فصل سوم: دانشگاه و انقلاب فرهنگی
ستاد انقلاب فرهنگی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

ستاد انقلاب فرهنگی

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ستاد انقلاب فرهنگی‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی‏

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست‏‎ ‎‏ملت مسلمان می باشد، اعلام شده است و تا کنون اقدام مؤثر اساسی‏‎ ‎‏انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوص دانشجویان با ایمان متعهد،‏‎ ‎‏نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه‏‎ ‎‏آثارش نمایان می شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند‏‎ ‎‏که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد، و‏‎ ‎‏فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطۀ رژیم فاسد کارفرمایان‏‎ ‎‏بی فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده‏‎ ‎‏بودند، که از دستاوردهای دانشگاهها به خوبی ظاهر می شود که جز‏‎ ‎‏معدودی متعهد و مؤمن که علی رغم خواست دانشگاهها در خدمت‏‎ ‎‏کشور و اسلام بودند، دیگران جز ضرر و زیان چیزی برای کشور ما بار‏‎ ‎‏نیاوردند؛ و ادامۀ این فاجعه که مع الأسف خواست بعض گروههای‏‎ ‎‏وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی وارد خواهد کرد، و تسامح در این امر حیاتی، خیانت عظیم بر‏‎ ‎‏اسلام و کشور اسلامی است. بر این اساس به حضرات آقایان محترم‏‎ ‎‏محمد جواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 169

‎

‏‏  سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری‏‎ ‎‏مسئولیت داده می شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر‏‎ ‎‏متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و دانشجویان متعهد با‏‎ ‎‏ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه ریزیِ‏‎ ‎‏رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آیندۀ دانشگاهها، بر اساس‏‎ ‎‏فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایستۀ متعهد و آگاه و‏‎ ‎‏دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. بدیهی است‏‎ ‎‏بر اساس مطالب فوق دبیرستانها و دیگر مراکزآموزشی که در رژیم سابق‏‎ ‎‏با آموزش و پرورشی انحرافی و استعماری اداره می شد، تحت رسیدگی‏‎ ‎‏دقیق قرار گیرد تا فرزندان عزیزم از آسیب و انحراف مصون گردند. از‏‎ ‎‏خداوند متعال توفیق آقایان را در این امر مهم مسألت می نمایم و‏‎ ‎‏عظمت اسلام و کشورهای اسلامی را خواهانم. والسلام علیکم.(233)‏

‏‏23 / 3 / 59‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏برنامه ریزی مطابق‏‎ ‎‏نیازها‏

‏‏دانشگاه که می خواهد از آن، دانشمندها بیرون بیاید باید اول داخل‏‎ ‎‏دانشگاه اصلاح بشود، نه اینکه سنگربندی بشود توی دانشگاه و زد و‏‎ ‎‏خورد و آن بساط. اصلاح بشود دانشگاه. باید آن اشخاصی که متعهد‏‎ ‎‏هستند کوشش کنند به اینکه، یک دانشگاهِ محلِ تربیت و تزکیه و محل‏‎ ‎‏علم به آن معنایی که برای کشور ما لازم است ‏‏[‏‏به وجود بیاید‏‏]‏‏، نه آن‏‎ ‎‏چیزی که لازم نیست و نه آن چیزی که کشور ما را به فساد و جوانهای ما را‏‎ ‎‏به فساد می کشد. بسیاری از این چیزهایی که در دانشگاهها برای جوانها‏‎ ‎‏به عنوان تعلیم هست اینها فاسد می کنند جوانهای ما را. باید اشخاصی‏‎ ‎‏باشند و ان شاءالله هستند و برنامه بریزند. برنامه ای که تعلیمات به مقدار‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 170

‎

‏‏  احتیاج و به آن اندازه ای که ما محتاج به آن هستیم. و آن چیزهایی که‏‎ ‎‏برای اصلاح کشور ما هست آنها را در برنامه ها بگذارند. و آن چیزی که‏‎ ‎‏برخلاف صلاح ما بوده است در آن زمان، آن را حذف بکنند تا ان شاءالله ‏‎ ‎‏یک دانشگاهی بشود از حیث علم، دانشگاه خوب. و همین طور باید در‏‎ ‎‏دانشگاه اشخاصی را بیاورند که تهذیب کنند این افراد را.‏‏(234)‏

‏‏10 / 4 / 59‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏همکاری با ستاد‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی‏

‏‏عزیزان من توجه خیلی لازم است، بیداری خیلی لازم است. امروز در‏‎ ‎‏همه جا می خواهند که ایجاد نفاق کنند؛ ایجاد یأس کنند. در دانشگاهها‏‎ ‎‏هم همین معنا هست و من باید به آنها هم عرض کنم که ما و جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی و اسلام پشتیبان دانشگاه است، پشتیبان دانشگاهیان است،‏‎ ‎‏پشتیبان اساتیدی که برای اسلام و برای کشور زحمت می کشند هست،‏‎ ‎‏پشتیبان تخصصها هست. آن چیزی که مسلماً باید نباشد فقط آن است‏‎ ‎‏که بخواهند توطئه ها را ـ خدای نخواسته ـ در دانشگاه دامن بزنند؛ البته‏‎ ‎‏توطئه نباید باشد. من به همۀ اساتید دانشگاه که تعهد دارند به کشور‏‎ ‎‏خودشان و می خواهند خدمت کنند به کشور خودشان و می خواهند‏‎ ‎‏تربیت کنند جوانان ما را و می خواهند تخصصهای خودشان را پیاده‏‎ ‎‏کنند و ‏‏[‏‏تعلیم‏‏]‏‏ کنند برای جوانان ما، به همۀ آنها، من اطمینان می دهم‏‎ ‎‏که ایران و اسلام با آنها موافق است و نگهدار آنهاست و پذیرای از‏‎ ‎‏آنهاست و هیچ به خودشان تزلزل راه ندهند و همۀ متفکران، از اساتید‏‎ ‎‏دانشگاه و غیر آنها با هم توجه کنند و همکاری کنند با این هیأت اصلاح‏‎ ‎‏فرهنگی و انقلاب فرهنگی، تا اینکه یک دانشگاهی ما پیدا بکنیم که‏‎ ‎‏لبریز از علم باشد، لبریز از تخصص باشد و آرام باشد.(235)‏

‏‏24 / 1 / 60‏

‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 171

‎

‏‏ایجاد دانشگاه‏‎ ‎‏اسلامی‏

‏‏اشخاصی که مأمور «انقلاب فرهنگی» هستند باید در کار خودشان دقیق‏‎ ‎‏باشند و کوشا باشند که اشخاصی متعهد را پیدا بکنند و با مشورت آنها‏‎ ‎‏زودتر کارها را انجام بدهند که ان شاءالله ، بتدریج این دانشگاه باز بشود و‏‎ ‎‏دانشگاهی باشد که برای خود ما باشد؛ نه دانشگاهی که ما را گرایش‏‎ ‎‏بدهد به خارج، چه در طرف چپ یا در طرف راست. و من امیدوارم که‏‎ ‎‏این آقایانی که مأمور این معنا هستند که «انقلاب فرهنگی» بکنند کمک‏‎ ‎‏بشوند از اشخاصی که توجه به مسائل دارند؛ اشخاصی که به اسلام و به‏‎ ‎‏کشور خودشان عقیده دارند و گرایش غربی و شرقی ندارند به اینها کمک‏‎ ‎‏کنند. آنها هم، همان طوری که قبلاً، به آنها تذکر داده ام، دعوت کنند از‏‎ ‎‏اینها که ان شاءالله ، بزودی این مطلب حاصل بشود و ما یک دانشگاه‏‎ ‎‏اسلامی ‏‏[‏‏داشته باشیم‏‏]‏‏ که در فکر این باشد که این ملت را از این‏‎ ‎‏[‏‏مشکلاتی‏‏]‏‏ که تاکنون پیدا کرده است نجات بدهند.(236)‏

‏‏4 / 3 / 60‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏بیانات امام خمینی در جمع اعضای ستاد انقلاب فرهنگی‏

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏من با اینکه در روز شنبه بنای صحبت نداشته ام، لکن برای اینکه آقایان‏‎ ‎‏دانشگاهی هستند و دنبال مسائل دانشگاهی و انقلاب فرهنگی صحبت‏‎ ‎‏کردند، من هم به سهم خودم چند کلمه ای عرض کنم.‏

