پرتال امام خمینی(س): ایرج صفاتی دزفولی در خاطرات خود نقل می کند: نیروهای رزمنده در حال اجرای مرحله ی دوم عملیات بیتالمقدس بودند. لذا پس از توقف کوتاهی در تهران و ارائه¬ی گزارش بازدید از مناطق نفت خیز به آبادان رفتم. از جبهه و قرارگاهها بازدید داشتم و در جریان جنگ و جبهه قرار گرفتم. نبرد بیامانی در جریان بود. در جریان این بازدید فرمانده سپاه همدان را که بر ترک موتورسیکلت سوار و لباسها و صورت او خاکآلود بود، ملاقات کردم. ایشان سخت درگیر بود. در زمستان سال ۱۳۶۰ از طرف کمیسیون تحقیق مجلس جهت تحقیق پیرامون نماینده محترم شهرستان تویسرکان که اعتبارنامه وی مورد سؤال یکی از نمایندگان مجلس واقع شده بود؛ به اتفاق آقای «احمد علیزاده» مأموریت تحقیق پیرامون پرونده نامبرده شدیم. طی آن مأموریت ابتدا به سپاه همدان رفتیم. فرمانده سپاه همدان و امام جمعه محترم همدان مرحوم آقای موسوی را ملاقات کردیم. در همان جلسه با ایشان خیلی مأنوس شدیم. مجدداً فرمانده سپاه همدان را در جبهه و در حال رزم ملاقات کردم. مذاکراتی در خصوص تداوم عملیات با هم داشتیم. ایشان بعد از آن ملاقات و در همان عملیات شهید شدند.
همچنان که گفته شد عملیات الی بیتالمقدس به مدت ۲۴ روز و در چهار مرحله صورت گرفت. پس از اتمام مرحله ی سوم و استقرار رزمندگان در منطقه ی شلمچه، چند عملیات برای ورود و تصرف خرمشهر صورت گرفت که توفیقی به دست نیامد. یک روز در مجلس آقای «فؤاد کریمی» نزد بنده آمد و گفت: «فلانی، رئیس محترم جمهوری وقت حضرت آیتالله خامنهای خواسته است به اتفاق شما به منطقه ی عملیاتی برویم و علت عدم موفقیت رزمندگان اسلام را در ورود به خرمشهر بررسی کنیم.» اینجانب با کمال مسرت پذیرفتم و به اتفاق آقای فؤاد کریمی به منطقه عملیات بیتالمقدس رفتیم.
در جریان این سفر به چند قرارگاه سر زدیم و با فرماندهان از جمله سردار شهید «حسن باقری افشردی» ملاقات کردیم. شهید باقری جوانی کم سن و سال حدود ۲۷ ساله بود ولی همانند یک فرمانده مجرب به مسائل جبهه و جنگ اشراف داشت. نظرات بسیار خوبی در خصوص توقف و پیشروی به درون خرمشهر اظهار داشت که در تکمیل گزارش ما تا حدود زیادی کمک کرد. پس از این ملاقات و گفتگو به سمت شلمچه رفتیم. آتش سنگینی بر روی شملچه در حال اجرا بود. تحقیقاتی در آنجا به عمل آوردیم و سپس به تهران بازگشتیم.
در تهران ابتدا یک جمعبندی از یادداشتها کردیم و سپس گزارش نهایی را در دو مرحله به شرحی که خواهد آمد تهیه و خدمت رئیسجمهور محترم وقت، تقدیم کردیم. آیت الله خامنه ای نیز گزارش تهیه شده را در شورای عالی دفاع مطرح کردند. چند روز بعد نیروهای ما از طریق شلمچه وارد خرمشهر شدند و حماسه پیروزی فتح خرمشهر را آفریدند. متن زیر همان گزارش از منطقه¬ی عملیاتی الی بیت¬المقدس است - در حین عملیات مسائلی نیز پیش آمد - و عیناً همین را خدمت رئیس جمهور دادیم. یک نسخه از این گزارش را در مدارکم نگه داشته ام:
۱- ضمن دو مرحله عملیات نیروهای ما دچار خستگی مفرط روحی و جسمی شدند و هیچگونه فرصت استراحت به نیروهای ما داده نشد؛ مقصود همان عملیات فتحالمبین بود و بعدش هم عملیات الی بیتالمقدس؛
۲- عدم هماهنگی و عدم اطلاع بعضی از واحدها از واحد مجاور خود؛
۳- عدم هماهنگی و همکاری نیروهای زرهی ارتش با پیاده و نداشتن کارآیی لازم؛
۴- بیرون رفتن کنترل واحدها از دست فرماندهان تیپها و لشکرها و قرارگاه کل؛
۵- تعدادی از واحدها موقعیت خود را گم کرده و فرماندهان نیز موقعیت آنها را نمیدانستند که بارزترین شکل فاجعه در شلمچه اتفاق افتاد؛
۶- عدم توانایی در هدایت عملیات به لحاظ نشناختن زمین و نیافتن عارضه و عدم قدرت توجیه زمین با طرح؛
۷- نگه داشتن نیروی احتیاط و عدم توانایی در جایگزینی نیروهای خسته آفندی؛
۸- نیروها را در کفی بدون تدبیر حفاظتی به سمت دشمن حرکت دادن بر خلاف تجربیات گذشته بود که در موقع حمله نیروها را از خاکریز یا کانال عبور میدادند؛
۹- حمله به صورت جبههای و رودررو صورت گرفت؛
۱۰- در صورتی که دشمن مقاومت شدیدی میکرده و از نیروهای ما تلفات میگرفته به صورت تیرتراش ولی همچنان دستور پیشروی دادند که در این حالت عدهای تمرد کرده و به عقب برمیگردند و پهلوها را خالی میکنند و عدهای به جلو رفته و کشته میشوند؛
۱۱- نگه داشتن نیروها در مواضع آسیبپذر و استقرار در خاکریزهایی که در تیررس دشمن بودند؛
۱۲- عملیات به روز کشیده شد در حالتی که مواضع پدافندی به ترتیبی که در بند ۱۱ گفته شد تحکیم نیافته بود و این خاکریزها تبدیل به قتلگاه نیروهای ما گردید؛
۱۳- عدم امکان دسترسی به توپخانه دشمن و ضربه نخوردن آن برخلاف عملیات گذشته و این یکی از عوامل مهم تلفات نیروهای ما بوده است؛ ۱۴- سادهاندیشی در مورد اینکه تنها راه عمده تدارکاتی دشمن شلمچه میباشد و با گرفتن یا تهدید شلمچه دشمن خود را تسلیم خواهد کرد.
