مقالۀ ششم در بیان و شرح جنود عقل و جهل از بعض وجوه، که مقصود از تحریر این رساله است، نه از جمیع وجوه
مقصد دوازدهم در «علم» است و ضد آن که «جهل» است
فصل چهارم در ذکر شمّۀ مختصری در فضایل علم از طریق نقل
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1388

زبان اثر : فارسی

فصل چهارم در ذکر شمّۀ مختصری در فضایل علم از طریق نقل

‏چه که ذکر تمام آن از نطاق قدرت خارج و در تحت میزان تحریر بدین‏‎ ‎‏مختصرات در نیاید؛ زیرا که ‏‏قرآن‏‏ کریم به طوری دربارۀ شان علم و علماء و‏‎ ‎‏متعلّمان، اهتمام فرموده که انسان را متحیّر کند که به کدام یک از آیات شریفه‏‎ ‎‏تمسک کند. چنانچه در تشریف ‏‏آدم‏‏ ـ علیه السلام ـ فرماید: ‏‏«‏وَ عَلَّمَ آدَمَ الاسمَاءَ‎ ‎کُلَّهَا‏»‏‎[1]‎‏. و تعلیم اسماء را سبب تقدّم او بر صنوف ملائکة اللّه قرار داد، و فضل‏‎ ‎‏او را بر ملکوتیّین به دانش و تعلّم اسماء اثبات فرمود. و اگر چیزی در این مقام از‏‎ ‎‏حقیقت علم بالاتر بود، خدای تعالی به آن تعجیز می فرمود ملائکه را، و تفضیل‏‎ ‎‏می داد ابوالبشر را.‏

‏از این جا معلوم شود که علم به اسماء افضل همه فضایل است و البته این‏‎ ‎‏علم، علم به طرق استدلال و علم به مفاهیم و کلیّات و اعتباریّات نیست؛ زیرا که‏‎ ‎‏در آن فضلی نیست که حق تعالی آن را موجب فخر ‏‏آدم ‏‏و تشریف او قرار دهد.‏‎ ‎‏پس مقصود، علم به حقایق اسماء است، و رویت فناء خلق در حق که حقیقت‏‎ ‎‏اسمیّت بدان متقوّم است؛ در مقابل نظر ابلیس که نظر استقلال به طین ‏‏آدم‏‏ و نار‏‎ ‎‏خود بود، و آن عین جهالت و ضلالت است. و این امتیاز ‏‏آدم ‏‏از ابلیس دستور‏

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 263

‏کلّی است از برای بنی آدم که باید خود را به مقام آدمیّت که تعلّم اسماء است‏‎ ‎‏برسانند، و نظر آنها به موجودات، نظر آیه و اسم باشد؛ نه نظر ابلیس که نظر‏‎ ‎‏استقلال است.‏

‏و خدای تعالی در اوّل سوره‏‏[‏‏ ای‏‏]‏‏ که به پیغمبر خود نازل نمود فرموده:‏‎ ‎‏«‏اقرَا بِاسمِ رَبِّکَ اَلَّذِی خَلَقَ * خَلَقَ الانسَانَ مِن عَلَقٍ * اقرَا وَ رَبُّکَ الاکرَمُ‎ ‎الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ * عَلَّمَ الانسَانَ مَا لَم یَعلَم‏»‏‏.‏‎[2]‎

‏و این آیات شریفه را دلیل بر تقدم علم از تمام فضایل دانسته اند؛ به‏‎ ‎‏وجوهی:‏

اوّل‏، آن که در بدو نزول وحی و مفتتح کتاب کریم خود، پس از نعمت‏‎ ‎‏خلقت، نعمت علم را گوشزد رسول خود فرموده. پس اگر فضیلتی بالاتر از علم‏‎ ‎‏متصوّر بود، مناسب بود آن را ذکر فرموده باشد.‏