‏‏     بالاتر چیزی که دشمنهای کشورهای مستضعف و کشورهای‏‎ ‎‏اسلامی از طرف مخالفین با بشریت انگشت رویش گذاشتند، دانشگاه‏‎ ‎‏است؛ برای اینکه آنها خوب می دانند که اگر دانشگاه در خدمت آنها‏‎ ‎‏باشد، یعنی همۀ کشور در خدمت آنهاست. دانشگاه است که ادارۀ امور‏‎ ‎‏کشور را می کند و دانشگاه است که تربیت نسل آینده و حاضر را می کند. و‏‎ ‎‏چنانچه دانشگاه در اختیار چپاولگرهای شرق و غرب باشد، کشور در‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 172

‎‏  اختیار آنهاست. آن قدری که دانشگاه هدف بوده است؛ جاهای دیگر‏‎ ‎‏نبوده است. روحانیت هم پهلوی دانشگاه هست. و آنها دانشگاهیها را با‏‎ ‎‏آن تربیت شرقی یا غربی وارد در صحنه می خواستند بکنند. و‏‎ ‎‏روحانیون را، از باب اینکه آنها را تحت کنترل خودشان بیاورند، مأیوس‏‎ ‎‏بودند؛ می خواستند که از صحنه خارج کنند. آنها دانشگاه نمی خواستند‏‎ ‎‏و دانشگاههای علوم قدیمه هم نمی خواستند. آنها سعی کردند که این‏‎ ‎‏دو قشر را و این دو دانشگاه را، که تمام مقدرات کشور می تواند در دست‏‎ ‎‏آنها باشد، یکی را تربیت خارجی و شرقی و غربی بکنند و به صحنه‏‎ ‎‏بیاورند و یکی دیگر را ، که تربیتش در دست آنها نبود و هزار سال هم‏‎ ‎‏نتوانستند در آن رخنه کنند، می خواستند که از صحنه خارج کنند. چه‏‎ ‎‏بکنند که از صحنه خارج کنند و اینها را هم در اختیار خودشان داشته‏‎ ‎‏باشند؟ یکی از کارهای مهم، بدبین کردن دانشگاهیها ‏‏[‏‏نسبت‏‏]‏‏ به‏‎ ‎‏روحانیت بود؛ بدبین کردن روحانیت به دانشگاه. در طول این مدتهای‏‎ ‎‏طولانی، سعی کردند در اینکه بین این دو قشر اختلاف ایجاد کنند،‏‎ ‎‏شکاف ایجاد کنند، بلکه اینها را باهم دشمن کنند. اگر در بین دانشگاه‏‎ ‎‏می رفتیم، اسم «آخوند» در آنجا مطابق با یک مادۀ مخدر بود! اگر در بین‏‎ ‎‏طلاب علوم دینیه هم می رفتیم، «دانشگاهی» مطابق با بی دینی بود!‏‎ ‎‏اینها را به جان هم می انداختند و از هم جدا می کردند تا اینکه آن‏‎ ‎‏استفاده هایی که باید بکنند، بکنند. بی خود نیست که ظرف این پنجاه‏‎ ‎‏سالی که اینها روی کار بودند، نگذاشتند یک دانشگاهی که مربوط به‏‎ ‎‏خود کشور باشد، یک دانشگاهی که برای مصالح خود کشور تحصیل کند‏‎ ‎‏و برای مصالح خود کشور آدم و دانشمند بیرون بدهد، ‏‏[‏‏ایجاد شود.‏‏]‏‎ ‎‏نمی گویم به طور کلی موفق شدند، لکن آنها در صدد بودند که بتدریج، به‏‎ ‎‏طور کلی موفق بشوند که هرچه از دانشگاه بیرون بیاید قبلۀ او شرق یا‏‎ ‎‏غرب باشد. وقتی که دانشگاه به این صورت در آمد و روحانی هم از‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 173

‎‏  دانشگاه منعزل شد و ارتباطش قطع شد، آنها مقدرات همۀ کشور را در‏‎ ‎‏دست خود دارند.‏

‏‏     همان طور که آنها انگشت روی دانشگاه می گذاشتند و با تمام قدرت‏‎ ‎‏دنبال این بودند که دانشگاه را به دست خودشان بیاورند و اشخاصی که‏‎ ‎‏جبهه و وجهه شان رو به شرق و بیشتر رو به غرب است ‏‏[‏‏در‏‏]‏‏ دانشگاه‏‎ ‎‏آنطور به دست بیاورند و تربیت دانشگاهیها را آنطور بکنند و قشر‏‎ ‎‏روحانیت را هم کنار بگذارند، آنها را بی خاصیت کنند و اینها را خاصیت‏‎ ‎‏شرقی یا غربی بدهند، همان طور هم ماها و این انقلاب انگشت را روی‏‎ ‎‏همان نقطۀ حساس گذاشت. در رأس مسائل، «انقلاب فرهنگی» و‏‎ ‎‏دانشگاهی برنامه بود؛ یعنی، همان که آنها در ظرف پنجاه سال‏‎ ‎‏می خواستند عمل کنند. بعد از انقلاب هم آنهایی که به کشور خودشان‏‎ ‎‏علاقه داشتند و به اسلام علاقه داشتند، آنها هم انگشت را روی همان‏‎ ‎‏نقطۀ حساس گذاشتند و انقلاب فرهنگی و انقلاب دانشگاهی را‏‎ ‎‏خواستند. و شما دیدید که از همان روز اول، آنهایی که قبله شان یا مسکو‏‎ ‎‏بود و یا امریکا، شروع به مخالفت کردند؛ این را یک عمل ارتجاعی‏‎ ‎‏حساب کردند. آن وقت تهمتها هم زدند که اینها می خواهند اصلاً علمی‏‎ ‎‏توی کار نباشد و تخصصی توی کار نباشد و لابد اینها می خواهند تیمم و‏‎ ‎‏وضو را در دانشگاه یاد اینها بدهند! غافل از اینکه این تبلیغات اگر سابق‏‎ ‎‏عمل خودش را زیاد انجام داد، بعد از انقلاب و بیدار شدن قشرهای‏‎ ‎‏میلیونی ایران، این حرفها دیگر در آنها اثر ندارد. آنها می دانند که شما‏‎ ‎‏وقتی می گویید «مرتجع» مقصودتان این است که بگذارید ما دستمان باز‏‎ ‎‏باشد تا اینکه «مترقی» باشیم و مملکت خودمان را در آغوش غرب‏‎ ‎‏بکشیم که مترقی است! و یا در آغوش شرق و بلوک کمونیستی که آنها‏‎ ‎‏هم مترقی هستند! مقصود از «مرتجعین» مسلمانها و علاقه مندهای به‏‎ ‎‏اسلام و علاقه مندهای به کشور بود و مقصود از «مترقی» آنها بودند که‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 174

‎‏  می خواستند و می خواهند کشور را به طرف شرق و غرب بکشند و راهی‏‎ ‎‏جز کشاندن دانشگاه به طرف شرق یا طرف غرب نداشتند.‏

‏‏     از آن روز اولی که صحبت «انقلاب فرهنگی» پیش آمد، مخالفتها‏‎ ‎‏شروع شد. اگر شما گروههایی ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ که مخالفت کردند با این مسائل و‏‎ ‎‏اشخاصی ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ که سینه زدند برای باز شدن دانشگاه قبل از اصلاح‏‎ ‎‏مشاهده کنید، می بینید که اینها همه پای بیرق غرب و شرق سینه‏‎ ‎‏می زنند. شما توجه داشته اید و دارید که از همان اول انقلاب، قدم به قدم‏‎ ‎‏طوایفی و قلمهایی و زبانهایی بر ضد این انقلاب به کار افتادند؛ و هر‏‎ ‎‏قدمی که انقلاب خواست برای اصلاح بردارد، آنها مخالفت کردند. اگر‏‎ ‎‏صحبت دانشگاه آمد، همانهایی که دانشگاه را مرکز فساد قرار داده بودند‏‎ ‎‏و همانهایی که قبلۀ آنها غرب یا شرق بود، با اصلاح دانشگاه مخالف‏‎ ‎‏بودند. آنها خوف این را داشتند که مبادا دانشگاه یک دانشگاه اسلامی‏‎ ‎‏بشود تا اینکه دست شرق و غرب تا ابد از دانشگاه کوتاه بشود؛ یعنی، از‏‎ ‎‏کشور کوتاه بشود. آنهایی که می خواهند و می خواستند که دست شرق یا‏‎ ‎‏غرب باز باشد و مصلحت شخصی خودشان را در این امر می دانستند،‏‎ ‎‏کوشش کردند که با قلم و زبان محکوم کنند اصلاح و انقلاب دانشگاه را. و‏‎ ‎‏شما اگر توجه کنید که چه گروههایی مخالفت با این امر کردند و باز هم‏‎ ‎‏می کنند و باز هم اصرار دارند به اینکه دانشگاه به همان ترتیبی که سابق‏‎ ‎‏بود باز بشود، می فهمید روش این اشخاص چه روشی است. ما از مسائلی‏‎ ‎‏که در کشور طرح می شود اشخاصی که آن مسائل را طرح می کنند‏‎ ‎‏می شناسیم.‏

