سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خاتمی، سید محمد

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1386

زبان اثر : فارسی

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی

حجة الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی *

متن سخنرانی

‏بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی خیر خلقه و اشرف بربیته خاتم الانبیاء و المرسلین و علی آله الطیبین الطاهرین و اصحابه المنتجبین.‏

‏پیش از هر چیز لازم می دانم از تلاش برگزار کنندگان این جمع مبارک تقدیر و تشکر کنم و کار ارزنده ای که بیش از یک سال پی گیری شد تا این جلسه های پربار و پر ثمر تشکیل شود. از همة کسانی که در این زمینه زحمت کشیدند از مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام که مبدع و مبنای این گردهمایی بود به طور ویژه تشکر می کنم و هم چنین سپاس  گزاری می کنم از حضور همه حاضران عزیز میهمانان ارجمند عالمان متفکران اندیشمندان از داخل و خارج کشور که با حضور خودشان جمع ما را برکت و گرمی بخشیدند.‏

‏بدون تردید انسان شگفت انگیز ترین آفریدة خداوند و پیچیده ترین پدیدة هستی است؛ موجودی که به هنگام آفرینش او خدا مبتهجانه به خود آفرین گفت: ‏‏(فَتَبارَکَ الله اَحسَنُ الخالِقین) ‏‏و گاه دیگر او را بسیار نادان و ستمگر می نامد. در روزگار ما نیز انسان بیش از هر زمان دیگر مطرح است و نام او بیش از هر ادوار تاریخی بر زبآنها جاری است. چه آن گاه که از حق و حرمت او سخن می گویند و چه آن گاه که ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 392

مرثیه سرای درد ها رنج ها ومحرومیت های او می شوند که از همیشه بیشتر است. کرامت انسان عنوان دل پذیری است که اندیشه و احساس را یک جا بر می انگیزد. عنوان این گردهمایی نیز کرامت انسان است در ذیل یک عنوان فراگیر تر و عام تر یعنی قلمرو دین. و نیز نسبت این هر دو عنوان با بینش و منش حضرت امام خمینی  (ره). درک ودریافت مفاهیم ومعانی این عناوین کار آسانی نیست‏‏ ‏‏در عین حال، کاری است واقعاً لازم.‏‏ ‏

‏وقتی از امام‏‏ ‏‏نام می بریم نام او در درجة‏‏ ‏‏اول تداعی کنندة یک روحانی سیاست مدارِ انقلابی است که درست هم هست اما پیش و بیش از آن او یک عالم روشن بینِ خود ساختة دینی است و تربیت شدة حوزة معرفت عقلانی وحیانی و ذوقی اسلامی و به طور خاص شیعی. از همین پایگاه است که با احساس مسئولیت دینی برای رهایی انسان و اصلاح جامعه قیام کرده. بنابراین برای این که نسبت کرامت انسان را با دیدگاه و شخصیت امام بسنجیم قبل از آن بایدبه مهم ترین مایه و وجه شخصیت این بزرگوار توجه داشته باشیم. به نظر من بارز ترین حیثیت و شأن و وجه شخصیت امام چیزی است که من آن را «حکمت معنوی اسلامی» می نامم. انتخاب این وجه از آن روست که فاصلة خود را با عناوینی چون فلسفه، عرفان و کلام و نظایر آن حفظ کنم. بی تردید «حکت معنوی» با همة این عناوین (فلسفه، عرفان و کلام) و سایر معارف دینی بشری نسبتی دارد اما نسبت به آنها متمایز هم هست. علاوه بر تأمّل عقلانی و ذوقی در عالم وآدم حکمت معنوی ما همواره می کوشد تا تن را در چشمه سار زلال وحی الهی بشوید و نسبت به آن وفادار باشد. در عین حال که هیچ گاه باب تأویل صحیح وتفسیر کلام الهی و خدا را به روی خود و دیگران نمی بندد. و این حکمت معنوی مهم ترین مایه و پایه شخصیت امام خمینی ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 393

