همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)
تهذیب و تزکیه نفس در اندیشه های اخلاقی امام خمینی رحمة الله
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: مقاله

پدیدآورنده : رحیمی، محمد عیسی

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1389

زبان اثر : فارسی

تهذیب و تزکیه نفس در اندیشه های اخلاقی امام خمینی رحمة الله

 

 

 

تهذیب و تزکیه نفس 

 

در اندیشه‌های اخلاقی امام خمینی(رحمة الله)

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‎ ‎

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

محمد عیسی رحیمی

‏ ‏

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 1

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 2

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

چکیده

‏تزکیه و تهذیب نفس در اسلام، سرآمد و بنیان همۀ مفاهیم اخلاقی دیگر است؛ زیرا ‏‎ ‎‏رشد، تکامل، سعادت و خوش‌بختی انسان‌ها در دنیا و آخرت را در پی‌ دارد. ‏

‏فلسفۀ فرستادن انبیا و ائمۀ معصومین(علیهم السلام) تعلیم دادن راه و روش تزکیه و تهذیب نفس ‏‎ ‎‏به بشریت بوده و به همین جهت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش شب ‏‎ ‎‏و روز می‌کوشید تا انسان‌ها را از راه تعلیم و تزکیۀ نفس به کمال و سعادت برساند و ‏‎ ‎‏بعد از پیامبر، ائمۀ معصومین(علیهم السلام) تلاش و کوشش می‌کردند تا جامعۀ بشریت را از ‏‎ ‎‏گرفتاری‌های نفسانی برهانند و به حقیقت، پویایی و کمال برسانند و این سنتی است که ‏‎ ‎‏علمای مهذب و جلیل‌القدر، مسئولیت آن را پس از ائمه(علیهم السلام) به عهده گرفته‌اند.‏

‏ امام خمینی‏‏(رحمة الله)‏‏ علاوه بر تهذیب نفس خویش، در برابر جامعه نیز احساس مسئولیت ‏‎ ‎‏می‌کرد؛ این نوشته به مسألۀ اساسی و مهم تهذیب نفس، از دیدگاه امام‏‏(رحمة الله)‏‏ پرداخته و ‏‏با ‏‎ ‎‏ارائۀ تعریفی از «روح»، «قلب»، «نفس»، «تزکیه» و «تهذیب» می‌کوشد جایگاه تزکیه و ‏‎ ‎‏تهذیب را در آیات، روایات و ضرورت آن را همراه با مراحل، موانع و روش‌های تزکیه ‏‎ ‎‏و تهذیب از منظر امام(رحمة الله) بررسی کند.‏

‏واژه‌های کلیدی: روح، قلب، نفس،‌ تزکیه‌ و تهذیب.‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 3

بخش اول: تعاریف و کلیات

«روح» در لغت

‏«رُوح» و «رَوح»، در اصل یک چیز و «روح» به فتح، مصدر و به ضم اسم ‏‎ ‎‏مصدر است، مانند غُسل و غَسل. روح یک جریان معنوی است، اما ریح و ‏‎ ‎‏روح یک جریان مادی و «رُوح» چیزی است که به‌ وسیلۀ آن حیات، تحرک، ‏‎ ‎‏جلب منافع و دفع مضرات به دست می‌آید.‏‎[1]‎‏ ‏

‏در ‏‏مجمع البحرین‏‏ آمده است: ‏

‏الروح بفتح أوله: الراحة والاستراحة والحیاة الدائمة، وبضمه الرحمة لأنّها کالروح ‏‎ ‎‏للمرحوم وقد قرئ بالوجهین.‏‎[2]‎

‏علامه طباطبایی روح را چنین تعریف کرده است: ‏

‏«روح» در لغت به معنای مبدأ حیات است که جاندار به وسیلۀ آن قادر بر ‏‎ ‎‏احساس و حرکت ارادی می‌شود و به لفظ «روح» هم ضمیر مذکر بر ‏‎ ‎‏می‌گردد و هم مؤنث .‏‎[3]‎

