بر اساس منابع موثق و مستند، احتمال قطعی حمله ی عراق به ایران پیش از شهریور ماه 1359، برای ارتش جمهوری اسلامی ایران محرز بوده است. بفرمایید این اطمینان چگونه حاصل شده بود؟ و با عنایت به این که این احتمال از سوی ارتش به طور قاطع به مسوولین وقت کشور هشدار داده شده بود، مسوولین وقت چه موضعی گرفته و چه اقداماتی را سامان داده بودند؟  -  نیروی زمینی ارتش بارها وقوع حمله قریب الوقوع را از طرف دشمن اعلام کرده بود ولی یک اراده قوی برای انجام اقدامات سیاسی یا اعزام نیرو به مناطق مرزی وجود نداشت و تنها به تقویت ساده یگانهای زمینی اکتفا شد. در حالتی بین هوشیاری و غافلگیری جنگ بر ایران تحمیل گردید و واحدهای زرهی دشمن که از مدتها قبل درگیری های پراکنده زمینی را شروع کرده بودند از خطوط مرزی گذشتند و وارد خاک جمهوری اسلامی شدند. علیرغم شروع جنگ تحمیلی و تهاجم وسیع نیروهای عراقی، بنی صدر رئیس جمهور وقت که مسئولیت فرماندهی کل قوا به وی تفویض شده بود به اخطارها و توصیه های فرماندهان مبنی بر طرحهای دفاعی و اعزام نیرو به منطقه وقعی ننهاد و استراتژی و سیاست خود را دادن زمین و گرفتن زمان عنوان می کرد که بعدها مشخص شد نه تنها این حربه یک طرح دفاعی نبوده است که از جمله افکار خائنانه و خود فروخته وی بوده است که قصد داشته جبهه تهاجم دشمن خالی از نیروهای دفاعی ما باشد تا دشمن بتواند هر چه سریعتر خود را به خوزستان برساند که بحمدا.. با درایت و تدابیر حکیمانه حضرت امام (ره) این دسیسه و توطئه شوم بنی صدر خیلی زود نقش بر آب شد و از آن به بعد بود که شاهد موفقیت ها و پیروزی های چشمگیری در جبهه ها بودیم.

با عنایت به قطعیت احتمال حمله عراق، چه یگانهایی از نیروی زمینی ارتش در مرز مشترک جمهوری اسلامی ایران با عراق، از فاو تا دالامپرداغ مستقر بودند و چه اقدامات پیشگیرانه ای انجام داده بودند؟  -  طرح کلی کشور برای مرزها چنین بود که مرزها تا زمانی که صلح بود حالت انتظامی داشت و دست ژاندارمری بود. زمانی که خطراتی متوجه مرزها می شد، برابر طرح، ارتش یا به قولی نیروی زمینی باید به کمک ژاندرمری می رفت. از خرداد یا تیرماه 59 درگیری های مرزی شروع شد و نیروهای مرزبانی عراق با پاسگاه های ژاندارمری ما درگیر شدند و این درگیری ها باعث شد که نیروهای ارتش برابر طرح، مرزها را در اختیار بگیرند و در چنین شرایطی پاسگاه های ژاندرمری تحت کنترل عملیاتی نیروی زمینی قرار گرفتند. الان هم چنین حالتی است و نیروی انتطامی در مرز تحت کنترل عملیاتی نیروی زمینی انجام وظیفه می کند. از زمانی که درگیری ها شروع شد، یگان هایی از لشکر 92 و لشکر 81 در مرزها مستقر شدند در شرایطی که دولت وقت خدمت سربازی را یک سال کرده بودکه این لطمات خیلی زیادی را به یگان های ما زده و توان نیروی انسانی را خیلی پایین آورده بود و نقل و انتقالات هم حقیقتاً کمر یگان ها را شکسته بود و بدون ضابطه نقل و انتقالات زیادی در یگان ها انجام شد و خدمه تانک و توپ به قسمت های دیگر رفته بودند و تجهیزاتی که در پادگان ها داشتیم بدون خدمه مانده بود، باید نیروی زمینی مرزها را تحویل می گرفت و به شایستگی هم این کار را انجام داد. مقداری که درگیری ها شدت گرفت و فشار زیاد شد، گردان هایی از تیپ 84 و تیپ 37 زرهی به کمک لشکر 92 و 81 آمده و در مرزها قرار گرفتند. در شهریور 59 که رژیم بعثی عراق هجوم وحشیانه اش را آغاز کرد، این نیروها در مقابل او مقاومت جانانه کردند. روزهای آغازین جنگ روزهایی سرشار از حوادث و اتفاقات مختلف بود که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده اما هرچه بیشتر در این روزها عمیق می شویم،عظمت کار و اوج رشادت نیروی زمینی بیشتر خود را نشان می دهد. زمانی که دشمن خود را به دیوارهای خرمشهر نزدیک می کند به جز گردان 151 و 92 زرهی و تعدادی از عزیزان سپاه خرمشهر کسی در مقابل او نبود، مقاومت جانانه و سرسختانه کارکنان گردان 151 به حدی بود که لشکر 3 زرهی و لشکر 5 مکانیزه دشمن توان ورود به خرمشهر را پیدا نمی کنند. به فاصله کوتاهی دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) خود را به مدافعین خرمشهر می رسانند و آن مقاومت 34 روزه شکل می گیرد.

