چهرۀ سیاسی شهید
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : تشیع، محمدحسن

ناشر: ----

زمان (شمسی) : 1377

زبان اثر : فارسی

چهرۀ سیاسی شهید

چهرۀ سیاسی شهید آیت الله سید مصطفی خمینی(ره)

‏ ‏

‏حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن تشیع ‏

‏ ‏

مقدمه

‏آنچه پیش روی دارید نوشتاری است که به زندگی سیاسی شخصیتی نظر می کند که‏‎ ‎‏سالها در مسیر مبارزه علیه ظلم و به منظور تشکیل حکومت اسلامی فعالیت شایان‏‎ ‎‏توجهی داشت و سرانجام با شهادت خود پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را تحقق‏‎ ‎‏بخشید. این نوشتار به فعالیت سیاسی چهارده ساله حضرت آیت الله شهید حاج سید‏‎ ‎‏مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ نگاهی گذرا دارد که از نزدیکترین فرد به رهبری انقلاب اسلامی بود‏‎ ‎‏و از دیگر سوی خود به عنوان رهبری در میان یاران و طرفداران امام خمینی‏‏(س)‏‏ به شمار‏‎ ‎‏می آمد.‏

‏فعالیت سیاسی حاج آقا مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ از آن جهت اهمیت بررسی دارد که‏‎ ‎‏ایشان بهتر از هر کس دیگر روح نهضت امام خمینی‏‏(ره)‏‏ یعنی براندازی رژیم سلطنتی‏‎ ‎‏ایران و استقرار حکومت اسلامی را دریافته بود، بهتر از هر کس دیگر موضعگیری‏‎ ‎‏مناسب در مقابل حکام رژیمهای پهلوی و بعث عراق می کرد، بهتر از هر کس دیگر‏‎ ‎‏مبارزان انقلابی را در حضور و غیاب امام راهنما و هدایتگر بود، بهتر از هر کس دیگری‏‎ ‎‏با طرد عناصر غیر صالح و مظنون نهضت اسلامی را از خطر آسیب نفوذیها مصون نگاه‏‎ ‎‏می داشت و بهتر از هر کس دیگر تا پای جان در نهضتی که پدر بزرگوارش بنیان نهاده بود‏‎ ‎‏ایستاد و سرانجام نیز بهتر از هر کس دیگر جان خویش را نثار احیای انقلاب کرد و‏‎ ‎‏خاموشی چراغ عمرش، به سرعت روشنایی شعله های بر افروختۀ انقلاب اسلامی ایران‏‎ ‎‏را به همراه آورد.‏

‏گرچه حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در طول دوران مبارزاتی خود بخش عمده ای از عمر‏‎ ‎‏پربرکتش را در زندان، تبعید، مسافرت، برگزاری جلسات، انجام مکاتبات، رایزنیهای‏‎ ‎‏گوناگون و ملاقاتهای وقت و بی وقت گذرانید، لیکن هیچگاه از مسیر علم و تقوا فاصله‏‎ ‎‏نگرفت.ایشان در عین حالیکه مبارزی خستگی ناپذیر قلمداد می شد، عالم و مجتهد‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 71

‏بود؛ مفسر قرآن و اسلام شناس بود؛ اسوۀ زهد و معلم اخلاق بود و از مدرسین والا‏‎ ‎‏مرتبۀ حوزۀ علمیۀ نجف اشرف محسوب می شد.‏

‏آنچه را می توان به عنوان برجسته ترین نقطۀ زندگانی این عالم شهید برشمرد، پیروی‏‎ ‎‏بی چون و چرای ایشان از رهبری انقلاب بود. مرحوم حاج آقا مصطفی‏‏(ره) ‏‏همانگونه که‏‎ ‎‏خود اظهار داشته بود چند صباحی بیشتر در اوان جوانی تقلید نکرد و پس از آن به مرتبۀ‏‎ ‎‏والای اجتهاد نایل آمد، با این حال تبعیت از امام خمینی‏‏(ره)‏‏ را حتّی آنجا که مخالف رأی‏‎ ‎‏و نظر خود می یافت، واجب می شمرد و بدان ملتزم بود.‏

‏از برخی از یاران امام نقل شده است که حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در پاره ای از مسایل‏‎ ‎‏سیاسی ـ اجتماعی نظری بر خلاف نظر امام داشت و به خصوص در چگونگی ادارۀ بیت‏‎ ‎‏حضرت امام‏‏(س)‏‏ در نجف اشرف خرده گیریهایی به وضع موجود آن زمان می گرفت،‏‎ ‎‏ولی هیچگاه دیده نشد که بر خلاف نظر امام اقدامی انجام دهد، سخنی بر زبان آرد و یا‏‎ ‎‏اعمال سلیقه ای بکند.‏

‏امید است توانسته باشیم با مروری بر زندگانی سراسر افتخار آنکه شهادتش از‏‎ ‎‏الطاف خفیۀ الهی بود و آنچه اکنون در انقلاب اسلامی خود داریم، از برکت خون پاک‏‎ ‎‏اوست، مشتاقانش را به مسیری که او می پیمود رهنمون بوده باشیم.‏

‏ ‏

فعالیت سیاسی حاج آقا مصطفی از آغاز تا واقعۀ کاپیتولاسیون

‏چهرۀ مبارز و خروشان آیت الله شهید حاج سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ از اوایل نهضت‏‎ ‎‏مقدس و بنیان برانداز حضرت امام خمینی‏‏(س)‏‏ علیه رژیم پهلوی نمایان شد. گرچه وی‏‎ ‎‏پیش از نهضت امام‏‏(س)‏‏ نیز تا پایه ای در جریانهای سیاسی و مبارزاتی وارد بود و با برخی‏‎ ‎‏از رهبران فداییان اسلام دوستی و همفکری داشت. آن زمان که لایحۀ انجمنهای ایالتی و‏‎ ‎‏ولایتی تصویب شد (16 مهرماه 1341 ش) و بر اساس آن محمدرضا پهلوی رسماً‏‎ ‎‏توطئه اسلام زدایی خود را آغاز کرد، مبارزات بی امان امام خمینی‏‏(س)‏‏ نیز علیه ظلم و‏‎ ‎‏فساد سلطنت پهلوی به طور رسمی شکل گرفت. گرچه در این برهه از زمان حاج آقا‏‎ ‎‏مصطفی‏‏(ره)‏‏ به همراه والده مکرمۀ خویش در عتبات عالیات بسر می برد، لیکن از ابتدای‏‎ ‎‏سال 1342 و حمله ددمنشان رژیم ستمشاهی پهلوی به مدرسۀ مبارکۀ فیضیه (دوم‏‎ ‎‏فروردین 1342)، ایشان همانند یک سرباز مطیع و فداکار در خدمت به نهضت اسلامی‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 72

‏و رهبر آن کمر همت بست و از آن پس مردم را به مبارزه علیه شاه فراخواند.‏

‏مبارزه ای که امام خمینی‏‏(س)‏‏ آغاز کرده بود بر سازمان و تشکیلات خاصی تکیه‏‎ ‎‏نداشت، بلکه ایشان حقایق را آنگونه که می بود برای مردم باز می گفت و به عنوان یک‏‎ ‎‏مرجع تقلید وظایف مسلمین را بر ایشان بر می شمرد و آنان را علیه رژیم بسیج می کرد.‏‎ ‎‏طبیعی است اینگونه مبارزه مشکلترین روش مبارزاتی است، زیرا امام‏‏(س) ‏‏همزمان با‏‎ ‎‏درگیری رودررو با دشمن، وظیفۀ آگاه کردن مردم و انسجام حرکت انقلابی آنان در حین‏‎ ‎‏مبارزه را نیز به عهده داشت.‏

‏حضور مداوم و فعال حاج سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ در کنار پدر بزرگوارش، باعث‏‎ ‎‏شده بود تا فولاد وجودش آبدیده شود. و از اوایل مبارزات عمومی و علنی علیه رژیم‏‎ ‎‏پهلوی، معنای عمیق این مبارزه را درک کند و تا آنجا پیش رود که خود یکی از رهبران این‏‎ ‎‏حماسه آفرینیها شود.‏

‏پس از حماسه 15 خرداد 42 که به دستگیری امام خمینی‏‏(س)‏‏ انجامید، اینطور‏‎ ‎‏پنداشته می شد که نهضت اسلامی رو به افول خواهد گذاشت و خروش مردم در گذران‏‎ ‎‏زمان خاموش خواهد شد. امّا تعلیمات و زمینه هایی که رهبری نهضت در نهاد شاگردان و‏‎ ‎‏پیروان خود به وجود آورده بود باعث شد که بسیاری از آنان از میان مردم برخاسته و‏‎ ‎‏اهداف 15 خرداد را تداوم بخشند. از جمله این افراد مرحوم حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ بود که‏‎ ‎‏با گردآوری مردم پراکنده و پاشیدن بذر امید در دلهای شیفته آنان، موجب شد تا فشار‏‎ ‎‏افکار عمومی برای رفع بازداشت از امام‏‏(س)‏‏ روز به روز بیشتر شود و در نهایت سبب‏‎ ‎‏آزادی ایشان را فراهم آورد.‏

‏خطابه ها و سخنان محکم این عالم ربانی پس از بازداشت امام خمینی‏‏(س)‏‏ به گونه ای‏‎ ‎‏بود که اغلب می گفتند این آتش ظلم برانداز حاج آقا روح الله است که از درون حاج آقا‏‎ ‎‏مصطفی‏‏(ره)‏‏ زبانه می کشد، تو گویی که این خود اوست چنین داد سخن سر می دهد،‏‎ ‎‏انگار این صدای امام‏‏(س)‏‏ است که دیوارهای ظلم را با طنین رسایش فرو می ریزد، و این‏‎ ‎‏نبود جز اینکه ایشان با درک عمیق از چند و چون نهضت اسلامی امام‏‏(س)‏‏، به خوبی‏‎ ‎‏می دانست که چه باید بگوید و مردم را به کدامین جهت راهنما باشد.‏

‏مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی‏‏(ره)‏‏ دربارۀ برادر بزرگوار خود چنین نقل کرده‏‎ ‎‏است:‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 73

‏«... در آغاز مبارزات بسیاری از مسئولیتهای پخش اعلامیه ها و رساندن اخبار به‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ و گرفتن اعلامیه ها، جمع و تشکل دوستان از سراسر کشور و به طور کلی مسایل‏‎ ‎‏حساس مبارزه به دست ایشان انجام می گرفت. او همیشه سعی می کرد واقعیات را به‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ برساند تا امام‏‏(س)‏‏ در فرصت مناسب تصمیمات لازم را در زمینه های مختلف‏‎ ‎‏اتخاد فرمایند.»1‏

‏به دنبال حملۀ وحشیانۀ مأموران رژیم شاهنشاهی به مدرسۀ مبارکۀ فیضیه در دوم‏‎ ‎‏فروردین 1342 که در پی آن جیره خواران مزدور به فرماندهی سرهنگ مولوی به ضرب‏‎ ‎‏و جرح طلاب مدرسه پرداختند، حجره ها را غارت کردند و کتابهای مذهبی را آتش زدند‏‎ ‎‏و از آن مکان مقدس جز مخروبه و از ساکنان خداجوی آن جز مقتول و مضروب چیزی و‏‎ ‎‏کسی باقی نگذاشتند، امام خمینی‏‏(س)‏‏ پس از موضعگیریهای قاطع، اعلامیه ای (که بعدها‏‎ ‎‏به عنوان اعلامیۀ «شاه دوستی یعنی غارتگری» مشهور شد) صادر کردند و طی آن این‏‎ ‎‏اقدام مذبوحانه را محکوم، رژیم را رسوا و آمادگی خود را برای شهادت اعلام کردند.‏