‏است. در حکمت معنوی ما هستی وهمة پدیده های هستی مظهر و مجرای نام ها و وصف های خدایند و پرسش این که انسان مظهر کدام نام و صفت خداست؟ به قرآن رجوع می کنیم: ‏‏(‏یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ* الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ‏)‏‏ . خداوند وقتی که از خلقت انسان سخن می گوید از خود با صفت کریم نام می برد؛ یعنی انسان مظهر نام و صفت کریم خداست و می دانیم که مظهر باید بازتابندة خصوصیت مُظهر باشد و با این دید، کرامت در ذات انسان است و عین ذات آدمی است و جا دارد که اشاره بدین نکته کنم همان گونه که استاد شهید بزرگوار آیة الله مطهری(قدس سره) در باب عدالت فرمود که عدالت می  تواند و باید در سلسله علل احکام الهی قرار بگیرد تا نظام حقوقی اجتماعی و سیاسی اسلام نظامی عادلانه باشد. در مورد کرامت نیز می توان گفت: با توجه به جایگاهی که کرامت در حیطه حیات و هستی انسان دارد، می تواند و باید در سلسله علل احکام الهی قرار بگیرد وقتی از کرامت انسان و حقوق بشر صحبت می کنیم پیش از آن باید به این پرسش پاسخ دهیم که: کدام انسان و کدام بشر؟ در جامعة مدرن فرد انسان ملاک و محور همة نهاد ها و قوانین و مناسبات اجتماعی قرار می گیرد و حقوق مدنی و حقوق بشر حقوق همین فرد است از طرف دیگر جمع گرایی که در مقابل فرد گرایی مطرح می شود از تکثیر همین فرد حاصل می گردد و مبنای فلسفی ایندیودیالیسم(‏‎individualism‎‏) و کالکتیویسم (‏‎collectivism‎‏) یا فرد گرایی و جمع گرایی یکی است. از موضع حکمت معنوی ما تعارض میان لیبرالیسم فرد گرایانه و سوسیالیسم جمع گرایانه تعارضی سطحی و عارضی است. اما در دیدگاه حکمت معنوی ما انسان در عالم هستی به مقامی می رسد که مورد خطاب الهی واقع می شود. در قرآن کریم و نیز سایر کتب آسمانی بارها خطاب «ای انسان» تکرار شده است. ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 394

‏البته وقتی که انسان مورد خطاب قرار می گیرد حیثیت عام شامل، فراتاریخی، و واحد او مورد خطاب است و مراد از خطاب به این حیثیت انسانی است نه آن گاه که حکمی شرعی، قانونی و اجتماعی به انسان تعلیم داده می شود. از این جهت محتوا و ذات ادیان الهی یکی است و اختلاف در شرایع و احکام است. ‏

‏پس با این خطاب فرد انسانی به «شخص» تعالی می یابد. این شخص کیست؟ بخش مهمی از کوشش فیلسوفان عارفان و اندیشوران از آغاز تاریخ تا کنون مصروف پاسخ دادن به این پرسش شده است. در فهم معنای شخص نباید در دام اصالت فرد و اصالت جمع فرو غلتیم. نظریة «شخص» با بیان «حکمت معنوی» من به خوبی قابل تفسیر و توضیح است. اصالت انسان و کرامت او نه به دلیل فردیت و نه به دلیل جمعیت او بلکه به خاطر آن است که «او» و فقط «او»ست ـ که مخاطب صدای قدسی واقع شده است. و با این خطاب جان او تعالی می یابد و با تعالی جان او جهان او نیز متعالی و عادلانه می شود. ولی در این راه و در این مسیر تعالی، رهزن فراوان است. آن چه که انسان را از خطاب خداوند به او غافل کند رهزن او و مانع سعادت اوست. می توان عوامل گوناگونی را بر شمرد که رهزنی می کنند و من در این جا به دو عامل به طور خاص اشاره می کنم: یکی از آنها به جهان متجدد امروز مربوط است و دیگری چیزی است که می تواند برای جوامع دینی خطرناک باشد. ‏

