فصل ششم: مسائل سیاسی و بین المللی
گروه های سیاسی
جبهه ملی و ملی گراها
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1395

زبان اثر : فارسی

جبهه ملی و ملی گراها

جبهه ملی و ملی‌گراها

‏مصاحبه با روزنامه هلندی «دی ولت کرانت»‏

تاریخ: 16 / 8 / 57

‏خبرنگار: جبهه ملی با رد کردن سلطنت مشروطه قدم مهمی در جهت شما برداشته. آیا ‏‎ ‎‏شما نیز به نوبه خود حاضرید یک قدم در جهت مخالفین غیر روحانی دولت بردارید؟‏


کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 300

‏امام: رژیم سلطنتی را بیش از یک سال است که عموم مردم در سراسر ایران بشدت ‏‎ ‎‏محکوم کرده اند. بنا بر این هر کس و یا هر گروه هم سلطنت را رد کند، با ملت ‏‎ ‎‏هماهنگی کرده است و در صورتی که در این قدم استقامت کند، ملت او را فراموش ‏‎ ‎‏نمی کند و من خود را در کنار مردم احساس می کنم.‏

صحیفه امام؛ ج 4، ص363

*  *  *

‏مصاحبه با خبرنگاران‏‏ ‏

تاریخ: 18 / 8 / 57

‏خبرنگار: نتیجه مذاکرات شما با آقای دکتر کریم سنجابی و جبهه ملی چه بوده است؟‏

‏امام: مذاکرات به آن معنایی که گفته می شود توافق حاصل شده است نبوده. من مسائلی ‏‎ ‎‏را که مورد نظرم بوده طرح کردم و آنها قبول کردند. من مسائلی را که همیشه خواست ‏‎ ‎‏ملت است طرح می کنم، هر کس آن را پذیرفت به خواست ملت عمل کرده است.‏

صحیفه امام؛ ج 4، ص412

*  *  *

‏مصاحبه با رادیو ـ تلویزیون آلمانی زبان سوئیس ‏

تاریخ: 24 / 8 / 57

‏خبرنگار: شما حضرت آیت اللّه ، با کریم سنجابی از جبهۀ ملی در پاریس بحث مهمی ‏‎ ‎‏داشتید. آیا شما با این حزب سیاسی مشترکاً مبارزه خواهید کرد؟ یعنی آیا ائتلاف می کنید؟‏

‏امام: من مسائل و مطالبی که داشتم، و امکان ندارد یک قدم از آنها برگردم، به ایشان ‏‎ ‎‏گفتم و ما با جبهه خاصی ائتلاف نداریم.‏

صحیفه امام؛ ج 4، ص501

*  *  *


کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 301

‏دیدار با اعضای شورای عالی قضایی ‏

تاریخ: 29 / 4 / 59

‏ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در ‏‎ ‎‏زمان آن کسی که این همه از آن تعریف می کنند، چه سیلی به ما زد آن آدم! من ‏‎ ‎‏نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان. همان ‏‎ ‎‏طور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوان‌هایی که از ‏‎ ‎‏مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطبا جرأت نمی کردند بنویسند این ‏‎ ‎‏زخمی شده است. بروند کنار اینها! بروند گم بشوند اینها! اینها منحل باید باشند.‏

صحیفه امام؛ ج13، ص51

*  *  *

‏در جمع روحانیون مازندران و اقشار مختلف مردم‏

تاریخ: 25 / 3 / 60

‏من می خواهم ببینم که این راهپیمایی که امروز اعلام شده است، اساس این ‏‎ ‎‏راهپیمایی چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهۀ ملی»، که دعوت به راهپیمایی کرده ‏‎ ‎‏است، دیدم. در یکی از این دو اعلامیه، جزء انگیزه ای که برای راهپیمایی قرار داده اند، ‏‎ ‎‏لایحۀ قصاص است. یعنی مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحۀ قصاص بایستند. ‏‎ ‎‏در اعلامیۀ دیگری که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که لایحۀ غیر انسانی! ملت ‏‎ ‎‏مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل لایحۀ قصاص راهپیمایی کنند، یعنی چه؟ یعنی ‏‎ ‎‏در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی ‏‎ ‎‏می کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم. ضروری مسلمین، چه برادران اهل سنت ‏‎ ‎‏و چه برادران شیعی، ضروری این است که این قرآن از خداست و در قرآن هرچه باشد ‏‎ ‎‏ضروری است که باید پذیرفت. قضیۀ قصاص در جاهایی از قرآن تصریح شده است. ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 302