‏رژیم پهلوی که دریافته بود امام‏‏(س)‏‏ در افشاگری، شخص شاه را نشانه رفته است،‏‎ ‎‏درصدد توطئه علیه ایشان برآمد و به منظور احضارشان به دادسرای قم، به پرونده سازی‏‎ ‎‏علیه امام‏‏(س)‏‏ اقدام کرد. زمانی که مأمور ابلاغ برای تسلیم احضاریه به بیت حضرت‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ مراجعه کرد ضمن تماس با حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏، مأموریت خود را برای ایشان‏‎ ‎‏بازگو کرد و ملاقات با امام‏‏(س)‏‏ را از ایشان خواستار شد تا بدین وسیله احضاریه را به‏‎ ‎‏معظم له تسلیم کند. امّا حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ که با درایت خاص خود متوجه توطئه‏‎ ‎‏دستگاه وابسته قضایی شاه شده بود و حاضر نبود به هیچوجه این احضاریه به دست‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ برسد به بهانۀ اینکه امام‏‏(ره)‏‏ احضاریه را نخواهند پذیرفت، درخواست مأمور را‏‎ ‎‏رد کرد. مأمور ابلاغ اظهار داشت که اجازه دهید من احضاریه را به ایشان ارائه دهم، هر‏‎ ‎‏چند ایشان از پذیرفتن آن خودداری کنند، لیکن حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ اجازۀ این کار را نیز‏‎ ‎‏به او نداد و با پذیرفتن هر گونه مسئولیتی از ناحیۀ این برخورد خود، تأکید کرد که من‏‎ ‎‏صلاح نمی دانم شما به حضور ایشان بروی و می توانی به مقامات مربوطه گزارش دهی‏‎ ‎‏که من مانع انجام مأموریت شما شده ام.2‏

‏گرچه این اقدام برای رژیم پهلوی نتیجه ای به بار نیاورد و دستگاه قضایی دیگر آن‏‎ ‎‏احضاریه را پیگیری نکرد امّا برخورد آن شهید عالی مقام نشانۀ درایت و شجاعت هر چه‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 74

‏بیشتر او بود که عمق توطئه را احساس کرد و آنگاه برخورد مناسب و لازم با آن را بدون‏‎ ‎‏هیچگونه ترس و تردیدی عملی ساخت.‏

‏به هر حال ایام محرم فرا می رسد (1342 ش و 1383 ق) و امام خمینی‏‏(س)‏‏ با الهام از‏‎ ‎‏درسهای عاشورای حسینی(ع) به بسیج و آگاه ساختن هر چه بیشتر مردم می پردازند.‏‎ ‎‏معظم له اعلام می دارند که به مناسبت عاشورا در حرم مطهر حضرت معصومه(س)نطق‏‎ ‎‏مهمی را ایراد خواهند کرد. با انتشار این خبر جمعیت فراوانی که در آن ایام طبق سنوات‏‎ ‎‏قبلی از اقصی نقاط کشور به منظور عزاداری به شهر قم آمده بودند و همچنین روحانیون‏‎ ‎‏و مردم انقلابی قم به صحن مطهر و اطراف آن هجوم آورده بودند.‏

‏امام خمینی‏‏(س)‏‏ در سخنان روز عاشورای خود محمدرضا پهلوی را خطاب قرار داده‏‎ ‎‏و ضمن نصیحت، به وی هشدار می دهند که از عاقبت پدرش درس بگیرد و اگر راست‏‎ ‎‏می گویند که او با اسلام و روحانیت مخالف است بد فکر می کند! و اصولاً چه ارتباطی‏‎ ‎‏بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید و از اسرائیل‏‎ ‎‏هم صحبت نکنید؟! ‏

‏این سخنان که به مثابۀ جام زهرآلود بر کام شاه و اربابان آمریکایی اش فروریخته شده‏‎ ‎‏بود آنان را از خواب غفلت بیدار کرد و به خود آورد. گرچه برای آنان سخت بود تا باور‏‎ ‎‏کنند در جامعه خفقان زدۀ ایران پس از 28 مرداد، کسی در ملأ عام و حضور گستردۀ مردم‏‎ ‎‏به خود جرأت دهد و شاه را به طور مستقیم مورد خطاب قرار دهد، مفتضحانه او را‏‎ ‎‏نصیحت کند و بی محابا از بدبختی و بیچارگیش سخن براند، امّا این واقعیتی بود که به‏‎ ‎‏وقوع پیوسته بود و آنان گزیری جز باور آن نداشتند.‏

‏نه تنها شاه و اربابانش از این اقدام انقلابی دچار بهت و حیرت شده بودند بلکه رجال‏‎ ‎‏سیاسی و احزابی که داعیه مبارزه با خودکامگیهای شاه را داشتند و خود را پیشتاز این‏‎ ‎‏مبارزه می دانستند، انگشت تعجب به دندان گرفتند و از اینکه بار دیگر یکی از فرزندان‏‎ ‎‏حوزه و روحانیت راه ستم زدایی و مبارزه با طاغوت را برگزیده است و در این مسیر‏‎ ‎‏آنچنان از دیگران پیشی گرفته است که مجموع بیانیه ها، سخنرانیها و میتینگهای آنان با‏‎ ‎‏اقدامات او قابل مقایسه نیست، آنچنان شگفت زده شدند که حتی قدرت تأیید و‏‎ ‎‏همگامی با این موج را در خود نمی دیدند و شاید بر این اساس بود که هیچگاه بیانیه و‏‎ ‎‏سخنانی در تایید سخنرانی امام از خود بروز ندادند!‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 75

‏به هر حال سخنرانی حماسی امام خمینی‏‏(س)‏‏ رژیم را بر این باور داشت که‏‎ ‎‏خمینی‏‏(س)‏‏ دیگر ساکت نخواهد نشست، این خروش دیگر خاموش نخواهد شد، و این‏‎ ‎‏موج قطعاً امواج گسترده ای را در پی خواهد داشت. از اینرو درصدد برآمدند تا این نور‏‎ ‎‏الهی را خاموش کنند و فریاد حق طلبانۀ نهضت را در گلو خفه سازند و مردم را از‏‎ ‎‏رهبریهای داهیانۀ رهبر خویش محروم سازند. بر این اساس دو شب پس از ایراد آن‏‎ ‎‏سخنرانی به منظور دستگیری حضرتش شبانه به منزل ایشان یورش بردند و معظم له را‏‎ ‎‏دستگیر کردند و پس از اعزام به تهران به زندان فرستادند.‏

‏مرحوم حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ که آن شبها از پدر محافظت می کرد پس از دستگیری‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ به همراه انبوه جمعیتی که از این حادثه مطلع شده بودند. به طرف صحن مطهر‏‎ ‎‏حرکت کردند و آنگاه که به چهارراه بیمارستان رسیدند با گروهی از مأموران پلیس روبرو‏‎ ‎‏شدند که با بلندگو از مردم می خواستند متفرق شوند، ولی چون با عکس العمل شدید‏‎ ‎‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ و مردم خشمگین مواجه شدند پا به فرار گذاشتند.‏

‏مردم قم به رهبری فرزند برومند امام‏‏(س)‏‏ از خیابان ارم وارد میدان آستانه و صحن‏‎ ‎‏مطهر شدند و از بلندگوی صحن که صدای آن تقریباً به تمامی اطراف حرم می رسید به‏‎ ‎‏دادن شعار پرداختند. رژیم شاه ابتدا با تانک و توپ و مسلسل خونریزی بیسابقه ای را به‏‎ ‎‏راه انداخت و چون دید نمی تواند مردم غیور و مسلمان شهر قم را سرکوب سازد‏‎ ‎‏هواپیماهای بمب افکن را روانه قم کرد تا در صورت لزوم شهر را بمباران کنند. این‏‎ ‎‏هواپیماها وارد آسمان قم شدند و با شکستن دیوار صوتی و مانورهای هوایی کوشیدند‏‎ ‎‏اهالی شهر را مرعوب سازند.‏

‏علما و روحانیونی که در صحن مطهر گرد آمده بودند با دیدن برخورد خصمانه و‏‎ ‎‏وحشیگریهای رژیم با مردم قم و قتل عام عده ای از مردم دریافتند که دیگر ایستادن‏‎ ‎‏بی فایده است و رژیم شاه برای حفظ تاج و تخت خود از کشتار هزاران انسان دیگر دریغ‏‎ ‎‏نخواهد کرد، اما خشم و ابراز احساسات توده های مردم به حدّی بود که کسی جرأت‏‎ ‎‏نمی کرد از آنان بخواهد دست از تظاهرات بردارند. ولی حاج سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ به‏‎ ‎‏خاطر موقعیت ویژه خویش این رسالت را به عهده گرفت و طی نطق کوتاهی مراتب‏‎ ‎‏سپاسگزاری و قدردانی خود از وفاداری، فداکاری و حق شناسی ملت نسبت به امام‏‎ ‎‏خمینی‏‏(س)‏‏ را اعلام کرد و گفت: هیئت حاکمه با ایستادن در برابر اراده ملت به‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 76

‏وحشیانه ترین وجهی ملت را به مبارزه قهرآمیز می کشاند. آنگاه وی از هیئت حاکمه‏‎ ‎‏خواست تا پدر پیر خود را که در نیمه شب ربوده و به مکان نامعلومی برده اند هر چه‏‎ ‎‏زودتر بازگردانند و عامۀ مردم را از نگرانی بیرون آوردند، و نیز از مردم خواست که‏‎ ‎‏دست از تظاهرات بردارند و به خانه های خود بروند و یک ساعت قبل از غروب آفتاب‏‎ ‎‏که حضرات علما بار دیگر به صحن مطهر می آیند آنان نیز اجتماع کنند تا تصمیم قاطعی‏‎ ‎‏اتخاذ شود.3‏

‏باری پس از واقعۀ 15 خرداد 42 و بازداشت حضرت امام‏‏(س)‏‏ فعالیت حاج آقا‏‎ ‎‏مصطفی‏‏(ره)‏‏ از یک سو برای آزادی امام‏‏(س) ‏‏و از دیگر سو برای در اهتزاز نگه داشتن‏‎ ‎‏پرچم مبارزه و رهبری آن متمرکز شده بود. ایشان اعلامیه هایی را تهیه می کرد و برای‏‎ ‎‏روحانیون می فرستاد و دستورهای امام‏‏(س)‏‏ را که از داخل زندان به انحای مختلف برایش‏‎ ‎‏می رسید به مورد اجرا می گذاشت. امام‏‏(س)‏‏ توانسته بودند به واسطه بعضی از افسران‏‎ ‎‏متعهد و مسلمانی که در ارتش بودند از زندانیان با ایشان رابطه برقرار کنند و بنابر نقل‏‎ ‎‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ اولین چیزی که از زندان از سوی امام خمینی‏‏(س)‏‏ به دستشان رسیده‏‎ ‎‏بود، وصیتنامه امام‏‏(س)‏‏ بوده است.4 ساواک قم که پس از بازداشت امام خمینی‏‏(س)‏‏، حاج‏‎ ‎‏آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ را زیر نظر داشته است فعالیتهای ایشان را مورد به مورد گزارش کرده‏‎ ‎‏است.5‏

‏با گذشت ایام در مرداد 1342 امام‏‏(س)‏‏ را از زندان به منزلی خصوصی در قیطریه و‏‎ ‎‏تحت نظر ساواک منتقل کردند و حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ از آن تاریخ تا حدود پنج ماهی که‏‎ ‎‏پدر بزرگوارش در آنجا بسر می بردند در خدمت ایشان بود و به طور مستقیم نقش رابط‏‎ ‎‏بین رهبر و ملت مسلمان ایران را ایفا می کرد. مرحوم حاج سید احمد آقا‏‏(ره)‏‏ از اولین‏‎ ‎‏برخورد برادر شهیدش با امام‏‏(س)‏‏ در آن، مقطع چنین گفته است:‏