شائبه ای در خصوص روزهای آغازین جنگ تحمیلی وجود دارد مبنی بر اینکه ارتش جمهوری اسلامی ایران به ویژه نیروی زمینی در برابر تهاجم دشمن مقاومت نکرد .آیا این شائبه صحت دارد؟ یگانهای حاضر در مرز در آن زمان در چه وضعیتی قرار داشتند و قادر به انجام چه اقداماتی بودند؟  -  ما باید شرایط یگان ها را در آن روزها ترسیم و تصویر کنیم که یگان ها از چه میزان توان رزمی برخوردار بودند و از نظر سلاح، تجهیزات و پتانسیل در چه وضعیتی قرار داشتند و این نیرویی که حرکتش را به عنوان مهاجم آغاز کرده بود، نیتش چه بود و توانمندی اش به چه شکل بود. رژیم بعث عراق با 12 لشکر و حجم وسیعی از تجهیزات و سلاح و پشتوانه عظیمی همچون حمایت کشورهای غربی و شرقی آمده بود که سه روزه تهران را فتح کند، یعنی با این ظرفیت و این پتانسیل قوی تهاجم خودش را به مرز شروع کرده بود. در مقابل، یگان هایی که بدون پشتوانه بودند، به صورت خط پدافندی واحد در برابر او صف آرایی کرده بودند، اما باز همین نیروهای محدود در مقابل همین پتانسیل قوی ایستادگی می کردند و اجازه پیشروی قابل توجهی را به او ندادند و در روزهای دوم و سوم جنگ ارتش عراق را متوقف کردند و بعد از آن ارتش دشمن تا پایان جنگ هیچ پیشروی ای نداشت بلکه یا دفاع می کرد یا عقب می رفت. در واقع روزهای ابتدایی جنگ روزهای موفقیت آمیزی برای ما بود؛ چرا که دلاورمردان نیروی زمینی ارتش با همان توان رزمی محدود و اندک نیروهای حاضر در مرزها با مقاومت و ایستادگی و دفاع جانانه خود موفق شدند ماشین جنگی عراق را متوقف و اجازه پیشروی به نیروهای متجاوز را ندهند. اگر دشمن می توانست بیشتر از این پیشروی کند بیرون راندن او در سالهای بعدی جنگ مستلزم عملیاتهای آفندی بیشماری بود. این نشان می دهد که نیروی زمینی تهدیدات را رصد کرده و با آن تلاش و توانی که داشته درصدد مقابله با تهدیدات بوده و خوب هم مقاومت کرده است. مجموعه نیروی زمینی به بهترین شکلی که مقدور بوده در مقابله با دشمن ایستاده است. طرح های نیروی زمینی در آن زمان و با توجه به امکانات آن روز و ابزاری که ارتش داشت بهترین طرح های موجود بود و بهتر از آن نمی توانست اقدام کند. مستندات این را هیأت معارف جنگ هم ارائه داده و اگر کسی ادعا کند که نیروی زمینی بد یا ضعیف عمل کرد، ادعایی غیرمستند است. مدارک نشان می دهد که اینها به بهترین شکل ممکن حضور پیدا کردند و چیزی کم نگذاشتند. ما اگر نگاهی به تعداد شهدای نیروی زمینی ارتش و تاریخ شهادت آنها بیاندازیم می بینیم تعداد زیادی از این شهدا در همان 2 ماه اول جنگ به شهادت رسیدند. این نیرو از روزهای آغازین جنگ تا آخرین روزهای این نبرد، با خلق رشادتها و حماسه هایی بی نظیر نقش بسزایی در تاریخ دفاع مقدس داشته است.