‏لایحۀ قصاص همین مسائل قرآن است. در این راهپیمایی که مسلمان‌ها را به اصطلاح ‏‎ ‎‏خودشان دعوت کرده اند، دعوت کرده اند که مردم قیام کنند در مقابل قرآن! مردم قیام ‏‎ ‎‏کنند در مقابل احکام ضروریۀ اسلام! آنهایی که از بعض جبهه ها هستند، تکلیفشان ‏‎ ‎‏معلوم است. آنها از اول هم، از آن وقتی هم که «جمهوری اسلامی» تأسیس شده است، ‏‎ ‎‏مسئلۀ اسلام پیش آنها مطرح نبوده است. آنچه مطرح بوده است، اگر راست بگویند، ‏‎ ‎‏همان ملی گرایی بوده است. و من در این هم شک دارم! برای اینکه افرادی که سر دستۀ ‏‎ ‎‏اینها بودند و به ملی گرایی معروف بودند‏‎[1]‎‏ ما دیدیم که بر ضد ملت اینها قیام کردند. ‏‎ ‎‏الآن هم که در خارج هستند دعوت می کنند که بر ضد این ملت، قدرت‌ها فعالیت کنند. ‏‎ ‎‏و این قدرت‌های بزرگ هم همه جور چیزی دارند! ملی هم دارند؛ مذهبی هم دارند؛ ‏‎ ‎‏معمم هم دارند. من آن چیزی که بسیار مورد تعجبم است این نیست که در اعلامیۀ ‏‎ ‎‏«جبهۀ ملی» برای لایحۀ غیر انسانی [به اصطلاح او] قصاص، یعنی حکم غیر انسانی ‏‎ ‎‏قرآن! ، یعنی حکم غیر انسانی اسلام!، اعلامیه بدهند و مردم را دعوت کنند که ‏‎ ‎‏ایهاالناس بیایید، در مقابل اسلام قیام کنید و استقامت کنید. من از آنها همچو توقعی ‏‎ ‎‏داشتم و دارم. اما بعضی که اعلامیه دادند و تأیید کردند این راهپیمائی‌ها را، آیا ‏‎ ‎‏خوانده اند این اعلامیه های «جبهۀ ملی» را؟ دیده اند، که به این راهپیمایی دعوت ‏‎ ‎‏کرده اند؟ و یکی از انگیزه های آنها این است که بیایید مقابل قرآن قیام کنید؟ منتها ‏‎ ‎‏لفظش را نگفتند، و واقعِ صریحش همین است. اگر اینها خواندند این را، غفلت کردند ‏‎ ‎‏از اینکه این راهپیمایی برای مقابله با اسلام است؛ برای مقابله با جمهوری اسلامی ‏‎ ‎‏است؛ و برای مقابله با حکومت اسلام است. من عجالتاً کار ندارم که آیا دولت آقای ‏‎ ‎‏رجایی یک دولت فعّال است یا نه، و آیا کارهایی کرده است که باید در مقابل او ایستاد ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 303

‏یا نه؛ و کار ندارم به اینکه مجلس شورای اسلامی آیا یک مجلسی است که از ملت ‏‎ ‎‏است یا نه؛ و کار ندارم به اینکه قوه قضائیه آیا به تکالیفش عمل می کند یا نه؛ به اینها ‏‎ ‎‏من کاری ندارم؛ و اگر راهپیمایی هم فقط برای راهنمایی مردم بود، آن هم صحبتی ‏‎ ‎‏نبود، و ممکن بود که عمل بشود؛ اما راهپیمایی در مقابل اسلام! در مقابل صریح قرآن! ‏‎ ‎‏در مقابل حکم ضروری اسلام! این را چه جور تعبیر کنیم؟ باز من کار ندارم به «جبهۀ ‏‎ ‎‏ملی»، با اینکه بعض افرادش شاید افرادی باشند که مسلمان باشند؛ لکن من کار دارم به ‏‎ ‎‏آنهایی که پیوند کرده اند با این جبهه؛ پیوند کرده اند با منافقین؛ پیوند کرده اند با ‏‎ ‎‏منحرفین. من با اینها کار دارم که شمایی که متدین هستید و مدعی تدین چه توجیهی از ‏‎ ‎‏این معنا دارید؟ ...  ‏

