بخش چهارم: ولایت تشریعی
فصل دوم ادلّۀ نقلی امامت ائمه (ع)
آثاری پیرامون امامت
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)

زمان (شمسی) : 1392

زبان اثر : فارسی

آثاری پیرامون امامت

آثاری پیرامون امامت

‏ ‏

‏ ‏

شبهۀ پیرامون‏ ‏پایه گذاری امامت و تشیع

‏بعضی از دشمنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ‏‎ ‎‏سخنی سراپا دروغ گفته و این بیخردان، کورکورانه از آن پیروی‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 255

‏کردند... می گوید: «در صدر اسلام، امامت یک امر ساده یا سیاسی‏‎ ‎‏بوده که قرآن و مسلمین درباره آن ساکت بودند؛ ولی بعدها‏‎ ‎‏زمامداران ایران برای بیرون رفتن از حکم خلفای عرب یا ترک‏‎ ‎‏امامت را به این رنگ درآوردند، و دلیل آن را چنین می آورد که:‏‎ ‎‏کتابهای زمان قبل از صفویّه و بعد از آنها فرق کرده. دربارۀ امامت‏‎ ‎‏بعد از صفویّه کتابها بزرگتر و غلوّشان بیشتر شده است. حاصل‏‎ ‎‏کلامش آن است که مذهب تشیّع را صفویّه از پیش خود، شاخ و‏‎ ‎‏برگ دادند برای پیشرفت کار خود، و پس از آن به این رنگ مانده،‏‎ ‎‏و آن مرد افیونی بیخرد در کتاب شیعیگری‏‎[1]‎‏ می گوید: «شیعه از‏‎ ‎‏زمان بنی امیه پیدا شدند و بعدها در زمان جعفر بن محمد ـ علیه‏‎ ‎‏السّلام ـ و دیگران رنگهایی پیدا کرد.»(247)‏

***

‏ ‏

‏ ‏

پاسخ مختصر‏ ‏شبهه

شبهۀ دوّم: حجم‏ ‏کتابهای امامت پس از صفویّه

پاسخ شبهه 

‏خوانندگان محترم بدانند که اگر فهرست آیات و اخباری که‏‎ ‎‏درباره امامت وارد شده، و فهرست کلمات مورخین را کسی‏‎ ‎‏بخواهد بنویسد محتاج به یک کتاب بزرگ شود؛ و ما در اینجا‏‎ ‎‏برای اختصار بیش از این چند کلمه را ننوشتیم اینک از خوانندگان‏‎ ‎‏حکمیت می خواهیم که با یک نظر منصفانه بی غرض نظر کنند که‏‎ ‎‏امامت که به حکم خرد باید از اصول مسلّمه اسلام باشد، و به‏‎ ‎‏حکم آیات قرآن و حکم اخبار پیغمبر که از چند هزار تجاوز‏‎ ‎‏می کند مسلّم و ثابت است، و به حکم تواریخ معتبره که از اول‏‎ ‎‏بعثت پیغمبر اسلام تا روز رحلتش کوششهای خود را درباره آن‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 256

‏کرده، باز باید گفت که یک امر ساده بوده، یا یک امر سیاسی بوده‏‎ ‎‏که مسلمین از آن ساکت بودند و سلاطین ایران آن را به این رنگ‏‎ ‎‏درآوردند...‏

‏می گوید: «آب یک جوی اگر از یک سرچشمه باشد هرچه‏‎ ‎‏پایین تر آید اگر کمتر نشود زیادتر نخواهد شد، حالا شما کتابی را‏‎ ‎‏که دربارۀ امامت نوشته شده به ترتیب تاریخ با هم بسنجید و با یک‏‎ ‎‏کتاب از پیش از دوره صفویّه و یک کتاب هم از بعد از آن پهلوی‏‎ ‎‏هم بگذارید، آنگاه می بینید که هرچه پایین تر می آید غلوّ آنها‏‎ ‎‏بیشتر و حجمشان بزرگتر می شود.»‏