‏تفسیر نمونه‏‏ از زبان اهل لغت، آن را چنین تعریف نموده است: ‏

‏«روح» از نظر لغت در اصل به معنی «نفس» و «دویدن» است و بعضی تصریح ‏‎ ‎‏کرده‌اند که روح و ریح (باد) هر دو از یک معنا مشتق شده و اگر روح انسان ‏‎ ‎‏که گوهر مستقل مجردی است، به این نام نامیده شده، به خاطر آن است که از ‏‎ ‎‏نظر تحرک و حیات‌آفرینی و ناپیدا بودن همچون نفس و باد است.‏‎[4]‎‏ ‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 4

روح و ماهیت آن

‏روح در قرآن به این معانی به کار رفته است: روح قدسی برای تقویت پیامبران: ‏‎ ‎وَأیَّدنَاهُ بِرُوحِ القُدُسِ‎[5]‎‏ نیروی معنوی الهی برای تقویت مؤمنان: ‏وَأیَّدَهُم بِرُوحٍ مِنهُ‎[6]‎‏ ‏‎ ‎‏فرشتۀ مخصوص وحی: ‏نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِینُ‎[7]‎‏ و به معنای روح انسان: ‏وَنَفَخَ فِیهِ مِن ‎ ‎رُوحِهِ‎[8]‎‏ و هنگامی که کفار از پیامبر دربارۀ حقیقت روح سؤال می‌کنند، خداوند به ‏‎ ‎‏پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «در جواب کفار بگو «روح» از عالم امر است؛‏‎[9]‎‏ یعنی ‏‎ ‎‏خلقتی اسرارآمیز دارد. این سخن را حدیثی که از امام محمد باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) ‏‎ ‎‏در ‏‏تفسیر عیاشی‏‏ نقل شده، تأیید می‌کند: ‏

‏«‏‏فإنّما الروح خلق من ‌خلقه بصر وقوۀ وتأیید یجعله فی قلوب المؤمنین ‏‎ ‎‏والرسل‏‏»؛‏‎[10]‎‏ روح از مخلوقات خداوند است، بینایی و قدرت و قوت دارد، ‏‎ ‎‏خداوند آن را در دل‌های پیامبران و مؤمنان قرار می‌دهد.‏

‏در بعضی از احادیث، روح، مخلوقی برتر از جبرئیل و میکائیل معرفی شده که ‏‎ ‎‏همواره با پیامبران و امامان بوده است.‏‎[11]‎

‏بلکه «روح» حقیقتی است که در درون انسان وجود دارد و باعث امتیاز آن از سایر ‏‎ ‎‏موجودات بی‌روح و روان می‌شود. روح است که انسان را به عنوان برترین موجودات ‏‎ ‎‏روی زمین حساب کرده، و تمام قدرت و فعالیت او را جهت می‌دهد، و زمین و آسمان ‏‎ ‎‏را جولانگاه خود قرار می‌دهد، و اسرار علوم را شکافته و به اعماق موجودات راه ‏‎ ‎‏می‌پیماید، بلکه حقیقت روح و روان را نه مادی‌ها منکرند و نه غیر آن‌ها. آن دو از ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 5

‏همدیگر در هیچ ‌برهه‌ای از زمان جدا نیستند، بلکه مراحل مختلف یک واقعیتند. آن‌جا ‏‎ ‎‏که سخن از ارتباط روح با جسم است و تأثیر متقابل این دو در یکدیگر بیان می‌شود، ‏‎ ‎‏نام «روان» بر آن می‌گذاریم و آن‌جا که پدیده‌های روحی جدا از جسم مورد بحث قرار ‏‎ ‎‏می‌گیرند، نام «روح» را به کار می‌بریم که دانشمندان الهی و فلاسفۀ روحیون معتقدند ‏‎ ‎‏که غیر از موادی که جسم انسان را تشکیل می‌دهد، حقیقت و گوهر دیگری در او نهفته ‏‎ ‎‏است که از جنس ماده نیست و آن جوهر مجردی است که بدن آدمی را تحت تأثیر ‏‎ ‎‏مستقیم قرار می‌دهد، برخلاف فلاسفۀ مادی که می‌گویند: ‏