‏‏     آنهایی که با انقلاب «فرهنگی» مخالف بودند با اسم اینکه دانشگاه را‏‎ ‎‏می خواهند اینها اصلش ببندند و اینها نمی خواهند که دانشگاه در کار‏‎ ‎‏باشد، مشغول به تبلیغات شدند. یک دسته از آنها همانها بودند که‏‎ ‎‏دانشگاه را سنگر قرار داده بودند و اتاق جنگ در دانشگاه ـ به طوری که‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 175

‎‏  گفته می شود ـ ایجاد کرده بودند! و یک دسته از آن غربزده هایی که به‏‎ ‎‏خیال خودشان، اسلامی شدن دانشگاه و اسلامی شدن جوانهای ما و‏‎ ‎‏اسلامی شدن دانشمندان ما با مقاصدشان مخالف بود اینها را طرد به‏‎ ‎‏«ارتجاع» کردند. «مرتجعین»، یعنی آنهایی که نمی خواهند طرف شرق‏‎ ‎‏بروند که مرکز تمدن است ـ به اصطلاح آنها ـ ونمی خواهند طرف غرب‏‎ ‎‏بروند! که آنها طرف شرق و غرب هر دو را بهتر می دانستند از اسلام. آنها‏‎ ‎‏می خواهند اسلام نباشد، هرچه می خواهد باشد. آنها می خواهند که‏‎ ‎‏تربیتهای اسلامی در دانشگاهها نباشد، دیگر هرچه باشد مانعی ندارد.‏‎ ‎‏آنها می خواهند که دانشگاه و فیضیه با هم مرتبط نباشد؛ برای اینکه این‏‎ ‎‏ارتباط موجب اسلامی شدن دانشگاه می شود و این ارتباط اسباب این‏‎ ‎‏می شود که آن بدبینی هایی که در طول مدت زیاد بین دانشگاه و طلاب‏‎ ‎‏علوم دینی حاصل شده بود از بین برود. وقتی این بدبینی ها از بین رفت‏‎ ‎‏و دانشگاه در کنار فیضیه مشغول به فعالیت شدند، دست اینهایی که‏‎ ‎‏قبله شان شرق یا قبله شان غرب است، کوتاه می شود. و لهذا، با تمام قوا،‏‎ ‎‏کوشش می کنند و می کردند که این دو قشر را از هم جدا کنند و بدبین‏‎ ‎‏کنند. وقتی این دو قشر ازهم جدا شد و بدبین شدند به هم، آنها کارهای‏‎ ‎‏خودشان را هر طوری که می خواهند، انجام بدهند. الآن هم دست بر‏‎ ‎‏نداشته اند از این مطلبی که مقصود اصلی آنهاست. الآن هم آن قشری‏‎ ‎‏که می خواهد بدون اینکه یک ترتیب صحیحی در دانشگاه حاصل بشود،‏‎ ‎‏دانشگاه به هر طوری که هست باز بشود و هر طوری که می خواهد، باشد؛‏‎ ‎‏همان مسائل سابق پیش بیاید؛ مردمی هستند که خودشان را در مقابل‏‎ ‎‏غرب یا در مقابل شرق باخته اند؛ ملت خودشان را می خواهند یا فدای‏‎ ‎‏بلوک شرقی بکنند یا فدای بلوک غربی.‏

‏‏     و باید دانشگاه آگاه باشد، توجه داشته باشد به این نقشه ها. و‏‎ ‎‏جوانهای عزیز دانشگاهی ما توجه داشته باشند به این مسائل؛ که از‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 176

‎‏  دانشگاه است که می شود یک ملتی اصلاح بشود و از دانشگاه است که‏‎ ‎‏می تواند یک ملتی به تباهی کشیده بشود. این دانشگاه و تربیت‏‎ ‎‏دانشگاهی است که جوانهای ما را یا طرف غرب می کشد یا طرف شرق‏‎ ‎‏می کشد و آنها را از خودشان تهی می کند و وجهۀ آنها را متوجه به غرب و‏‎ ‎‏شرق ‏‏[‏‏می‏‏]‏‏کند تا اینکه یا شرق غلبه کند و تمام جهات ایران را و شرق را‏‎ ‎‏و تمام بلاد مسلمین را از بین ببرد یا غرب غلبه کند و همۀ فرهنگ و‏‎ ‎‏چیزهای دیگری را از ما بگیرند و به جای آن، یک مغز شرقی یا یک مغز‏‎ ‎‏غربی بنشانند و ملت ما را به تباهی بکشند.‏

‏‏     لکن بحمدالله ، ملت ما بیدار شده است و ملت ما اجازه این اموری که‏‎ ‎‏به نفع شرق است یا به نفع غرب است نمی دهد. و ملت ما توجه پیدا‏‎ ‎‏کرده است به اینکه از دانشگاه است که می تواند یک کشوری کشور‏‎ ‎‏مستقل باشد؛ و از دانشگاه است که می تواند یک کشوری کشور وابسته‏‎ ‎‏باشد.‏

‏‏     البته باید آقایان دانشجویان و علمای دانشمند دست به هم بدهند و‏‎ ‎‏هرچه زودتر دانشگاهها را به طریقۀ اسلامی، به طریقۀ ملی، دانشگاهی‏‎ ‎‏که مال خود ملت باشد، دانشگاهی که مال خود ملت اسلامی باشد،‏‎ ‎‏زودتر باز بشود و دست اشخاصی که می خواهند این دانشگاه را به طرف‏‎ ‎‏شرق بکشند یا به طرف غرب بکشند کوتاه کنند و مقدرات دانشگاه را‏‎ ‎‏معلمین و اساتید اسلامی به دست بگیرند و دانشگاه یک دانشگاه ملی‏‎ ‎‏برای ملت باشد، نه اینکه زحمت را ملت بکشد و خرج دانشگاهها را ملت‏‎ ‎‏به عهده بگیرد و یک دانشگاهی باشد که اشخاصی که از او بیرون می آیند‏‎ ‎‏یا قبله شان شرق باشد یا قبله شان غرب باشد. باید دانشگاه باز بشود،‏‎ ‎‏لکن با آن وضعی که تربیتهای اسلامی و ملی و انسانی باشد. اینطور‏‎ ‎‏نباشد که ما فقط می خواهیم باز باشد. باز بود، پنجاه سال هم باز بود. چه‏‎ ‎‏اشخاصی را بیرون داد؟ همان اشخاصی را که ملت را به تباهی کشاندند و‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 177

‎‏  الآن هم دست از سر این ملت بر نمی دارند. ما می خواهیم که دانشگاهی‏‎ ‎‏باشد که ملت ما را مستقل و غیر وابسته به شرق و غرب درست بکند؛ نه‏‎ ‎‏ملت را به طرف شرق بکشد، نه ملت را به طرف غرب بکشد؛ یک ملتی‏‎ ‎‏مستقل، با فکر مستقل، با دانشگاه مستقل؛ که با استقلال دانشگاه کشور‏‎ ‎‏مستقل می شود؛ یک دانشگاهی که با فیضیه دست به دست هم بدهند‏‎ ‎‏و شرق و غرب را کنار بزنند و خودشان برای مصالح کشور خودشان و‏‎ ‎‏برای مصالح اسلام عزیز خودشان عمل بکنند و نونهالان عزیز ما را‏‎ ‎‏طوری بار بیاورند که نه قبلۀ آنها مسکو باشد و نه قبلۀ آنها لندن باشد و‏‎ ‎‏نه قبلۀ آنها واشنگتن؛ قبلۀ آنها کعبه باشد؛ توجه به خدای تبارک و‏‎ ‎‏تعالی باشد و اسلام را در آغوش بگیرند، که استقلال آنها، عزت آنها در‏‎ ‎‏سایۀ اسلام است.‏