‏«... هنگامیکه امام‏‏(س)‏‏ را از زندان به خانه محصوری در تهران منتقل کردند من به‏‎ ‎‏اتفاق ایشان (حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏) به تهران آمده و خدمت امام‏‏(س)‏‏ رسیدیم. شهید حاج‏‎ ‎‏آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در اولین برخورد سؤال کردند حالا تکلیف چیست؟ ما باید از همین‏‎ ‎‏امروز شروع کنیم تا مردم دلسرد نشوند و فکر نکنند قضیه تمام شده است.»6‏

‏این امر نشانگر روح پرصلابت آن بزرگوار است که حاضر نبود حتی وقفه ای کوچک‏‎ ‎‏در مبارزات مردم پدید آید. تاکید حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ به از سرگیری مبارزات از اینرو‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 77

‏بود که او طی مدتی که امام‏‏(س)‏‏ در حبس تشریف داشتند، محور فعالیتهای ضد رژیم بود‏‎ ‎‏و به خوبی نقش رهبری را در این نهضت از نزدیک لمس کرد و نیاز مردم مسلمان و مبارز‏‎ ‎‏ایران را به رهبری روحانیت دریافته بود و همچنین مدتی که ایشان در قیطریه در خدمت‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ بود از ارتباط با انقلابیون لحظه ای غافل نبود. به گزارشی که ساواک در این باره‏‎ ‎‏منعکس کرده توجه فرمایید:‏

‏«موضوع آقای مصطفی فرزند آقای آیت الله خمینی‏

‏عطف 11576 / س . ت محترمانه به عرض می رساند به طوری که در اطلاعیه های‏‎ ‎‏  29 / 5 / 42‏

‏مربوطه مشروحاً به عرض رسانیده اغلب اشخاص وسیله تلفن با نامبرده بالا قرار‏‎ ‎‏ملاقات در نقاط مختلف که با علایمی به یکدیگر می فهمانند، گذارده و با این ترتیب‏‎ ‎‏تماسهایی براحتی بین آنان صورت می گیرد...»‏

‏رئیس ساواک شمیرانات ـ انصاری7‏

‏و دقیقاً همین جایگاه و موقعیت خطیر حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ موجب نگرانی ساواک را‏‎ ‎‏فراهم آورده بود تا آنجا که در صدد جلب و کشیدن خط و نشان برای ایشان برآمد. روزی‏‎ ‎‏سپهبد نصیری، مرحوم حاج سید مصطفی‏‏(ره)‏‏ را احضار کرد، ولی ایشان رفتن به نزد او را‏‎ ‎‏نپذیرفته عصار نامی که از افسران ارتش و مراقب امام‏‏(س)‏‏ در آن منزل بود، نزد حاج آقا‏‎ ‎‏مصطفی‏‏(ره)‏‏ آمد و اصرار کرد که من خودم شما را می برم نزد سپهبد نصیری و بر‏‎ ‎‏می گردانم. بعد از چند بار آمد و رفت او، ایشان با نظر و مشاوره امام‏‏(س)‏‏ تصمیم گرفت که‏‎ ‎‏پیش نصیری برود، ولی عصار می خواست ایشان را با ماشین شخصی اش ببرد و ایشان‏‎ ‎‏نپذیرفت و گفت باید ماشین رسمی شهربانی باشد. بالاخره یک جیپ شهربانی آوردند‏‎ ‎‏و مرحوم حاج آقا مصطفی‏‏(ره) ‏‏سوار آن شد.‏

‏خود ایشان می گفتند که عصار در بین راه از من پرسید چه نکته ای وجود داشت که‏‎ ‎‏شما با ماشین شخصی من نیامدید و حاضر شدید با ماشین شهربانی بیایید؟ گفتم‏‎ ‎‏می خواستم به خوبی ثابت شود که من از روی اجبار می آیم، اگر با ماشین شخصی شما‏‎ ‎‏می آمدم حاکی از این بود که ما با تفاهم و توافق می رویم! ... نصیری که در آن موقع رئیس‏‎ ‎‏شهربانی کل کشور بود به ایشان گفته بود ما نمی خواهیم وضعی پیش آید که شما را‏‎ ‎‏دستگیر کنیم، گزارشهای مرتبی می رسد که شما با عناصر ناراحت و اخلالگر در رابطه‏‎ ‎‏هستید، اگر این برنامه را ادامه دهید ناچاریم شما را دستگیر کنیم.8‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 78

‏ایادی رژیم پهلوی از مدتها پیش درصدد بودند تا بتوانند به واسطه فرزند ارشد امام‏‎ ‎‏خمینی‏‏(س)‏‏ در ایشان نفوذ کنند و تحت تأثیر و کنترل خود قرار دهند. به خصوص پس از‏‎ ‎‏حادثه مدرسه فیضیۀ، امام‏‏(س) ‏‏دیگر هیچ یک از مقامات دولتی را به حضور نمی پذیرفتند‏‎ ‎‏و این امر باعث شده بود که آنان به وجود حاج آقا مصطفی‏‏(ره) ‏‏جهت نفوذ در امام‏‏(س)‏‎ ‎‏سخت محتاج باشند. لیکن روح عظیم و فکر والای آن مجاهد فرهیخته از یک طرف و‏‎ ‎‏برخوردهای جدّی و خشن وی با مقامات دولتی موجب شده بود که آنان دریابند فرزند‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ هوشیارتر و قاطعتر از آن است که بتوانند وی را وسیلۀ اهداف شیطانی خود قرار‏‎ ‎‏دهند. و ناامیدی آنان زمانی افزونتر شد که گزارش فعالیتهای برون مرزی حاج آقا‏‎ ‎‏مصطفی‏‏(ره)‏‏ منعکس می شد:‏

‏درباره شیخ رضا ناطق فرزند مجید 4332 / 20 طبق اطلاع واصله شیخ رضا ناطق‏‎ ‎‏ ‏     ‏  21 / 6 / 43‏

‏فرزند مجید که از مریدان خمینی است مبلغ چهارصد تومان به وسیلۀ سید مصطفی‏‎ ‎‏خمینی جهت سفر به شیخ نشین قطر دریافت نموده، ضمناً برای آنکه کسی نفهمد‏‎ ‎‏مشارالیه از مریدان خمینی است نامه ای از آیت الله گلپایگانی گرفته و اقدام به گرفتن‏‎ ‎‏گذرنامه و برگ خروج از کشور نموده است و تا چند روز دیگر از فرودگاه مهرآباد تهران‏‎ ‎‏یا فرودگاههای آبادان و شیراز عازم قطر می شود. نامبرده اظهار نموده که مقرر است پس‏‎ ‎‏از رسیدن به قطر رساله و نوشتجات خمینی را ایادی برای ... به بندرعباس به قطر‏‎ ‎‏بفرستند تا به وسیله من میان اهالی قطر توزیع شود.9‏

‏ ‏

کاپیتولاسیون و دستگیری حاج آقا مصطفی خمینی‏(ره)‏

‏کاپیتولاسیون به پیمانهایی گفته می شود که حقوق قضاوت کنسولی و یا حقوق‏‎ ‎‏قضاوت برون مرزی را به کشور دیگری در قلمرو حاکمیت ملی یک کشور اعطا می کند.‏‎ ‎‏در نتیجه چنین پیمانی، اتباع آن کشور بیگانه از شمول قوانین و ضوابط جزایی و مدنی در‏‎ ‎‏قلمرو کشور میزبان مستثنی بوده و رسیدگی به دعاوی حقوقی و یا حاکمه آنان در موارد‏‎ ‎‏اتهام به ارتکاب جرم در دادگاههای مخصوص و یا محاکم مختلط و یا با حضور کنسول‏‎ ‎‏آن کشور بیگانه و یا نماینده او به عمل می آید.‏‏10‏

‏سابقه کاپیتولاسیون در ایران به معاهدۀ ترکمانچای باز می گردد که بر اساس فصل‏‎ ‎‏هشتم آن این امتیاز به اتباع روس داده شد. گرچه این امتیاز در زمان رضاخان پهلوی‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 79

‏ملغی اعلام شد (1306 ش) امّا محمدرضا پهلوی در صدد احیای آن در حکومت خود‏‎ ‎‏برآمد، البته این بار نه برای اتباع روس بلکه برای اتباع امریکا! از مدتها قبل آمریکا قصد‏‎ ‎‏داشت تا امتیاز کاپیتولاسیون را برای خود از دولت ایران کسب کند و عاقبت در تاریخ 21‏‎ ‎‏مهرماه 1343 به مقصود خود نایل آمد و توانست بر اساس مصوبه مجلس شورای ملی‏‎ ‎‏ایران به کلیۀ نظامیان و مأموران سیاسی خود این حق را بدهد که چنانچه مرتکب هر‏‎ ‎‏خیانت و جنایتی در ایران شدند، دستگاههای انتظامی و قضایی ایران حق هیچگونه‏‎ ‎‏مداخله و محاکمۀ آنان را نداشته باشند و جنایتکاران مستقیماً به آمریکا جهت رسیدگی‏‎ ‎‏به جنایتشان اعزام شوند و بدین ترتیب حکومت پهلوی ننگ دیگری را بر دامن ملت‏‎ ‎‏ایران نشانید و رسوایی و افتضاح هر چه بیشتر خود را آشکار ساخت.‏‏11‏

‏هنوز بیش از چند روز از احیا و تصویب کاپیتولاسیون نگذشته بود که بولتن داخلی‏‎ ‎‏مجلس شورای ملی متن کامل سخنرانیها و گفتگوهایی را که میان نمایندگان مجلس شورا‏‎ ‎‏و رئیس دولت در این زمینه به عمل آمده بود منعکس کرد که یک نسخه از این مجله به‏‎ ‎‏دست حضرت امام‏‏(س)‏‏ رسید و ایشان با مطالعۀ آن دریافت که رژیم پهلوی بار دیگر چه‏‎ ‎‏ضربۀ خانمانسوزی بر پایه استقلال و عظمت ایران زده و به ملت مسلمان و آزادۀ این‏‎ ‎‏کشور چه خیانت بزرگی کرده است. بر این اساس معظم له تصمیم به ایراد سخنرانی‏‎ ‎‏می گیرند تا با افشاگریهای خود، عمق خیانت شاه را برای مردم بازگو نمایند. روز چهارم‏‎ ‎‏آبان برای این منظور تعیین شد و خبر آن خیلی زود انتشار یافت. ‏

‏رژیم پهلوی از این اقدام امام خمینی‏‏(س)‏‏ سخت به وحشت افتاد و از طرفی‏‎ ‎‏می دانست که با ارعاب و تهدید نمی توان ایشان را از تصمیمش باز دارد. ناگزیر درصدد‏‎ ‎‏برآمد غیر مستقیم و به اسم نصیحت، ایشان را از حمله علیه آمریکا باز دارد و برای این‏‎ ‎‏منظور یکی از عناصر مورد وثوق دستگاه حاکمه را که تا حدودی هم دارای وجهۀ ملی و‏‎ ‎‏بیطرفی بود (حسن مستوفی پسرخالۀ امام خمینی‏‏(س)‏‏) روانه قم ساخت. وی چند روز‏‎ ‎‏قبل از موعد سخنرانی امام‏‏(س)‏‏ وارد قم شد و پس از کوشش زیاد از آنجا که موفق نشد با‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ ملاقات کند در دیداری با حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏، امام‏‏(س)‏‏ را از هر گونه حمله‏‎ ‎‏آمریکا برحذر داشت و هشدار داد در صورت موضعگیری امام‏‏(س)‏‏ علیه آمریکا با‏‎ ‎‏واکنش شدید رژیم مواجه خواهد شد. حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ با قاطعیت به او پاسخ داد که‏‎ ‎‏امام به وظیفۀ خودشان هر نحو که صلاح بدانند عمل می کنند و اینگونه حرفها هم‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 80

‏نمی تواند ایشان را در اجرای وظیفه و رسالتی که به عهده دارند به تجدید نظر وادارد.‏‏12‏