‏ما وجودی مستقل از ماده به نام روح نداریم. هر چه هست همین مادۀ ‏‎ ‎‏جسمانی و یا آثار فیزیکی و شیمیایی آن است و معتقدند پدیده‌های روحی و ‏‎ ‎‏یا روح را همان سلسله اعصاب و مغز ما تشکیل می‌دهند و چیزی جز خواص ‏‎ ‎‏فیزیکی و فعل و انفعالات شیمیایی سلول‌های مغزی و عصبی نمی‌باشد.‏‎[12]‎

‏آنچه می‌توان به عنوان نتیجه بیان داشت، آن است که روح، حقیقت مجرد ماسوای ‏‎ ‎‏ماده است که گاهی به ماده تعلق می‌گیرد و گاهی از آن فاصله می‌گیرد.‏

قلب

‏کلمۀ «قلب» از نظر لغت‌‌شناسان با تقلب، قلب و انقلاب که به معنای تغییر و تحویل و ‏‎ ‎‏زیرورو شدن است، هم‌خانواده بوده و وجه مشترک معنای لغوی و اصطلاح اخلاقی آن نیز ‏‎ ‎‏همین است؛ زیرا «قلب» به معنای اندامی است که دائماً در آن خون در حال زیر و زبر شدن ‏‎ ‎‏است و قلب به معنای اخلاقی و قرآنی هم دارای حالات متغیر و دگرگون شونده است. پس ‏‎ ‎‏این واژه در این دو مورد به مناسبت همان نکتۀ انقلاب و تقلب و تحول به کار رفته است.‏‎[13]‎‏ ‏

‏القلب، هو التحوّل المطلق فی مادّی أو معنوی، زمانی أو مکانی أو فی حالة أو ‏‎ ‎‏فی صفة أو فی موضوع.‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 6

‏  صحاح اللغة‏‏ از «قلب» و «فؤاد» به عقل تعبیر کرده است و بیان داشته که قلب ‏‎ ‎‏همان عقل است،‏‎[14]‎‏ اما کلمۀ «قلب» در فیزیولوژی و نیز در عرف عام معنای روشنی ‏‎ ‎‏دارد. قلب یکی از اندام‌های بدن انسان و عضوی است که معمولاً در طرف چپ سینه ‏‎ ‎‏قرار دارد و در فارسی به «دل» تعبیر می‌شود و به‌‌وسیلۀ آن، خون به تمام اعضای بدن ‏‎ ‎‏جریان و سریان پیدا می‌کند که به طور همیشه در حال دگر‌گونی است و به همین ‏‎ ‎‏جهت، قلب نامیده شده است.‏‎[15]‎

‏علامه طباطبائی در تفسیر ‏‏المیزان‏‏ می‌گوید: ‏

‏«قلب» همان جان و روان آدمی است؛ زیرا کسب تعقل، تفکر، دوستی، ‏‎ ‎‏دشمنی، بیم و اندوه همه به نحوی به قلب نسبت داده می‌شود که حیات و ‏‎ ‎‏زندگی انسان در نخستین مرحله‌اش به قلب تعلق می‌گیرد و در آخرین ‏‎ ‎‏مراحل هم از آن جدا می‌شود؛ یعنی آخرین عضوی که می‌میرد و یا زندگی ‏‎ ‎‏و حیات از آن جدا می‌شود، «قلب» است.‏ ‎[16]‎‏ ‏

‏مؤید این نظریه تجاربی است که در مورد پرندگان به عمل آمده است، به این ‏‎ ‎‏صورت که مغزشان را برداشته‌اند، ولی نمرده و تنها شعور خود را از دست داده‌اند؛ ‏‎ ‎‏بنابراین، به کاربردن واژۀ قلب در روح و صفات روحی به این مناسبت است که «قلب» ‏‎ ‎‏به معنای اندامی از بدن، تجلیگاه روح و نخستین عضوی است که روح به آن تعلق ‏‎ ‎‏می‌گیرد. پس به نظر علامه، «قلب» که در قرآن به کار رفته، همان روح و روان است که ‏‎ ‎‏می‌تواند همه چیز را درک کند و بفهمد. مطابق نظر آیت الله مصباح یزدی، بین «قلب» ‏‎ ‎‏مادی با «قلب» مورد نظر قرآن و علمای اخلاق، کاملاً تفاوت وجود دارد. ایشان ‏‎ ‎‏می‌گویند: ‏