‏‏     و اسلام برای علم آنقدر اجر قائل است که شاید دیگر مسالک آنقدر‏‎ ‎‏قائل نباشند. اسلام دانشمندها را آنقدر ارج می گذارد که شاید سایر‏‎ ‎‏مسالک آنطور نباشد. در اسلام، دانش بزرگترین چیز است، لکن نه‏‎ ‎‏دانش آنطوری که ما را به تباهی بکشد، نه دانشمندان آنطوری که ملت‏‎ ‎‏ما را به آغوش غرب یا شرق ببرد. اسلام کوشش دارد که علم را در‏‎ ‎‏مغزهای مستقل، در مغزهایی که به طرف شرق و غرب نیستند، در‏‎ ‎‏مغزهایی که به اسلام فکر می کنند، بار بیاورد. و این استقلال است که‏‎ ‎‏می تواند کشور ما را مستقل کند. استقلال کشور ما منوط به استقلال‏‎ ‎‏همین دانشگاهها و فیضیه هاست. دانشگاه و فیضیه دست به دست هم‏‎ ‎‏بدهند و استقلال کشور خودشان را حفظ کنند. و امید خودشان را از غیر‏‎ ‎‏دانشگاه اسلامی و غیر فیضیۀ اسلامی، امید خودشان را از دیگران‏‎ ‎‏ببرند. اعتنای به این نکنند که مثلاً ‏‏[‏‏می گویند‏‏]‏‏ دانشگاهی با آخوند چرا‏‎ ‎‏باهم پیوند می کنند. آنها از سایۀ آخوند هم می ترسند! آنها برنامه شان‏‎ ‎‏این است که دانشگاه را از فیضیه جدا کنند.‏

‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 178

‎‏  ‏‏     در سالهای طولانی، بنای آنها این بود که این دو قشر را، که سعادت‏‎ ‎‏یک ملت و عظمت یک ملت و استقلال یک ملت بسته به این دو قشر‏‎ ‎‏است ـ قشر روحانی و قشر دانشگاهی اینها مغز متفکر یک ملت هستند ـ‏‎ ‎‏کوشش کردند که این دو قشر را از هم جدا کنند، که با هم دشمن کنند. و‏‎ ‎‏ما دیدیم و شما دیدید که این دو قشر باهم دشمن بودند. تا این انقلاب‏‎ ‎‏اسلامی پیدا شد و اسلام دعوت خودش را شروع کرد. و دعوت اسلام‏‎ ‎‏پیوند همۀ قشرها و خصوصاً پیوند دانشگاه و فیضیه است. و تا این دو‏‎ ‎‏قشر باهم پیوند داشته باشند، استقلال کشور شما محفوظ می ماند. ‏

‏‏     هم دانشگاه چشمهای خودش را باز کند، و هم فیضیه! بدانید شما که‏‎ ‎‏باز دستهایی در کار است که شماها را از هم جدا کنند! آنها، آنهایی که‏‎ ‎‏استعمارگرند، آنهایی که تابع استعمارگران هستند، آنهایی که قبله شان‏‎ ‎‏یا لندن است یا واشنگتن یا مسکو، پیوند این دو قشر را به مصالح‏‎ ‎‏خودشان و مصالح اربابانشان مضر می دانند. از این جهت، در صددند که‏‎ ‎‏این دو قشر از هم جدا باشد. همان طور که دیدید که در طول پنجاه سال‏‎ ‎‏سلطنت منحوس پهلوی، که سر سپردگی خودش را به دولتهای خارج‏‎ ‎‏اثبات کرد، بین این دو قشر جدایی افکندند و اینها را باهم دشمن کردند‏‎ ‎‏و دیگران و مخالفین این ملت از این آب گل آلود ماهی گرفتند. ثروتهای‏‎ ‎‏شما را در طول این پنجاه سال و خصوصاً این چندین سال سلطنت‏‎ ‎‏محمدرضا، به باد فنا دادند. و این نتیجۀ دشمنی دانشگاه و فیضیه‏‎ ‎‏[‏‏بود.‏‎ ‎‏]‏‏دشمنی دانشگاه و فیضیه بیمه کرد و می کند ـ اگر ‏‏[‏‏خدای‏‎ ‎‏ناخواسته‏‏]‏‏ اعاده بشود، بیمه می کند ـ مصلحتهای ابرقدرتها را.‏

‏‏     عزیزان دانشگاهی من و عزیزان فیضیۀ من، آگاه باشید که دشمنها‏‎ ‎‏در صددند بین شماها تفرقه بیندازند! و توجه داشته باشید که اگر‏‎ ‎‏دانشگاه و فیضیه اصلاح بشود، کشور شما استقلال خودش را بیمه‏‎ ‎‏می کند! آن قلمها و زبانهایی که کوشش می کنند که این دو قشر را از هم‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 179

‎

‏‏  جدا کنند، آنها هستند که یا قبلۀ آنها مسکو و یا قبلۀ آنها واشنگتن است.‏‎ ‎‏و شما هوشیار باشید که این مصلحت بزرگ را، که وحدت دانشگاه و‏‎ ‎‏فیضیه است، از دست ندهید! و امیدوارم که موفق باشید که خودتان،‏‎ ‎‏کشور خودتان را مستقلاً اداره بکنید؛ دست شما از طرف شرق و غرب به‏‎ ‎‏سوی خودتان برگردد؛ و شرّ شرق و غرب از کشور ما به سوی خودشان‏‎ ‎‏برگردد. خداوند تبارک و تعالی یار و پشتیبان فیضیه و دانشگاه باشد و‏‎ ‎‏یار پشتیبان همۀ ملت.(237)‏

‏‏23 / 3 / 60‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏بازگشایی‏‎ ‎‏دانشگاهها‏

‏‏شورای‏‏[‏‏انقلاب‏‎ ‎‏]‏‏فرهنگی کوشش کنند که با کمک مستضعفان و‏‎ ‎‏دانشمندان، دانشگاهها باز و به کار خود ادامه دهند؛ و بر عالمان‏‎ ‎‏دانشمند است که دعوت شورا را در این امر حیاتی لبیک گویند.(238)‏

‏‏4 / 9 / 60‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏انتصاب در ستاد‏

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنی‏‎ ‎‏ـ دامت افاضاته‏

‏‏     بدین وسیله جنابعالی را به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی منصوب‏‎ ‎‏می نمایم. امید است با همکاری و همفکری با اعضای محترم این ستاد و‏‎ ‎‏نیز افراد صاحبنظر متعهد و اساتید و دانشجویان محترم و مسئول در‏‎ ‎‏هر چه سریعتر بازگشایی دانشگاههای کشور کوشش نمایید. ان شاءالله ‏‎ ‎‏ملت شریف ایران در آینده ای نزدیک، شاهد فعالیت علمی دانشگاهها‏‎ ‎‏در سراسر ایران باشند. توفیق جنابعالی و سایر اعضای محترم و همۀ‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 180

‎

‏‏  افرادی که در این زمینه کوشش می نمایند را از خداوند متعال‏‎ ‎‏خواستارم. والسلام علیکم.(239)‏

‏‏2 / 10 / 60‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏انتصاب در ستاد‏

‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ احمد احمدی ـ دامت‏‎ ‎‏افاضاته‏

‏‏     بدین وسیله جنابعالی را به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی منصوب‏‎ ‎‏می نمایم. امید است با همکاری و همفکری با اعضای محترم این ستاد و‏‎ ‎‏نیز افراد صاحبنظر متعهد و اساتید و دانشجویان محترم و مسئول در‏‎ ‎‏هر چه سریعتر بازگشایی دانشگاههای کشور کوشش نمایید. ان شاءالله ‏‎ ‎‏ملت شریف ایران در آینده ای نزدیک شاهد فعالیت علمی دانشگاهها‏‎ ‎‏در سراسر ایران باشند. توفیق جنابعالی و سایر اعضای محترم و همه‏‎ ‎‏افرادی که در این زمینه کوشش می نمایند را از خداوند متعال‏‎ ‎‏خواستارم. والسلام علیکم.(240)‏

‏‏2 / 10 / 60‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏تذکر به شورای‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی‏

‏‏یک مطلبی هم به شورای انقلاب فرهنگی عرض می کنم که از قراری که‏‎ ‎‏بعضی از آقایان گفتند، ایراد زیاد می گیرند. یک مسأله، مسأله این است‏‎ ‎‏که اشخاصی که فاسد هستند و می خواهند افساد بکنند در دانشگاه،‏‎ ‎‏حرفی نیست که اینها باید در دانشگاه راه پیدا نکنند، آنهایی که دانشگاه‏‎ ‎‏را سنگر کرده بودند و اتاق جنگ درست کرده بودند و این مفاسد را ایجاد‏‎ ‎‏می کردند، آنها را باید شناسایی کنند و کنار بگذارند. اما یک دسته جوان‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 181