‏ ‏

‏ائتلاف کرده اند با این جبهه ها که ماسک را از روی صورتشان برداشتند و به طور ‏‎ ‎‏صریح مردم را دعوت کردند به اینکه ای مسلمان‌ها بیایید و حکم قرآن را، حکم غیر ‏‎ ‎‏انسانی قرآن را!! و لا حولَ ولا قوةَ اِلاّ باللّه . در یک کشور اسلامی این طور سبّ بر قرآن ‏‎ ‎‏و سبّ بر اسلام در مرئی و منظر مسلمین بشود، و فلان مقام هم تأیید کند و دعوت به ‏‎ ‎‏شورش! در مقابل چه؟ در مقابل نص صریح قرآن؟! امروز، دو بعد از ظهر دعوت به ‏‎ ‎‏راهپیمایی است. به حسب چیزی که در اعلامیه شان ثبت شده است، دعوت به ‏‎ ‎‏راهپیمایی است در مقابل این حکم غیر انسانی اسلام!...‏

‏ ‏

‏در تمام طول سلطنت رضاخان و محمدرضا یک همچو جسارتی به قرآن کریم ‏‎ ‎‏نشد. مسلمان‌ها بدانند که یک راهی الآن هست در کار، یک روشی الآن هست در کار، ‏‎ ‎‏که به طور ناشیگری اینها نقاب راکنار زدند. آنهایی که در این راهپیمایی می خواهند ‏‎ ‎‏شرکت کنند، یا اظهار این را کردند که شرکت بکنند، یا تأیید کردند این شرکت را، یا ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 304

‏مردم را دعوت کردند به این شرکت، اگر بدانند که محتوای این معنا چیست، وای به ‏‎ ‎‏حال ملتی که ملی هایشان این باشد، و متدینینی هم که اظهار تدین می کنند، آن باشد، و ‏‎ ‎‏سرانشان هم این! و اگر ندانسته می کنند، چه طور اطلاعیۀ «جبهۀ ملی» را ندیده دعوت ‏‎ ‎‏می کنند به اینکه شما هم به دنبال جبهۀ ملی راهپیمایی کنید. بازار تهران ببندد و بازار ‏‎ ‎‏اصفهان هم ببندد و بازارهای ایران هم ببندند، خیابان ها هم همه ببندند، و همه قیام ‏‎ ‎‏کنند، استقامت کنند! در مقابل چی؟ در مقابل لایحۀ قصاص غیر انسانی! حکم قرآن غیر ‏‎ ‎‏انسانی!...‏

‏ ‏

‏بسیار ساده اندیشی می خواهد که ـ این گروه‌هایی که با هم ائتلاف کردند و این ‏‎ ‎‏«جبهۀ ملی» که بر ضد اسلام می خواهد راهپیمایی راه بیندازند، و ـ مسلمان‌ها هم همین ‏‎ ‎‏بنشینند تماشا کنند که به ضد اسلام مقاله بنویسند و سبّ اسلام بکنند و حکم ضروری ‏‎ ‎‏اسلام را غیر انسانی بخوانند! بعد از اینکه من می بینم ائتلاف شما با اینهاست... خوب، ‏‎ ‎‏من با این جمعیت نمازخوان و متدین چه بکنم؟ من به اینها علاقه داشتم، حالا به ‏‎ ‎‏بعضیشان هم باز علاقه دارم. با اینها ما تکلیفمان چیست؟ خوب چرا حسابتان را جدا ‏‎ ‎‏نمی کنید؟ من حالا باز عرض می کنم به شماها حسابتان را جدا کنید. به مجرد اینکه ‏‎ ‎‏کمونیست‌ها هم به ضد اسلام است، آقایان از کمونیست‌ها هم دعوت کردند که بیایید، ‏‎ ‎‏بیایید با هم باشیم! خوب، «جبهۀ ملی» تکلیفش معلوم است؛ آن صریحاً به ضد اسلام ‏‎ ‎‏قیام کرده؛ اما شمایی که مسلمان هستید و هیچ گاه نمی خواهید به ضد اسلام قیام کنید ‏‎ ‎‏چرا این قدر هواهای نفسانیه زیاد شده است که نمی فهمید دارید چه می کنید؟ چرا این ‏‎ ‎‏قدر شیطان در نفس ماها سلطنت پیدا کرده است که چشم‌های ما را کور کرده است و ‏‎ ‎‏قلب‌های ما را وارونه کرده است؟ بیایید حساب خودتان را جدا کنید. آیا «نهضت ‏‎ ‎‏آزادی» هم قبول دارد آن حرفی را که «جبهۀ ملی» می گوید؟ آنها هم قبول دارند که این ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 305