‏«قلب» در هیچ کجای قرآن به معنای جسمانی آن به کار نرفته است؛ زیرا ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 7

‏قلب که درک کردن ، اندیشیدن، ترس و اضطراب ، حسرت و غیظ، قساوت ‏‎ ‎‏و غلظت، غفلت و گناه، کذب و نفاق، ذکر و توجه، انابه و ایمان، تقوا، ‏‎ ‎‏اطمینان و آرامش، خشوع و رحمت و رأفت، لینت و انس و الفت، کارهای ‏‎ ‎‏متعدد و مختلف را که درک کرده، می‌شود به آن نسبت داد، نمی‌شود از ‏‎ ‎‏چیزهای مادی باشد، بلکه منظور قرآن و علمای اخلاق از «قلب» همان روح ‏‎ ‎‏و نفس انسانی است که می‌تواند منشأ همۀ صفات عالی و ویژگی‌های انسانی ‏‎ ‎‏باشد. اگرچه نمی‌توان گفت قلب منشأ حیات است، بلکه آنچه منشأ حیات ‏‎ ‎‏است، روح است که باعث حیات برای انسان‌ها می‌گردد.‏‎[17]‎‏ ‏

‏پس به نظر ایشان دو نوع قلب داریم: ‏

‏1. قلب مادی که مراد همان عضو بدن است و در طرف چپ سینۀ انسان‌ها قرار ‏‎ ‎‏دارد.‏

‏2. قلب روحانی که همان روح مجرد است که به قلب بدنی تعلق گرفته و به‌‌وسیلۀ ‏‎ ‎‏آن حرکت و حیات در انسان‌ها ایجاد می‌گردد و این همان نفس ناطقه، مدرکه و مریده ‏‎ ‎‏است و منظور از قلب در قرآن و سخنان علمای اخلاق، معنای دوم است.‏

نفس

‏نفس، مفرد است و جمع آن، نفوس و انفس می‌باشد که به معنای روح، چشم، ‏‎ ‎‏چشم‌زخم، جسد، بدن، تن، «هو عظیم النفس؛ او تنومند و بزرگ اندام است»، شخص ‏‎ ‎‏انسان، عظمت، همت، عزت و ارجمندی، غیرت و حمیت، ننگ و عار، اراده، رأی و ‏‎ ‎‏اندیشه، عیب و عقوبت است. در صورتی که مقصود از کلمۀ نفس روح باشد، مؤنث ‏‎ ‎‏است، مانند: «خرجت نفسه» و اگر مقصود از آن شخص باشد، مذکر است، مانند: ‏‎ ‎‏«عندی خمسة عشر نفساً».‏‎[18]‎


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 8

‏پس نفس، در لغت به معنای « شخص» یا «من» یا «خود»، «جان»، «خون»، «تن»، ‏‎ ‎‏«جسد»، « شخص انسان» و حقیقت هرچیز است.‏

‏تفسیر ‏‏المیزان‏‏ از زبان اهل لغت، «نفس» را چنین تعریف کرده است: ‏

‏کلمة «نفس» در اصل به معنای همان چیزی است که به آن اضافه می‌شود. ‏‎ ‎‏پس «نفس الانسان» به معنای خود انسان و «نفس الشیء» به معنای خود ‏‎ ‎‏شیء است و اگر این کلمه به چیزی اضافه نشود، هیچ معنایی ندارد و نیز با ‏‎ ‎‏این بیان هرکجا استعمال بشود، منظور از آن تأکید لفظی یا معنوی خواهد ‏‎ ‎‏بود، مانند «جائنی زید نفسه؛ زید خودش نزد من آمد» و در همۀ موارد ـ ‏‎ ‎‏حتی در مورد خداوند ـ به همین منظور استعمال می‌شود که فرمود: ‏کَتَبَ ‎ ‎عَلَی نَفسِهِ الرَّحمَةَ‎[19]‎‏ و نیز فرمود: ‏وَیُحَذّرُکُمُ اللهُ نَفسَهُ‏؛‏‎[20]‎‏ خدا شما را از ‏‎ ‎‏خودش بیم می‌دهد.‏