دوّم‏، آن که وجه تناسب بین آیات شریفه در این سوره ـ که در یک آیه‏‎ ‎‏فرماید خلق انسان را از علق فرموده، و پسِ آن مقام تعلیم به قلم و تعلیم ما لَم‏‎ ‎‏یَعلَم را ذکر فرماید ـ آن است که مقام قدرت خود را می خواهد گوشزد کند که از‏‎ ‎‏یک مادۀ کثیفه متعفّنه که اخسّ موجود است، یک موجود شریف عالمی خلق‏‎ ‎‏فرمود که اشرف کائنات است، و اگر علم اشرف فضایل انسانیه نباشد، مناسب‏‎ ‎‏نباشد ذکر آن در این مقام.‏

سوّم‏، آن که ترتّب حکم بر وصفی، مشعر به علیت است، و حق تعالی در‏‎ ‎‏این آیات خود را به اکرمیّت توصیف فرموده، و تعلیم را بر آن مرتب فرموده،‏

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 264

‏پس معلوم می شود اکرمیّت حق تعالی علّت برای تعلیم علم است، و اگر چیزی‏‎ ‎‏افضل از علم بود، مناسب بود در این مقام که با صیغه افعل التفضیل ذکر شد، آن‏‎ ‎‏مذکور شود.‏‎[3]‎

چهارم‏، وجهی است که به نظر نویسنده رسید دراین حال، وآن از تفضّلات‏‎ ‎‏خداوند کریم است که تعلیم کند، انسان را آنچه ندانسته است. آن وجه آن است‏‎ ‎‏که خدای تعالی خلقت انسان و تعلیم او را به رَبّ ‏‏محمّد ‏‏ـ صلّی اللّه علیه و آله ـ‏‎ ‎‏نسبت داده، و رَبّ ‏‏محمّد ‏‏ـ صلّی اللّه علیه و آله ـ چنانچه در علم اسماء مقرّر‏‎ ‎‏است، اسم جامع اعظم است، و این اسم اعظم مبدا خلقت انسان کامل است، و‏‎ ‎‏دیگر موجودات لیاقت مبدئیت این اسم را ندارند. و خدای ـ تبارک و تعالی ـ از‏‎ ‎‏غایت تشریف علم و عظمت آن، خلقت او را نیز به رَبّ خاص به ‏‏محمّد ‏‏ـ صلّی‏‎ ‎‏اللّه علیه و آله ـ نسبت داده، و حق تعالی در مواردی که عنایت خاص به امری‏‎ ‎‏دارد، ربّ ‏‏محمّد ‏‏ـ صلّی اللّه علیه و آله ـ را ذکر می فرماید، چنانچه از مطالعه ‏‏قرآن‏‎ ‎‏کریم و مراجعه به آیات شریفه که به این سیاق است، معلوم شود.‏

‏چنانچه در آیه شریفه سوره ‏‏«هود»‏‏ فرماید: ‏‏«‏مَا مِن دَابَّةٍ الاَّ هُوَ آخِذٌ‎ ‎بِنَاصِیَتِهَا انَّ رَبّی عَلَی صِراطٍ مُستَقِیمٍ‏»‏‎[4]‎‏؛ صراط مستقیم را به ربّ ‏‏محمّد ‏‏ـ‏‎ ‎‏صلّی اللّه علیه و آله ـ نسبت داده، و این علاوه بر تناسب مقام استقامت مطلقه با‏‎ ‎‏ربّ انسان کامل، به واسطه غایت عنایت به مطلوب، این اضافه مذکور شده.‏

‏و نیز در آیه شریفه تحکیم فرماید:‏


کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 265

‏«‏فَلاَ وَ رَبِّکَ لاَ یُومِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ‏»‏‎[5]‎‏... الی آخره و در سوره حجر‏‎ ‎‏فرماید: ‏‏«‏فَوَ رَبِّکَ لَنَسئَلَنَّهُم اجمَعینَ‏»‏‎[6]‎‏، واین موارد، مورد عنایت خاص‏‎ ‎‏است.‏