‏جواب این سخن آن است که اولاً، این نویسنده گویی از وضع‏‎ ‎‏کتاب نوشتن بکلی بی اطلاع است و دست کم یک مطالعه‏‎ ‎‏سرسری هم از کتبی که درباره امامت نوشته شده، ننموده؛ آنگاه با‏‎ ‎‏یک مثال بی تناسب مطلبی به این روشنی را می خواهد روپوشی‏‎ ‎‏کند و مردم را اغفال نماید. ما اینک ثابت می کنیم که کتابهایی که در‏‎ ‎‏صدر اسلام نوشته شده، حتماً باید از کتابهای بعد کوچکتر باشد‏‎ ‎‏حتی اگر کسی بخواهد امروز کتابی درباره امامت بنویسد باید‏‎ ‎‏کتابش دهها مقابل کتابهای متقدمین باشد. اکنون ما با یک مثال‏‎ ‎‏مطلبی را روشن می کنیم تا راه اشتباه کاری معلوم شود. مثلاً آن‏‎ ‎‏روزی که پیغمبر اسلام در غدیر خم گفت: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاٰهُ فَعَلِیٌّ‏‎ ‎‏مَوْلاٰهُ.» اگر کسی می خواست از حاضرین در غدیر خم این حدیث‏‎ ‎‏را که در امامت است بنویسد محتاج به یک سطر عبارت بیشتر‏‎ ‎‏نبود و آن این بود که: «شنیدم پیغمبر گفت هرکس من مولای اویم،‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 257

‏علی هم مولای اوست.» در عین حال، اگر کسی که در آن حال‏‎ ‎‏حاضر نبود می خواست درباره امامت از پیغمبر آن حدیث را نقل‏‎ ‎‏کند، نیازمند بود به اینکه چند صفحه نام اشخاصی که آن حدیث‏‎ ‎‏را نقل کردند بنویسد. فرض می کنیم صد نفر آن روز این حدیث را‏‎ ‎‏از پیغمبر شنیده و هر یک برای چند نفر هم نقل کردند کسی که ده‏‎ ‎‏سال بعد از غدیرخم بخواهد این حدیث را از هرکس شنیده،‏‎ ‎‏بنویسد محتاج به یک کتاب چند جزوی است که اشخاصی که این‏‎ ‎‏حدیث را نقل کردند ذکر کند. امروز اگر ما بخواهیم درست‏‎ ‎‏حدیث غدیر را که بیش از یک حدیث نیست بنویسیم به طوری که‏‎ ‎‏ثابت کنیم این حدیث را پیغمبر فرموده، نیازمندیم به نوشتن‏‎ ‎‏چندین جلد کتاب، برای اینکه میانۀ ما و روز غدیر، هزار و سیصد‏‎ ‎‏و چهل سال تقریباً فاصله شده است و این حدیث را مثلاً صد نفر‏‎ ‎‏از پیغمبر شنیدند و در دورۀ بعد صد نفر، هزار نفر شده است، و‏‎ ‎‏در دورۀ بعد ده هزار نفر شده، و الآن حدیث غدیر را ما به واسطه‏‎ ‎‏دهها هزار نفر از پیغمبر خدا باید نقل کنیم، و اگر بخواهیم اینهمه‏‎ ‎‏رجال و نقل کنندگان این حدیث را اسم ببریم و حالات آنها و تاریخ‏‎ ‎‏زندگانی آنها و جرح و تعدیل آنها را ذکر کنیم، چندین جلد کتاب‏‎ ‎‏باید بنویسیم تا یک حدیث بدرستی به دست بیاید. همه شنیدید‏‎ ‎‏که طبری، مورخ معروف دو کتاب بزرگ در سند حدیث غدیر‏‎ ‎‏نوشته؛ و ابوالمعالی جوینی متوفی در سال (478) از بزرگان‏‎ ‎‏علمای اهل سنت و جماعت است، بیست و هشتمین مجلد کتاب‏‎ ‎‏غدیر‏‏ را در بغداد نزد صحاف دیده که جلد بیست و نهم هم داشته‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 258

‏و شاید چند جلد دیگر هم داشته است در صورتی که حدیث‏‎ ‎‏غدیر بیش از یک حدیث نیست. کتاب ‏‏عبقات‏‏ که بزرگترین کتابی‏‎ ‎‏است که ما در امامت دیدیم، چهار جلد بزرگش در سند و دلالت‏‎ ‎‏همین حدیث غدیر است. خوب است خوانندگان، آن کتاب را‏‎ ‎‏ببینند تا معلوم شود بزرگ شدن کتاب برای این نیست که دروغ در‏‎ ‎‏آن نوشته شده یا حدیثی اضافه شده است. امروز اگر کسی‏‎ ‎‏بخواهد تمام احادیثی که در امامت وارد شده به طوری که صاحب‏‎ ‎‏عبقات‏‏ نوشته، بنویسد، نیازمند به نوشتن چند صد مجلّد کتاب‏‎ ‎‏است که تمام رجال را با همه خصوصیات بنویسد.‏