در مجموع توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران را در مقایسه با ارتش بعثی عراق در شروع جنگ تحمیلی چگونه ارزیابی می فرمایید؟  -  پس از صدور فرمان حضرت امام (ره) در مورد غائله پاوه، مهاباد و سنندج مبنی بر آزادسازی و مقابله با ضدانقلاب یگان های زیادی از جمله لشکر 64 و28 پیاده و تیپ30 و در حدود دو تیپ از لشکر 16 زرهی و یک تیپ از لشکر 81 زرهی و چندین گردان و آتشبارهای توپخانه از لشکر 21 و 77 با بکارگیری توان عمده هوانیروز در مناطق یاد شده مشغول نبرد با گروهک های ضد انقلاب و وابسته به بیگانگان شدند، لذا استعداد رزمی یگان های نیروی زمینی که تا حدود 50 % کاهش یافته بود، در شمال غرب و شرق کشور نیز بکار گرفته شد.

ادامه بحران در شمال غرب و غرب از یکسو و نبود باور عمومی مسئولین در حمله همه جانبه عراق از سوی دیگر موجب شد تا نیروی قابل توجهی در غرب و جنوب متمرکز نشود و نیروی زمینی با تصور اینکه حملات گسترده ای از سوی عراق صورت نخواهد گرفت مبادرت به تهیه طرح دفاعی ابوذر در غرب و جنوب با بهره گیری از لشکر 81 زرهی در غرب و لشکر 92 زرهی در جنوب و تعداد اندکی از گردان های لشکر 21 حمزه و لشکر 77 و تیپ 55 هوابرد نمود که به هیچ وجه این نیرو تکافوی دفاع از مناطق گسترده در غرب و جنوب (متجاوز از 1200 کیلومتر) را نمی نمود. هدف اصلی عراق تصرف سریع خوزستان بود. دشمن در جبهه خوزستان در محور شلمچه به خرمشهر با لشکر 3 زرهی و تیپ نیروی مخصوص و لشکر 11 پیاده عراق و در جبهه جنوب کوشک طلائیه به سمت سوسنگرد و اهواز با لشکر 5 مکانیزه و 6 زرهی و در جبهه بستان با لشکر 9 زرهی ودر محور فکه با یک لشکر مکانیزه و در محور موسیان به دشت عباس و غرب کرخه با لشکر 10 زرهی و چند تیپ مستقل و با توپخانه سنگین به خوزستان حمله نمود که تنها لشکر 92 زرهی با استعداد 50 % در مقابل این نیروی عظیم قرار داشت. در جبهه غرب لشکر 8 پیاده کوهستان و بخشی از لشکر 6 زرهی در منطقه قصرشیرین و لشکر12 زرهی در منطقه نفت شهر و گیلان غرب و لشکر 2 پیاده کوهستانی تقویت شده در منطقه مهران قرار داشتند که در مقابل این لشکرها تنها لشکر 81 زرهی با استعدادی در حدود 50 % قرار داشت. اما با تمام این اوصاف رزم آوران شجاع نیروی زمینی تحت شرایط کاملا نا برابر با ایثار و مقاومت دلیرانه از شرف و حیثیت ملی و میهنی و مکتب خود دفاع نمودند که در بعضی محورها نسبت نیروی دشمن به خودی ده بر یک بود.

می دانیم که ارتش ایران قبل از انقلاب، قدرتمندترین ارتش منطقه بشمار می رفت و به لحاظ تجهیزات و آموزش از سطح بالایی برخوردار بود، با این حال چرا قدرت بازدارندگی ارتش جمهوری اسلامی ایران نتوانست مانع از حمله عراق شود؟  -  زمانی که رژیم بعثی عراق در شهریور 59 جنگ را به ما تحمیل کرد؛ نیروهای مسلح ما آمادگی دفاع و مقابله را نداشتند و البته این عدم آمادگی به معنای عدم حضور نبود. نیروهای ما در مرزها حاضر بودند. چون قبل از 31 شهریور 59 یک سری درگیری های مرزی بین پاسگاه های ژاندارمری با نیروهای مرزبانی عراق وجود داشت و تبادل آتش انجام می شد و این برخوردها تا آخر تیر و مرداد 59 وجود داشت و نیروهای ارتش به نیروهای ژاندارمری در این درگیری ها کمک می کردند. با شروع جنگ، یگان هایی از لشکر 92 زرهی خوزستان و گردان هایی از لشکر 81 آمدند و در مرزهای غربی و جنوب غربی مستقر شدند؛ اما این استقرار در مرکز فقط لایه ای دفاعی بود و پشتیبانی و عقبه ای نداشت و به همین خاطر بود که وقتی نیروهای عراقی تهاجم خودشان را آغاز کردند توانستند سد نیروهای ما را بشکنند و قسمت هایی از خاک وسیع کشور اسلامی مان را اشغال کنند