البته مسائلی نیز از قبل از شروع حملهها بود که مختصراً از این قرار است:
۱- قبل از حمله از وضعیت و مواضع دشمن اطلاعات بسیار کمی در دست بوده است. به ویژه اطلاعات رده تیپ به پایین بسیار اندک و غیرقابل استفاده بوده است؛
۲- عملیات مرحله سوم عجولانه و شتابزده و بدون محاسبه و طرح صحیح و کاملی صورت گرفته است؛
۳- عدم شناخت صحیح از نیروهای دشمن بعد از عقبنشینی از حمیدیه و هویزه و ضعیف انگاشتن دشمن به تصور اینکه دشمن مثل دفعه قبل میگریزد و دست به مقاومت نخواهد زد و داشتن غرور و روحیه کاذب در نیروهای خودی؛
۴- عدم محاسبه اینکه این مرحله از جنگ برای دشمن سرنوشتساز است و اینکه دشمن میان مرگ و زندگی قرار دارد و فکر نکردن در این مورد که دشمن تمام توان خود را برای نجات خویش به کار میبرد؛
۵- عدم آمادگی برای تدارک جبهه متصرفی بعد از حمله اول و دوم و همچنین عدم آمادگی جسمی و روحی برای انجام سه مرحله عملیات؛
۶- آشفتگی نیروها بعد از انجام مراحل اول و دوم عملیات و عدم تحرک جهت جمعآوری و ترمیم و تجدید سازمان نیروها؛
۷- عدم توانایی در جایگزین کردن نیروهای تازهنفس؛
۸- تغییر طرح عملیاتی بر اثر تحلیلهای موهومی از وضعیت دشمن و تصمیم برای اجرای طرح بدون اینکه فرماندهان تیپها و گردانها کاملاً توجیه شده باشند؛
۹- عدم شناخت زمین و مواضع و تعداد خاکریزهای دشمن و میدانهای مین؛
۱۰- فشار مقامات بالا برای تسریع در عملیات آزادسازی خونینشهر؛
۱۱- نساختن جاده و محورهای عملیاتی؛
۱۲- ضعف و عدم آموزش نیروهای بسیج برای این عملیات در طول عملیات الی بیتالمقدس تا آزادسازی خرمشهر.
خرمشهر پس از آزادسازی
چهار نوبت از منطقه ی عملیاتی الی بیت المقدس بازدید کردم. چهارمین نوبت دو روز پس از آزادسازی خرمشهر صورت گرفت. تقریباً چیزی از شهر باقی نمانده بود. در ساحل کارون کانالی احداث که روی آن پوشیده شده بود. نیروهای عراقی از این کانال تردد میکردند و در سنگرهای انفرادی و جمعی مشرف بر کارون استقرار پیدا میکردند. بعد از کارون از غرب به شرق در عرض حدود ۵۰۰ متر تمام ساختمانها تخریب و مینگذاری شده بود. یک سال قبل از آزادسازی خرمشهر در بازدیدی به اتفاق آقای «جواد شریفی» از آبادان و جبهه¬ی خرمشهر، کنار کارون شاهد تخریب خانهها با مواد منفجره و کاشتن مین ها بودیم. دور تا دور خرمشهر موانع خورشیدی کار گذاشته بودند تا مانغ فرود چتربازان نیروی هوابُرد شوند. جلوی کارون کانال کشیده و سنگرها در کانال بودند. از سوراخ این سنگرها می¬شد به کارون نگاه کرد.
بازدید از مناطق جنگی جنوب
یک خط عقبتر، میدان مین و بعد موانع خورشیدی بود. در گمرک خرمشهر، کنار صندوقهای فشنگ و تفنگهای کلاشینکف که در منطقه وسیعی گسترده شده بود، اجساد عراقیها به تعداد زیادی بر روی زمین دیده میشد. این حکایت از درگیری شدید در منطقه ی گمرک خرمشهر میکرد. مسجد جامع خرمشهر که در اوایل جنگ مرکز تدارکات و تجمع نیروهای رزمنده بود، گرچه پیکری مجروح داشت، ولی استوار و پابرجا به عنوان نهادی مقدس و میعادگاه رزمندگان اسلام ایستاده بود که پرچم سه رنگ ایران بر گنبد نیلگون و تخریب شده آن در اهتزاز بود.
*کتاب مسافر وادی عشق؛ ایرج صفاتی دزفولی
.
انتهای پیام /*