‏ ‏

‏ ‏

بررسی کتابهای‏ ‏پیرامون امامت پس از صفویّه

‏و ثانیاً، کتابهایی که درباره امامت نوشته شده است از زمان‏‎ ‎‏صفویّه تا کنون اگر کسی ببیند، می فهمد که هیچ مربوط به صفویّه و‏‎ ‎‏سیاست آنها نیست؛ و ما در اینجا چند کتاب را اسم می بریم تا‏‎ ‎‏خوانندگان خود مراجعه کنند و مطلب را به دست بیاورند:‏

‏1ـ یکی از کتابهایی که در امامت نوشته شده است و از کتب‏‎ ‎‏نفیسه پر قیمت است، کتاب ‏‏احقاق الحق‏‏، قاضی نورالله است. او‏‎ ‎‏چندین کتاب غیر از ‏‏احقاق الحق‏‏ درباره امامت و ردّ اهل سنت‏‎ ‎‏نوشته. این بزرگمرد معاصر، شیخ بهائی و معاصر صفویّه است‏‎ ‎‏ولی در اکبر آباد هند می زیسته و با کمال تقیّه رفتار می کرده، تا آن‏‎ ‎‏که سلطان اکبر شاه، عقیده مند به او شد و او را از سنّیان پنداشت و‏‎ ‎‏قاضی القضاة کرد. او در خفیّه و پنهانی مشغول تصنیف شد تا آنکه‏‎ ‎‏اکبر شاه مرد و پسرش جهانگیر شاه سلطان شد و قاضی شغل‏‎ ‎‏قضاوت را داشت تا مخالفین پی بردند که او شیعه است و او را به‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 259

‏حکم قضات و اجازۀ سلطان آنقدر تازیانه زدند تا مرد.‏‎[2]‎

‏2ـ کتاب ‏‏غایة المرام‏‏، تألیف سیّد جلیل سیّد هاشم بحرانی‏‎ ‎‏است که در آن اکتفا کرد به صرف نقل حدیث بی کم و کاست و هر‏‎ ‎‏کتابی که آن حدیث را از طریق سنی و شیعه نقل می کند اسم‏‎ ‎‏می برد؛ و این کتابها در میانه مردم منتشر است هرکس می خواهد‏‎ ‎‏مراجعه کند و کتبی را که سید از آنها نقل می کند، کتبی است که از‏‎ ‎‏بزرگترین کتب عامّه یا از کتب معتبره پیش آنان است مثل، ‏‏صحیح‏‎ ‎‏مسلم و ‏‏صحیح‏‏ بخاری و ‏‏صحیح‏‏ ترمذی، و ‏‏صحیح ‏‏ابوداود و ‏‏صحیح‏‎ ‎‏نسائی و ‏‏مسند‏‏ احمدبن حنبل و ‏‏جمع بین صحیحین‏‏ حمیدی و ‏‏جمع‏‎ ‎‏بین صحاح‏‏ سته اندلسی و امثال آن از کتب معروفه متداوله. این‏‎ ‎‏سیّد جلیل در «توبل» از بحرین ریاست داشته و چنانکه در احوال‏‎ ‎‏او مذکور است، دارای تقوا و ورع بسیار بوده و با سلاطین از روی‏‎ ‎‏بی اعتنایی رفتار می کرده و تحت نفوذ آنان نبوده است.‏‎[3]‎

‏3ـ کتاب ‏‏عبقات الانوار‏‏ که در امامت مثل آن تا کنون نوشته نشده‏‎ ‎‏است، مصنّف آن سیّد بزرگوار و علامه روزگار میر حامد حسین‏‎ ‎‏هندی‏‎[4]‎‏ است که در هر حدیثی از احادیث امامت یک یا چند جلد‏‎ ‎‏کتاب نوشته، و هرکس آن کتاب را ببیند پایه اطلاع و احاطه آن‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 260

