مصاحبه با آیت الله احمد صابری همدانی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : صابری همدانی، احمد

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1386

زبان اثر : فارسی

مصاحبه با آیت الله احمد صابری همدانی

آیة الله احمد صابری همدانی *

با تشکر از فرصتی که برای این گفت وگو اختصاص دادید، بفرمایید چه تحلیلی از کرامت انسان دارید؟ 

‏بسم الله الرحمن الرحیم. موضوعات و مسائلی جزو مسائل فراموش شده بودند و مردم با آنها انسی نداشتند، اما بعد از پیروزی انقلاب، زیاد از آنها سخن به میان آمده موضوعاتی مانند ولایت فقیه، ارتداد، محارب و ... جزء موضوعات جدید محسوب می شوند. علت فراموشی آنها در دورة قبل از انقلاب، تسلط ستمکاران بوده است. این که در روایات آمده که امام زمان(عج) وقتی ظهور می کنند برخی می گویند دین جدیدآورده است، منظور زنده کردن احکام و ارزش های فراموش شده اسلام است، زیرا ‏«حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة»‏ حضرت حجت(عج) آن چیزهایی را که مردم اسلامی فراموش کرده اند را زنده می کند. «کرامت انسان» هم از این دست کلمات و مفاهیم است که لازم است دربارۀ آن کاوش کرد. ‏

‏قرآن کریم می فرماید: ‏(لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا)‏  ما فرزندان آدم را مکرم شمردیم و به آنها اکرام کردیم و کرامت هایی به آنها عطا کردیم که یکی از آنها ‏«حملناهم فی البر و البحر»‏ است. یعنی این استعداد را به او دادیم که در دو جنبه، زندگی و ترقی بکند. چیزهای پاکیزه را رزق آنها قرار دادیم ‏«و رزقناهم من الطیبات»‏ و آنها را بر ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 145

بسیاری از مخلوقات برتر قرار دادیم ‏(وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً)‏ این یک کرامت الهی و طبیعی است که خداوند به هر انسانی عنایت کرده است.‏

‏بعضی از بزرگان، ‏مستوی القامة بودن‏،  قدرت نطق و سخن داشتن،  با دست غذا خوردن و قدرت نوشتن را از کرامتهای انسان برشمرده اند، زیرا اگر این قدرت نوشتن نبود چقدر حقایق و مطالب از بین می رفت. اگر نبود قدرت بیانی که خداوند به انسان داده ـ ‏‏علمه البیان‏‏ ـ خیلی چیزها در وجود انسان مستور میماند. همه افراد انسان از این کرامت طبیعی و الهی برخوردارند. اما چیزی که مهم تر است ‏(و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً)‏ می باشد که خداوند انسان را بر بعضی از فرشته ها و ملائکه هم برتری داده است. ‏

‏این کرامت، کرامتی است که انسان بدست می آورد؛  یعنی با استفاده از استعدادهایی که خداوند در او قرار داده است و بکار گیری آن، این کرامت ها و فضائل را بدست می آورد. برای این که انسان به این مرحله از کرامت نائل شود،  خداوند انبیاء و کتاب هایی را فرستاد تا انسان ها را راهنمایی کنند. ‏(ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم)‏  قرآن بهترین راه کرامت انسان را نشان می دهد. ‏

‏اما آن کرامتی که مورد نظر شماست و از آن به «کرامت انسان» و یا «کرامت ملت» تعبیر می شود، باید بررسی شود و مصادیق آن مشخص شود. خداوند متعال در قرآن کریم کلمة کریم را زیاد به کار برده است. «اکرم»، «کریم»، «تکرمون» و ... در قرآن دیده می شود. باید دید معنای کرامت چیست. آیا منظور کرامت در برابر معجزه است؟ در اصطلاحات گفته می شود انبیای الهی معجزات داشتند اما اولیا و عرفا دارای کرامات بودند. آیا منظور از کرامت انسانی همین معناست و در نتیجه باید برای صاحب کرامت شدن افراد آنها را وادار به ریاضت کرده و کارهایی از این دست؟!  به ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 146