‏عامل اولی هوس پرستی، سود انگاری و سلطه طلبی است؛ همان که امروز جهان پیشرفته و مدرن را با همه دست آورد های شگفت انگیز خودش از وادی روح و معنا غافل کرده است. و دوم ظاهر پرستی و سطحی نگری است که انسان را از محتوا و متن خطاب الهی غافل می کند، و اصلاً ویرانگر محتوای پیام الهی می شود؛ به عبارت دیگر، دنیا پرستی و ظاهر پرستی یا دنیا زدگی و تحجّر دو رهزن راه تعالی انسانند که ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 395

در اثر تذکر و خطابی که از طرف خدا به او شده است این تعالی حاصل می شود.‏

‏آن چه گفته شد مربوط به جنبة فرا تاریخی و فرا طبیعی وجود آدمی است. و انسان از تاریخ و طبیعت بزرگ تر است شاید برای درک بزرگی  انسان و بزرگ تر بودن او از تاریخ و طبیعت بیان رساتر از کلام خدا نباشد که تمام آیاتی که در آغاز این جلسه خوانده  شد.‏

‏(‏وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً‏).‏

‏این جا «مِنْ» به نظر من، «مِن بیانی» است نه تبیینی. خدا نمی فرماید که انسان بر بسیاری از موجودات و مخلوقات برتری دارد؛ می فرماید: انسان بر همة موجودات ـ  که کثیر هم هستند ـ  برتری دارد، انسان از تاریخ و طبیعت بزرگ تر است و آن چه دربارة کرامت واصالت انسان از دیدگاه «حکمت معنوی» گفتم ـ که در آثار معنوی امام هم زیاد می توان دید ـ متوجه این بعد و این شأن حیات فرا طبیعی و فرا تاریخی انسان است.‏

‏اما یک نکته حساس در این جا وجود دارد که گاه غفلت از آن موجب سوء تفاهمات بزرگ و پیدایش توهمات وحشتناک شده است و آن این که: این انسان با این عظمتش از زمین بر آمده است و در زمین و روی زمین و در متن طبیعت و در میانجامعه زندگی می کند، نادیده انگاشتن این واقعیت، بسیاری را دچار توهمات بزرگ کرده است و همین جاست که کرامت انسان با نظام حقوق طبیعی و اجتماعی و سیاسی انسان رابطه دارد و نسبت برقرار می کند. در اینجا با اشاره به چند نکته، اموری را یاد آور می شوم و بحث را به پایان می برم:‏

‏اگر انسان دارای دو ویژگی ممتاز آگاهی ( استعداد و آگاهی) و اراده است ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 396

‏کرامت آدمی جز در سایه آزادی اندیشه و بیان و حق انتخاب واعمال اراده او در بستر زندگی دینی و اجتماعی تجلی نمی یابد. این دو مسئله از مهم ترین حقوقی است که از دل کرامت انسان بر می آید و برای این که اشاره گذرا کرده باشم نمونه هایی از این امر را هم در دیدگاه  امام هم در نظامی که دست آورد انقلاب امام بود ذکر می کنم: ‏

‏1 ـ  انقلاب اسلامی اگر نگوییم مردمی ترین انقلاب تاریخ بوده بی شک از مردمی ترین انقلاب های عالم بوده است. آن چه در این انقلاب به چشم می خورد محور بودن خود مردم و ابتنای حرکت آزاد مردم بر مبنای آگاهی و خواست و ارادة آنان بوده است. نقشی که امام عمدتاً از طریق بیان و ارشاد داشت این بود که این آگاهی را تقویت کند واین اراده را افزون سازد تا خود مردم آگاهانه برای تغییر وضع خویش قیام کنند.‏

