کتاب وصیت
احکام وصیت
وصیت کردن نسبت به اموال دیگران
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1369

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1392

زبان اثر : فارسی

وصیت کردن نسبت به اموال دیگران

وصیت کردن نسبت به اموال دیگران

[سؤال 8617]‏ ‏ ‏  ‏---->‏ ‏ 4888

‏2. شوهرم هنگام فوتش به من گفت که باید نذر شربتی را که هر ساله در روز‏‎ ‎‏عاشورا به یاد سرور شهیدان حسین بن علی علیهماالسلام انجام می دهم، شما بعد از مرگم انجام‏‎ ‎‏دهید. من نیز پس از فوتش حدود دوازده سال این عمل را هر ساله انجام داده ام؛ حال‏‎ ‎‏خواهشمندم نظر مبارک را نیز در این مورد اعلام فرمایید.‏

بسمه تعالی، اگر وصیت کرده که از مال خودش شربت داده شود، باید به آن عمل شود؛ ولی چنانچه وصیت کرده که شما از مال خودتان شربت بدهید لازم نیست به آن عمل نمایید.

[سؤال 8618]‏ ‏ ‏ 4703‏

‏ ‏ ‏ بسمه تعالی ‏ ‏ 30 / 8 / 1361 ‏

‏حضور محترم مرجع عالی قدر و رهبر انقلاب، حضرت آیت الله‌، امام خمینی، مدّ‏‎ ‎‏ظله، پس از عرض سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و دعا برای سلامتی و‏‎ ‎‏طول عمر امام عزیز، مسأله ای که برای بنده و ورثۀ مرحوم ابوی پیش آمده را به‏‎ ‎‏عرضتان می رسانم. خواهشمندم حکم آن را بفرمایید. ‏

‏پدرم زمین ها و محل هایی را برای فرار از مالیات در زمان حیاتش به نام بچه هایش‏‎ ‎‏کرده و بعد هم وصیت نموده که بعد از فوتش ورثه، همه را روی هم بریزند و تقسیم‏‎ ‎‏نمایند. اما بنده در اوایلی که به سن تکلیف رسیدم، مختصر پولی از حقوق خود را‏‎ ‎‏جمع کرده بودم و با آن پول، در مغازۀ ایشان مشغول کاسبی بودم. ایشان از این‏‎ ‎‏موضوع خوشحال شدند و گفتند: شما پول هایت را به حساب دفتر بریز و من برایت‏‎ ‎‏کاسبی می کنم و ایشان در عرض دو یا سه سال با چند معامله و با پشتکار بنده در‏‎ ‎‏فروش آن کالاها، منفعت قابل توجهی بردند که در حدود 60 تا 70 هزار تومان نصیب‏

استفتائات امام خمینی (س)ج. 7صفحه 376

‏بنده شد. تا این که بنده به علت درسی و مدرسه رفتن، دیگر نمی توانستم به مغازۀ ابوی‏‎ ‎‏بروم و سرمایۀ بنده که با لطف خدای منان و مرحمت پدرم جمع شده بود بدون مثمر‏‎ ‎‏ثمر دست ایشان مانده بود. ایشان یک قطعه زمین انباری خریداری کردند و بنده به‏‎ ‎‏ایشان گفتم: اکنون خوب است در مقابل حساب بنده که در دفتر ثبت است، این زمین‏‎ ‎‏که وجهش در همان حدود شده را به نام بنده بنمایید. ایشان هم به دفتردار خود دستور‏‎ ‎‏داده و این کار در همان زمان انجام شد و تمام عرایض بنده در دفتر مرحوم ابوی‏‎ ‎‏نشانگر این حقیقت می باشد. اکنون ورثۀ مرحوم ابوی می گویند که چون مرحوم ابوی‏‎ ‎‏وصیت کرده که من هرچه به نام هرکس کردم باید تقسیم شود، این هم باید تقسیم‏‎ ‎‏شود؛ در صورتی که همان طور که عرض شد، وجه این انبار با مختصر پول و زحمت‏‎ ‎‏دو ـ سه سالۀ بنده جمع آوری شده که در مقابل وجه، به نام بنده شد. و وقتی ایشان بنده‏‎ ‎‏را داماد کردند، قسمتی هم از این زمین را قبالۀ زنم کردند. ضمناً زمین هایی که مرحوم‏‎ ‎‏ابوی به اسم بچه ها کردند، هیچ کدام در دفاتر ایشان ثبت نشده، ولی چون این زمین‏‎ ‎‏پولش از حساب بنده پرداخت شده، همۀ این نقل و انتقالات زمین در حساب بنده در‏‎ ‎‏دفتر ایشان ثبت می باشد. حال برای رضای خدا هرچه حکم بفرمایید و توجیه‏‎ ‎‏بفرمایید که چه باید بکنیم و حق با کیست، قبول می نماییم. ‏

بسمه تعالی، اگر متوفی چیزی را در زمان حیات به کسی در مقابل وجهی منتقل نموده جزء اموال او نمی باشد.

‎ ‎

استفتائات امام خمینی (س)ج. 7صفحه 377