فصل سوم: انقلاب اسلامی
محاکمه شاه
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1395

زبان اثر : فارسی

محاکمه شاه

محاکمه شاه 

‏در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج از کشور‏

تاریخ: 29 / 7 / 57

‏باید محاکمه بشود این آدم. این آدم به حکم قوانین باید محاکمه بشود. آن وقتی شاه را ‏‎ ‎‏محاکمه نمی کردند که سلطنت بکند فقط، و غیر مسئول باشد؛ کسی که همه مسئولیت‌ها ‏‎ ‎‏به گردن اوست، باید بیاید پیش ملت، باید این [شخص، محاکمه ] بشود. اگر بخواهد ‏‎ ‎‏هم برود، باید بیخ ریشش را بگیرند، اگر داشته باشد! نگذارند برود تا محاکمه اش کنند.‏

صحیفه امام؛ ج 4، ص75

*  *  *

‏دیدار با سید عباس مُهری،و علاقه مندان انقلاب اسلامی در کویت‏‏ ‏

تاریخ: 6 / 12 / 57

‏بعد او [شاه] فرار کرد و ما اعلام می کنیم که ملت ایران و همۀ ملت‌ها که در خارج ‏‎ ‎‏هستند، که این جانی را به ما تحویل بدهند. [هرکس] هر جا پیدا کرد این جانی را به ما ‏‎ ‎‏تحویل بدهد. و این را اعلام خواهیم کرد. و همین هم اعلام است. و دوستان ما که در ‏‎ ‎‏خارج ایران هستند، به آنها هم همین سفارش را می کنیم که او را هر جا پیدا کردند ‏‎ ‎‏بگیرند و به ما اطلاع بدهند؛ تا ما بخواهیم از آن دولتی که آنجاست. و مطلب به آنجا ‏‎ ‎‏رسید که آن آدمی که آن قدرت عظیم را داشت ـ ما با دست خالی و آنها با همه چیز، با ‏‎ ‎‏پشتیبانی دولت‌های ابرقدرت، ما با دست خالی لکن پشتیبانی خدای تبارک و تعالی بود ‏‎ ‎‏ـ وضع این آدم به آنجا رسید که الآن هیچ یک از ممالک دنیا قبولش نمی کنند! الآن ‏‎ ‎‏همان جایی که هست، همان رفیق شفیق خودش، که ملک حسن باشد، همین دیشب یا ‏‎ ‎‏پریشب در روزنامه دیدم که او گفته ما او را به عنوان شاهی قبول نداریم! و دولت‌های ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 124

‏دیگر هم گفتند ما او را نمی پذیریم. اخیراً مثل اینکه امریکا گفته است می پذیریم. ‏‎ ‎‏بپذیرند یا نپذیرند، ما او را خواهیم آورد و خزاینی که در خارج دارد. و نمی دانید آقا ‏‎ ‎‏چه چیزهایی اینها چپاول کردند از ما و رفتند.‏

صحیفه امام؛ ج 6، ص232

*  *  *

‏مصاحبه با اوریانا فالاچی، خبرنگار ایتالیایی‏‏ ‏

تاریخ: 21 / 6 / 58

‏خبرنگار: راجع به شاه شما چه می گویید؟ آیا شما دستور داده اید که او را در خارج ‏‎ ‎‏بکُشند؟ و آیا به نظر شما این کار ممکن است؟‏

‏امام: نه من دستور ندادم. من میل دارم که بیاید ایران و او را محاکمه کنیم. من اگر ‏‎ ‎‏می توانستم او را حفظش می کردم و می آوردمش ایران و علناً او را محاکمه می کردیم برای ‏‎ ‎‏این پنجاه و چند سال ظلمی که کرده. و آن خیانت‌هایی که او کرده است جبران ‏‎ ‎‏می کردیم. و این سرمایه هایی که از ما به خارج برده است اگر او کشته بشود از دست ما ‏‎ ‎‏می رود. لکن اگر حفظش کنیم و بیاوریم به اینجا ممکن است این ثروت برگردد به ایران.‏

‏خبرنگار: شما مایلید که مثل آیشمن که گرفتند آوردند به اسرائیل، او را هم مثلاً بگیرند ‏‎ ‎‏و به همان ترتیب بیاورند ایران؟‏

‏امام: من مایلم که او بیاید ایران. بیاورندش ایران و ما محاکمه کنیم...‏

‏ ‏

‏خبرنگار: اگر اموال را شاه پس بدهد، شما رهایش می کنید؟‏

‏امام: راجع به خیانت‌هایش، اگر چنانچه پول‌ها را به ما پس بدهد، آن مقداری که پس ‏‎ ‎‏بدهد البته دیگر حرفی با او نیست. اما یک خیانت‌هایی که به ملت ما کرده است، آنها ‏‎ ‎‏را جبران نمی شود کرد و نمی شود ولش کرد. یک خیانت‌هایی به اسلام کرده است. آن ‏‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 125

‏هم ما نمی توانیم جبران کنیم. این جنایت‌هایی که کرد، مردم را به کشتن داد دسته ‏‎ ‎‏جمعی 15 خرداد، خود او از قراری که به ما اطلاع داده اند عامل مستقیم قتل عام [ملت ] ‏‎ ‎‏ما بوده است. اینها یک چیزی نیست که بخشیدنی باشد، آنهایی که در 15 خرداد کشته، ‏‎ ‎‏همه را زنده کند، دیگر حرفی نیست.‏

‏خبرنگار: یعنی تنها شاه یا همه خانواده اش؟‏

‏امام: هر کدام که خیانتکار باشند. مجرد اینکه کسی از خانواده شاه ابداً در بین ما چه ‏‎ ‎‏بشود، ولیعهد شاه بیاید مثل یکی از مردم اینجا زندگی بکند. کاری به ما نکرده است. ‏‎ ‎‏هیچ کسی هم کاری به او ندارد. آنهایی که مثل اشرف که آن هم خواهر اوست خواهر ‏‎ ‎‏تنی هم هست آنها دوقلو بودند، آن هم نظیر او جزو جنایتکارهاست. آن هم به اندازه ‏‎ ‎‏جنایتی که کرد و جنایت‌هایی که کرده است. این چه کاری به افراد خانواده دیگرش ‏‎ ‎‏دارد. آنکه خیانتی نکرده بود کاری به او نداریم.‏

صحیفه امام؛ ج 10، ص100 ـ 101

*  *  *

‏دیدار با اعضای انجمن اسلامی پزشکان اصفهان ‏

تاریخ: 25 / 9 / 58

‏یک نفر آمد پیش من گفت که اینها حاضرند. الآن یادم نیست که از کجا آمده [بود]. ‏‎ ‎‏یکی از خارج آمد اینجا به من گفت ـ شاید بیست روز پیش از این ـ که اینها حاضرند که ‏‎ ‎‏این شاه را بنشانند توی طیاره ای به اسم یک جایی ببرند و بعد چند نفر از اینهایی که ‏‎ ‎‏طیاره ها را می ربایند، اینها بربایند و بیاورند اینجا. حاضرند این کار را بکنند برای حل مسأله. ‏‎ ‎‏من خیلی زودباور نیستم. گفتم نه. ما این کار را نمی کنیم. ما می خواهیم تحویلش بدهند.‏

صحیفه امام؛ ج 11، ص 277

*  *  *

‎ ‎

کتابعکس رخ یار: نکته هایی از امام درباره خویشتن خویشصفحه 126