‏به هر حال روز چهارم آبانماه 1343 که مصادف با خجسته میلاد بانوی بزرگ اسلام‏‎ ‎‏حضرت فاطمه(ع) (20 جمادی الثانی 1348 ه.ق) بود فرا رسید و امام خمینی‏‏(س)‏‏ به‏‎ ‎‏ایراد مهمترین سخنرانی خویش پرداختند. در بخشهایی از سخنان امام‏‏(س)‏‏ چنین آمده‏‎ ‎‏است:‏

‏«... عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب‏‎ ‎‏کردند ... برای اینکه می خواستند وام بگیرند، آمریکا خواست این کار انجام شود ... اگر‏‎ ‎‏نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این ملت یک روز اسیر انگلیس و روز دیگر اسیر آمریکا‏‎ ‎‏باشد ... اگر نفوذ روحانیون باشد تو دهن این دولت می زند، تو دهن این مجلس می زند،‏‎ ‎‏وکلا را از مجلس بیرون می ریزد ... اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد یک دست نشاندۀ‏‎ ‎‏آمریکایی این غلطها را بکند. از ایران بیرونش می کنند... ما این قانون را که باصطلاح‏‎ ‎‏خودشان گذرانیده اند قانون نمی دانیم، ما این مجلس را مجلس نمی دانیم، ما این دولت را‏‎ ‎‏دولت نمی دانیم، اینها خائن اند، خائن به کشورند ....»‏‏13‏

‏از آنجا که خفاشان شب پرست نتوانستند وجود خورشید فروزان انقلاب را تحمل‏‎ ‎‏کنند در تاریخ 13 آبانماه 1343 امام خمینی‏‏(س)‏‏ را شبانه دستگیر و با عجله به ترکیه‏‎ ‎‏تبعید کردند. حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ از این اقدام ناشایست رژیم که نمونۀ آن را در 15‏‎ ‎‏خرداد 42 به چشم دیده بود سخت برآشفت و به خیابان آمد و همراه با سیل خروشان‏‎ ‎‏روحانیون و مردم قم به منظور گفتگو با آیات عظام و علمای اعلام، رهسپار بیوت آنان‏‎ ‎‏شد و بدین ترتیب همگام با مردم قهرمان با فریاد اعتراض آمیز خویش، جو ارعاب و‏‎ ‎‏وحشت را شکست و از مراجع وقت خواستار اقداماتی جهت آزادی رهبر انقلاب‏‎ ‎‏شد.‏

‏ساواک که سابقۀ مبارزاتی و رهبری حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ را در 15 خرداد دیده بود و‏‎ ‎‏یقین داشت در صورت آزاد گذاشتن وی، خشم مردم به قیام عمومی تبدیل خواهد شد و‏‎ ‎‏چه بسا که اوضاع کشور از تسلط آنان خارج شود، از اینرو مقدمات دستگیری ایشان را‏‎ ‎‏فراهم آورد و آن زمان که حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در بیت مرحوم آیت الله العظمی مرعشی‏‎ ‎‏نجفی با ایشان به گفتگو مشغول بود، به آنجا یورش برد و ایشان را دستگیر کرد.‏

‏مرحوم حاج سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ که همانند پدر عالی مقام خویش، ذره ای از‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 81

‏ترس در وجودش نبود بدون هیچ واهمه ای مسیر قم ـ تهران را با کمال آرامش طی کرد.‏‎ ‎‏معظم له را یکسره به زندان قزل قلعه تهران انتقال دادند و ضمن بازجویی اولیه و تشکیل‏‎ ‎‏پرونده به دادستانی ارتش معرفی کردند. به متن سندی در این باره توجه فرمایید:‏

‏گیرنده: تیمسار ریاست اداره دادرسی ارتش 14 / 8 / 43 ‏

   ‏ ‏  ‏  ‏‏26879 / 321‏

‏فرستنده: ساواک‏

‏موضوع: سید مصطفی فرزند روح الله مصطفوی معروف به خمینی بدین وسیله دو‏‎ ‎‏برگ پرونده اتهامی نامبرده که در تاریخ 13 / 8 / 43 به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی‏‎ ‎‏مملکت دستگیر شده به پیوست ایفاد می گردد. خواهشمند است دستور فرمایید ضمن‏‎ ‎‏صدور قرار تأمین مقتضی پرونده امر را جهت تکمیل به این سازمان اعاده فرمایند.‏

‏رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور ـ سرلشگر پاکروان‏‏14‏

‏ ‏

‏پس از صدور قرار بازداشت دادستانی ارتش، هنگامیکه برگه رأی به ایشان ارائه شد‏‎ ‎‏در ذیل آن نوشت: «بسمه تعالی ـ با اصل قرار و کیفیت بازداشت و به قرار بازداشت کننده‏‎ ‎‏شدیداً معترضم. سید مصطفی خمینی 14 / 8 / 43» پس از این اعتراض پرونده معظم له‏‎ ‎‏به اداره دادرسی ارتش ـ دادگاه ارجاع داده شد و این اداره بعد از آنکه پرونده را مورد‏‎ ‎‏بررسی و مداقه! قرار داد، حکم بازداشت از پیش تعیین شدۀ ساواک را که به دادستانی‏‎ ‎‏وابسته به ارتش ابلاغ شده بود مورد تأیید قرار داد!‏

‏ ‏

اداره دادرسی ارتش 

‏دادنامه:‏

‏رأی شماره  169 دادگاه عادی شماره 1 اداره دادرسی ارتش هیئت دادرسان دادگاه عادی‏

‏ ‏ ‏ 20 / 8 / 43 ‏

‏شماره 1 اداره دادرسی ارتش به ریاست سرتیپ محمد تقی تاج الدینی و‏‎ ‎‏کارمندی افسران مشروحۀ زیر در ساعت 45 / 12 روز 20 / 8 / 43 به منظور رسیدگی به‏‎ ‎‏اعتراض به بازداشت سید مصطفی فرزند سید روح الله شهرت مصطفوی (خمینی) که به‏‎ ‎‏اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت تحت پیگرد قرار گرفته و پرونده جهت رسیدگی‏‎ ‎‏به اعتراض متهم طی شماره 72994 / 34533 / 11 / 7 به این دادگاه ارجاع گردیده است.‏

‏            19 / 8 / 43‏‎ ‎‏به تجویز ماده 166 قانون دادرسی و کیفر ارتش خارج از نوبت جلسه اداری تشکیل و‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 82

‏پس از بررسی و مداقۀ کامل پرونده، به اتفاق آرا قرار صادره از طرف بازپرس شعبه 7‏‎ ‎‏دادستانی ارتش مبنی بر بازداشت متهم نامبرده به استناد بند اول ماده 130 مکرر اصول‏‎ ‎‏محاکمات جزایی وارد دانسته و مراتب را بدین وسیله اعلام می دارد.‏

‏رئیس دادگاه عادی شماره 1 اداره دادرسی ارتش ـ سرتیپ محمدتقی تاج الدینی.‏

‏دادرسان: 1 ـ سرهنگ قضایی علی بهزادان.‏

‏    2 ـ سرهنگ پیاده حجت الله مشایخ.‏‏15‏

‏بالاخره پس از صدور قرار بازداشت، حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ مدت 57 روز را در زندان‏‎ ‎‏قزل قلعه و عمدتاً در سلول انفرادی گذراند. در این مدت طی دو نوبت بازجویی مفصلی‏‎ ‎‏از ایشان به عمل آمد که در بخشی از آنها این چنین آمده است:‏

‏«عقیدۀ آقای مصطفوی در مورد فعالیتهای سیاسی آقای خمینی: ‏

‏«... من جمله امور مربوط به دخالت در امر به معروف و نهی از منکر که از اصول‏‎ ‎‏اصلیه و منکر آن کافر و تارک آن مرتکب گناه کبیره می باشد و چنانچه سه مرتبه یا چهار‏‎ ‎‏مرتبه و بنابر احتمالی پنج مرتبه این گناه که نکردن امر به معروف و ترک کردن نهی از‏‎ ‎‏منکر است، مرتکب شود در صورتیکه حد شرعی که تعزیر است در فواصل این گناهها‏‎ ‎‏اجرا شود، مستلزم جواز قتل می باشد. سید مصطفی خمینی»‏‏16‏

‏این عالم ربانی و مجاهد شهید در گسترش نهضت اسلامی و به خصوص محکومیت‏‎ ‎‏لایحه کاپیتولاسیون نقش فعالانه ای داشت و بدین خاطر نامه ها و اعلامیه های گوناگونی‏‎ ‎‏را به نامهای مختلف تنظیم و منتشر می کرد. یکی از این نامه ها را که به اسم اهالی قم‏‎ ‎‏مبنی بر انزجار از احیای کاپیتولاسیون تنظیم کرده بود، همراهش بود که پس از بازداشت‏‎ ‎‏آن نامه به دست ساواک افتاد. زندان ایشان را در اهداف خویش در روحیه سازش‏‎ ‎‏ناپذیرش استوارتر کرد. او برای زندانیان رحمت بود و به هدایت آنان همت می گمارد و‏‎ ‎‏در مواقعی که پیش می آمد مسایل سیاسی را برای زندانیان روشن می کرد و حتی بعضیها‏‎ ‎‏را که از جنبه اعتقادی متزلزل بودند به حقانیت اسلام راهنمایی کرد.‏‏17‏

‏از آنجا که تا تاریخ 30 / 9 / 43 امام خمینی‏‏(س)‏‏ از بازداشت فرزندشان هیچ اطلاعی‏‎ ‎‏نداشتند و تنها در آن تاریخ توسط سید فضل الله خوانساری که به ملاقات ایشان در ترکیه‏‎ ‎‏رفته بود، از دستگیری حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ با خبر می شدند، لذا به گمان اینکه‏‎ ‎‏فرزندشان در قم است در تاریخ 19 / 8 / 43 (مطابق با 5 رجب 1348 ه.ق) طی نامه ای‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 83

‏ایشان را به عنوان وکیل تام الاختیار خود تعیین کردند تا وجوه شرعیه را دریافت کند و‏‎ ‎‏شهریه حوزه های علمیه را بپردازند. معظم له پس از اطلاع از بازداشت فرزندشان اظهار‏‎ ‎‏رضایت کردند و آن را برای سازندگی هر چه بیشتر ایشان مفید دانستند.‏

‏ ‏

آزادی حاج آقا مصطفی‏(ره)‏ و اقامت چند روزه در قم

‏طی دو ماهی که از بازداشت مرحوم آیت الله شهید سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‎ ‎‏می گذشت، خلأ چشمگیری در رهبری نهضت پس از تبعید امام خمینی‏‏(س)‏‏ مشهود بود.‏‎ ‎‏مبارزان و یاران امام‏‏(س)‏‏ پس از تبعید رهبر خود، بیشترین اتکا را در رهبری مبارزه با حاج‏‎ ‎‏آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ داشتند، لیکن در مدت بازداشت ایشان از این نقطه اتکا نیز محروم‏‎ ‎‏بودند. بر همین اساس مراجع عظام قم، علمای اعلام و شخصیتهای انقلابی برای آزادی‏‎ ‎‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ می کوشیدند تا با وجود ایشان انسجام بیشتری به اعتراض مردم‏‎ ‎‏نسبت به تبعید رهبری انقلاب داشته باشند.‏

‏گرچه این ضرورت را حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ بیش از همه احساس کرده بود، لیکن فکر‏‎ ‎‏پدر در تبعید و اطلاع از سلامت ایشان یک آن فرصت نمی داد تا به چیزی دیگر بیندیشد.‏‎ ‎‏لذا از یک سو در خارج از زندان به مراجع عظام پیغام می دهد و استمداد می جوید تا‏‎ ‎‏خبری از سلامت امام‏‏(س)‏‏ کسب کنند و از سوی دیگر خود پیشنهاد می دهد تا به ترکیه‏‎ ‎‏برود و از احوال پدر کسب اطلاع کند. به گزارشی در این خصوص توجه فرمایید:‏