‏2 ـ  انقلاب اسلامی انقلابی است که به جای اتکای بر سلاح بر کلام و منطق استوار است امام حتی در بحبوحه شور انقلابی نه تنها خشونت و زور را به کار نبرده است، بلکه همواره آن را محکوم می کرد. هیچ گاه برای پیروزی در صدد ایجاد یک بازوی مسلح و به کار گیری این بازوی مسلح در برابر نظامی که تا بن دندان به سلاح مجهز بوده است، اقدام نکرده است. و فاصلة خود را آشکارا و به صراحت با نیرو های انقلابی که به اصطلاح بر قهر انقلابی متکی بودند و با اعمال زور، قصد تغییر و تحول داشتند حفظ می کرده وآنها را محکوم می کرده است همان نیروهایی که با کمال تأسف به خاطر اقتضای ذات این حرکت به دام و کام تروریسم کور افتادند. ‏

‏3 ـ  امام همواره بر میزان بودن رأی مردم تأکید کرده است. انقلاب ما تنها انقلابی است   ـ تأکید می کنم تنها انقلابی است ـ که در کمتر از یکسال از پیروزی آن صاحب قانون اساسی شد. این قانون اساسی هم از سوی خبرگانی تدوین شد که با ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 397

رأی مردم انتخاب شده بودند و در آخر هم حاصل کار مجلس خبرگان مستقیماً به رأی مردم گذاشته شد.‏

‏یک سال پس از پیروزی انقلاب همه نهادها وارکان نظام از صدر تا ذیل با اتکای به رأی مردم به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در این کشور مستقر شد.‏

‏4 ـ  امام نه تنها بر آزادی و حق انتقاد برای آحاد جامعه که بر آزادی و حرمت مخالفان نیز در نظام تأکید کرده است و مرز آزادی را بر اندازی و توطئه دانسته است.‏

‏5 ـ  عدم دخالت در امور مردم، تفتیش عقاید، شکنجه، وادار کردن مردم به خلاف آن چه می اندیشند و می خواهند، یک اصل غیر قابل انکار در مواضع امام و نیز قانون اساسی است.‏

‏6 ـ  کرامت انسان جزو شش اصل نبیادین حقوق اساسی و در کنار توحید، نبوت، معاد، امامت و عدل قرار گرفته است. مسئله شگفت انگیزی که در خور بررسی علاقه مندان است. و این مسئله در اصل دوم قانون اساسی آمده است.‏

‏7 ـ  حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی نه تنها یک حق طبیعی که حق خداداد در اصل 56 قلمداد شده است که هیچ کس نمی تواند آن را سلب کند.‏

‏8 ـ  آزادی در کنار استقلال وحدت و تمامیت ارضی به صورت برجسته ای در اصل نهم آمده است و اینها را از هم تفکیک ناپذیر دانسته است.‏

‏9 ـ  همة ارکان نظام و ساز و کار ادارة جامعه بر رأی مردم مبتنی است و قدرت در همه مراحل و مرافق آن بر آمده از خواست و انتخاب مردم، مسئول در برابر مردم و تحت نظارت مردم و نهادهای پیش بینی شدة مردمی در متن نظام است که بدین طریق به لحاظ تئوری جلوی هر گونه دیکتاتوری گرفته شده است.‏

‏آن چه با ماست این که این قوانین و دیدگاه ها می بایست در عمل رعایت شوند. ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 398

‏امیدوارم که همة ما بتوانیم با رعایت این اصول و بسیار اصول و موارد دیگر که حتماً اندیشمندان و متفکران ذکر خواهند کرد دین خود را نسبت به انسان چه در ایران و چه در سراسر جهان ادا کنیم. مطمئن هستم که سرانگشت گره گشای اندیشه وتأمل شرکت کنندگان در این گردهمایی می تواند تا حدودی غبار ابهام را از چهرة کرامت انسان بزداید و راه های زندگی بهتر را که مورد نظر و خواست خدای انسان برای انسان بوده است به ما بنمایاند. از حوصلة شما سپاس گزارم.‏