‏لیکن بعد از معنای اصلی، استعمال آن در انسان که موجودی مرکب از روح و بدن ‏‎ ‎‏است، شایع گشته و معنای جداگانه‌ای شده که بدون اضافه هم استعمال می‌شود، مانند: ‏‎ ‎هُوَ الّذِی خَلَقَکُم مِن نَفسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنهَا زَوجَهَا‏؛‏‎[21]‎‏ خدا آن کسی است که شما را ‏‎ ‎‏از یک نفس (یک شخص) خلق کرده و همسر او را هم از او قرار داد.‏

‏و آن‌گاه همین کلمه را در روح انسانی استعمال کردند؛ چون آنچه مایۀ ‏‎ ‎‏تشخّص انسان است، علم و حیات و قدرت است که آن هم قائم به روح ‏‎ ‎‏آدمی است. معنای دوم «شخص»، «نفس» و معنای سوم «روح» در مورد ‏‎ ‎‏نباتات و حیوانات به کار نرفته، مگر از نظر اصطلاح علمی. مثلاً به یک گیاه ‏‎ ‎‏یا یک حیوان، نفس گفته نمی‌شود و نیز به مبدأ مدبّر جسم که جان اوست ‏‎ ‎‏نیز، نفس گفته نمی‌شود و همچنین نفس به معنای دوم و سوم بر جن و ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 9

‏ملک که دارای حیات هستند، اطلاق نمی‌گردد.‏‎[22]‎

‏علامه نتیجه گرفته‌اند که مراد از نفس، همان انسان و شخصیت انسان است. پس ‏‎ ‎‏آنچه می‌توان برای حقیقت نفس بیان داشت، آن است که نفس، بدن مادی و یا هوای ‏‎ ‎‏مخصوص و نفس کشیدن نیست و این چیزی است که عوام از نفس فهمیده‌اند و حکم ‏‎ ‎‏کرده‌اند که انسان عبارت از مجموع روح و بدن است یا این‌که گمان کرده‌اند زنده بودن ‏‎ ‎‏بدن و حس و حرکت داشتن آن از ناحیۀ خونی است که در شرایین و رگ‌های آن ‏‎ ‎‏جاری است و حکم کرده‌اند به این‌‌که « نفس»، « من»، «خودم» همان خون است و خون ‏‎ ‎‏را «نفس» نامیده‌اند، در حالی که این حقیقت نفس نیست، بلکه حق مطلب بنابرآنچه ‏‎ ‎‏برهان و تجربه، ما را به آن هدایت می‌کند، این است که حقیقت نفس همان قوۀ دارای ‏‎ ‎‏تعقل است و از آن به «من» تعبیر می‌شود و آن امری است که در جوهرۀ ذاتش مغایر با ‏‎ ‎‏امور مادی است.‏

‏در قرآن هم معنای لغوی آن منظور شده است و خداوند در آن دو گرایش قرار داده ‏‎ ‎‏است، آن‌ هم نه به صورتی‌ که در نفس ما جای داشته باشد، بلکه مصادیقی است که ‏‎ ‎‏عناوین خیر و شر بر آن‌ها صدق می‌کند و در نفس ما ریشه و پایه دارند؛ یعنی گرایش ‏‎ ‎‏فطری ما به سوی اموری است که عنوان خیر بر آن‌ها منطبق می‌شود و گرایش‌های ‏‎ ‎‏دیگری به سوی امور دیگر که عنوان شر بر آن‌ها تطبیق می‌کند.‏

‏پس گرایش‌های انسان به لحاظ مصادیق اخلاقی و خارجی نیز تنوع می‌یابد و نفس ‏‎ ‎‏انسان نیز بر اساس تنوع این گرایش‌ها متنوع می‌شود.‏‎[23]‎