‏حکم ـ حکم قصاص ـ که در قرآن کریم و ضروری بین همۀ مسلمین است، غیر ‏‎ ‎‏انسانی است؟ آیا این نماز شب خوان‌ها این را قبول دارند یا نه؟ شک ندارم که قبول ‏‎ ‎‏ندارند. خوب، اعلام کنید. چرا ساکت نشسته اید. ... شما می فرمایید که [در مقابل] آن ‏‎ ‎‏کسی که دعوت می کند به اینکه بیایید [علیه] این حکم غیرانسانی اسلام راهپیمایی ‏‎ ‎‏کنید، مسلمان‌ها بنشینند تماشا کنند سبّ به رسول‌الله بشود، سبّ به قرآن هم بشود؟ این ‏‎ ‎‏سبّ به قرآن است. مسلمان‌ها بنشینند تماشا کنند که یک گروهی که از اولش باطل ‏‎ ‎‏بودند [هر کاری می خواهند بکنند] ـ من از آن ریشه هایش می دانم ـ یک گروهی که با ‏‎ ‎‏اسلام و روحانیت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش ‏‎ ‎‏هم وقتی که مرحوم آیت اللّه کاشانی‏‎[2]‎‏ دید که اینها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد، ‏‎ ‎‏اینها [این] کار کردند [که] یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را ‏‎ ‎‏«آیت اللّه » گذاشتند! این در زمان آن‏‎[3]‎‏ بود که اینها فخر می کنند به وجود او. او هم مُسلِم ‏‎ ‎‏نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک ‏‎ ‎‏سگی را عینک زده اند و به اسم «آیت‌الله » توی خیابان‌ها می گردانند. من به آن آقا عرض ‏‎ ‎‏کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید ‏‎ ‎‏که سیلی را خورد. و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می زد. اینها تفاله های آن جمعیت ‏‎ ‎‏هستند که حالا قصاص را، حکم ضروری اسلام را، غیر انسانی می خوانند. ما تکلیفمان ‏‎ ‎‏با آنها خوب تا یک حدودی معلوم است. هر وقت هم مصلحت پیدا بشود، روشنش ‏‎ ‎‏می کنیم. ... ‏

‏شما خوب [است‏‎ ‎‏]به قانون سابق هم یک نظری بکنید. قانون سابق که در صدر ‏‎ ‎‏مشروطیت تصویب شده بود به وسیلۀ ملت، ومتمم قانون را، با جدیت مرحوم شیخ ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 306

‏فضل اللّه نوری،‏‎[4]‎‏ به آن ضم کردند و ملت به او رأی دادند، شما بیایید به آن قانونی که ‏‎ ‎‏سابق بود و حالا برای او می خواهید سینه بزنید، و رفیق شفیق‏‎[5]‎‏ شما آن وقت که ‏‎ ‎‏می خواست آشوب کند و در ایران بود، قبل از فرارش، می گفت بیایید به قانون عمل ‏‎ ‎‏کنید! خوب، شما هم به این قانون عمل کنید. این قانون می گوید که: هر قانونی که بر ‏‎ ‎‏خلاف اسلام است قانون نیست. پس قوانین باید قوانین اسلامی باشد. شما آن را هم که ‏‎ ‎‏قبول ندارید! می گویید که قصاص، این قانون واضح اسلام، این قانون ضروری اسلام، ‏‎ ‎‏این قانونی که قرآن به آن تصریح کرده است، این قانونی که مصلحت و امنیت کشور را ‏‎ ‎‏تأمین می کند، شما این را یک قانون غیر انسانی می دانید. شما از ریشه هایتان خراب ‏‎ ‎‏بودید! ولی حالا من نظرم با این جمعیتی است که اینها را تأیید می کنند. یک قدر ‏‎ ‎‏اصلاح کنید خودتان را آقا! چرا برای دنیا این قدر دست و پا می زنید؟ انسان این قدر ‏‎ ‎‏برای دنیا دست و پا بزند که یک جمعیتی که قرآن را سبّ می کنند و یک جمعیتی که ‏‎ ‎‏کمونیست‌ها را دعوت می کنند برای ضدیت با اسلام، شما تأییدشان بکنید. شما ناهی از ‏‎ ‎‏منکر! مفسر قرآن!‏‎[6]‎‏ خوب، بیایید در مقابل اینها بایستید. در مقابل اینها بگویید این امری ‏‎ ‎‏که گفتند اینها کفر است. اینکه کسی بگوید حکم خدا غیر انسانی است، اسلام غیر ‏‎ ‎‏انسانی است، این کافر است. ... ‏