‏بزرگوار را می فهمد و نیز هرکس مطالعه آن کند، مطلع می شود که‏‎ ‎‏سیاست سلاطین، کتب امامت را طولانی نکرده است و صاحبان‏‎ ‎‏این کتب مفصله در امامت در تحت نفوذ سلاطین صفویّه و غیر‏‎ ‎‏آنها نبوده اند؛ بلکه در بلادی بودند که یا نام صفویّه و امثال آنها در‏‎ ‎‏آنجا نبوده، و یا آنها در تحت نفوذ آنان نبودند. از اینها گذشته،‏‎ ‎‏احادیثی که در این کتب و دیگر کتب امامت منقول است از کتبی‏‎ ‎‏است که صدها سال قبل از صفویّه تصنیف شده، چنانکه به‏‎ ‎‏مراجعۀ به آنها معلوم شود.‏

‏اینک ما نام بعضی کتابهای امامت را که قبل از صفویّه نوشته‏‎ ‎‏شده ذکر می کنیم تا معلوم شود از زمان صفویّه به بعد کتابهای در‏‎ ‎‏این موضوع رو به تنزّل رفته و تصنیفات دربارۀ امامت قبل از آنها‏‎ ‎‏خیلی بیشتر بوده، و صفویّه و سیاست آنها کوچکتر از آن است که‏‎ ‎‏امامت را که یکی از اصول بزرگ اسلام است بتراشد.‏

‏و باید دانست که امامت یکی از مسائلی است که در هیچ‏‎ ‎‏موضوعی مثل آن علما و دانشمندان بحث نکردند و ممکن نیست‏‎ ‎‏کسی بتواند اطلاع بر جمیع کتبی که در این باب نوشته شده، پیدا‏‎ ‎‏کند و کسی که بخواهد اندکی از بسیار و معدودی از بیشمار کتب‏‎ ‎‏اصحاب را مطلع شود به کتاب ‏‏الذریعه‏‏ شیخ متبحر، آقا شیخ آقا‏‎ ‎‏بزرگ تهرانی معاصر رجوع کند... تا چگونگی مطلب را بفهمد و ما‏‎ ‎‏به ذکر چند کتاب در اینجا می پردازیم:‏

‏ ‏

‏ ‏

فهرستی از کتابهای امامت پیش از صفویّه

کتاب شافی، در امامت

‏پیشتر ذکر شد که یکصد و دو کتاب در این کتاب ذکر می کند که‏‎ ‎‏به لفظ «‏‏الامامة‏‏» معروف است و یا بی اسم است و او به ‏‏لفظ الامامة‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 261

‏آن را معرفی کرده است، و این غیر از کتابهایی است که در این‏‎ ‎‏موضوع نوشته شده و اسم خاصی دارد که البته آنها خیلی بیشتر‏‎ ‎‏است. اینک بعضی از کتابهای قبل از صفویّه درباره امامت که به‏‎ ‎‏لفظ «‏‏الامامة‏‏» معرّفی شده:‏

‏1ـ ‏‏الامامة‏‏، از عیسی بن روضۀ تابعی مولی بنی هاشم و حاجب‏‎ ‎‏منصور که در سال 158 فوت کرده.‏

‏2ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف خلیل بن احمد بصری لغوی عروضی، که از‏‎ ‎‏اصحاب حضرت صادق (ع) بود و در سال 160 یا 170 یا 175‏‎ ‎‏وفات کرده.‏

‏3ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابی جعفر احمد بن الحسین بن عمر بن یزید‏‎ ‎‏الصیقل الکوفی ثقه، که از اصحاب حضرت صادق و کاظم ـ علیهما‏‎ ‎‏السّلام ـ است.‏

‏4ـ ‏‏الامامة‏‏، از بعض قدمای اصحاب است که سید بن طاووس‏‎ ‎‏گفته تاریخ تحریر نسخۀ آن سال 229 است.‏

‏5ـ ‏‏الامامة الصغیر؛‏

‏6ـ ‏‏الامامة الکبیر‏‏، تالیف ابراهیم بن محمد بن سعیدالثّقفی،‏‎ ‎‏متوفّی در سال 283.‏

‏7ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف منصور بالله ، اسمعیل بن محمد بن مهدی،‏‎ ‎‏متوفی در سال 341.‏