نظر من منظور از کرامت مورد بحث ما این معنا نیست. ‏

‏منظور از کرامت انسان همان معنایی است که در حدیث مشهور پیامبر اکرم(ص) آمده است: ‏«انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق».‏ نیل به این کرامت برای شهر و روستایی، برای عالم وجاهل و ... میسّر است. ‏

‏به نظر من کرامت به این معناست که احسان و خوبی در حد تمام باشد انسان کریم یعنی کسی که وقتی خوبی و احسان می کند آن را در بالاترین حد و مرتبه تمام می کند. به زینت هم کُرم یا کَرم اطلاق می شود. بر اساس این معنا کریم کسی است که صفات و حالت هایی دارد که زینت زندگی و شخصیت اویند. ‏

‏پس کرامت انسانی یعنی کارها و صفات و حالت هایی که موجب زینت، عظمت و افتخار انسان باشند. ‏

‏در روایات آمده است که خداوند به انبیاء(ع) ده صفت داده است که به آنها مکارم الاخلاق گفته می شود. اگر تفحص کردید و در خود یافتید،  خدا را بر آن شکر کنید و اگر نیافتید بکوشید تا آنها را حائز شوید. صفاتی مانند یقین به عقاید و معارف، قناعت که مانع ذلت انسان می  شود، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت که ‏«الغیرة من الایمان‏»، شجاعت،  مروت و جوان مردی. برای حفظ یقین مردم باید کوشید تا شبهات عقیدتی برطرف شود. علی(ع) در بیانی می فرماید: آدم شریف ـ همان آدم با کرامت ـ کسی است که نیت خیر داشته باشد: «ینوی کثیراً من الخیر» در نظر دارد کارهای خیر فراوانی انجام دهد ولی همیشه نمی تواند به همه آنها عمل کند لذا بعضی را موفّق می شود: «‏و یعمل بطائفة منه‏»، ولی قصدش انجام همه خیرات است: «‏ولا یدع للخیر غایة الا قصدها».


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 147

آیه ای که درباره آن توضیحاتی بیان کردید، ظاهراً اشاره به کرامت تکوینی بشر دارد و عمومیت هم دارد و صفت ایمان و شرک و ... در آن دخالت ندارد. آیا در فقه هم می توانیم با توجه به کرامت ذاتی به احکام بپردازیم یا این که آن جا کرامت اعتباری ملاک است؟ مثلاً در فقه آمده است غیبت شخص مشرک و کافر حرام نیست. به نظر می رسد آن کرامت ذاتی که در قرآن بیان شده است،  در فقه شکسته می شود. شما چه نظری دارید؟ 

‏عقیده ما درباره احکام این است که، همه احکام اسلام طبق مصالح و مفاسد می باشد، یعنی واجبات آن دارای مصالح ملزمه می باشند و محرمات هم مفاسد لازم الاجتناب دارند و همه این ها در مسیر کمال و کرامت انسان است. این که اسلام نماز را واجب کرده و یا از سوء ظن نهی کرده است، این برای نیل به کمال و بر اساس مصالح و مفاسد است و باید طبق همان دستورات عمل کرد. ‏

با توجه به این که در جامعه ما نظام اسلامی حاکم است و به عنوان اسلام کشور را اداره می کنیم؛  با توجه به این که بحث کرامت انسان امروزه در دنیا مطرح است و زیاد از آن سخن به میان می آید؛ آیا می توان گفت با استناد به سیرة حکومتی حضرت علی(ع) نسبت به خوارج باید کرامت انسانی افراد ـ هر کس که می خواهند باشند ـ را رعایت کرد، البته تا آن جا که مرز ضرر به جامعه و برخورد خارج از چارچوب نرسد، زیرا حضرت دربارۀ خوارج سفارش فرمود حتی مقرری آنها از بیت المال نباید قطع شود مگر این که دست به شمشیر ببرند. آیا این تحمل بدی های آنها به خاطر کرامت موجود در وجود انسان ها بوده است؟ 


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 148

ما اگر بخواهیم کرامت های انسانی را به مردم نشان بدهیم، بعد از قرآن کریم، روش و سیرة پیغمبر اکرم(ص) و ائمه اطهار را باید عرضه کنیم. ‏