این موضوع برمی گردد به یک سری تحولاتی که در ارتش به وجود آمده بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتش دستخوش یک سری تحولاتی شد که سران خودفروخته اش تسلیم و خیلی از فرماندهان بازنشسته شدند و امرای ارشد از سامانه فرماندهی کنار رفتند. حضور بنی صدر و تدابیر نابخردانه و بعضاً کارهای تعمدانه اش و نقل و انتقالات بیرونی که در یگان های ارتش انجام شد، به همراه برخی اقدامات از جمله کاهش مدت سربازی به یکسال و خدمت کارکنان وظیفه و پایور در مناطق بومی و محل سکونتشان از جمله دلایلی است که باعث تضعیف یگان های ارتش شد و بعد از انقلاب هم موج وسیعی در کشور به وجود آمد که شعار انحلال ارتش را سر می دادند که این مسأله بر روح و روان کارکنان ارتش اثر منفی گذاشته بود . چنین مسیری باعث شده بود که ارتش قابلیت های دفاعی لازمه که در مرزهای غربی و جنوب غربی به آن نیاز دارد را در اختیار نداشته باشد و دشمن بتواند پیشروی کند؛ اما با همه این کاستی هایی که عرض کردم کارهای خیلی خوبی هم در اوایل جنگ تحمیلی انجام شد

نقش نیروی زمینی ارتش در مقابله با ضدانقلاب و گروهکها را قبل از آغاز جنگ تحمیلی تشریح بفرمایید.  -   هنوز چند ماهی از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نگذشته بود که اغتشاشات و عصیان ها در گوشه و کنار کشور توسط عناصری از گروه خیانتکار و منافق به نام حزب دموکرات و کومله و دیگر عناصر پلید و منفور گروهک ها در کردستان و گنبد شروع شد. بسیاری از گروهکها که اندیشه و ایده غیراسلامی داشتند از تثبیت انقلاب اسلامی در ایران به خشم آمده بودند، تلاش های فراوانی انجام دادند تا بتوانند جوی ناآرام و ناامن را در استانهای کشور به ویژه کردستان بوجود آورند. سرانجام با فتنه دشمن ناآرامی ها در کردستان ایجاد شد و اولین یگان های نیروی زمینی ارتش به صورت منظم برای برقراری آرامش و امنیت منطقه، سازماندهی و به آن منطقه اعزام گردیدند. البته تعدادی از داوطلبان نیروی هوایی ارتش هم که اعلام آمادگی کرده بودند برای برقراری آرامش عازم کردستان شدند. دشمن با سرمایه گذاری فراوان تلاش می کرد که بتواند حداقل یک استان را از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران جدا کند. آنها با حمله به پادگان ها و مراکز نظامی از جمله پادگان مهاباد و سنندج به غارت اسلحه ها و مهمات پرداخته و شروع به قتل و چپاول شهرهای پاوه، میانه، سردشت و 000 کردند. پاوه در 25 مرداد 58 به طور کامل در محاصره مهاجمان مسلح قرار گرفت که پس از تصرف شهر دست به کشتار فجیعی زدند. امام خمینی(ره) در 26 مرداد خطاب به دولت و ارتش و ژاندارمری، فرمان حرکت با تمام قوا ظرف 24 ساعت به سوی پاوه را صادر کردند. بنا به فرمان امام، ارتش به طور رسمی وارد تعقیب ضد انقلاب در کردستان شد. شهیددکتر چمران و شهید سرلشکر فلاحی )فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش) با هواپیما وارد باختران شده و در 27 مرداد نیروی هوایی ارتش نیز به کمک محاصره شدگان شتافت و نیروی اعزامی وارد شهر پاوه شد، ستون هایی از لشکر 64 ارومیه در حالی که شهید سرلشکر ظهیرنژاد فرماندهی آن را به عهده داشت از نقده وارد اشنویه شد. با یک سری عملیات توسط فرزندان برومند ارتش و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، کردستان و دیگر نقاط کشور یکی پس از دیگری آزاد شد. با حضور ارتش در گنبد و کردستان ضدانقلاب مجبور به عقب نشینی از آن مناطق شد.