‎

‏‏  هستند از دخترها، از پسرها که اینها گاهی در سابق یک ابتلائاتی به‏‎ ‎‏معصیتهایی داشتند و بعد توبه کردند، اینها را نباید آقایان بگویند که‏‎ ‎‏شما در فلان وقت یک کار خلافی کردید و حالا دیگر باید محروم باشید‏‎ ‎‏از دانشگاه؛ خیر، در توبه باز است، خدای تبارک و تعالی در توبه را باز‏‎ ‎‏گذاشته است برای همه معاصی. البته مفسدها نباید باشند، لکن‏‎ ‎‏اشخاصی که توبه کردند، اشخاصی که قبلاً افسادی نکرده بودند لکن یک‏‎ ‎‏ـ مثلاً ـ خلافی کرده بودند، چه دخترها و چه پسرها و حالا پشیمان‏‎ ‎‏شدند، اینها را ما باید با آغوش باز بپذیریم و توبۀ آنها پیش خدای تبارک‏‎ ‎‏و تعالی مقبول است و اینها هم راه پیدا کنند به دانشگاه و این جوانها را‏‎ ‎‏مأیوس نکنید. این جوانها ذخیره این ملت هستند. انحرافی اگر بوده‏‎ ‎‏است فی الجمله، آنها هم که توبه کردند. بنابراین، دانشگاه را باید با‏‎ ‎‏جدیت باز کنند و با جدیت دنبال این بروند که به طور حتمی اسلامی اش‏‎ ‎‏کنند و تربیتهای اسلامی در آن باشد.(241)‏

‏‏4 / 11 / 60‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏ترمیم و تکمیل ستاد‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی‏

‏‏ [‏‏بسم الله الرحمن الرحیم. محضر مبارک رهبر عظیم انقلاب حضرت‏‎ ‎‏مستطاب آیت الله العظمی امام خمینی ـ مدّظله العالی‏

‏‏     با نزدیک شدن زمان بازگشائی دانشگاهها و با توجه به اهتمامی که‏‎ ‎‏آن حضرت همواره نسبت به دانشگاه و دانشگاهیان ابراز فرموده اید لزوم‏‎ ‎‏تحرک مضاعف برای آمادگی هرچه بیشتر دانشگاه جهت پذیرش‏‎ ‎‏دانشجویان احساس می شود، با تقدیر و احترام نسبت به کلیه تلاشهائی‏‎ ‎‏که از سوی اعضای محترم ستاد انقلاب فرهنگی و همه استادان و‏‎ ‎‏محققان و دانشجویان دست اندرکار امور دانشگاهی مخلصانه مبذول‏‎ ‎‏گردیده است، ترمیم و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی استدعا و ترکیب‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 182

‎‏  جدید آن به ترتیب زیر پیشنهاد می گردد:‏

‏‏1ـ نخست وزیر محترم. 2ـ وزیر فرهنگ و آموزش عالی. 3ـ وزیر ارشاد‏‎ ‎‏اسلامی. 4ـ آقای دکتر شریعتمداری. 5ـ آقای دکتر احمدی. 6ـ آقای‏‎ ‎‏دکتر سروش. 7ـ آقای دکتر معین. 8 و 9ـ دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد‏‎ ‎‏دانشگاهی. امیدوار است با توجه ویژه امام بزرگوار بازگشائی دانشگاه با‏‎ ‎‏حرکتی اسلامی و با توفیقی الهی قرین باشد. ‏

‏‏سید علی خامنه ای ـ رئیس جمهوری اسلامی ایران‏‏]‏

‏‏ ‏

‏‏بسمه تعالی‏

‏‏     با تشکر از زحمات اعضای محترم ستاد انقلاب فرهنگی و تمام‏‎ ‎‏کسانی که برای اسلامی و انسانی نمودن دروس و محیط دانشگاهها‏‎ ‎‏زحمت کشیده اند، امید است با ترمیم ستاد محترم و کوشش‏‎ ‎‏دانشجویان عزیز و متعهد و هماهنگی اساتید محترم و تلاش تمامی‏‎ ‎‏دست اندرکاران مؤمن و پشتیبانی ملت معظّم، این پایگاه اسلامی ـ ملی،‏‎ ‎‏که سرنوشت کشور در آتیۀ دور و نزدیک به آن پیوستگی دارد، با‏‎ ‎‏استقلال و شایستگی به خدمت خود ادامه دهد. و امروز که کشور از‏‎ ‎‏استقلال شایسته برخوردار است و قید و بند غرب و شرق و غربزدگان و‏‎ ‎‏شرقزدگان از کشور و دانشگاه گسسته شده است، جوانان عزیز‏‎ ‎‏دانشگاهی هرچه بیشتر در کسب علوم و فنون در اعتلای کشور معظم‏‎ ‎‏خود کوشش نمایند؛ و از نفوذ عناصر منحرف و وابسته به چپ و راست‏‎ ‎‏قاطعانه جلوگیری کنند، و نگذارند محیط مقدس دانشگاه آلوده به‏‎ ‎‏اغراض منحرفان و وابستگان به اجانب گردد. و اگر انحراف و گرایشی به‏‎ ‎‏شرق و غرب خدای نخواسته از اساتید یا دانشجویان مشاهده کردند، به‏‎ ‎‏ستاد فرهنگی اطلاع دهند، و در رفع آن با ستاد همراهی لازم را‏‎ ‎‏بنمایند.‏

‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 183

‎

‏‏  ‏‏     از خداوند تعالی توفیق همگان را برای ادامۀ استقلال و اعتلای‏‎ ‎‏میهن اسلامی خواستار است.(242)‏

‏‏8 / 6 / 62‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‏انتصاب مجدد‏‎ ‎‏اعضای ستاد‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی‏

‏‏بنابر این شد تا به جای آقایانی که به عللی غایب بودند و در ستاد شرکت‏‎ ‎‏نمی کردند، افراد جدید منصوب گردد. تمام آقایانی که امروز در این ستاد‏‎ ‎‏هستند نمایندگان من در ستاد می باشند و هیچ فرقی بین این آقایان و‏‎ ‎‏اعضای قدیم نیست. اما قضیۀ دانشگاه از اهم امور است، همان طوری که‏‎ ‎‏برای دشمنان ما و برای آنها که می خواهند افکار جوانان ما را منحرف‏‎ ‎‏کنند هم مهم است، چون دانشگاه مرکز همه چیز است، حتی تشکیل‏‎ ‎‏دولت. و باید این مسأله را دنبال کنیم که دانشگاه اسلامی شود تا برای‏‎ ‎‏کشور ما مفید گردد. و باید سعی شود که تا دانشگاه به یکی از دو قدرت‏‎ ‎‏گرایش پیدا نکند، و این به صرف وقت و نظارت کامل احتیاج دارد. و باید‏‎ ‎‏توجه داشت تا بعد از بازگشایی مبادا افراد منحرف با تزریق مسائل‏‎ ‎‏انحرافی افکار جوانان ما را فاسد بکنند، و برای نظارت بر این موضوع‏‎ ‎‏احتیاج به افراد بسیاری است.‏

‏‏     امیدوارم دانشگاهی داشته باشیم که به درد ملت بخورد. و برای‏‎ ‎‏تحقق این امر لازم است از افراد متخصص متعهد و در صورت کمبود از‏‎ ‎‏متخصصین غیر مخالف  با جمهوری اسلامی استفاده نمایید. ان شاءالله ‏‎ ‎‏با قدرت هر چه تمامتر در این امر فعالیت کنید و به پیش بروید تا به‏‎ ‎‏مقاصد الهی برسیم.(243)‏

