غزل

قبلۀ عاشق

‏‎ ‎

‏‏قبلۀ عشق‏

‏‏بهار شد دَر میخانه باز باید کرد‏

‏‏بسوی قبله عاشق نمٰاز باید کرد‏

‏‏نسیم قدس بعُشاق باغ مژده دَهد‏  ‏که دل ز هر دو جَهان بی نیاز باید کرد‏

‏‏کنون که دست بدامان سَرو می نرسد‏  ‏به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد‏

‏‏غمی که دَر دلم از عشق گُلعذاران است‏  ‏دوا به جام می چٰاره سٰاز باید کرد‏

‏‏کنون که دست بدامان بوستان نرسد‏

‏‏نظر بسَرو قدی سَرفراز باید کرد‏

 

کتابدیوان اشعارصفحه 80