‏پس «قلب»، «روح» و «نفس» از نظر لغت‌شناسان و به‌ لحاظ عارض شدن حالت‌های ‏‎ ‎‏مختلف با یکدیگر فرق دارد؛ زیرا اگر به لحاظ «من» یا «خودم» باشد، می‌شود «نفس» و ‏‎ ‎‏اگر به لحاظ جریان‌های معنوی و روحانی باشد، می‌شود «روح» و اگر به لحاظ تحرک ‏‎ ‎‏و حیات‌آفرینی باشد، می‌شود «قلب»، اما از نظر قرآن، علما و دانشمندان علم اخلاق به ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 10

‏یک معنا می‌آید؛ چنان‌‌که در کتاب ‏‏معراج‌السعاده‏‏ آمده است: «نفس» همان روح ، دل، ‏‎ ‎‏جان و عقل است و آن جوهری است مجرد از عالم ملکوت و گوهری است بس عزیز ‏‎ ‎‏از جنس فرشتگان و دُرّی است بس گرانمایه از سنخ مجردات و هرگاه حدیث نفس یا ‏‎ ‎‏روح یا دل یا عقل مذکور شد، همین چیز مراد و منظور خواهد بود و حقیقت انسان و ‏‎ ‎‏آدمی همین است و بدن آدمی امری است فانی و بی‌بقا که بعد از مرگ از هم فرو ‏‎ ‎‏می‌پاشد و اجزای آن از یکدیگر متفرق می‌گردد و خراب می‌شود تا باز وقتی که به امر ‏‎ ‎‏پروردگار تعالی اجزای آن گرد آید و به جهت ثواب، حساب و عقاب زنده شود.‏

‏اما نفس امری است باقی که اصلاً و مطلقاً از برای آن فنایی نیست و بعد از مفارقت ‏‎ ‎‏آن از بدن و خرابی تن از برای آن خرابی و فنایی نیست و نخواهد بود؛ چنان‌‌که ‏‎ ‎‏خداوند می‌فرماید: ‏ارجِعِی إِلَی رَبِّکِ‏؛‏‎[24]‎‏ ‌ای نفس رجوع و بازگشت کن به نزد ‏‎ ‎‏پروردگار خود؛ همچنان‌ که در آغاز از نزد خداوند آمدی.‏‎[25]‎

تزکیه و تهذیب

‏کلمۀ «تزکیه» مصدر باب تفعیل است و در اصل به معنی نمو و رشد دادن است، و ‏‎ ‎‏زکات نیز در اصل به معنای نمو و رشد است، لذا در روایتی از حضرت علی(علیه السلام) ‏‎ ‎‏می‌خوانیم: ‏

‏«‏المال تنقصه النفقه والعلم یزکو علی الإنفاق‏»‏‏؛‏‎[26]‎‏ مال با انفاق نقصان می‌یابد، ‏‎ ‎‏ولی علم با انفاق رشد می‌کند. ‏

‏پس اگر این واژه به معنای تطهیر و پاک کردن نیز آمده باشد، شاید به این مناسبت ‏‎ ‎‏است که پاکسازی از آلودگی‌ها سبب رشد و نمو می‌گردد.‏‎[27]‎‏ ‏

‏کلمۀ «تزکیه» در اصطلاح به معنای پاکیزه کردن و بی‌آلایش کردن روح، قلب ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 11

‏و نفس از صفات رذیله می‌آید که انسان تلاش نماید روح، نفس و قلب ‏‎ ‎‏خویش را پاک، منزه و مطهر نماید.‏‎[28]‎‏ ‏

‏کلمۀ «تهذیب» در لغت مصدر ثلاثی مزید از باب تفعیل است، که ثلاثی مجرد آن ‏‎ ‎‏«هَذَبَ» به معنای قطع کردن درخت، بهبود یافتن از مریضی و اصلاح کردن از معایب ‏‎ ‎‏می‌آید، چنان‌که در ‏‏المنجد‏‏ می‌گوید: هذب هذباً الشجر وغیره: قطعه ونقّاه وأصلحه. ‏‎ ‎‏والنخلةَ: نزع عنها اللیف‏؛ ‏هذّب الشجر وغیره: بمعنی هَذَبه وشُدّد للکثرة... والرَّجُلَ: طهّر ‏‎ ‎‏أخلاقه ممّا یعیبها. تهذّب: مطاوع هذّب. والرجلُ: کانُ مهذّباً.‏‎[29]‎