‏آیا مراجع اسلام، علمای بلاد اسلام، باید گوش کنند این مطلب را و هیچ صحبتی ‏‎ ‎‏نکنند؟ ساکت باشند در مقابل سبّ قرآن کریم؟ ساکت باشند در مقابل کسی که حکم ‏‎ ‎‏ضروری اسلام و منصوص کتاب خدای تبارک و تعالی را غیر انسانی بخواند؟ در مقابل ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 307

‏لایحۀ قصاص دعوت به شورش می کنند! آقایان دعوت می کنند مردم را به قیام. قیام بر ‏‎ ‎‏ضد کی؟ قیام بر ضد جمهوری اسلامی؟ این مردمی که با خون خودشان جمهوری ‏‎ ‎‏اسلامی را مستقر کردند حالا بیایند توی خیابان‌ها بگردند و بیفتند به اینکه بیایید ما این ‏‎ ‎‏احکام غیر انسانی را کنار بگذاریم! این جمهوری اسلامی به درد نمی خورد! همۀ این ‏‎ ‎‏نهادها همه دروغ و غلط! همه اش! بیایید بگویید خوب، نقص دارد؛ بگویید قوۀ قضائیه ‏‎ ‎‏نتوانسته است عمل کند. خوب، همراهی کنید تا بشود. بگویید دولت نمی تواند که ‏‎ ‎‏اقتصاد این ملت را یک روزه درست کند. شما بیایید. درست کنید.... ‏

‏خوب، شما بیایید حسابتان را از اینهایی که مقابله با اسلام در اطلاعیه شان کردند و ‏‎ ‎‏کمونیست‌ها را دعوت کردند،و آن کمونیست‌ها [هم] که شما دشمن سرسختشان هستید ‏‎ ‎‏و امریکا هم دشمن سرسختش است، شما حسابتان را بیایید جدا کنید؛ همین امروز. دیر ‏‎ ‎‏نشده است؛ همین امروز در رادیوی ایران اعلام کنید به اینکه این اعلامیه ای که «جبهۀ ‏‎ ‎‏ملی» داده است و مردم را دعوت کرده است که، در یکیش دعوت کرده است به اینکه ‏‎ ‎‏لایحۀ قصاص و لوایح دیگر، و در یکی دیگرش گفته لایحه های غیر انسانی ـ که همین ‏‎ ‎‏است مقصودش. اینها قرینه اند شما بیایید الآن ـ شماها که اسلام را قبول دارید و می دانم ‏‎ ‎‏قبول دارید. شما نهی از منکر را واجب می دانید و می دانم که واجب می دانید. اگر این ‏‎ ‎‏شیطان باطنی بگذارد شماراکه عقلتان عمل بکند ـ شما بیایید همین قضیه را محکوم کنید. ‏‎ ‎‏رادیوی بعدازظهر را ما باز کنیم، گوش کنیم ببینیم که «نهضت آزادی» اعلام کرده است که ‏‎ ‎‏این اطلاعیۀ «جبهه ملی» کفرآمیز است؛ قرآن را سبّ کرده است... و من نتوانستم، و ‏‎ ‎‏می خواستم و واقعاً می خواستم، و متأثرم از اینکه با دست خودشان اینها گور خودشان را ‏‎ ‎‏کندند، من نمی خواستم این طور بشود. من حالا هم توبه را قبول می کنم؛ اسلام قبول ‏‎ ‎‏می کند. حالا هم بروند در رادیو، بروند در تلویزیون، توبه کنند بگویند ما تا حالا خطا ‏‎ ‎‏کردیم؛ اشتباه کردیم، مردم را دعوت کردیم به شورش غلط بوده؛ خلاف اسلام بوده، ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 308