‏8ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابی محمد حکم بن هشام بن حکم، و هشام‏‎ ‎‏در سال 199 یا 179 فوت شده.‏

‏9ـ ‏‏الامامة الصغیر؛‏


کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 262

‏10ـ ‏‏الامامة الکبیر‏‏، تألیف ناصر الحق، الحسن بن علی، متوفی‏‎ ‎‏درسال 304.‏

‏11ـ ‏‏الامامة‏‏، ‏‏تألیف ابی محمد عبدالله بن مسکان، که از اصحاب‏‎ ‎‏حضرت کاظم ـ علیه السّلام ـ بوده، وفات او در سال 183 است.‏

‏12ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابی محمد عبدالله بن هارون زبیری است،‏‎ ‎‏که وفات او در سال 218 است.‏

‏13ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف عبدالله بن عبدالرّحمن زبیری است،‏‎ ‎‏چنانچه نجاشی ذکر کرده.‏

‏14ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوالعباس عبدالله بن جعفرالحمیری،‏‎ ‎‏صاحب ‏‏قرب الاسناد‏‏ است که در سال 292 می زیسته.‏

‏15ـ ‏‏الامامة الکبیر‏‏، تألیف شریف ابوالقاسم علی بن احمد‏‎ ‎‏العلوی الکوفی، متوفی در سال 352.‏

‏16ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوالحسین علی بن وصیف، شاعر متکلم که‏‎ ‎‏او را شاعر اهل بیت می گفتند در سال 366 شهید شد.‏

‏17ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابومحمد فضل بن شاذان بن خلیل‏‎ ‎‏نیشابوری، متوفی درسال 260.‏

‏18ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف شیخ متکلم فضل بن عبدالرحمن بغدادی،‏‎ ‎‏نجاشی از استادش نقل کرده که آن کتاب بزرگی است.‏

‏19ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابو احمد محمد بن ابی عمیر که از اصحاب‏‎ ‎‏اجماع ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏ و ادراک موسی بن جعفر و علی بن موسی ـ علیهما‏‎ ‎‏السلام ـ کرده، در سال 217 وفات کرده.‏

‏20ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف محمد بن احمد صفوانی از تلامذه شیخ‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 263

‏کلینی و استاد شیخ طوسی و نجاشی است.‏

‏21ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوالحسن محمد بن احمد الحارثی که‏‎ ‎‏نجاشی از او به سه واسطه نقل می کند.‏

‏22ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف محمد بن بشر الحمدونی السوسنجردی،‏‎ ‎‏شیخ و نجاشی از او این کتاب را نقل کردند.‏

‏23ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف محمد بن حسین بن ابی الخطاب الزیات‏‎ ‎‏الهمدانی ثقۀ جلیل، متوفّی در سال 262.‏

‏24ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوبکر محمد بن خلف الرازی متکلم‏‎ ‎‏جلیل، نجاشی و ابن ندیم ذکر نمودند آن را.‏

‏25ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوجعفر السکاک محمد بن خلیل بغدادی‏‎ ‎‏تلمیذ هشام بن الحکم که در سال 179 وفات کرده.‏

‏26ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف محمد بن عبدالرحمن بن قبّه رازی، متکلم،‏‎ ‎‏معاصر شیخ کلینی تقریباً که در سال 317 می زیسته.‏

‏27ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف متکلم جلیل محمد بن عبدالله بن مملک‏‎ ‎‏اصفهانی، معاصر جبائی متوفی در سال 303.‏

‏28ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف شیخ عالی مقام صدوق الطایفه محمدبن‏‎ ‎‏علی بن حسین بن بابویه، متوفی در سال 381.‏

‏29ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف متکلم جلیل ثقۀ محمد بن علی بن نعمان بن‏‎ ‎‏ابی طریفة البجلّی الکوفی، ملقّب به مؤمن طاق.‏

‏30ـ ‏‏الامامة‏‏، الکبیر و الصّغیر، تألیف محمدبن علی شلمغانی،‏‎ ‎‏که در سال 322 مصلوب شد.‏

‏31ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوجعفر محمدبن عیسی بن عبید بن‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 264