‏بالجمله نسبت تعلیم را به ربّ انسانِ کامل دادن، بزرگتر عظمت است از‏‎ ‎‏برای حقیقت علم، چنانچه واضح است.‏

‏و از آیاتی که غایت شرف علم و فضیلت آن را مدلّل کند، آیه شریفه ‏‏«‏شَهِدَ‎ ‎الله انَّهُ لاَ الهَ الاَّ هُوَ وَ المَلائِکَةُ وَ اُولُوا العِلمِ‏»‏‎[7]‎‏ است که شهادت اُولوا العلم‏‎ ‎‏را قرین با شهادت خود و ملائکه قرار داده، و اصل قرین بودن گرچه فضیلت‏‎ ‎‏عظیمی است، ولی در کیفیت شهادت نیز شاید قرین باشند، و این از غایت کمال‏‎ ‎‏و عظمت است؛ زیرا که شهادت حق ـ تعالی شانه ـ فقط شهادت قولی نیست،‏‎ ‎‏چنانچه شهادت ملائکه نیز شهادت قولی محض نیست، بلکه این شهادت ذاتی‏‎ ‎‏[‏‏ است‏‏]‏‏ که نفس کمال وجود دلیل بر وحدت است، چنانچه در محل خود مقرر‏‎ ‎‏است.‏‎[8]‎‏ و بنابراین برای اولوا العلم نیز مقام صرافت وجود ثابت شده است، و‏‎ ‎‏این کمالی است که فوقِ آن کمالی نیست.‏

‏و علم تاویل ‏‏قرآن‏‏ را به راسخین در علم اختصاص داده پس از ذات مقدّس‏‎ ‎‏خود، چنانچه فرموده: ‏‏«‏وَ مَا یَعلَمُ تَاوِیلَهُ الاَّ الله وَ الرَّاسِخُونَ فِی العِلمِ‏»‏‎[9]‎‎ ‎‏الی غیر ذلک از خواصی که خداوند برای علم و فضایلی که برای اهل علم مقرر‏‎ ‎

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 266

‏فرموده، چون ایمان‏‎[10]‎‏ و توحید‏‎[11]‎‏ و خشیت‏‎[12]‎‏ و خضوع و خشوع‏‎[13]‎‏ و امثال آن‏‎ ‎‏که در ‏‏قرآن ‏‏شریف مذکور است.‏‎[14]‎

‏و امّا روایات شریفه در این باب از غایت کثرت قابل احاطه نیست، و ما از‏‎ ‎‏ذکر آنها خودداری می کنیم. هر کس می خواهد رجوع کند به کتب اصحاب‏‎[15]‎‎ ‎‏و در ‏‏«منیة المرید»‏‎[16]‎‏ شهید سعید‏‎[17]‎‏ ـ رحمه اللّه ـ شطر کثیری از آن مرقوم‏‎ ‎