‏خلاف قوانین کشوری بوده تأیید کردیم، ائتلاف کردیم با گروه منافق...‏

‏ ‏

‏«جبهۀ ملی» از امروز محکوم به ارتداد است. بله، «جبهۀ ملی» هم ممکن است ‏‎ ‎‏بگویند که ما این اعلامیه را نداده ایم. اگرآمدند در رادیو امروز بعدازظهر آمدند در رادیو ‏‎ ‎‏اعلام کردند به اینکه این اطلاعیه ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین، را غیر ‏‎ ‎‏انسانی خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما ‏‎ ‎‏می پذیریم. اسلام درِ رحمتش باز است به روی همۀ مردم. در تاریخ است که یزید از ‏‎ ‎‏حضرت سجّاد پرسید که من توبه می توانم بکنم؟. ایشان فرمودند که بله، در توبه باز ‏‎ ‎‏است. خوب، یزیدی که آن جنایت‌ها را کرده است[...] منتها بعد حضرت سجّاد به ‏‎ ‎‏حضرت زینب، که به ایشان عرض کردند آخر این چه هست؛ گفت این موفق به توبه ‏‎ ‎‏نمی شود! اگر توبه بکند قبول است. یک کسی پیغمبر را هم بکشد توبه بکند قبول ‏‎ ‎‏است؛ اما موفق به توبه نمی شود. ومن هم احتمال می دهم که این آقایان موفق به توبه ‏‎ ‎‏نشوند! جدیت کنند؛ الآن وقت هست؛ وقت باقی است. تا آن وقتی که پایتان را به گور ‏‎ ‎‏وارد می کنند در توبه باز است. رحمت خدا واسع است. بیایید توبه کنید. بیایید از ‏‎ ‎‏کارهایی که کردید، از دعوت به شورش که کردید، ازمخالفت‌هایی که با اسلام کردید، ‏‎ ‎‏بیایید توبه کنید. برگردید، توبۀ همه تان قبول است. بیایید با هم برادر بشوید، این ‏‎ ‎‏مملکت را به پیش ببرید. هی ننشیند و بگویید که این مملکت را دارند خراب می کنند. ‏‎ ‎‏آخرکجا، کی دارد خراب می کند جز شماها؟ ...‏

‏ ‏

‏یکی از چیزهایی که اینها باز برایش سینه می زنند و «جبهۀ ملی» هم در اعلامیه اش ‏‎ ‎‏[آورده این است که] دانشگاه چرا باز نمی شود. هی دانشگاه! آقا دانشگاه شما را بیرون ‏‎ ‎‏داده! این دانشگاه باز بشود، ده بیست سال دیگر یک عده ای بیایند، همین‌ها هستند، ‏‎ ‎‏همین که شمایید! آنها هستید که اسلام را هیچ قبول ندارید؛ احکام اسلام را احکام غیر ‏‎ ‎‏انسانی می دانید! ما می خواهیم یک دانشگاهی درست بشود برای ملت. شما با اسم ملت ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 309