‏ ‏

‏موضوع: آیت الله خمینی 19 / 9 / 43.‏

‏ظرف چند روز اخیر آیت الله زاده فرزند آیت الله خمینی به اطلاع بعضی از علما و‏‎ ‎‏روحانیون حوزۀ علمیۀ قم رسانیده که پس از تبعید آیت الله خمینی مشارالیه (آیت الله ‏‎ ‎‏زاده) کوچکترین اطلاعی از سرنوشت و حتی سلامت و حیات نامبرده ندارد و بدین‏‎ ‎‏طریق از آنان بالاخص از آیت الله خوانساری برای به دست آوردن خبری از آیت الله ‏‎ ‎‏خمینی استمداد نموده است ....‏‏18‏

‏از آنجا که رژیم پهلوی از یک طرف در نزد افکار عمومی جامعه مسلمان ایران به‏‎ ‎‏علت بازداشت فرزند امام‏‏(س)‏‏ آن هم بدون دلیل موجه زیر سؤال رفته و محکوم بود و از‏‎ ‎‏طرف دیگر از سوی جامعه روحانیت نسبت به آزادی معظم له تحت فشار قرار داشت‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 84

‏وزارت دربار جوانب امر را بررسی کرد تا چنانچه آزادی ایشان تبعات سوئی در بر ندارد‏‎ ‎‏تصمیم مقتضی اتخاذ شود. از اینرو نظر ساواک را در این رابطه جویا شد و ساواک این‏‎ ‎‏چنین اظهار نظر کرد:‏

‏موضوع: آزادی و عزیمت به قم سید مصطفی خمینی ‏

‏در مورد آزادی و عزیمت به قم فرزند آیت الله خمینی، ساواک نظر خاصی ندارد،‏‎ ‎‏ولی مسلم است با رفتن نامبرده به قم طرفداران خمینی او را احاطه نموده و امکان دارد‏‎ ‎‏ناراحتیهایی نیز ایجاد نماید که مراقبتهای به موقع و لازم به عمل خواهد آمد.‏

‏ضمناً نامبرده قبلاً پیشنهاد نموده بود که در صورت امکان نزد پدرش برود. این‏‎ ‎‏پیشنهاد از نظر ساواک بسیار مفید و دارای محاسن زیادی است، چه با این وضع در بزرگ‏‎ ‎‏کردن این شخص اقدامی نشده و رفتن او هم به نزد پدرش بسیار طبیعی به نظر خواهد‏‎ ‎‏رسید و امکان احاطۀ او بوسیلۀ طرفداران خمینی و تشکل آنها منتفی و خود به خود‏‎ ‎‏موضوع از خاطره ها محو خواهد شد.‏

‏رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور ـ سرلشکر پاکروان‏‏19‏

‏با این نظریۀ ساواک، رژیم پهلوی به این نتیجه می رسد که حاج سید مصطفی‏‏(ره) ‏‏را با‏‎ ‎‏پای خود و بدون هیچ سر و صدا و جنجالی به ترکیه نزد پدرش تبعید کند و برای همیشه‏‎ ‎‏از ادامۀ رهبری نهضت اسلامی توسط حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در امان باشد و همچنین‏‎ ‎‏وانمود سازد که ایشان به میل و علاقه خود به ترکیه رفته است! بر اساس این محاسبات‏‎ ‎‏سرهنگ مولوی رئیس ساواک استان مرکزی در زندان نزد حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ رفت و‏‎ ‎‏اظهار داشت که شما می توانید به ترکیه نزد پدرتان بروید و چون از تمایل و آمادگی ایشان‏‎ ‎‏اطمینان یافت، و نقشۀ ساواک را در این مرحله موفق دید فوراً از ایشان خواست تا رسماً‏‎ ‎‏از شهربانی تقاضای گذرنامه و صدور برگ خروج کند، تا ایشان نیز اقدام لازم را انجام‏‎ ‎‏دهد.‏

‏پس از طی تشریفات لازم سرهنگ مولوی ضمن آزادی حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ با ایشان‏‎ ‎‏قرار گذاشت که اولاً بدون سر و صدا وارد قم شود و جنجالی به پا نکند! و ثانیاً تاریخی را‏‎ ‎‏مشخص کرد تا ایشان در تهران حاضر باشد و از طرف دیگر طی تلگرافی آزادی وی را به‏‎ ‎‏ساواک قم اطلاع داد و خواستار مراقبتهای لازم شد:‏

ساواک قم ‏         ‏                                                                                                                                                                                                                                21700 / 20 الف ‏

        ‏‏  8 / 10 / 43‏

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 85

‏سید مصطفی خمینی در ساعت 00:18 روز 8 / 10 / 43 از زندان مرخص و ممکن‏‎ ‎‏است در ظرف امشب یا فردا به قم عزیمت نماید. تماسها و ملاقاتهای او را زیر نظر گرفته‏‎ ‎‏و به موقع گزارش نمایید.‏

‏مولوی20‏

‏ ‏

‏روز بعد بدیعی رئیس ساواک قم خبر ورود حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ به قم را این چنین به‏‎ ‎‏مرکز گزارش می دهد:‏

‏از: ساواک قم ‏

‏به: ریاست ساواک تهران ‏

‏عطف به تلگراف شمارۀ 21700 / 20 الف سید مصطفی خمینی ساعت 10 صبح روز 9 / 10 / 43 به  8 / 10 / 43 ‏‎ ‎‏قم وارد و پس از زیارت حرم در مجلسی که به مناسبت خاتمۀ درس‏‎ ‎‏طلاب آقای نجفی ترتیب داده بود، رفت و سپس به منزل خود عزیمت نمود. اهالی در‏‎ ‎‏منزل از مشارالیه دیدن می کنند. اتفاق قابل عرضی نیست.‏

‏606 بدیعی‏‏21‏

‏9 / 10 / 43 ‏

‏البته به رغم ادعای بدیعی مبنی بر عدم اتفاق قابل عرض! مردم و روحانیون قم پس از‏‎ ‎‏اطلاع از آزادی فرزند بزرگوار رهبرشان، سراسیمه به حرم مطهر هجوم بردند و ایشان را‏‎ ‎‏همانند نگین انگشتری در میان گرفتند و تا منزل همراهی کردند. بهتر است جزئیات‏‎ ‎‏ماجرا را طبق نقل شاهدان آنروز مرور نماییم:‏

‏ما خودمان در صحن مطهر ساعت ده صبح نشسته بودیم که حاج آقا مصطفی‏‏(ره) ‏‏از‏‎ ‎‏تهران وارد شد و یکسره به طرف درس حضرت آیت الله العظمی نجفی حرکت کرد. خدا‏‎ ‎‏می داند وقتیکه آقای نجفی ایشان را دیدند دیگر طاقت نیاوردند و از منبر پایین آمده او را‏‎ ‎‏در بغل گرفت و شروع کرد های های گریه کردن، که گریۀ این دو نفر تمام مردم حرم و‏‎ ‎‏صحن را به گریه آورد.‏

‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ پیشاپیش جمعیت و طلاب به طرف خیابان ارم و منزل خودشان‏‎ ‎‏در یخچال قاضی حرکت کردند. مردم در خیابان و اطراف بقدری متراکم بودند که تمام‏‎ ‎‏خیابان مسدود شده بود.‏‏22‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 86

تبعید حاج آقا مصطفی‏(ره)‏ به ترکیه 

‏در حالیکه ساواک طبق برنامۀ قبلی خود در صدد فراهم آوردن مقدمات سفر حاج آقا‏‎ ‎‏مصطفی‏‏(ره)‏‏ به ترکیه بود، ایشان در دید و بازدیدهایش با علمای طراز اول قم، آنان را از‏‎ ‎‏قصد سفر خود به ترکیه مطلع کرد، لیکن با مخالف جدی علما مواجه شد و آنان این امر‏‎ ‎‏را توطئه ای از سوی ساواک قلمداد کردند و رفتن ایشان را به هیچوجه صلاح ندانستند.‏

‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ با مشورتهای بیشتری که انجام داد عزم خود را جزم کرد و به‏‎ ‎‏مخالفت با وعده ای که داده بود برآمد و در جمعبندی به این نتیجه رسید که ممکن است‏‎ ‎‏قم ماندن او به نفع شخص امام‏‏(س) ‏‏نباشد و او نتواند به پدر خود خدمت نماید لیکن‏‎ ‎‏می تواند به نهضت ظلم براندازی که پدر آغاز کرده خدمت کند و رضایت بیشتر ایشان را‏‎ ‎‏فراهم آورد.‏

‏از اینرو ایشان به هنگام موعد مقرر به تهران نرفت و آنگاه که مأمورین ساواک علت‏‎ ‎‏تأخیر را جویا شدند به اطلاع آنان رساند که از رفتن به ترکیه منصرف شده است. روز‏‎ ‎‏بعد سرهنگ مولوی شخصاً تلفنی با ایشان تماس گرفت و علت تأخیرش را پرسید.‏‎ ‎‏ایشان جواب داد من در اینجا (قم) آن پیشنهاد را مورد بررسی قرار دادم و با علما‏‎ ‎‏مشورت کردم و به این نتیجه رسیدم که رفتن من از قم صلاح نیست. سرهنگ مولوی با‏‎ ‎‏عصبانیّت شروع به توهین و جسارت به ایشان و سایر علما کرد و حاج سید مصطفی‏‏(ره)‏‎ ‎‏نیز قاطعانه و بمراتب شدیدتر جواب او را داد تا حدی که مولوی مجبور شد تلفن را قطع‏‎ ‎‏کند.‏‏23‏

‏از آن پس پیگیریهای ساواک شدیدتر شد و مرتب از ساواک قم خواست ایشان را‏‎ ‎‏راضی کند و به تهران بفرستد. و پس از آنکه مأیوس شد طی تلگرافی دستور بازداشت‏‎ ‎‏ایشان را صادر کرد. و پس از آن ساواکیها به منزل آن عالم عالیقدر حمله ور شدند و با‏‎ ‎‏طرز فجیعی ایشان را دستگیر و روانه تهران کردند.‏

‏این یورش آنچنان وحشیانه بود که موجب شد همسر حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ سرکار‏‎ ‎‏خانم معصومه حائری که باردار بود، دچار ناراحتی شود و بچه خود را سقط کند و به‏‎ ‎‏کسالت ممتدی دچار شود.‏‏24‏

‏سرانجام در تاریخ 13 دیماه 1343 حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ به ترکیه نزد پدر بزرگوارش‏‎ ‎‏تبعید شد و سرهنگ مولوی که خود را در این ماجرا پیروز یافت مراتب را این چنین‏‎ ‎


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 87

‏گزارش داد:‏

‏سید مصطفی خمینی ‏

‏نامبرده فوق در تاریخ 13 / 10 / 43 جهت عزیمت به ترکیه از قم به وسیلۀ ساواک قم‏‎ ‎‏به تهران وارد و شب را در باشگاه نخست وزیری استراحت نموده و در ساعت 30 / 5‏‎ ‎‏روز 14 / 10 / 43 با هواپیما به طرف استانبول پرواز نمود.‏

‏رئیس ساواک استان مرکزی ـ مولوی‏‏25‏

‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ آن شبی را که در باشگاه نخست وزیری می گذراند به منظور رفع‏‎ ‎‏نگرانی مادر و همسر خود که شاهد دستگیری ایشان بودند، نامه ای را جهت هر دو‏‎ ‎‏نوشت تا مقداری از نگرانی آنان بکاهد. او در این نامه ها ضمن توصیف محل استقرار‏‎ ‎‏خویش، سفارشاتی در خصوص فرزندانش به حاج سید احمد آقا کرد. ایشان طی مدتی‏‎ ‎‏که در ترکیه و نزد امام‏‏(س)‏‏ بسر می برد همواره انیس و همدمی خدوم برای ایشان بود و‏‎ ‎‏لحظه ای از مواظبت ایشان غفلت نمی ورزید.‏