با ورود لشکرهای ارتش به منطقه نبرد که البته با تأخیر صورت گرفته بود، چه اقداماتی صورت گرفت که حرکت نیروهای عراقی در خاک کشور کاملاً متوقف شد و در زمانی بسیار کوتاه در حدود 6 - 7 ماه، تهاجم نیروهای ایرانی به دشمن آغازگردیده و جنگ وارد مرحله جدیدی شد؟  -  دشمن در همان روز اول جنگ در 31 شهریور 59 فهمید که گام در ورطه هلاکت گذاشته است نیروهای حمله کننده به هیچ وجه فکر نمی کردند که در گام اول اینچنین متوقف شوند یگانهای عمده مستقر در مرز در منطقه جنوب، لشکر 92 زرهی اهواز و در غرب لشکر 81 زرهی کرمانشاه با کمک یگانهای مامور و سپاه پاسداران و بسیج و مردم مقاومت نابرابر خود را در مقابل عراق ظاهر کردند. نقش نیروی زمینی ارتش روی زمین و نیروی هوایی در فضای ایران و عراق و نیروی دریایی در خلیج فارس برای ناکام گذاشتن دشمن بسیار تعیین کننده بود بطور مثال اگر در منطقه کرخه دشمن می توانست با عبور از کرخه خود را به جاده اهواز اندیمشک رسانده و خطوط پدافندی را در جنوب یا حتی شمال شهر اندیمشک تشکیل دهد قاعدتا ما باید برای رسیدن به کرخه دهها عملیات انجام می دادیم و این مساوی بود با تحمیل هزینه های بسیار بالا و صرف زمان بیشتر اما رزمندگان نیروی زمینی ارتش نه تنها اجازه چنین فرصتی به دشمن ندادند بلکه حتی در غرب رودخانه کرخه جای پای مهمی را حفظ کردند که کمک بسیار زیادی برای انجام عملیات فتح المبین و راندن دشمن تا خطوط مرزی در فروردین سال 68 ایفا کرد. پس از تثبیت دشمن که با موفقیت کامل انجام شد از همان روزهای اول اندیشه طراحی عملیات علیه دشمن شکل گرفت انجام 170 عملیات کوچک و بزرگ در سال اول جنگ که حدود 160 عملیات آن آفندی و حمله ما علیه دشمن بوده است به نحوی نشان از اراده مستحکمی می دهد که حضور دشمن را در خاک ایران تحمل نمی کند سال اول جنگ سال موفقیت، پیروزی و تحمیل اراده ملی به دشمن بوده است هر چند سرزمین های زیادی در این سال آزاد نشد ولی متوقف کردن دشمن در مواضع نا مناسب پدافندی و بازداشتن او از رسیدن به اهدافی که برای خودش ترسیم کرده بود بزرگترین موفقیت به شمار می رفت ضمن این که همین اقدامات زمینه انجام عملیات های بزرگ سال دوم جنگ را فراهم کرد و در حقیقت بدون انجام اقدامات سال اول جنگ قطعا اقدامات سال دوم نیز قابل انجام نمی بود. عملیات هایی که ارتش در دفاع مقدس انجام داده است، از یک سری قواعد و ویژگی های کلاسیک پیروی می کردند. یکسری اصول آکادمیک مدنظر ما بود. با توجه به تجربیاتی که در جنگ های اول و دوم جهانی به دست آمده بود ما یکسری اصول آکادمیک هم داشتیم که برگرفته از این جنگ ها بودند، یک سری از اعتقادات دینی و مذهبی هم در کنار این تجارب قرار گرفت تا نیروهای ما بتوانند در جنگ پیروز باشند. شما در سال اول جنگ می بینید که پیروزی درخشانی نداریم و کار نیروهای نظامی ما بیشتر ثابت نگه داشتن دشمن بود. در واقع عملیات پدافندی بود و کاری بود که تلاش بکنیم دشمن جلوتر نرود. * در دوران اولیه جنگ تحمیلی، با وجود مدیری شایسته و رهبری لایق و اندیشمندی توانا همچون حضرت امام خمینی دررأس نظام، تحریم های دشمنان برای ما به فرصت تبدیل شد و این اعتماد و خودباوری را در ما به وجود آورد که این تحریم ها نه تنها مانع نیست، بلکه پلی است برای پیشرفت * اقتدار و سرافرازی امروز ما مرهون هشت سال دفاع مقدس است