‏چون آن بزرگواران رفتارشان سراسر کرامت بود؛ مثلاً جنگ هایی که پیامبر(ص) با دشمنان داشت با جنگ های گذشتگان و آیندگان متفاوت بود،  پیامبر(ص) به فرماندهان سفارش می کرد: متعرض بچه ها، پیران، زخمی ها و زنان نشوید، خانه ای را آتش نزنید، آب دشمن را مسموم نکنید، درختان را قطع نکنید. این اصولِ کرامت خیز را حتی در هنگام جنگ با دشمن هم باید رعایت کرد. حتی می فرمود اگر به صومعه ای رسیدید و دیدید یک مسیحی و غیر مسلمان در حال عبادت است، مزاحم او نشوید و اگر دشمنی را در جنگ کشتید،  زن و بچه  را از کنار جنازه اش عبور ندهید. این ها کرامت است. علی(ع) هم در نبرد با خوارج که مجبور به جنگ با آنها شد و هم در جنگ جمل کرامت ها نشان داد که مورد تصدیق اهل سنت و حتی غیر مسلمانان است. حضرت به یاران خود می فرماید شما آغازگر جنگ نباشید بلکه جنبة دفاعی داشته باشید. حتی در روز عاشورا امام حسین(ع) به لشکر خود فرمود شما جنگ را آغاز نکنید. ‏

‏علی(ع) در جنگ جمل نسبت به عایشه خیلی کرامت و بزرگواری به خرج داد، بعد از پی شدن شترش او را به خیمه ای بردند، زنی را فرستاد تا ببیند که آیا او زخمی شده یا نه که آن زن گفت موقع افتادن از شتر پیشانی او کمی زخمی شده است که حضرت دستور دادند تا پانسمانش کنند و بعد از آن همه ماجرا، حضرت فرمود از او اجازه بگیرید تا من با او ملاقات کنم. حضرت به خیمه او رفت و فرمود بد مادری بودی که بچه هایت را به کشتن دادی! عایشه گفت:« یا علی ملکتَ فاسمح»، حالا که قدرت پیدا کردی، آقایی کن. فرمود بخشیدم. به هر حال حضرت چهل نفر ‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 149

‏زن مسلح را در لباس مردانه همراه او فرستاد تا او را به مدینه برسانند. وقتی در مدینه از او پرسیدند علی با شما چه رفتاری کرد گفت آقایی و بزرگواری کرد وقتی در مدینه متوجه شد که محافظان او همه زن بودند در لباس مردان؛ گفت ای کاش من ده سال قبل مرده بودم!‏

‏آری، ما کرامت های فراوانی از ائمه(ع) داریم. ‏

این که در سخنان شما بود که پیغمبر اکرم(ص)به  فرماندهان می فرمود به پیران و بچه ها و درختان و... آسیب نرسانید با توجه به این که کافر و غیر مسلمان بودند، این اشاره به همان کرامت ذاتی انسان دارد و این که خداوند به او کرامت داده است در این رابطه توضیح دهید. 

‏آن چه خداوند به آنها دستور داده است و اولیای الهی برای مردم بیان کرده اند، مطلوب خداوند است،  مانند عدالت، تقوا و ... این امور باید انجام گیرند و این ویژگی  در آنها وجود دارد که با طبیعت و فطرت انسان سازگار است ولی بعضی با انحرافی که از فطرت الهی پیدا می کنند از آنها منحرف می شوند و انبیاء که آمدند و کتاب های آسمانی که فرستاده شد برای این است که انسان ها را از گمراهی ها به سوی نور هدایت کند: (‏لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم)‏ قرآن به انسان ها هشدار می دهد که سرکشی شما به ضرر خودتان است: ‏(یا ایها الناس انما بغیکم علی انفسکم) ‏  این ها حقوق انسانیت است و ایمان و اسلام در آنها دخالت ندارد و البته باید افراد را آموزش داد تا در مسیر الهی قرار گیرند.‏

کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 150

*. زندگی نامه

‏در سال 1302 شمسی در روستای بیوک آباد از توابع همدان و در خانواده ای متدین به دنیا آمد.‏