‏روزها و شبها در ترکیه به سختی می گذشت، یکی از برنامه هایی که رژیم پهلوی در‏‎ ‎‏آنجا برای اذیت امام خمینی‏‏(س) ‏‏داشت استقرار مأمورین بی ادب بود که موجب‏‎ ‎‏بی حرمتی به معظم له می شد و حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ گاهی این نوع برخوردها را‏‎ ‎‏نمی توانست تحمل کند و به اعتراض و انتقاد و حمله به مأموران می پرداخت که اینگونه‏‎ ‎‏اقدامات باعث نگرانی ساواک شد و ایشان را تهدید کرد که به جای دیگری تبعید خواهد‏‎ ‎‏شد.‏

‏یکی دیگر از مسایلی که در ترکیه پیوسته ایشان را آزرده خاطر می کرد نوع لباسی بود‏‎ ‎‏که رژیم لائیک ترکیه بر ایشان و پدر عالیمقامشان تحمیل کرده بود. چرا که دژخیمان‏‎ ‎‏رژیم لائیک ترکیه نیز همانند ساواک ایران از عبا و قبا و عمامه وحشت داشت و به‏‎ ‎‏هیچوجه نمی گذاشت این دو بزرگوار از این لباسهای مقدس استفاده کنند.‏‏26‏

‏پس از گذشت حدود دو ماه و نیم از اقامت حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ترکیه، ایشان‏‎ ‎‏کوشید به ایران بازگردد و نهضت اسلامی را که با تبعید امام‏‏(س)‏‏ و دستگیری روحانیون و‏‎ ‎‏مبارزان، دچار رکود شده بود احیا نماید. حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ که به رغم میل باطنی خود‏‎ ‎‏به شرایط تحمیلی ساواک تن در داد و تعهدات از پیش تنظیم شدۀ آنان را امضا کرد ولی‏‎ ‎‏به علت ترس شدید رژیم از حضور ایشان در ایران، موفق نشد به ایران بازگردد، لذا‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 88

‏همراه پدر و رهبر خود بیش از یک سال در ترکیه بسر برد و عاقبت هر دو به عراق تبعید‏‎ ‎‏شدند.‏

‏ ‏

تبعید حاج آقا مصطفی‏(ره)‏ به عراق 

‏با توجه به اینکه تبعید حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ به عراق به طور طبیعی به تبع تبعید امام‏‎ ‎‏بزرگوار به آنجا صورت گرفته است، از این رو قبل از تبیین این بخش، پرسشهایی، که‏‎ ‎‏دربارۀ انتقال تبعیدگاه مطرح است بیان می شود:‏

‏1ـ رژیم پهلوی چه مشکلاتی در ادامۀ تبعید در ترکیه داشت که در صدد تغییر آن بر‏‎ ‎‏آمد؟‏

‏2ـ آیا رژیم ترکیه دیگر حاضر به همکاری نبود و یا خود امام خمینی‏‏(س)‏‏ اصرار بر این‏‎ ‎‏امر داشت؟‏

‏3ـ چرا رژیم پهلوی، عراق را برای این منظور انتخاب کرد؟ آیا این کار بر اثر تبانی با‏‎ ‎‏رژیم عراق انجام شد؟ ‏

‏4ـ آیا افکار و رفتار امام‏‏(س)‏‏ نسبت به رژیم پهلوی در تبعیدگاه ترکیه تغییر کرده بود؟‏

‏5ـ و مهمتر اینکه چرا رژیم پهلوی دیگر به هیچوجه حاضر نشد امام‏‏(س)‏‏ به ایران‏‎ ‎‏بازگردند؟ ‏

‏پاسخ به این پرسشها هر چه باشد، آنچه مسلم است اینکه امام‏‏(س)‏‏ نه هیچگاه‏‎ ‎‏اصراری نسبت به ترک ترکیه داشتند و نه پیشنهادی دربارۀ اقامت در عراق، و نه حتی تا‏‎ ‎‏ساعاتی قبل از هجرت به آنجا از این موضوع اطلاع داشتند، و هنگامیکه به تاریخ 13‏‎ ‎‏مهرماه 1344 ش مطابق با 9 جمادی الثانی 1385 ق و 5 اکتبر 1965 م این پدر و پسر‏‎ ‎‏ترکیه را به قصد عراق ترک می کردند نمی دانستند سالیان طولانی را باید در عراق سپری‏‎ ‎‏نمایند.‏

‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ طی اقامت دوازده سالۀ خود در نجف اشرف از یک سو در‏‎ ‎‏سنگر تحصیل، تدریس، تحقیق و تألیف علوم حوزوی پیشقدم بود و بحق گوی سبقت را‏‎ ‎‏در این زمینه نسبت به خیلی از همقطاران خود ربود و از دیگر سو محوری در مبارزات‏‎ ‎‏امام خمینی‏‏(س)‏‏ شمرده شد. به طور کلی فعالیتها و مبارزات این عالم مجاهد را در آن‏‎ ‎‏روزگار می توان در چند محور شمارش کرد:‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 89

‏الف) اقدام جهت نشر افکار انقلابی امام‏‏(س)‏‏ از طریق توزیع رساله علمیه، اعلامیه ها،‏‎ ‎‏نامه ها و نشر بیانات ایشان به ایران و دیگر کشورها.‏

‏ب) راهنمایی یاران امام‏‏(س)‏‏، طرف مشورت قرار گرفتن با آنان و رابطی امین بین آنها‏‎ ‎‏و امام‏‏(س).‏

‏ج) ارتباط با ایرانیان مبارز خارج از کشور و اصولاً با نهضتهای آزادیبخش اسلامی.‏

‏د) تأمین هزینه های روحانیون و فضلایی که در راه اهداف عالیۀ امام‏‏(س)‏‏ مبارزه‏‎ ‎‏می کردند.‏

‏ه) پذیرایی از مبارزانی که به دیدار امام‏‏(س)‏‏ و یا با اهداف دیگر انقلاب به نجف‏‎ ‎‏اشرف می رفتند.‏

‏و) مسافرت به کشورهایی نظیر سوریه، لبنان، عربستان و کویت جهت انجام‏‎ ‎‏مأموریتهایی که از سوی امام‏‏(س)‏‏ به ایشان واگذار می شد و یا به منظور هر گونه تماس با‏‎ ‎‏انقلابیون.‏

‏ز) گذراندن دوره های آموزش نظامی و تشویق فضلای حوزه به گذرانیدن اینگونه‏‎ ‎‏دوره ها.‏

‏مرحوم حاج سید احمد آقا‏‏(ره)‏‏ دربارۀ فعالیتهای سیاسی برادر چنین گفته است:‏

‏«... در نجف ایشان اعلامیه های امام را با وسایلی به ایران و کشورهای خارج‏‎ ‎‏می رساند و منزل برادرم مأوای کسانی بود که از کشورهای خارج به عراق آمده و در‏‎ ‎‏مورد مسایل انقلاب و اسلام با هم تبادل نظر می کردند.‏

‏همیشه از اروپا و آمریکا و کشورهای آسیایی و کشورهای خلیج و عربی رفت و آمد‏‎ ‎‏می کردند و این مسئله باعث دلگرمی شدید کسانی بود که در خارج علیه شاه مبارزه‏‎ ‎‏می نمودند.»‏‏27‏

‏با توجه به فعالیتهای مبارزاتی که حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در نجف اشرف داشتند و با آن‏‎ ‎‏سابقه ای که رژیم پهلوی از زندان و تبعید و برخوردهای ایشان در اختیار داشت، نه تنها‏‎ ‎‏طبیعی بود که اعمال و رفتارش حتی در نجف اشرف توسط مأموران ساواک کنترل شود‏‎ ‎‏و مراتب مورد به مورد به اطلاع تهران برسد، بلکه ساواک نسبت به اشخاصیکه به‏‎ ‎‏گونه ای با ایشان در تماس و ارتباط بودند، حساس می شد و موضوع را با تمام جزئیاتی‏‎ ‎‏که به دست می آورد گزارش می داد. به نمونه هایی از این گزارشها توجه فرمایید:‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 90

‏فعالیت ایرانیان در نجف اشرف 20 / 11 / 44‏

‏مصطفی خمینی پسر آیت الله خمینی، آیت الله زاده اصفهانی و دکتر صادقی که در‏‎ ‎‏نجف اشرف سکونت دارند با یکدیگر ارتباط دارند و تصمیم دارند به چاپ مجله ای به‏‎ ‎‏نام جمهوریت در عراق بنمایند و دربارۀ ایران مطالبی در مجلۀ مزبور چاپ نمایند.‏

‏نظریۀ رهبر عملیات:‏

‏به منظور حفظ منبع نفوذی تا چاپ و انتشار مجلۀ مزبور از انعکاس این خبر‏‎ ‎‏خودداری گردد.‏‏28‏

‏ ‏

‏سید مصطفی برقعی 3 / 11 / 45‏

‏نامبرده بالا که در قم خیابان آذر سکونت دارد نامه ای برای حاج شیخ نصر الله ‏‎ ‎‏خلخالی به نجف اشرف مدرسه بروجردی ارسال نموده تا وی آنرا به حاج مصطفی‏‎ ‎‏مصطفوی تسلیم نماید. مشارالیه در نامه به حاج مصطفی یادآور شده که منتظر بود تا‏‎ ‎‏مسافر امینی پیدا شود و امانتی را که وی خواسته بود برایش ارسال نماید و اضافه نموده‏‎ ‎‏که معجونی با محلول طلا برایش تهیه نموده که بسیار اعلا و عالی شده است و چنانچه‏‎ ‎‏مسافر مطمئنی حرکت نماید برایش خواهد فرستاد....‏‏29‏

‏سید محمود دعایی 25 / 11 / 46‏

‏نامبرده بالا هم اکنون در مدرسۀ آیت الله بروجردی واقع در نجف اشرف بسر‏‎ ‎‏می برد، در حدود دو سال قبل از ایران به عراق عبور نموده است. وی در حال حاضر از‏‎ ‎‏طرفداران خمینی می باشد و از طرف سید مصطفی خمینی به مشارالیه کمکهایی‏‎ ‎‏می شود. از قرار معلوم بین یاد شدۀ فوق و سید مصطفی خمینی روابط محرمانه ای وجود‏‎ ‎‏دارد که از چگونگی آن اطلاعی در دست نیست. وی حتی به برخی از روحانیون مقیم‏‎ ‎‏نجف در مورد فعالیتهای مضره خود در ایران مطالبی ابراز داشته است.‏‏30‏

‏ ‏

تشریف حاج آقا مصطفی‏(ره)‏ به مکه معظمه 

‏مرحوم شهید آیت الله حاج سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ طی اقامت خود در نجف اشرف‏‎ ‎‏دوبار توفیق یافت تا در مراسم با شکوه معنوی و سیاسی حج شرکت کند. یکبار در سال‏‎ ‎‏1345 و بار دیگر در سال 1352 این توفیق دست داد. ساواک که از موقعیت ویژۀ ایام‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 91

‏حج به خوبی با اطلاع بود و می دانست که در آن ایام مسلمانان از سراسر نقاط عالم به‏‎ ‎‏مکه معظمه مشرف می شوند و این فرصت خوبی به دست مبارزان و انقلابیون می دهد تا‏‎ ‎‏اولاً با یکدیگر ملاقات حضوری داشته باشند و از احوال یکدیگر مطلع شوند، ثانیاً قول‏‎ ‎‏و قرارهایی برای بعد از مراسم حج بگذارند، ثالثاً اعلامیه ها، نامه ها، نوارهای سخنرانی‏‎ ‎‏و دستورات امام خمینی‏‏(س)‏‏ را بین هم رد و بدل کنند، رابعاً اخبار و اوضاع ایران و جهان‏‎ ‎‏اسلام را برای همدیگر بازگو نمایند.‏