‏یقطین، که از اصحاب حضرت جواد ـ علیه السّلام ـ است.‏

‏32ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف شیخ متکلم جلیل مظفر بن محمد بلخی‏‎ ‎‏استاد شیخ مفید؛ و او در سال 367 وفات کرده.‏

‏33ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوعیسی وراق محمد بن هارون که نجاشی‏‎ ‎‏ذکر آن را کرده.‏

‏34ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابوالحسن معلی بن محمد البصری، که‏‎ ‎‏نجاشی از او به سه واسطه نقل می کند.‏

‏35ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف قاضی نعمان بن محمد مصری، صاحب‏‎ ‎‏دعائم الاسلام، متوفّی در سال 367.‏

‏36ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف متکلم ثقۀ جلیل هشام بن حکم کوفی،‏‎ ‎‏متوفّی در سال 199 یا 179.‏

‏37ـ ‏‏الامامة‏‏، در اثبات نبوت و وصیت، تألیف هادی یحیی، از‏‎ ‎‏ائمۀ زیدیّه متوفی در سال 298.‏

‏38ـ ‏‏الامامة‏‏، ‏‏تألیف ابومحمد یونس بن عبدالرحمن، مولی آل یقطین از‏‎ ‎‏اصحاب حضرت رضا ـ علیه السّلام ـ و متوفّی در سال 208.‏

‏39ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابومحمد یحیی بن محمد، متکلم فقیه‏‎ ‎‏ساکن نیشابور قبل از سال 478 می زیسته.‏

‏40ـ ‏‏الامامة‏‏، تألیف ابی شداخ، چنانچه نجاشی از احمد بن‏‎ ‎‏الحسین نقل کرده. اینجا نام چهل کتاب در امامت که همه در زمان‏‎ ‎‏ائمه ـ علیهم السلام ـ یا نزدیک به زمان آنها تألیف شده ذکر‏‎ ‎‏کردیم.... لکن کتاب ‏‏شافی‏‏ سید مرتضی علم الهدی‏‎[5]‎‏ متوفی در‏‎ ‎

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 265

‏سال 436 که بهترین کتب و مشهورترین مصنفات در این باب است‏‎ ‎‏در دسترس همه است، خوب است هرکس می گوید امامت را‏‎ ‎‏صفویّه رنگ و رو دادند آن کتاب را ببیند تا مطلب را خوب بفهمد‏‎ ‎‏که هرچه متأخرین درباره امامت نوشتند کمتر از آن است که در‏‎ ‎‏شافی‏‏، سید مرتضی تحقیق کرده است. ‏

‏ ‏

‏ ‏

کتاب «الفین» در امامت

نتیجۀ بحث

‏از آن گذشته کتابهای «مفید»، «شیخ الطّایفه»، و «خواجه نصیر»‏‎ ‎‏و «صدوق» و «علاّمه» و دیگر از محققین و مصنفین معتبر که همه‏‎ ‎‏قبل از آنکه اسم از صفویّه در جهان باشد، تألیف شده، پایه‏‎ ‎‏معلومات یا عوام فریبی اینان را به دست می دهد. تنها آیت الله ،‏‎ ‎‏جمال الدین حسن بن یوسف بن مطهر حلی‏‎[6]‎‏ معروف به «علامه»‏‎ ‎‏متوفّی در سال 726 به خواهش پسر ارجمندش فخر المحققین،‏‎ ‎‏یک کتاب در امامت نوشته مشتمل به 2 هزار دلیل که هزار دلیل آن‏‎ ‎‏بر امامت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ و هزار دلیل بر ابطال شبهات‏‎ ‎‏مخالفین است و در سنه 709 از تألیف جزء اول و درسال 712 از‏‎ ‎‏تألیف جزء ثانی فارغ شده، و آن را مرتب کرده، پسرش فخر‏‎ ‎‏المحققین، لکن در نسخه هایی که در دست است از هزار دلیل دوم‏‎ ‎‏بیش از سی و چند دلیل باقی نمانده، و بقیه کتاب از دست رفته، و‏‎ ‎‏این کتاب در سال 1298 در ایران طبع شده.‏

‏پس از مراجعه به کتابهایی که درباره امامت نوشته شده، و‏‎ ‎‏توجه به آنکه مؤلفین آن کتابها در چه سالها بوده، و در چه مملکتی‏