‏تحصیلات خود را از مکتب خانه آغاز کرد و پس از آن به دبستان رفت. دورۀ دبیرستان را نیز تا کلاس چهارم گذراند و در سال 1319 به حوزۀ همدان عزیمت کرد و در مدرسۀ آخوند ساکن شد. او درس های دورۀ مقدمات و بخشی از درس های سطح را در همدان به پایان برد و سپس به حوزۀ علمیۀ مشهد رفت.‏

‏در مشهد نزد مرحوم حاج شیخ کاظم دامغانی رفت. حاج شیخ کاظم دامغانی به او سفارش کرد به حوزۀ علمیۀ قم برود؛ او نیز مدتی در مشهد ماند تا این که مقدمات سفر او به قم فراهم شد.‏

‏در سال 1325 به حوزۀ علمیۀ قم وارد شد و از محضر استادان آن دیار عالم خیز در فقه و اصول و فلسفه و تفسیر و عرفان و... بهره های بسیار برد. ایشان در فقه و اصول در درس آیات عظام: سلطانی، بروجردی، امام خمینی و گلپایگانی شرکت می کرد و در زمینه علوم عقلی نیز به محضر علامه طباطبائی می رسید.‏

‏ایشان تا کنون تألیفات مختلفی به زبان فارسی و عربی و ترکی منتشر کرده که برخی از آنها به شرح زیر می باشد:‏

‏1 ـ محمد و زمامداران 2 ـ الطریق المسلوک فی حکم اللباس المشکوک (تقریر درس آیة الله العظمی بروجردی) 3 ـ ادب الحسین 4 ـ المهدی علی لسان الحسین(ع) 5 ـ شخصیت امام صادق (ع) در اسلام و مذهب او 6 ـ راه اهل بیت در اسلام 7 ـ امامت و خلافت در اسلام 8 ـ مسیحیت کنونی 9 ـ سلاحی که هرگز نمی پوسد 10 ـ مسند الامام امیر المؤمنین (ع) 11 ـ مسند الامام الحسین بن علی (ع) 12 ـ کتاب الصلوة 13 ـ نصایح الآباءللابناء 14 ـ احب الاعمال 15 ـ زندگی بلال حبشی 16 ـ رساله ای در فرق بین حکم و حق 17 ـ تاریخ مفصل همدان در سه جلد 18 ـ زندگی نامۀ عبدالجبار 19 ـ ترجمۀ کتاب السبعین فی فضائل امیرالمؤمنین 20 ـ رساله ای دربارۀ امام زمان (عج) 21 ـ سازندگی های اخلاقی امام حسین. بسیاری از این تألیفات به زبان های لاتین و روسی ترجمه شده است. علاوه بر این وی تقریرات زیادی از اساتیدش نوشته که به چاپ رسیده است.‏


کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 151

‏از فعالیت های دیگر او در این عرصه، تأسیس مدرسۀ جعفریه در قم را می توان بر شمرد.‏

‏او در سال های مبارزه با رژیم شاه، همواره از خط امام خمینی (ره) دفاع می کرد و در راه تحقق نظام اسلامی از هیچ تلاشی دریغ نورزید. پس از انقلاب نیز خدمات شایانی ارائه کرده است که برخی از آنها به قرار زیر است:‏

‏ ـ مسئولیت رسیدگی به وضع طلاب ایرانی؛‏

‏ ـ عضویت در شورای مدیریت حوزة علمیة قم؛‏

‏ ـ نمایندگی مجلس خبرگان رهبری در دروه های دوم و سوم از استان همدان؛‏

‏ ـ عضویت در جامعة مدرسین حوزة علمیه قم؛‏

‏ ـ نماینده امام در استانبول؛‏

‏ ـ نماینده مقام معظم رهبری در باکو؛‏

‏ ـ تأسیس دفتر سرپرستی طلاب غیر ایرانی در حوزة علمیة قم برای اولین بار.‏

‏ ‏

کتابمجموعه آثار همایش امام خمینی و قلمرو دین "کرامت انسان" (ج. 13): مصاحبه ها و میزگردهای علمیصفحه 152