‏بر این اساس ساواک، مأمورین ویژه ای را در قالبهای متفاوت به حج اعزام می کرد تا‏‎ ‎‏کلیه رویدادهای مورد نظرش را مورد بررسی قرار دهند و چگونگی فعالیت مبارزان را‏‎ ‎‏گزارش دهند به برخی از اینگونه گزارشها توجه فرمایید:‏

‏موضوع: سید مصطفی خمینی 6 / 1 / 45‏

‏طبق اطلاع، نامبرده به تنهایی وارد جده گردیده و همراهانی نداشته است و از بدو‏‎ ‎‏ورود یکی از اعضای سفارت کبرای شاهنشاهی که آشنایی نزدیکی نیز با وی دارد‏‎ ‎‏مراقب مشارالیه می باشد و تا کنون نیز فعالیت مضره ای نداشته است. در ملاقاتی که‏‎ ‎‏جناب آقای سفیر کبیر شاهنشاهی در جده با امیر مکه و مدینه به عمل آورده اند، موضوع‏‎ ‎‏را با نامبردگان در میان گذارده و آنان اطمینان داده اند که به هیچوجه به چنین افرادی‏‎ ‎‏اجازه نخواهند داد که فعالیتی علیه مصالح ایران بنمایند...‏

‏مدیر کل اداره دوم ـ نگهبانی‏‏31‏

‏ ‏

‏25 / 1 / 45‏

‏اطلاع واصله حاکی است مصطفی خمینی فرزند آیت الله خمینی که در سال جاری به‏‎ ‎‏مکه عزیمت نموده و با پاره ای از عناصر افراطی من جمله مجدالدین محلاتی از‏‎ ‎‏روحانیون مخالف شیراز تماس و تصمیماتی برای ماههای محرم و صفر گرفته اند. چون‏‎ ‎‏امکان دارد این قبیل افراد در مراجعت به ایران تحریکاتی بنمایند دستور فرمایید با‏‎ ‎‏مراقبت کامل از عوامل شناخته شده در این مورد پیش بینیهای لازم به عمل آورده و‏‎ ‎‏نتیجه را اعلام نمایید.‏‏32‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 92

‏9 / 9 / 53 ‏

‏مصطفی پسر خمینی قرار است از طرف پدرش در مراسم حج شرکت نماید.‏

‏نظریه: با توجه به اینکه تعداد زیادی از ایرانیان در مراسم حج شرکت خواهند کرد،‏‎ ‎‏اصلح است از نظر کنترل و مراقبت تماسهای نامبرده با ایرانیان، اقدامات لازم معمول‏‎ ‎‏دارد.‏

‏ضمناً منابع این نمایندگی از جمله 9817 و 9819 و 10237 و 4755 که عازم مراسم‏‎ ‎‏حج هستند، به منظور مراقبت از کلیه سوژه ها کاملاً توجیه گردیده اند.‏

‏رئیس نمایندگی لبنان‏‏33‏

‏ ‏

‏16 / 10 / 53‏

‏آخوندی به نام موسی ده سرخی که در رستم آباد شمیران مسجدی به نام امام مهدی‏‎ ‎‏دارد، در زمان حج مسئول ترتیب دادن ملاقات ایرانیان با مصطفی خمینی بوده و گویا‏‎ ‎‏مبالغی پول نیز برای خمینی جمع آوری کرده. ترتیب ملاقات با مصطفی با وساطت این‏‎ ‎‏شخص خارج از محل کاروان نامبردگان انجام می گرفت.‏

‏رئیس نمایندگی لبنان ‏

‏ ‏

‏دستور: به وسیلۀ ساواک تهران شناسایی و در اطراف وی تحقیق و سپس دستگیر و‏‎ ‎‏منزل وی بازرسی و از او تحقیق شود.‏‏34‏

‏در آخرین سندی که در این باره ملاحظه خواهید فرمود مأمور ساواک از طرفی‏‎ ‎‏گزارش می دهد که مراقبتهایی از حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ صورت گرفته است و از طرف‏‎ ‎‏دیگری می گوید ایرانیان علاقه ای به ملاقات با ایشان از خود نشان نمی دادند، و این‏‎ ‎‏نشانگر شدت عمل نسبت به مراقبت از ایشان است و ضمناً نشان دهندۀ جو رعب و‏‎ ‎‏وحشتی بود که ساواک در رابطه با مرتبطین امام‏‏(س)‏‏ و فرزندش ایجاد کرده بود و به دنبال‏‎ ‎‏آن پیگیریهایی که دربارۀ ملاقات کنندگان با ایشان اعمال می داشت و خدا می داند به تبع‏‎ ‎‏این گزارشها چه بازجوییها، شکنجه ها و زندانها در انتظار حجاج ملاقات کننده بود! ‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 93

‏24 / 11 / 53 ‏

‏در سفر حج سال جاری مصطفی خمینی پسر آیت الله خمینی در مکه مشاهده شده‏‎ ‎‏نامبرده که با لباس روحانی در مکه در مسجدالحرام دیده شد چند نفر از اشخاص‏‎ ‎‏ناشناس با وی در گفتگو بودند و پاره ای هم که علاقه به دیدن او نداشتند، با دست او را‏‎ ‎‏نشان می دادند. نامبرده در مدینۀ منوره صبحهای خیلی زود به قبرستان بقیع می آمد و‏‎ ‎‏بین قبور ائمه و عثمان تنها می نشست. در این مکان نیز ایرانیان علاقه ای به نزدیک شدن‏‎ ‎‏به او را نداشتند.‏

‏نظریه شنبه: با مراقبتی که از نامبرده در مکانهای مختلف به عمل آمد از روحانیون و‏‎ ‎‏ایرانیان سرشناس کسی با او ملاقات ننمود.‏‏35‏

‏البته اینگونه مراقبتها و گزارشها به سفر حج حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ خلاصه نمی شد‏‎ ‎‏بلکه کلیه مسافرتها، مکاتبات و تماسهای این مجاهد شهید در معرض نظارت و مراقبت‏‎ ‎‏شدید ساواک بود و این امر به خوبی ثابت می کند که رژیم پهلوی با اینکه امام‏‎ ‎‏خمینی‏‏(س)‏‏ و فرزند ارشدش را از ایران تبعید کرده است هیچگاه از خطری که آنان ولو‏‎ ‎‏در خارج از کشور می توانند برای رژیم سلطنتی به وجود آورند، غافل نبوده و همیشه‏‎ ‎‏عملکرد آنان، مرتبطین، ملاقات کنندگان، دهندگان وجوه شرعی، نویسندگان نامه و ...‏‎ ‎‏زیر ذره بین ساواک قرار داشتند و هر کس به نحوی کوچکترین تماسی با آنان برقرار‏‎ ‎‏می کرد بسرعت دارای پرونده ای در ساواک می شد و چنانچه در ایران زندگی می کرد‏‎ ‎‏مورد مراقبت، بازجویی و شکنجه قرار می گرفت و زندانی می شد.‏

‏ ‏

‏موضوع: سید مصطفی خمینی 15 / 7 / 48 ‏

‏روز 7 / 7 / 48 یک بسته پستی حاوی نشریات جبهۀ به اصطلاح ملی سابق از‏‎ ‎‏فرانکفورت به عنوان نامبرده بالا در شمعدان ارسال شده است. خواهشمند است‏‎ ‎‏دستور فرمایید نسبت به شناسایی عوامل تهیه و ارسال نشریۀ مزبور اقدام و روابط آنان‏‎ ‎‏را با یاد شدۀ فوق تعیین و نتیجه را اعلام نمایند.‏‏36‏

‏ ‏

‏از: مرکز 30 / 6 / 46‏

‏به: ساواکهای کرمانشاه و خوزستان ‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 94

‏بانو معصومه حائری یزدی همسر مصطفی خمینی فرزند آیت الله خمینی با اخذ‏‎ ‎‏پروانه خروج، غریبابه کشور عراق عزیمت خواهد نمود. دستور فرمایید هنگام خروج‏‎ ‎‏مشارالیها به طور غیر مستقیم ترتیبی داده شود که به وسیله بانویی از وسایل و البسه او‏‎ ‎‏بازرسی معمول و در صورت به دست آوردن مدارک مضره و قابل توجهی مراتب را‏‎ ‎‏تلگرافی اعلام نمایند.‏

‏مقدم‏‏37‏

‏ ‏

‏17 / 5 / 36‏

‏مسافرت سید مصطفی از نجف و سید احمد خمینی از ایران به سوریه و بیروت‏‎ ‎‏صحت دارد. نامبردگان طبق قراری که با هم داشتند به دمشق وارد و از آنجا به اتفاق‏‎ ‎‏جهت برگزاری حج عمره به عربستان مسافرت و پس از مراجعت به سوریه سید‏‎ ‎‏مصطفی روز 15 / 5 / 36 و سید احمد روز 16 / 5 / 36 به نجف آمده اند.‏

‏نظریه یکشنبه: خبر صحت دارد. به احتمال قوی سید مصطفی در سوریه با شیخ‏‎ ‎‏نصرالله خلخالی نمایندۀ خمینی ملاقات و گفتگوهایی را انجام داده و در لبنان نیز با‏‎ ‎‏موسی صدر رهبر شیعیان این کشور، تماس و احیاناً در مورد جنگ لبنان و آسیبهایی که‏‎ ‎‏به شیعیان وارد شده مذاکراتی انجام داده.‏‏38‏

‏ ‏

برخورد حاج آقا مصطفی‏(ره)‏ با حزب بعث عراق 

‏بخشی از فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی مرحوم حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ارتباط با‏‎ ‎‏حزب بعث عراق شکل گرفته است. پس از تقویت حزب بعث در عراق و روی کار آمدن‏‎ ‎‏احمد حسن البکر به عنوان رئیس جمهوری (در سال 1347 ش) شاه ایران دراوایل سال‏‎ ‎‏48 قطعنامه 1316 را یکطرفه ملغی اعلام کرد و در پی آن اروند رود را منحصراً در‏‎ ‎‏اختیار خود گرفت.‏

‏کارگزاران حزب بعث ابتدا خدمت امام خمینی‏‏(س)‏‏ رفتند و از ایشان که سابقۀ مبارزه‏‎ ‎‏علیه رژیم شاه را داشت درخواست کردند تا با صدور بیانیه ای اعمال دولت ایران را‏‎ ‎‏محکوم نماید لیکن معظم له به این دلیل که اختلاف ما با دولت ایران یک اختلاف اساسی‏‎ ‎‏و عقیدتی است و برطرف شدنی نیست، اما اختلافی که اکنون بین دولتهای ایران و عراق‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 95

‏بروز کرده موسمی و زودگذر است، از مداخله در این امر خودداری کردند و حاضر‏‎ ‎‏نشدند علیه ایران موضع گیری کنند و یا از رژیم بعثی عراق به عنوان سکویی برای ادامۀ‏‎ ‎‏مبارزۀ خود استفاده نمایند.‏

‏حزب بعث پس از یأس از چشمداشتی که به امام خمینی‏‏(س)‏‏ داشت سراغ دیگر‏‎ ‎‏مراجع نجف خصوصاً مرحوم آقای حکیم‏‏(ره)‏‏ رفت و از ایشان استمداد کرد. معظم له با‏‎ ‎‏وجودی که از اقدامات بیرحمانۀ بعثیها در اهانت، غصب اموال و ضرب و شتم مسلمانان‏‎ ‎‏ایرانی مقیم عراق به شدت ناراحت بود، درخواست بعثیها را پذیرفت! لیکن پس از بروز‏‎ ‎‏مسایل بعدی نظیر جو سازی روزنامه های عراقی علیه ایشان و بازداشت سید مهدی‏‎ ‎‏حکیم فرزند معظم له توسط حزب بعث عراق، ایشان به کلی خانه نشین و در واقع در‏‎ ‎‏منزل خود محبوس شد. ‏