‏دارید به ضد ملت عمل می کنید. این ملت این جمعیت‌ها هستند که در خیابان‌ها و در ‏‎ ‎‏بازارها دارند برای اسلام زحمت می کشند؛ برای کشور زحمت می کشند. ما می خواهیم ‏‎ ‎‏یک دانشگاهی باشد که بعد مثل شما را بیرون ندهد! یک دانشگاهی که یک آدم متعهد ‏‎ ‎‏به اسلام را بیرون بدهد. اگر تعهد به اسلام داشته باشد، نه ما را طرف شرق می کشد، نه ‏‎ ‎‏ما را طرف غرب می کشد؛ نه آن دیدِ تنگ بعضی از شما را دارد که می گوید ما ‏‎ ‎‏نمی توانیم. شما تا آن آخر هم اعلیحضرت را می خواستیدش! به من گفتید دیگر. اینکه ‏‎ ‎‏نمی توانید حاشا کنید. تا آن آخر هم می گفتید خوب، ایشان باشند. اعلیحضرت همایونی ‏‎ ‎‏باشند، حکومت نکنند! شما تا آخر هم این طور بودید. بختیار هم تا آخر می خواستید! ‏‎ ‎‏آخر شما نباید دیگر ما را بازی بدهید بگویید که ما چه، ما چه. این جبهۀ ملی، از ‏‎ ‎‏میرزای شیرازی ـ دریکی از روزنامه هایشان که من دیدم و بسیار ناراحت شدم ـ از ‏‎ ‎‏میرزای شیرازی که قضیۀ تنباکو را درست کرده، تا آقای کاشانی، تمام علمایی که در ‏‎ ‎‏خلال مشروطیت برای اسلام کار کردند، میرزای شیرازی برای اسلام کار کرده است، ‏‎ ‎‏آقای کاشانی برای اسلام کار کرده، شیخ فضل اللّه کرده، تمام اینها را به آنها بد گفتند! ‏‎ ‎‏آن روزنامه جبهۀ ملی را پیدا بکنید: میرزای شیرازی را متهم کرده به دروغگویی! شیخ ‏‎ ‎‏فضل‌الله را این قدر فحش داده! جرم شیخ فضل‌الله بیچاره چه بود؟ جرم شیخ فضل اللّه  ‏‎ ‎‏این بود که قانون باید اسلامی باشد.جرم شیخ فضل‌الله این بود که احکام قصاص غیر ‏‎ ‎‏انسانی نیست، انسانی است. آقای کاشانی هم همین طور. جرم اینها همین است که اینها ‏‎ ‎‏عقیده شان این است که باید اسلام در ایران پیاده بشود. و شما می گویید که احکام غرب ‏‎ ‎‏مترقی است. ما باید احکام مترقی را ... شما هم رأیتان، همه تان، مثل آن آقایان ‏‎ ‎‏حقوقدان‌هاست که مقابل قصاص ایستاده اند. منتها آنها این تعبیر فضیح شما را نکردند! ‏‎ ‎‏ومن گفتم که در تمام طول سلطنت رضا شاه و محمدرضا شاه سبّ به اسلام در کار ‏‎ ‎‏نبوده، و «جبهۀ ملی» سبّ اسلام کرده است. من ازخدای تبارک و تعالی می خواهم که ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 310

‏همه اصلاح بشوند.ان شاءالله همه به آغوش اسلام برگردند. و نگذارند خدای نخواسته ‏‎ ‎‏یک وقت چیزی پیش بیاید که ناگوار باشد.‏

ج 14 ، ص 449 ـ 465 

*  *  *

‏در جمع کارکنان پایگاه چهارم نیروی هوایی و اقشار مختلف مردم‏

تاریخ: 1 / 4 / 60

‏اعلام کنید به اینکه این کسانی که اعلامیۀ «جبهۀ ملی» را داده اند و بر ضد اسلام ‏‎ ‎‏اعلامیه دادند، و ارتداد برای آنها ـ هر کدام ثابت بشود که به اطلاع آنها بوده است این ‏‎ ‎‏مطلب ـ مرتد شدند، شما از آنها تبرّی کنید. شما از اینهایی که دیروز پریروز ریختند در ‏‎ ‎‏خیابان‌ها و آن همه جنایت کردند و اعلام کردند که ما بر خلاف جمهوری اسلامی ‏‎ ‎‏مسلحانه جنگ می کنیم، شما از اینها تبرّی کنید. ‏

ج 14 ، ص 492

*  *  *

‏پیام به ملت ایران به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطع‌نامه 598‏

تاریخ: 29 / 4 / 67

‏من به صراحت می گویم ملی‌گراها اگر بودند، به راحتی در مشکلات و سختی‌ها و ‏‎ ‎‏تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز می کردند؛ و برای اینکه خود را از ‏‎ ‎‏فشارهای روزمرۀ سیاسی برهانند، همۀ کاسه های صبر و مقاومت را یکجا می شکستند و ‏‎ ‎‏به همۀ میثاق‌ها و تعهدات ملی و میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند.‏

ج 14 ، ص98

*  *  *

‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 311

  • . شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی.
  • . سیّد ابوالقاسم کاشانی، نک: ص 26.
  • . محمد مُصدّق، نک: ص 213.
  • . از مجتهدان با نفوذ تهران و خواهان تأسیس عدالت خانه در مشروطیت. وی برای استقرار حکومت شرعی می‌کوشید و طرفدار مشروطه مشروعه بود. بعد از فتح تهران، بوسیله مخالفانش دستگیر و پس از محاکمه، در 13 رجب 1327 هـ. ق. در میدان توپخانه به دار آویخته شد.
  • . اشاره به شاپور بختیار.
  • . اشاره به مهدی بازرگان.