ارتش و سپاه در سایه وحدت و همدلی توانستند عملیات های بزرگ را سازماندهی کنند در سال های دوم جنگ عملیات آفندی ما شروع شد. این تصمیم به این خاطر بود که شهید صیاد شیرازی از دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش استادان را به جبهه آوردند و گفتند شما در اینجا برای مقابله با دشمن برنامه ریزی و طرح ریزی بکنید و بر مبنای همین اصول آکادمیک و جنگ کلاسیک نیروها را سازماندهی کردند. سپاه هم در همین قالب آمد. سپاه هم تا بعد از عملیات بیت المقدس با یگان های ارتش تلفیق می شدند و در کنار بچه های ارتش بودند و ما با توجه به این وحدت و هم دلی بود که توانستیم عملیات هایی بزرگ را سازماندهی بکنیم. در واقع همه عملیات های بزرگ مثل ثامن الائمه، بیت المقدس، فتح المبین و.. از یک اصول کلاسیک پیروی می کردند و تجربیاتی که از این عملیات ها به دست آمده است در حال حاضر در مدارس نظامی ما تدریس می شود. البته در کنار این اصول آکادمیک تجربه های جدیدی هم در جنگ به دست آوردیم، به عنوان مثال خلبانان ما تجربه های زیادی در جنگ به دست آوردند که آنها را نیز اضافه کردند. * نقش ارتش و بویژه نیروی زمینی را در بسیج مردمی تبیین بفرمایید.  -  یکی از کارهایی که در یگان های نیروی زمینی صورت می پذیرفت، تجهیز و آموزش نیروهای مردمی در پادگان های ارتش بود و حتی از دانشجویان دانشگاه افسری، افرادی را برای آموزش نیروهای مردمی انتخاب می کردند. همین نیروهای مردمی که آموزش یافتند بعدها هسته اولیه یگانهای سپاه را تشکیل دادند و در واقع اولین آموزش های کلاسیک نیروهای مردمی توسط نیروی زمینی صورت گرفت. برای مثال افرادی مثل شهید صیاد شیرازی و شهید کلاهدوز از افرادی بودند که در تشکیل سپاه خیلی نقش داشتند. حتی سرلشکر صالحی، فرمانده محترم فعلی ارتش، فردی بود که جزو تشکیل دهندگان نیروهای بسیج بود. به همین ترتیب می بینیم که نیروی زمینی ارتش در بخش های مختلف تعلیم و تجهیز نیروهای داوطلب نقش فعالی داشت. خیل عظیم مشتاقان که در پاسخ به ندای رهبر کبیر انقلاب، لباس رزم بر تن کرده و قصد جهاد نموده بودند، در قالب نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و جهاد سازندگی، راهی جبهه های نبرد با دشمن متعدی می گردیدند و به برادران خود در نیروی زمینی ارتش می پیوستند. استفاده بهینه از این نیروها که عموما فاقد آموزش های پایه ای رزم کلاسیک بودند، بی شک مستلزم سازماندهی آنها و ارائه تعلیمات و آموزش های لازم برای حضور در برابر قوای تا بن دندان مسلح عراق بود و در این راستا، طبعاً نیروی زمینی ارتش به عنوان منسجم ترین ارگان نظامی در ساختار دفاعی نظام بار اصلی را به دوش کشیده و با آموزش، سازمان دهی و تجهیز این لشکر مردمی، زمینه را برای استفاده بهینه کشور از خدمات این نیروهای متهور و جنگنده در دفع تجاوز فراهم ساخت. * نظر جنابعالی در خصوص نقش پدافندی نیروی زمینی در روزها و ماه های نخست جنگ تحمیلی چیست؟ آیا علی رغم مشکلات موجود، یگان ها و فرماندهی این نیرو موفق عمل کرده اند یا خیر؟  -  ما در روزهای آغازین جنگ فقط حالت تدافعی داشتیم و نیروهای ما فقط در مقابل حرکت های دشمنان پدافند می کردند و اگر تهاجمی انجام می شد در قالب حرکت های پدافندی بود و اگر نبود دفاع جانانه نیروی زمینی بعنوان تنها مدافع کشور چه بسا عراق با آن همه نیرو و توان رزمی که تجهیز کرده بود باید بیشتر از آنچه از خاک کشورمان را تصرف کرد اشغال می کرد و به پیشروی خود ادامه می داد ولی می بینیم که پس از پیشروی های اولیه و تصرف خاک کشورمان، با دفاع سرفرازانه نیروی زمینی قهرمان زمین گیر شد و وقتی ماشین جنگی عراق متوقف شد، دیگر نیرو ها از جمله مردم قهرمان به برادران و فرزندان خود در نیروی زمینی ارتش برای دفاع در برابر دشمن پیوستند. * می دانیم که پدافند عموماً کاری دشوارتر از آفند است. زیرا در آفند، ابتکار عمل، زمین و زمان در دست نیروی تکاور است. اما پدافند، واکنشی به تحرکات دشمن است و این کار را سخت می کند. درباره ی دشواری هایی که نیروی زمینی در این زمینه با آن مواجه بوده است، بفرمایید.  -  نباید از نقش نیروهای دفاعی خودمان غافل شویم چون کار آنها خیلی سخت بود و سربازان ما ناچار می شدند ماه ها در یک سنگر که شاهد شهادت همرزمانشان هم بودند، به دفاع از خطوط مرزی بپردازند. ارتش عراق، مناطق بسیاری را بمباران شیمیایی می کرد و باز هم نیروهای مدافع ما در همان منطقه که بمباران شیمیایی شده و خاک آن آلوده بود به دفاع می پرداختند. کیلومترها آمادرسانی در آن زمان انجام می شد که به هیچ وجه کار آسانی نبود. در گرمای 50 درجه جنوب کشور تمام این فعالیت های دفاعی ادامه داشت. شما به این فکر کنید که در آن دما، سربازان می بایست بادگیر بپوشند، کلاه آهنی بر سر بگذارند و مقاومت هم بکنند. چفیه در قاموس دفاع مقدس، جایگاه خود را در چنین شرایط سخت و دشواری پیدا کرد. آن را خیس می کردیم و برای خنک شدن، روی سرمان می انداختیم. نقش عملیات دفاعی، مقاومت و صبر رزمندگان در 1300 کیلومتر و در مدت هشت سال دفاع مقدس را نباید فراموش کرد. انجام پشتیبانی های مختلف جبهه و جنگ مانند تهیه و توزیع مهمات، جنگ افزارها، سوخت، ترابری، تعمیرات خودروها و ادوات جنگی و مایحتاج روزانه صدها هزار سرباز نظیر آب، نان، غذا، لباس و به ویژه رساندن روزانه صدها تن یخ به خطوط مقدم نبرد در گرمای طاقت فرسای 50 درجه منطقه جنوب، تخلیه مجروحین و شهدا و مداوای بیماران در منطقه و ایجاد منطقه بهداشتی برای پیشگیری از شیوع بیماری ها از اقدامات ناگفته جنگ در طول 8 سال دفاع مقدس است که یگانهای پشتیبانی نیروی زمینی ارتش در سطحی بسیار وسیع و حجم فوق العاده ای به بهترین شکل ممکن انجام داده اند. علاوه بر این احداث جاده، ایجاد موانع در مقابل مواضع خودی و بازکردن میادین مین دشمن در شبهای عملیات، برقراری پل های ارتباطی، ایجاد استحکامات، سنگر سازی و دهها اقدام دیگر که در این زمینه نقش یگانهای مهندسی نیروی زمینی ارتش را بسیار موثر و پررنگ در دفاع مقدس به خوبی نشان می دهد گوشه هایی از فعالیت های دیگر این نیرو در دفاع و حراست از میهن اسلامی ما است. * ارتش عراق در آغاز حمله به ایران از 12 لشکر و7 تیپ مستقل برخوردار بود. این رقم تا پایان جنگ به 32 لشکر افزایش یافته است و در طول جنگ نیز از حمایت های همه جانبه برخوردار بود و در مقابل ما در تحریم بودیم ؛ بفرمایید چه عواملی باعث شد که با وجود این وضعیت، ما بتوانیم ضمن شکست استراتژی دشمن حتی در برابر دشمن موضع فعال گرفته و به او تک بکنیم؟  -  در آن زمان، با وجود مدیری شایسته و رهبری لایق و اندیشمندی توانا همچون حضرت امام خمینی(ره) در رأس نظام و نیز تبیین کننده تدابیر ایشان حضرت آیت الله خامنه ای، این تحریم ها برای ما به فرصت تبدیل شد و این اعتماد و خودباوری را در ما به وجود آورد که این تحریم نه تنها مانع نیست بلکه پلی است برای پیشرفت. ما به این باور رسیدیم که خودمان نیازهای داخل را تأمین کنیم و در زمینه تولید تجهیزات نظامی و تسلیحاتی به هیچ کشوری وابستگی نداشته باشیم و روی پای خود بایستیم. اگر چه این تحریم ها به ما فشارهایی هم وارد کرد و سبب شد در مقطعی تا آنجا به ما سخت بگذرد که احساس کنیم بالگردها و هواپیماهایمان به دلیل نداشتن قطعه توان پرواز ندارند، ولی این خود آغازگر جهشی بود که دانشمندان و افسران جوانمان توانستند با استفاده از ظرفیت های موجود کشور، نهضت قطعه سازی را آغاز کنند و امروز شاهد آن هستیم که هواپیما، تانک، توپ، موشک، ناوشکن و سایر ادوات نظامی را با دستان پرتوان متخصصان کشورمان تولید می کنیم و توانسته ایم بومی سازی تجهیزات نظامی را سرلوحه فعالیت های خود قرار  دهیم. این نتیجه همان تحریم هایی است که دشمن از سال 1358 آغاز کرد. آنها حتی فکرش را نمی کردند که ما روزی به دانش صلح آمیز هسته ای و حضور در فضا دست یابیم که می توان گفت اقتدار و سرافرازی امروز ما مرهون دفاع هشت ساله است. در طول جنگ تحمیلی ما در تحریم اقتصادی وسیع و همه جانبه ای قرار داشتیم. تجهیزات ما به لحاظ کمّی با نیروهای بعثی قابل مقایسه نبود. اما در جنگ های کلاسیک و ناهمگون ثابت