مجله نوجوان 125 صفحه 17
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

مترجم : زهرا سادات موسوی محسنی

ویراستار : سپیده اسلامی

ناشر مجله : موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : افشین علاء، محسن وطنی

موضوع : نوجوان

مجله نوجوان 125 صفحه 17

د- بچّۀ همسایه را می‏کُشید و خیال پدرش را راحت می‏کنید. 7 -خفن‏ترین اقدامی که تا به حال انجام داده­اید کدام مورد است؟ (انجام داده‏اید یا تصمیم دارید که انجام بدهید.) الف- برای مطرح شدن در کتاب رکوردهای گینس در مدّت زمان یک ثانیه، پنجاه سوسک فاضلاب را جویده و قورت بدهید. ب- از تمام نهادهای حمایتی دنیا وام بگیرید و مثل آنجلینا جولی و برادپیت به آفریقا رفته و هر ثانیه یک بچّۀ بدبخت و فلک زدۀ آفریقایی را به فرزند خواندگی قبول کنید و خبرش را هم توی بوق و کرنا کنید. ج- مسئولیت حادثۀ طوفان کاترینا را بر عهده بگیرید. د- تمام موارد. 8 - اگر یک بازیگر یا فوتبالیست معروف بودید چه می‏کردید؟ الف- خودتان برای خودتان شایعه درست می‏کردید و به تمام خبرگزاریهای زرد دنیا مخابره می‏نمودید. ب- از همان دوران سیاهی لشکر بودن در فیلم یا تیم، یک لشکر 1500 نفری (همراه با توپ و تانک و مسلسل و اورانیوم غنی شده) را به عنوان بادیگارد و محافظ جانتان استخدام می‏کردید. ج- چندتا عکس خانوادگی‏تان را در یک سی دی رایت می‏کردید و به عنوان سی دی خصوصی بین مردم توزیع می‏نمودید. د- چه می‏دانم بابا! همۀ کارهای عجیب و غریبی که بازیگرها و فوتبالیستهای دنیا انجام می‏دهند را یک جا انجام می‏دادید. 9 -مراسم شیرینی خوران پسرخالۀ آقای مدیر است. اقدام شما: الف- به عنوان مجلس گرم کن و حرکات موزون کن در مراسم مذکور حتما و الزاما شرکت می‏جویید. ب- سعی می‏کنید با استناد به تاریخ و تحقیق و تفحص فراوان، نسبت خویشاوندی بین خود و آقای مدیر پیدا کنید و یا این نسبت خویشاوندی را به زور ایجاد کنید تا برای تعیین مهریه و ... سهمی برای خود قائل باشید. ج- یک کلیۀ خود را به عنوان کادوی عروسی به پسرخالۀ آقای مدیر اهدا می‏کنید. د- تمام موارد فوق را دانه به دانه اجرا می‏فرمایید. -10 در چه صورت اگر حرف نزنید می‏میرید؟ الف- وقتی از روزنامۀ سبزی چهار خط معلومات راجع به فیزیک هسته‏ای یاد می‏گیرید. ب- وقتی همان چهار خط معلومات را هم نداری ولی حساب، حساب رو کم کنی دانشمند جماعت پیش می‏آید. ج- وقت خاصی وجود ندارد چرا که شما در همه حال حرف می‏زنید. د- مگر می‏شود انسان وجود داشته باشد ولی حرف نزند؟ سؤال مشکل دارد. 11 - اگر خدای نکرده در یک میهمانی احساس ‏کنید حضورتان کمرنگ‏تر از حد معمول است چه می‏کنید؟! الف- با صدای بلند برای خودتان جوک تعریف می‏کنید و شاراپ شاراپ روی پایتان می‏کوبید و غش غش می‏خندید. ب- خودتان را وسط جمعیّت پرت می‏کنید و در حالیکه موبایلتان را کنار گوشتان گرفتید با صدای نخراشیده مثلاً در حال مکالمه با خالۀ جرج بوش هستید. ج- ابتدا یک بشقابی، ترقه‏ای، چیزی را به طرف جمعیّت پرت می‏کنید بعد که خوب همۀ نگاهها را به زور به طرف خودتان جلب کردید چهار تا چنگولتان را توی پریز برق فرو می‏کنید. د- دلتان طاقت این مصیبت را نمی‏آورد بنابراین صریحانه جلوی تک تک افراد ظاهر شده و صورت آنها را به زور توی دستانتان گرفته و مجبورشان می‏کنید که به شما زل بزنند. 12 -معمول‏ترین خاطره‏ای که در جمع دوستان تعریف می‏کنید کدام است؟ الف- خوردن کلّه پاچه با رونالدینهو در رستوان مک دونالد شعبۀ مارگریت و خواهران ب- قرض دادن کفشهای کتانی‏تان به زیدان جهت استفاده در ارودهای تیم ملّی شان. ج- ماجرای کم آوردن رضا زاده در بلند کردن وزنه‏هایی که شما عینهو آب خوردن یک دستی بلند می‏کنید. د- تمام موارد به علاوه یک سری موارد دیگر که جزء خاطرات کاملاً شخصی شما با مشاهیر دنیا می‏باشد. - نتیجۀ تست: شما متأسفانه حالتان اصلاً خوب نیست و گرنه مرض دارید این همه سختی بکشید و دروغ و دلنگ ببافید و کفش پاک کن مردم بشوید که دو کلمه بگویید وجود دارید؟! از ما می‏شنوید نکنید این کارها رو! !

مجلات دوست نوجوانانمجله نوجوان 125صفحه 17