاهت داغدار‏

‏‏ای تو مانده از جماران یادگار ‏

[[column]]

‏
‏
‎

حضورج. 11صفحه 372
‎

[[column]]

[[column]]

‏‏عاشقانی از محمد(ص) آمدند‏

‏‏فصل فصل کوچ احمد آمدند‏

‏‏صوت داوودی است اینکه بشنوید‏

‏‏روی جان خسته‌‌‌ تان مرهم نهید ‏

‏‏استجابت شد دعای عاشقان‏

‏‏فصل وصل عاشقان شد بی‌‌‌ گمان‏

‏‏ای چمن‌‌‌ های شقایق سوخته‏

‏‏آتشی از عشق خود افروخته‏

‏‏ای شمایان سوگوار آفتاب ‏

‏‏ای شمایان هر سئوالی را جواب‏

‏‏در جماران باز هم غوغا شده است‏

‏‏آتشی در خانۀ دلها زده است‏

‏‏باز باران است و زخم و حادثه ‏

‏‏گریه باران است و زخم و حادثه‏

‏‏باز آتش در شقایق‌‌‌ ها نشست‏

‏‏باز ثلمه پشت طاقت را شکست‏

‏‏باز امت سوگوار داغ‌‌‌ هاست‏

‏‏فصل پاییز سمن در باغهاست...‏

حضورج. 11صفحه 373