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 267

‏است‏‎[18]‎‏. طالبین رجوع به آن صحیفۀ نورانیّه کنند.‏

‎ ‎

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 268

  • )) و همۀ اسماء را خداوند به آدم تعلیم داد. (بقره / 31).
  • )) بخوان بنام پروردگارت که آفرید، آفرید انسان را از لختۀ خونی، بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است، خدایی که بوسیلۀ قلم آموزش داد، به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت. (عَلَق / 5ـ1).
  • )) التفسیر الکبیر، فخر الدّین رازی، ج 2، ص 186ـ189.
  • )) هیچ جُنبنده ای نیست مگر آنکه زمام اختیارش را او گرفته است، هر آینه پروردگار من بر راهی راست می باشد. (هود / 56).
  • )) نه سوگند به پروردگارت که ایمان نیاورند، مگر آنکه تو را داور قرار دهند در نزاعی که میان آنهاست ... (نساء / 65).
  • )) به پروردگارت سوگند که همه را بازخواست کنیم. (حِجر / 92).
  • )) خداوند حکم کرد، و فرشتگان و صاحبان دانش؛ که هیچ معبودی جز او نیست ... (آل عمران / 18).
  • )) نگاه کنید به: تفسیر القرآن الکریم، محیی الدین بن عربی، (این تفسیر در اصل همان تاویلات مولی عبدالرزّاق کاشانی است)، ج 1، ص 173؛ تفسیر الصافی، فیض کاشانی(ره)، ج 1، ص 299.
  • )) تاویل قرآن را جز خدا، و آنانکه در دانش قدم استوار دارند، نمی دانند. (آل عمران / 7).
  • )) در قرآن آمده است که: «وَ الرَّاسِخُونَ فِی العِلمِ یَقُولُونَ آمَنَّا».و کسانی که قدم استوار در علم دارند، می گویند به خدا ایمان آوردیم. (آل عمران / 7).
  • )) مانند آیۀ هفتم، سوره آل عمران که در متن بدان اشاره شد.
  • )) مانند این آیۀ شریفه: «انَّمَا یَخشَی الله مِن عِبَادِهِ العُلَمَاءُ».فقط بندگانِ عالم و دانشمندِ خدا، از او خشیت دارند. (فاطر / 28).
  • )) چنانکه در قرآن کریم، زیادتی خشوع را از علامتهای اهل علم دانسته است، درآن هنگام که قرآن بر ایشان تلاوت شود: «انَّ الَّذِینَ اُوتُواالعِلمَ مِن قَبلِهِ ... یَبکُونَ وَیَزِیدُهُم خُشُوعَاً». آنانکه ازپیش علم آموختند، چون قرآن برآنها تلاوت شود ... می گریند، وبر خشوع ایشان افزوده می شود. (اسراء / 109ـ107).
  • )) مانند بکاء و حُزن در آیۀ 107 سورۀ اسراء و صاحبان درجات بودن در آیۀ 11 سورۀ مجادله.
  • )) اُصول کافی، ج 1، ص 23، کتاب فضل العلم؛ بحار الانوار، ج 2، ص 25ـ1، باب 8.
  • )) مُنیَةُ المُرید فی آداب المُفید و المُستفید، کتاب ارزشمندی است از تالیفات مرحوم شهید ثانی(ره) در بیان ارزش علم، آداب تعلیم و تربیت، وظائف استاد و شاگرد و مُفتی و مُستَفتی، آداب بحث و مناظره و مسائل فراوان با ارزش دیگری که مورد نیاز هر استاد و شاگردی می باشد. این کتاب مفید از همان زمان تالیف، مورد توجّه علماء و طلاّب بوده، و برای استفاده علمی و عملی به آن مراجعه می شده است. این اثر گرانبها بارها بطبع رسیده، و به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.
  • )) شیخ زین الدّین علی بن احمد عامِلی شامی، معروف به شهید ثانی، یکی از نام آورترین فقهاء و زهّاد روزگار بوده و به وفور تحقیقات مشهور. وی در سال 911 هجری تولّد یافته و در سال 965 یا 966 هجری قمری به جرم تشیّع به دستور رستم پاشا وزیر اعظم دولت عثمانی دستگیر، و در اسلامبول به درجۀ رفیعۀ شهادت رسید. شهید ثانی را تالیفات فراوانی است، و در حدود 83 اثر علمی به او نسبت داده شده که از آن میان کتاب الروضة البهیّة فی شرح اللّمعة الدّمشقیّة ـ که یک دوره کامل فقه امامیّه است ـ و مسالک الافهام فی شرح شرائع الاسلام، و منیة المرید فی آداب المفید و المستفید شهرتی به سزا دارند. (ریحانة الادب، ج 3، ص 288ـ280).
  • )) منیة المرید، فصلهای 7ـ1، ص 1237ـ93.