‏والسلام و علیکم و رحمة الله و برکاته‏

‏ ‏

‏ ‏

*. زندگی نامه

‏در سال 1322 شمسی در اردکان واقع در استان یزد متولد شد. پدرش، آیةالله سیدروح الله خاتمی،  از روحانیون نیکنام و بلند آوازه آن دیار، عالمی فرزانه، فقیهی روشن بین و عارفی مبارز و مردم گرا بود. آن مرحوم مؤسس مدرسه علمیه اردکان بودند و امامت جمعه شهرستان یزد را بر عهده داشت. تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دبیرستانی ایشان در اردکان طی شد و در همه این سال ها جزء شاگردان ممتاز کلاس بود. در سال 1340 پیش از اخذ دیپلم به شوق تحصیل در علوم و معارف دینی، در حالی که بخشی از مقدمات را در محضر پدر گرامی شان فرا گرفته بود، رهسپار شهر قم شد و در همان سال ها دیپلم متوسطه را نیز در رشته طبیعی گرفت.‏

‏آقای سید محمد خاتمی ضمن حضور در مبارزات سیاسی حوزه در سال های 41 و 42 به مدت چهار سال تحصیل در حوزه علمیه قم «مقدمات» و «سطح» را فرا گرفت و در سال 1344 شمسی برای تحصیل در رشته فلسفه به دانشکده ادبیات اصفهان راه یافت و همزمان با آن، سطوح عالی علوم دینی را در حوزه علمیه اصفهان ادامه داد.‏

‏در سال 1348 شمسی با درجه کارشناسی از دانشگاه اصفهان فارغ التحصیل شد، در سال 1349 شمسی در دوره کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه تهران پذیرفته شد و به ادامه تحصیل پرداخت و در حالی که امکان استفاده از بورس تحصیلی دوره دکترا در خارج از کشور از طرف ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 399

دانشگاه تهران برایشان فراهم شده بود به شهرستان قم بازگشت و طی چندین سال اقامت، با کوشش و جدیت مراحل درس های «خارج» «فقه و اصول» و دوره عالی فلسفه را در محضر آیات عظام و استادانی چون: مرتضی حائری یزدی، وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، شهید مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی گذراند. همزمان با این ایام در درس های خصوصی شهید مطهری دربارة فلسفه هگل و مارکسیسم و معارف و کلام شرکت می جست.‏

‏آقای خاتمی که همواره دغدغه های شخصی خود را در زمینه معارف، علوم دینی، اجتماعی و فرهنگی پی گیرانه دنبال می کرد، به تألیف آثاری اهتمام ورزید که حاصل آن ده ها مقاله، گفتار و کتاب می باشد.‏

‏برخی از مسئولیت های آقای سید محمد خاتمی به شرح زیر است:‏

‏سال 1358: تصدی ریاست مرکز اسلامی هامبورگ‏

‏سال 1359: یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی نماینده مردم اردکان و میبد در مجلس شورای اسلامی.‏

‏سال 1360: سرپرست مؤسسه مطبوعاتی کیهان به فرمان امام خمینی (ره).‏

‏سال 1361: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کابینه جناب آقای مهندس میرحسین موسوی.‏

‏سال 1368: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کابینه جناب آقای هاشمی رفسنجانی.‏

‏سال 1371: مشاور رئیس جمهور و رییس کتابخانه ملی ایران.‏

‏سال 1371: آغاز تدریس در دوره های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در درس های اندیشه سیاسی، فلسفه سیاست و اندیشه سیاسی در اسلام.‏

‏سال 1375: عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان مقام معظم رهبری.‏

‏سال 1376: ریاست جمهوری اسلامی ایران (دوره اول).‏

‏سال 1380: ریاست جمهوری اسلامی ایران (دوره دوم).‏

‏ ‏

کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 400