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 266

‏زیست داشتند، خوب به دست می آید که قبل از دوره صفویّه‏‎ ‎‏کتابهایی که در این موضوع نوشته شده، بیشتر و مفصلتر بوده، و‏‎ ‎‏اگر کتاب خیلی مفصلی در زمان آنها یا پس از آنها نوشته شده، مثل‏‎ ‎‏عبقات‏‏ و ‏‏احقاق الحق‏‏، در هندوستان نوشته شده که از صفویّه و‏‎ ‎‏سیاست آنها در آنجا اسم و رسمی نبوده، پس کتب امامت را به‏‎ ‎‏سیاست صفویّه منسوب کردن، از نهایت جهل و بی اطلاعی از‏‎ ‎‏کتب و احوال رجال است، آری علاّمۀ محدّثین «مجلسی»‏‎[7]‎‏ در‏‎ ‎‏زمان صفویّه زیست می کرده و کتب او در آن زمان تألیف شده و‏‎ ‎‏بحار الانوار‏‏ که مفصلترین کتابهای اوست البته با عنایت و کمکهایی‏‎ ‎‏از سلاطین صفویّه تألیف شده، لکن باید دید که ‏‏بحار‏‏ چه کتابی‏‎ ‎‏است و مدارک آن چیست؟ ‏‏بحار‏‏، یک کتابخانه مهمی است که‏‎ ‎‏جمع شده و این کتاب را تشکیل داده، و مدارک ‏‏بحار‏‏ در خود او به‏‎ ‎‏تفصیل با اسم و رسم مؤلفین آن هست.‏

‏اینک مدارک بحار غالباً در دست است. کسی که می گوید‏‎ ‎‏سیاست صفویّه کتابها را بزرگ کرده، خوب است اول، بحار را‏‎ ‎‏ببیند و روایات آن را نظر کند، آنگاه مدارک آن را به دست بیاورد.‏‎ ‎‏اگر زیادی در کار دید اشکال کند؛ لکن با صرف ادعای بیجا و‏‎ ‎‏حرف بی دلیل نباید انسان گول خورده، کلام بیهوده را بپذیرد.(248)‏

***


کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 267

‎ ‎

کتابامامت و انسان کامل از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 268

  • )) مراد «کسروی» است.
  • )) سیدضیاءالدین نورالله بن شریف مرعشی شوشتری، مشهور به قاضی نورالله شوشتری، (956 - 1019 ه. ق.). وی از متکلمین و محدّثین بزرگ شیعه در هندوستان بود. کتاب احقاق الحق، تألیف این عالم بزرگوار با تعلیقات و مستدرکات آیت الله مرعشی نجفی در 29 جلد منتشر شده است.
  • )) هاشم بن سلیمان بحرینی (1107 ه. ق.) از بزرگترین علمای حدیث و تاریخ و تفسیر شیعه در قرن یازدهم می باشد. از مهمترین آثار وی عبارتند از: تفسیر البرهان، معالم الزلفی، حلیة الابرار، غایة المرام.
  • )) سیدحامد حسین بن محمد قلیخان هندی (1246 ـ 1306 ه. ق.) فقیه و محدث و رجالی بزرگ شیعه در هندوستان بود، اثر نفیس او عبقات الانوار در 26 جلد منتشر شده است.
  • )) علی بن الحسین بن موسی معروف به سید مرتضی و علم الهدی 355 - 436 ه. ق. از بزرگان علمای اسلام و تشیّع می باشد. آثار بسیاری دارد از جمله: امالی، الذریعة الی اصول الشّریعة، الناصریات، الانتصار، الشافی.
  • )) آیت الله شیخ جمال الدین حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی، (648 - 726 ه. ق.) از آثار اوست: تبصرة المتعلمین، المختلف القواعد، تذکرة الفقهاء، در فقه، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد در کلام، الفین در اثبات امامت، المختصر در رجال و تلخیص الکشّاف در تفسیر.
  • )) ملا محمد باقر بن محمد تقی مجلسی اصفهانی، مشهور به علامه مجلسی، (1037 - 1111 ه. ق.) از علمای بزرگ شیعه، مهمترین اثر او بحار الانوار است. از آثار اوست: مرآة العقول در شرح کافی، حیوة القلوب، زادالمعاد، حق الیقین، جلاءالعیون، حلیة المتقین و الاربعون حدیثاً.