‏‏12 / 7 / 62‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 184

‎

‏‏تشکیل شورای‏‎ ‎‏عالی انقلاب‏‎ ‎‏فرهنگی‏

‏‏اکنون که با تأییدات خداوند متعال و عنایت و دعای حضرت بقیة الله ‏‎ ‎‏ـ روحی لمقدمه الفداء ـ دانشگاهها و مدارس عالی کشور کار خود را در‏‎ ‎‏سطح وسیعی شروع کرده اند و حرکت سازندگی با تمام ابعادش در کشور‏‎ ‎‏اسلام رو به گسترش است و مغزهای متعهد و متخصص به فعالیتهای‏‎ ‎‏پرارج خود ادامه می دهند، با اخراج کارشناسان خائن اجنبی و فرار‏‎ ‎‏کارشناسان غرب و شرقزده، که کشور را وابسته به خارج در تمام ابعاد‏‎ ‎‏نموده بودند، نیاز مبرم به متخصصان متعهد و اسلامشناسان متخصص‏‎ ‎‏و مغزهای متفکر وطنخواه و نیروهای فعال ماهر و اساتید و مربیان و‏‎ ‎‏معلمان معتقد به اسلام و استقلال کشور در تمام کشور محسوس و در‏‎ ‎‏علوم دانشگاهی و فرهنگ مترقی محسوستر می باشد. و ضرورت توسعه‏‎ ‎‏و اصلاح مراکز آموزشی و انقلاب فر هنگی به معنای واقعی هر روز‏‎ ‎‏روشنتر می گردد و بحمدالله ستاد انقلاب فرهنگی در مدت کوتاهی که از‏‎ ‎‏عمرش گذشته خدمتهای ارزنده و گامهای مفید و مؤثری در این امر‏‎ ‎‏حیاتی برداشته؛ و مورد تقدیر و تشکر است. ولی خروج از فرهنگ‏‎ ‎‏بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزندۀ اسلامی ـ ملی و‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آنچنان محتاج تلاش و‏‎ ‎‏کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ‏‎ ‎‏عمیقِ ریشه دار غرب مبارزه کرد. و ما می دانیم که اگر با دقت ریشه یابی‏‎ ‎‏کنیم، آنچه بر ملت ما گذشته و اکنون می گذرد حتی جنگ تحمیلی،‏‎ ‎‏سرچشمه از دانشگاه غربزده و متخصصان غیر متعهد و وابسته گرفته‏‎ ‎‏است. مع هذا، قشر متدین انقلابی اعم از اساتید متعهد و معلمان‏‎ ‎‏وطنخواه اسلامی و دانشجویان انقلابی موظفند با هوشیاری بدون‏‎ ‎‏غفلت از این مسألۀ مهم، به دانشگاهها و مدارس و آنان که هنوز خواب‏‎ ‎‏رژیم سابق را می بینند و رویه های فرهنگ شرق را در سر می پرورانند.‏‎ ‎‏اجازه ندهند که خارج از دروس موظف خود به صحبتهای انحرافی‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 185

‎‏  بپردازند. و در صورتی که نصیحت برآنان اثر نداشت به شورایعالی‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی، که شکل گرفته است و انجام وظیفه میکند، اطلاع‏‎ ‎‏دهند و باید بدانند با مسامحه در این امر بتدریج در دانشگاهها و‏‎ ‎‏دبیرستانها خط انحرافی، نفوذ خواهد کرد و در پیشگاه خداوند متعال‏‎ ‎‏مسئول هستند. ‏

‏‏     اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر‏‎ ‎‏شدن انقلاب در سطح کشور تقویت این نهاد را لازم دیدم. بدین جهت‏‎ ‎‏علاوه بر کلیۀ افراد ستاد فرهنگی و رؤسای محترم قوّه سه گانه، حجج‏‎ ‎‏اسلام: آقای خامنه ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین‏‎ ‎‏جناب حجت الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان: سید رضا‏‎[1]‎‏ اکرمی، وزیر‏‎ ‎‏آموزش و پرورش، و سید رضا داوری و نصرالله پور جوادی و محمد رضا‏‎ ‎‏هاشمی را به آنان اضافه نمودم.‏

‏‏     امید است با فضل توفیق الهی موفق شوند امر خیر را با کوشش و‏‎ ‎‏جدیت به ثمر برسانند.‏

‏‏     از تمامی دانشگاهیان و دانشجویان انتظار دارم حفظ حرمت اساتید‏‎ ‎‏و مربیان دانشگاهها و دانشسراها و مدارس عالی را به بهترین وجه‏‎ ‎‏بنمایند ؛ چنانچه موظفند حفظ مقررات و قوانین را بنمایند. از خداوند‏‎ ‎‏تعالی توفیق همگان را خواستارم.(244)‏

‏‏19 / 9 / 63‏

‏‏*  *  *‏

‏‏ ‏

‏‏رهنمود به اعضای‏‎ ‎‏شورای عالی انقلاب فرهنگی‏

‏‏من قبلاً تشکر کنم از همۀ آقایان که تشریف آوردند این جا از نزدیک‏‎ ‎‏خدمتشان برسیم. و من الان باید بگویم که اطمینان دارم که با این‏‎ ‎‏جمعیتی که الآن، اعضای محترمی که الآن هستند در شورا، دیگر‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 186

‎

‏‏  نگرانی ای نسبت به دانشگاه ها و ان شاءالله سایر چیزها نباشد. معذلک‏‎ ‎‏البته مسأله چون خیلی مهم است و سرنوشت انقلاب اسلام بستۀ به‏‎ ‎‏اوست بقایش، از این جهت، باید همیشه این حساسیت را داشت. در‏‎ ‎‏همۀ امور باید حساس بود، اما فرق است ما بین آنی که ادامه باید این‏‎ ‎‏حساسیت پیدا بکند. یک چیزهایی که حل می شود، مثلاً ما جنگ‏‎ ‎‏داریم، جنگ چیز مهمی نیست، حل می شود، چیز مهمی نیست و‏‎ ‎‏بحمدالله خوب است وضع، و جهات سیاسی ای که در دنیا هست، آنها‏‎ ‎‏هم حل می شود و ان شاءالله ، چیزهایی است حساس باید بود. اما مسألۀ‏‎ ‎‏دانشگاه یک مسأله فوق العاده است که این افرادی که از دانشگاه در‏‎ ‎‏می آیند یا مخرب یک کشوری هستند یا سازندۀ آن کشور هستند، و در‏‎ ‎‏کشور ما، یا رو به اسلام می برند کشور ما را، یا منحرفش می کنند.‏‎ ‎‏این از چیزهایی است که از دانشگاه می آید این کار، چنانچه‏‎ ‎‏از حوزه های علمیه می آید این کار، از این جهت، خیلی مهم است این‏‎ ‎‏امر. ‏

‏‏     ‏‏در انقلاباتی که در عالم واقع می شود یا در شورش ها یا در کودتاها،‏‎ ‎‏یکی اصل این شورش و انقلاب و کودتا، یکی انگیزه اش، یکی محتوایش‏‎ ‎‏اینها سه امری است که باید در آن توجه کرد. خودشان، خود انقلابات یا‏‎ ‎‏خود اینها شبیه به هم اند، یا شورش است یا کودتاست یا انقلاب، صورتاً‏‎ ‎‏مثل انسان ها می ماند که همه صورتشان مثل هم هست اما معناشان‏‎ ‎‏فرق با هم دارد. انگیزه ها مهم است و محتواها. گاهی وقت ها انگیزه‏‎ ‎‏خوب است، محتوا خوب نیست، گاهی وقتها محتوا خوب است، انگیزه‏‎ ‎‏درست نیست. ممکن است یک نفر حالا، ـ حالا نسبت به یک نفر عرض‏‎ ‎‏می کنم ـ یک نفر آدم با یک انگیزۀ خوبی بخواهد یک کار خوبی به نظر‏‎ ‎‏خودش انجام بدهد و او بد باشد، این آدم مُصاب است لکن کارش خلاف‏‎ ‎‏است. یک اشخاصی می شود که یک کارهای خوبی انجام می دهند با‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 187

