غزل

زنجیر دل

‏‎ ‎

‏‏زنجیر دل‏

‏‏جُز گل روی تو اُمّید به جٰایی نبود‏

‏‏درد عشق است به غیر تو دوایی نبود‏

‏‏بندۀ موی تواَم دست فشانی نرسد‏  ‏راهی کوی تواَم راهنمایی نبود‏

‏‏حلقۀ زلف تو زنجیر دل غمگین است‏  ‏از دلم جُز رُخ تو حلقه گشایی نبود‏

‏‏صوفی صٰافی از این میکده بیرون نرود‏  ‏که بجُز کلبۀ عُشاق، صفایی نبود‏

‏‏عاکف کوی بُتان باش که دَر مسلک عشق‏  ‏بوسه بر گونۀ دلدار خطایی نبود‏

‏‏خادم پیر مُغان باش که در مذهب عشق‏

‏‏جُز بُت جٰام به کف، حُکمروایی نبود‏

 

کتابدیوان اشعارصفحه 110