‏در چنین شرایطی که به وجود آمده بود و کسی جرأت نمی کرد به بیت مرحوم آقای‏‎ ‎‏حکیم نزدیک شود، حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ از نخستین شخصیتهایی بود که پس از‏‎ ‎‏بازگرداندن آقای حکیم‏‏(ره)‏‏ از بغداد به کوفه به دیدار ایشان رفت و از این طریق هم از‏‎ ‎‏معظم له تکریم کرد و هم فضای رعب و وحشت تماس با ایشان را تا حدودی از بین برد.‏‎ ‎‏این دیدار که تنها یک روز پس از بازگرداندن آقای حکیم‏‏(ره)‏‏ انجام می گرفت، برای حزب‏‎ ‎‏بعث بسیار گران آمد و باعث دستگیری حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ شد.‏

‏در روز 21 / 3 / 1348 رئیس سازمان امنیت و فرماندار نجف اشرف به حضور‏‎ ‎‏امام‏‏(س)‏‏ رسیدند و اظهار داشتند که از شورای فرماندهی حزب بعث مأموریت دارند‏‎ ‎‏آقای سید مصطفی را به بغداد اعزام کنند و برای انجام این مأموریت از معظم له اجازه‏‎ ‎‏می خواستند. حضرت امام‏‏(س) ‏‏پاسخ فرمودند: اگر اعزام او به بغداد منوط به اجازۀ من‏‎ ‎‏است، من هرگز چنین اجازه ای نمی دهم و اگر مأمور به جلب او هستید که خود می دانید.‏‎ ‎‏آنگاه که مقامات یاد شده مأموریت خود را در جلب ایشان به طور ضمنی اعلام کردند،‏‎ ‎‏امام خمینی‏‏(س)‏‏ فرزندشان را به حضور طلبیدند و او را از جریان امر آگاه ساختند و بدین‏‎ ‎‏گونه حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ به همراه چند تن از مقامات امنیتی عراق به بغداد گسیل داده‏‎ ‎‏شد و لحظه ای نگذشت که خبر آن در حوزۀ علمیه نجف انعکاس یافت و نگرانی‏‎ ‎‏شدیدی در مجامع حوزوی به وجود آورد.‏

‏امام خمینی‏‏(س)‏‏ که هیچگاه از دستگیری، بازداشت، زندانی و تبعید خود و یا‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 96

‏اطرافیانش واهمه ای از خود نشان نمی دادند و هیچ وقت دیده نشد حالت وقار و ابهت‏‎ ‎‏ایشان تبدیل به زبونی شود، پس از دستگیری حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ بدون آنکه تغییری در‏‎ ‎‏برنامه روزمره خود ایجاد کنند به درس و بحث و نماز و ملاقات و دیگر برنامه های خود‏‎ ‎‏پرداختند.‏‏39‏

‏سرکردگان حزب بعث عراق خصوصاً احمد حسن البکر رئیس جمهوری کوشیدند‏‎ ‎‏حاج آقا مصطفی‏‏(ره) ‏‏را راضی نمایند علیه رژیم ایران موضعگیری نماید و با حزب بعث‏‎ ‎‏همکاری کند، امّا پس از آنکه انعطاف ناپذیری او را دیدند و از فریفتن ایشان مأیوس‏‎ ‎‏شدند، هشدارهای لازم را نسبت به ملاقات وی با مرحوم آقای حکیم‏‏(ره)‏‏ دادند و ایشان‏‎ ‎‏را آزاد کردند. به گزارش جالبی از سفارت ایران در عراق در این خصوص توجه فرمایید:‏

‏ ‏

‏وزارت امور خارجه 1574 ـ 5 / 4 / 48 ‏

‏بازگشت به نامۀ سری شماره 1 / 3 / 8538 مورخ 31 / 3 / 48 راجع به خبر دستگیری‏‎ ‎‏سید مصطفی خمینی اشعار می دارد:‏

‏موضوع مورد تأیید می باشد و از قرار شایع سرهنگ علی هادی وقوت پس از چند‏‎ ‎‏روزی که به استانداری کربلا منصوب شده بود از آیت الله خمینی درخواست می نماید‏‎ ‎‏که علیه دولت شاهنشاهی فتوا صادر نماید و نامبرده با پرخاش و پرت کردن گذرنامه‏‎ ‎‏خود می گوید، من وطن خود را به عراق نمی فروشم و هر کاری می خواهید بکنید و از‏‎ ‎‏شرکت در نماز جماعت هم به عنوان اعتراض خودداری می نماید. عراقیها به تصور‏‎ ‎‏اینکه سید مصطفی پسر مشارالیه تلقیناتی کرده است چند روزی وی را توقیف می کنند،‏‎ ‎‏ولی بعداً تغییر جهت داده و به تصور اینکه با تحبیب سید مصطفی بیشتر بتوانند در‏‎ ‎‏روحیات پدرش نفوذ پیدا نمایند نامبرده را از زندان آزاد می سازند.‏

‏سفیر شاهنشاه آریامهر ‏

‏عزت الله عاملی ‏‏40‏

‏ ‏

‏به نظر می آید رژیم بعث عراق با دستگیری حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ اهداف ذیل را دنبال‏‎ ‎‏می کرده است:‏

‏1ـ با ایجاد جو رعب و وحشت هر اقدامی را برای از انزوا خارج کردن مرحوم آقای‏‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 97

‏حکیم‏‏(ره)‏‏ خنثی سازد.‏

‏2ـ با جدیت تمام به حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ هشدار داده و ایشان را از مخالفت علنی با‏‎ ‎‏حزب بعث باز دارد.‏

‏3ـ به خیال واهی خود توسط ایشان با امام خمینی‏‏(س)‏‏ ارتباط پیدا نماید.‏

‏4ـ با این اقدام اولاً ضربه ای به امام‏‏(س)‏‏ وارد کنند و ثانیاً آنگاه که به گمان خود امام‏‏(س)‏‎ ‎‏درخواست آزادی فرزندشان را کردند، از معظم له اقدامی را جهت محکوم کردن دولت‏‎ ‎‏ایران خواستار شود.‏

‏5ـ و بالاخره به همگان بفهماند که حزب بعث حتی با مخالفان شاه ایران هم برخورد‏‎ ‎‏می کند تا چه رسد به موافقان و طرفداران آن رژیم! لیکن زمانی که از یکسو با انعطاف‏‎ ‎‏ناپذیری حاج آقا مصطفی‏‏(ره) ‏‏مواجه شد و از دیگر سو با بی اعتنایی امام خمینی‏‏(س)‏‎ ‎‏روبرو گردید، دریافت که به هیچیک از اهداف خود در دستگیری حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‎ ‎‏دست نیافته است.‏

‏به هر حال اینگونه سرسختیهای شهید بزرگوار و مجاهد خستگی ناپذیر حضرت‏‎ ‎‏آیت الله حاج سید مصطفی خمینی‏‏(ره)‏‏ ادامه یافت تا آنجا که وجود این فرزانۀ مبارز برای‏‎ ‎‏رژیمهای استبدادی پهلوی ایران و بعث عراق غیر قابل تحمل شد و در صدد نابودی او‏‎ ‎‏برآمدند و توطئۀ خود را در شب اول آبانماه 1356 عملی ساختند. «و مکروا ومکرالله و‏‎ ‎‏الله خیر الماکرین.»‏

‏ ‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 98

پی نوشتها:

‏1ـ پیام انقلاب، ش 70، ص 50.‏

‏2ـ‏‏ نهضت امام خمینی‏‏(ره)‏‏، سید حمید روحانی، ج 1، ص 424 با کمی تصرف در عبارات.‏

‏3ـ مشروح وقایع آن روز تاریخی را می توانید در مأخذ پیشین مطالعه فرمایید.‏

‏4ـ‏‏ پیام انقلاب،‏‏ پیشین.‏

‏5ـ‏‏ مجلۀ 15 خرداد،‏‏ ش 4، ص 18 مواردی از این گزارشها را منعکس کرده است.‏

‏6ـ‏‏ پیام انقلاب،‏‏ پیشین.‏

‏7ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 5857، ج 1، سند 9.‏

‏8ـ‏‏ پیام انقلاب،‏‏ ش 18، ص 43.‏

‏9ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 5857.‏

‏10ـ‏‏ کاپیتولاسیون گناهی که هویدا به آن اعتراف کرد،‏‏ ص 7.‏

‏11ـ متن ماده واحده آن را می توانید در ‏‏مجلۀ 15 خرداد،‏‏ ش 12، ص 110 در مقاله ای به قلم‏‎ ‎‏نویسنده ملاحظه فرمایید.‏

‏12ـ‏‏ پیام انقلاب،‏‏ ش 18، ص 44، با کمی تصرف در عبارات.‏

‏13ـ علاقه مندان به مطالعه کامل متن سخنان امام‏‏(س)‏‏ و نیز اعلامیه ای که در این خصوص‏‎ ‎‏صادر فرمودند، می توانند به ‏‏نهضت امام خمینی،‏‏ ج 1، صص 716 و 729 مراجعه نمایند.‏

‏14ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 68011، ج 1، سند 30.‏

‏15ـ مأخذ پیشین، سند 70.‏

‏16ـ متن کامل یک نوبت از بازجویی حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ را نویسنده طی مقاله ای در ‏‏مجله‏‎ ‎‏15 خرداد،‏‏ ش 12، ص 114 منعکس کرده است.‏

‏17ـ ‏‏روزنامه جمهوری اسلامی،‏‏ 1 / 8 / 1363، ص 7 و نیز ‏‏کیهان،‏‏ 1 / 8 / 1359،ص 9.‏

‏18ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 68011، ج 1، سند 33.‏

‏19ـ مأخذ پیشین، ش 5857، ج 1، سند 53.‏

‏20ـ مأخذ پیشین، ش 2928.‏

‏21ـ مأخذ پیشین.‏

‏22ـ ‏‏روزنامۀ صبح آزادگان،‏‏ 1 / 8 / 1363، ص 6.‏

‏23ـ ‏‏پیام انقلاب،‏‏ 30 / 7 / 1359، ش 18.‏


کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 99

‏24ـ مأخذ پیشین، ص 45.‏

‏25ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 68011، ج 1، سند 100.‏

‏26ـ جهت اطلاع از وضعیت امام خمینی‏‏(س)‏‏ و حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ترکیه می توانید به‏‎ ‎‏جلد دوم ‏‏نهضت امام خمینی‏‏ صص 95 ـ 50 مراجعه فرمایید.‏

‏27ـ‏‏ پیام انقلاب،‏‏ ش 18، ص 50.‏

‏28ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 68011، ج 1، سند 143.‏

‏29ـ مأخذ پیشین، سند 175، ضمناً تصویر نامۀ یاد شده ضمیمه سند در پرونده موجود‏‎ ‎‏است.‏

‏30ـ مأخذ پیشین.‏

‏31ـ مأخذ پیشین.‏

‏32ـ مأخذ پیشین، ش 2928.‏

‏33ـ مأخذ پیشیبن، ش 68011، ج 1.‏

‏34ـ مأخذ پیشین.‏

‏35ـ مأخذ پیشین، ش 5857.‏

‏36ـ مأخذ پیشین، ش 68011، ج 1، سند 252.‏

‏37ـ مأخذ پیشین.‏

‏38ـ مأخذ پیشین، ج 2.‏

‏39ـ ‏‏نهضت امام خمینی،‏‏ سید حمید روحانی، ج 2، ص 419.‏

‏40ـ پروندۀ حاج آقا مصطفی‏‏(ره)‏‏ در ساواک منحله، ش 68011، ج 1، سند 233.‏

‎ ‎

کتابمجموعه مقالات کنگره شهید آیت اللّه‏ مصطفی خمینی(ره)صفحه 100