‎‏  انگیزۀ بد. مثلاً یک کسی کشف یک چیزی می کند و انگیزه اش بد است‏‎ ‎‏برای این کار و کارش خوب است، یک وقت هم هر دویش خوب هستند.‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگی هم همین جور است که یک انقلاب است که تحول است‏‎ ‎‏از یک حالی به حالی دیگر، نه پیشبرد همان چیزی که هست. چنانچه‏‎ ‎‏انقلاب جمهوری اسلامی در کل هم همین طور است، یک انقلاب شد به‏‎ ‎‏توسط مردم، یک انگیزۀ انقلاب بود و یک محتوای انقلاب. امیدوارم که‏‎ ‎‏انگیزۀ انقلاب در مردم الهی باشد. اما در انقلابات ممکن است که ما‏‎ ‎‏انقلاب بکنیم، یک حکومتی را برداریم، یک حکومت دیگر برای‏‎ ‎‏خودمان درست کنیم، خودمان می خواهیم به یک نوایی برسیم، کار‏‎ ‎‏نداریم ببینیم چه بشود. این چه محتوایش خوب باشد، چه محتوایش‏‎ ‎‏بد باشد برای ما فایده ندارد، برای اینکه می خواهد تشکیل بدهد وقتی‏‎ ‎‏انگیزه اش این است که فقط به دستش بیاید یک قدرتی، بخواهند‏‎ ‎‏قدرتمند باشند، او سابقی بوده، ما آن قدرت را از او بگیریم، خودمان‏‎ ‎‏بگیریم. این با او نسبت به اصل مسألۀ انگیزه فرقی ندارد؛ یعنی، یک‏‎ ‎‏حکومتی رفته است، یک حکومت دیگری هم آمده است، هر دویشان‏‎ ‎‏هم مثل هم هستند، مثل سایر کودتاها می ماند که در دنیا واقع می شود،‏‎ ‎‏این فرقی با هم ندارد. یک وقت این است که یک قیام می شود، یک‏‎ ‎‏نهضتی می شود برای یک کار خوبی اما الهی نیست. از باب اینکه کار‏‎ ‎‏خوب است برای ملتمان خدمت بکنیم کار خوب است، فلان، به این‏‎ ‎‏ممکن است ارج بدهد، اما آن که مقصود است، نیست. آن که مقصود‏‎ ‎‏است این است که انسان در کارهایش چه در تشکیل حکومتش، چه در‏‎ ‎‏انقلاب فرهنگیش، چه در انقلابات دیگرش نظرش این باشد که یک کار‏‎ ‎‏الهی کرده باشد، آن پیش خدا ارزش دارد مثل انبیا. انبیا کارشان به‏‎ ‎‏واسطۀ این ارزش داشت نه برای عمق کارشان ـ و عرض می کنم که ـ سعۀ‏‎ ‎‏کارشان، حکومتشان زیاد باشد، کم باشد فرقی نمی کند. انبیا، آنی که‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 188

‎‏  هیچ نتوانسته کار بکند با آنی که خیلی کار کرده هر دو در انگیزه مثل‏‎ ‎‏هم هستند؛ یعنی، هر دو می خواستند که یک کاری برای خدا بکنند‏‎ ‎‏و پیش خدا مأجورند و هر دو هم مأجور هستند، یکی موفق شده،‏‎ ‎‏یکی موفق نشده است، آن دیگر دست خود این نبوده، موفق نشده‏‎ ‎‏است.‏

‏‏     و در انقلاب فرهنگی، آنی که برای شما فایده دارد ـ یک وقت برای‏‎ ‎‏مملکت فایده دارد، یک وقت برای دانشجوها فایده دارد، یک وقت برای‏‎ ‎‏شما آقایان ـ آنی که برای شما فایده دارد این است که انگیزه تان این‏‎ ‎‏باشد که این دانشگاه را ببرید طرف اسلام، الهی اش کنید. هر درسی‏‎ ‎‏می خواهند بخوانند مانع ندارد، درس هایی که ‏‏[‏‏مفید‏‏]‏‏ است، اسلام با‏‎ ‎‏همۀ ‏‏[‏‏درسها‏‏]‏‏، الاّ بعضی از درس ها استثنا کرده، با همه موافق است. اما‏‎ ‎‏آنی که برای ماها فایده دارد این است که ما بخواهیم همین‏‎ ‎‏اسلامی بودن را الهی اش کنیم، بخواهیم الهی باشد این کار ما، برای خدا‏‎ ‎‏کار بکنیم، این برای خودتان فایده دارد، موفق بشوید فایده دارد، موفق‏‎ ‎‏هم نشوید فایده دارد. و اگر این انگیزه شد مسلماً دنبال این هستید که‏‎ ‎‏کار خوب باشد وقتی انگیزه الهی شد، دیگر نمی شود اینکه انسان‏‎ ‎‏انگیزه اش الهی باشد و دنبال این باشد که خودش یک راهی باز کند، حالا‏‎ ‎‏چی باشد، هر چی شد، شد. این قهراً خواهد اینطور شد که وقتی که‏‎ ‎‏انگیزه برای خدا شد، دنبال این است که این کار را انجام بدهد، به طوری‏‎ ‎‏که خداپسند باشد، از این جهت، در این کار موفق است. اگر موفق نشد در‏‎ ‎‏انجام و نتوانست انجام بدهد، خوب، قصور قدرتش است، قدرت نداشته‏‎ ‎‏بیشتر از این؛ اما پیش خدا این ارزشش با آن کسی که قدرت داشته مثل‏‎ ‎‏هم می ماند. ‏

‏‏     بنابراین، آنی که برای انسان ارزش دارد، ارزش انسانی و روحانی‏‎ ‎‏دارد، ارزش الهی دارد، این است که این انگیزه را حفظش بکند که برای‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 189

‎‏  خدا این کار را بکند. می خواهید تربیت کنید اطفال مردم را، برای خدا،‏‎ ‎‏می خواهید تربیت کنید جوان های مردم را، برای خدا، می خواهید‏‎ ‎‏تربیت کنید ملت را، برای خدا؛ می خواهید حکومت کنید، برای خدا؛‏‎ ‎‏حکومت کنید، همان حکومتی که انبیا می کردند، خوب، موسی هم‏‎ ‎‏حاکم بود، پیغمبر هم حاکم بود، علی هم حاکم بود. از آن طرف، ‏‏[‏‏افراد‏‏]‏‎ ‎‏مفسد هم حاکم هستند، آن هم صورت مثل هم می ماند ـ الاّ در بعضی‏‎ ‎‏جهات ـ انسانها صورتهایشان یکی هست. مثل هم می ماند همه، یک‏‎ ‎‏وضع دارند. گاهی اگر یک وضع اختلاف داشتند، وضع جسمانی و‏‎ ‎‏حیوانی است دیگر، آن چیزی که فرق می گذارد ما بین اینها، آن معنایی‏‎ ‎‏است که در آنها هست. و مهم آن انگیزۀ الهی است که برگردد همه چیز به‏‎ ‎‏خدا. خدا هم که انبیا را فرستاده، مقصد اصلی این نبوده که حکومت‏‎ ‎‏بکنند، مقصد اصلی این نبوده است که نظام ایجاد کنند، مقصد اعلا این‏‎ ‎‏نبوده که عدالت اجتماعی ایجاد کنند، مقصد اعلا اینها نیست، اما اینها‏‎ ‎‏مقصد است ـ بعضیهایش مقصد است ـ البته عدالت، اجرای عدالت یک‏‎ ‎‏مقصدی است، عدالت الهی را بخواهید اجرا کنید لله تعالی، مقصدی‏‎ ‎‏است. بخواهید عدالت الهی را ایجاد کنید برای خاطر اینکه مشهور‏‎ ‎‏بشوید، به اینکه آقا چه آدم خوبی است، دارد چی می شود، این برای‏‎ ‎‏خودتان بد است، واقعش خوب است، برای مردم آن وقت خوب است.‏‎ ‎‏بعضی چیزها برای مردم خوب است، برای دانشگاه خوب است، بعضی از‏‎ ‎‏چیزها برای شما خوب است، بعضی چیزها برای هر دو خوب است. اگر‏‎ ‎‏موفق بشوید هم این معنا را درست بکنید که انگیزه، انگیزۀ الهی و‏‎ ‎‏خدایی باشد، نه برای خودم یک کاری می خواهم بکنم، برای خدا‏‎ ‎‏می خواهم یک کاری بکنم، برای ملت هم نیست، برای خداست، اگر‏‎ ‎‏اینطور باشد موفقید در کارتان راجع به این جهت. در آن کار اگر هم ـ به‏‎ ‎‏حسب قاعده موفق خواهید شد در آن کار هم ـ اگر هم خدای نخواسته،‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 190