کردیم که این سلاح ها و تجهیزات پیچیده و پیشرفته نیستند که پیروزی ها را به ارمغان می آورند. بسیاری از مواقع بود که هواپیما های ما اجازه پرواز نداشتند چرا که آسمان در اختیار جنگنده های عراقی بود. ما می بینیم که در مقابل خیل انبوه رزمندگان ما که می خواستند عملیاتی را سازماندهی کنند دریایی از مین در مقابل آنان قرار داشت. انواع و اقسام تیربارهای مکانیکی و الکترونیکی در برابر آنها بود. حتی در شرایطی توپخانه های دشمن این میادین مین را تحت پوشش قرار می داد. اما در نهایت پیروزی ها برای ما رقم می خورد. نه اینکه از تجهیزات و سلاح ها استفاده نکردیم، بلکه این سلاح ها با فکر  و اندیشه رزمندگان اسلام، به موقع و بجا بکار گرفته می شد. سلاحی که در دست یک انسان مؤمن، باانگیزه و معتقد به خدا باشد می تواند بر دهها  نفر سلاح به دست بی ایمان پیروز  شود و یکی از رمزهای اصلی موفقیت ما در جنگ تحمیلی همین اعتقاد و ایمان رزمندگان ما بود. * چه تحلیلی از همکاری و رابطه ی بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به ویژه ارتش و سپاه دارید؟  -  از همان ابتدای تأسیس سپاه و حتی بسیج، من استخدامی دوره دوم بعداز انقلاب هستم، خاطرم هست در دوران انقلاب، ما هم در کنار مردم در تظاهرات شرکت داشتیم و با پیروزی انقلاب ما هم آمدیم و هسته های مقاومت را در مساجد تشکیل دادیم و شب ها نگهبانی می دادیم و بعدها که کمی کلاس کار بالاتر رفت درجه دارانی از لشکر 92 آمدند و به ما آموزش سلاح M1 را دادند و تیم های 22 نفره تشکیل دادیم. من آموزش نظامی خودم در بسیج را مدیون بچه های لشکر 92 هستم. در رده بالاتر، دوستان ارتشی ما هستند که می آیند و در تشکیل سپاه نقش دارند. شهید کلاهدوز سروان زرهی نیروی زمینی بود و از کسانی است که در تأسیس سپاه نقش داشته است. عمده آموزش های برادران سپاهی ما در ارتش انجام می گرفت. خاطرم هست در مرکز پیاده خیلی از دوستان ما در ابتدای انقلاب و خیلی از دوستان سپاه در همین کمیته هوابرد آموزش دیدند و هسته های اصلی یگان ها، تیپ ها و لشکرهای سپاه را تشکیل دادند. این است که می توانیم بگوییم در شکل گیری سپاه پاسداران، ارتش نقش کلیدی و محوری داشت و در جنگ هم با همدیگر همراهی کردند و خود دوستان و برادران سپاهی ما ارتش را برادر بزرگ تر می دانند و خطابی که ما در جلسات داریم، این است که ارتش را برادر بزرگ تر می دانند. در رابطه با تلفیق این دو نیرو (ارتش و سپاه) باید عرض کنم که ارتش سازمانی بود که در جنگ کلاسیک و براساس آموخته های نظامی عمل می کرد و براساس دانسته هایی که در مدارس نظامی یاد گرفته بود، عملیات هایش را سازماندهی می کرد و نیروهای سپاه هم یک سری جوانان پر شور انقلابی و از جان گذشته بودند و اینها وقتی کنار همدیگر قرار گرفتند کارهای بزرگی انجام می دادند. اولین ارتباط سپاه و ارتش به صورت علنی و ملموس به دست توانای شهید صیادشیرازی انجام شد که قرارگاه مشترک کربلا را ساماندهی کرد و ارتش و سپاه را در قالب یک قرارگاه به پای کار آورد و سبب شد نیروی منسجم و متخصصی به نام نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران شکل گیرد و این دو در کنار هم توانستند عملیات های بزرگی را انجام دهند. * تجربیاتی که از عملیات های بزرگ به دست آمده است، درحال حاضر در مدارس نظامی ما تدریس می شود * در دوران جنگ، علاوه بر تحقق مجاهدت ها و دلاوری های ارتش در صحنه های نبرد، یگان های پشتیبانی نیروی زمینی ارتش در سطحی بسیار وسیع و حجم فوق العاده ای به بهترین شکل اقدامات لازم را انجام می دادند * شهید صیاد شیرازی استادان دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش را به میدان های جنگ آوردند و به آنها گفتند: شما در اینجا برای مقابله با دشمن برنامه ریزی و طرح ریزی بکنید

 

. انتهای پیام /*