‎‏  یک وقت چیزهایی آمد پیش، موانعی آمد پیش، نتوانستید موفق‏‎ ‎‏بشوید، این دیگر قدرت نداشتید، خدا هم از شما قبول دارد، بیشتر از‏‎ ‎‏قدرت از شما نمی خواهد. بنابراین، این انگیزه را باید ما حفظ بکنیم. یک‏‎ ‎‏کسی ممکن است درس بخواند، درس الهی بخواند، توحید بخواند،‏‎ ‎‏عرفان بخواند و جهنم برود. دیگران از استفادۀ از او توبهشت بروند، این‏‎ ‎‏برای اینکه خودش انگیزه باطل داشته باشد جهنم برود. یک کسی‏‎ ‎‏می خواهد درس بخواند برای اینکه مثلاً فلان منصب را پیدا کند، آقای‏‎ ‎‏محله بشود، آقای شهر بشود، آقای یک مملکت بشود، آقای دنیا بشود.‏‎ ‎‏یک کسی می خواهد درس بخواند برای اینکه خودش معروف بشود، در‏‎ ‎‏این جاها، در این ده، در این شهر معروف بشود، همه اش برگشت به این‏‎ ‎‏است که یا خودم یا خدا، یا من یا او. این «من» را اگر انسان زیرپا گذاشت و‏‎ ‎‏«او» شد، اصلاح می کند همه چیز را. و در همۀ اقطار کارها اینطوری است‏‎ ‎‏که فرق مابین اینکه این کار یک کاری است الهی، آدم خودش باید‏‎ ‎‏فکرش را بکند. گاهی وقتها خود انسان هم در اشتباه است لکن باید فکر‏‎ ‎‏کند حالا این کاری که من دارم می کنم و اینقدر خوشحالم برای اینکه‏‎ ‎‏برای خدا این کار را کردم، اگر یک کسی بهتر از من این کار را انجام بدهد،‏‎ ‎‏حاضرم که این را به او بدهم و خوشحالتر هم بشوم برای اینکه، او بهتر‏‎ ‎‏برای خدا کار می کند یا نه. اگر اینجا آدم فهمید که نه، اینطور نیست،‏‎ ‎‏حاضر نیست این کار را، بداند این خدایی نبوده ـ صرف خدایی ـ اخلاص‏‎ ‎‏نبوده در آن. آنی که برای ما فایده دارد اخلاص است که برای خدا هم کار‏‎ ‎‏بکنیم، خدا هم احتیاجی به هیچ چیز ندارد، احتیاجی به اخلاص ما هم‏‎ ‎‏ندارد. خدا می خواهد که، میل دارد، یعنی میل به آن معنایی که دیگران‏‎ ‎‏دارند نه، انبیا را فرستاده که تربیت کنند، مردم را نجات بدهند. نجات‏‎ ‎‏مردم هم به این است که دنبال انبیا باشند و انگیزه هایشان هم انگیزۀ‏‎ ‎‏انبیا باشد؛ نمی توانیم به آن قدر، به هراندازه ای که می توانیم. البته ما‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 191

‎‏  نمی توانیم که انگیزه ای که حضرت امیر دارد ما داشته باشیم، این معلوم‏‎ ‎‏است که ما نمی توانیم. اما می توانیم که یک انگیزه هایی داشته باشیم که‏‎ ‎‏مشابه او باشد، برویم طرفِ آن طرف.‏

‏‏     دانشگاه را باید شما روبه خدا ببرید، رو به معنویت ببرید و همۀ‏‎ ‎‏درسها هم خوانده بشود، همۀ درسها هم برای خدا خوانده بشود. اگر این‏‎ ‎‏را توانستید که شما برای این کار بروید و این کار را بکنید، در کارتان‏‎ ‎‏موفقید، چه برسید به مقصدتان، چه نرسید به مقصدتان. و اگر برای‏‎ ‎‏خودتان باشد ممکن است کار، بسیار کار عادی باشد اما برای دیگران نفع‏‎ ‎‏دارد، برای شما نفع ندارد، گاهی برای شما ضرر دارد؛ برای دیگری نفع‏‎ ‎‏دارد، برای شما ضرر دارد و گاهی برای شما نفع دارد، برای دیگران ضرر‏‎ ‎‏دارد. شما می خواستید یک کار خوبی بکنید نشده است و کار بد شده‏‎ ‎‏است، اما شما می خواستید خوب انجام بدهید. این معنا را ما باید‏‎ ‎‏همیشه در ذهنمان باشد و توجه به این داشته باشیم تا موفق در امور‏‎ ‎‏بشویم، در هر کاری موفق بشویم. من ادعا نمی کنم که امثال من یک‏‎ ‎‏همچو چیزی هستیم، نه، ما آدمهای ناقصی هستیم، باید برویم تحصیل‏‎ ‎‏کنیم، تا تحصیل کمال بکنیم. اما مردم، بودند در بینشان که یک همچو‏‎ ‎‏اشخاصی بودند، لااقل ما می دانیم انبیا بودند، اولیای خدا بودند که این‏‎ ‎‏جور بودند، برای او بوده هر چه کار کردند، نه این است که برای حکومت‏‎ ‎‏بوده است یا برای چی بوده. می رفتند دنبال حکومت برای اینکه از دست‏‎ ‎‏جائرین بگیرند، فشار می آوردند که از دست جائرین بگیرند، لکن نه از‏‎ ‎‏دست جائرین بگیرند که خودشان حاکم باشند، از دست جائرین‏‎ ‎‏می برند که عدالت الهی را اجرا بکنند. این کار، کار انبیا بوده، عدالت الهی‏‎ ‎‏را می خواستند ایجاد کنند لله تعالی. از این جهت که لله تعالی بوده است‏‎ ‎‏و خالص بودند آنها، الهی بودند خودشان، کارهاشان اینطوری بوده. ما‏‎ ‎‏ناقصیم، ما اعتراف می کنیم پیش خدا که ما ناقصیم، تا آخر هم‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 192

‎‏  نمی توانیم اینطور کمال را پیدا بکنیم. اما باید فکر باشیم که، دنبال این‏‎ ‎‏معنا باشیم، همچو نباشد که پشت بکنیم به این معانی، دنبال این معنا‏‎ ‎‏باشیم که ما یک کاری که می کنیم برای خدا باشد. و من امیدوارم که‏‎ ‎‏موفق بشوید وقتی که یک همچو انگیزه ای باشد، حتی در آن کارهایی که‏‎ ‎‏پیشتر نمی توانستید انجام بدهید با این انگیزه انجام بدهید، با این‏‎ ‎‏انگیزه ای که عرض می کنم قدرت به انجام پیدا بکنید. خدا تأیید می کند‏‎ ‎‏یک همچو انگیزه ای را، یک همچو کاری را تأیید می کند خدای تبارک و‏‎ ‎‏تعالی. چنانچه دیدیم که انبیا با دست خالی می آمدند کارهای بزرگ‏‎ ‎‏می کردند. پیغمبر اکرم چی بود؟ خوب، یک شبانی بود در مکه، همه هم‏‎ ‎‏با او مخالف بودند و اذیتش هم می کردند و چه می کردند منتها‏‎ ‎‏[‏‏مؤمن‏‏]‏‏بود، اما این یک شبان پا شد یک همچو کاری کرد که حالا دنیا را‏‎ ‎‏اینطور کرده. حضرت عیسی هم همین طور، حضرت موسی هم یک‏‎ ‎‏شبانی بود آن هم اینطور، حضرت ابراهیم هم همین طور، یکی بودند‏‎ ‎‏اینها خودشان، لکن جمع بودند، یک ملت بودند هر یکیشان، یعنی همه‏‎ ‎‏چیز داشتند. و عمده همان است که نقطۀ اتکا خدا بوده است، برای خدا‏‎ ‎‏بوده، حرکت برای خدا. سیرالی الله تعالی بوده، سیرالی الله تعالی چون‏‎ ‎‏بوده است، هرکاری که می کردند الهی بوده. ناهار هم می خوردند‏‎ ‎‏الهی بوده. نماز هم می خواندند الهی بوده، جنگ هم می کردند الهی‏‎ ‎‏بوده.‏

‏‏     من امیدوارم که ما دنبال این مسأله باشیم. و من مطمئنم که شما‏‎ ‎‏آقایان ان شاءالله موفق هستید در این کاری که دارید انجام می دهید و‏‎ ‎‏همیشه هم حساس باشید در آن، هیچ وقت خیال نکنید که نه، تمام شد‏‎ ‎‏مسأله. دانشگاه جوری است که نظرهای فاسد دنبالش است به اینکه‏‎ ‎‏یک کار خلافی بشود در آن. دنبالش است، موفق ان شاءالله نشوند. و‏‎ ‎‏همیشه باید انسان حساس باشد که نگذارد این سنگری که می تواند‏
‏
‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 193

‎‏  همه چیز را درست کند و می شود که همه چیز را به هم بزند، یک وقت از‏‎ ‎‏دستتان این سنگر ‏‏[‏‏گرفته‏‏]‏‏ بشود، یک خللی در آن واقع بشود. من هم‏‎ ‎‏دعاگوی شما هستم و امیدواریم که همیشه موفق و مؤید و منصور باشید‏‎ ‎‏و همیشه برای این ملت و برای خدا خدمت بکنید.(245)‏

‏‏19 / 9 / 64‏

‏‏*  *  *‏

‏‎ ‎

‏‎

کتابدانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 194

‎

  • )) آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و دکتررضا داوری صحیح می باشد.