‏«تهذیب» در اصطلاح، پاکیزه کردن، خالص کردن، اصلاح کردن شعر یا نثر از عیب ‏‎ ‎‏و نقص و پاکیزه کردن اخلاق می‌آید.‏‎[30]‎‏ تزکیه و تهذیب از نظر معنای اصطلاحی به یک ‏‎ ‎‏معنا است که در واقع عبارت است از پاک کردن نفس از آلودگی‌های اخلاقی برای گام ‏‎ ‎‏برداشتن در جهت فضایل که در نهایت موجب کمال و سعادت واقعی انسان در دنیا و ‏‎ ‎‏آخرت می‌شود و فرایندی درونی است که از طریق آن فرد تلاش می‌کند ابتدا نفس ‏‎ ‎‏خود را از آلودگی‌ها پاک کرده و به تدریج عنان نفس خود را در دست بگیرد.‏

بخش دوم: جایگاه تزکیه و تهذیب

اهمیت و جایگاه تزکیة نفس در آیات

‏از دیدگاه آیات، عامل فلاح، پیروزی، رستگاری و نجات، «تزکیه» و «تهذیب» نفس ‏‎ ‎‏است؛ زیرا انسان باید در مرحلة اول، نفس خویش را مهذب کرده و آن را از عقاید و ‏‎ ‎‏صفات‌ رذیله پاک نماید، تا بتواند بر قله‌های رفیع کمالات و درجات عالیة انسانی نایل ‏‎ ‎‏آید، بلکه تزکیه و تهذیب نفس از نظر آیات وظیفة بزرگ الهی است، چنان‌که خداوند ‏‎ ‎‏در سورة اعلی بعد از یازده مرتبه قسم خوردن، فرموده است: فلاح و رستگاری در ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 12

‏تزکیه و تهذیب نفس است و محرومیت و شکست و بدبختی در ترک تزکیه و تهذیب ‏‎ ‎‏نفس: ‏

قَد أفلَحَ مَن تَزَکَّی‏؛‏‎[31]‎‏ مسلماً رستگار می‌شود، کسی که خود را تزکیه کند.‏

‏کمال نفس آدمی در آن است که به حسب فطرت، تشخیص‌دهندة فجور از تقوا ‏‎ ‎‏باشد و اگر چنین ملکه‌ای برای شخص حاصل شد و توانست فجور را از غیرفجور جدا ‏‎ ‎‏کرده و به دنبال صفات حمیده حرکت نماید، آن زمان ظرفیت مطلوب و هدف را پیدا ‏‎ ‎‏کرده و رستگار خواهد گردید:‏

قَد أفلَحَ مَن زَکَّاهَا * وَقَد خَابَ مَن دَسَّاهَا‏؛‏‎[32]‎‏ سوگند به این آیات که هرکس ‏‎ ‎‏جان خود را از گناه پاک سازد، رستگار می‌شود و هرکس آلوده‌اش سازد، ‏‎ ‎‏زیان‌کار خواهد گشت.‏

‏اگر انسان توانست نفسش را بشناسد و آن را «تزکیه و «تهذیب» نماید، می‌تواند آن ‏‎ ‎‏را برای رشد فضایل پربرکتی چون شجاعت، سخاوت، ایثار، محبت، عشق، فداکاری و ‏‎ ‎‏صفات حمیده و الهی آماده نماید.‏

‏از نظر آیات، «تزکیه» و «تهذیب نفس» از برجسته‌ترین اهداف رسالت انبیا دانسته ‏‎ ‎‏شده است، چنان‌که خداوند از زبان ابراهیم خلیل(علیه السلام) می‌فرماید: ‏

یَتلُو عَلَیهِم آیَاتِکَ وَیُعَلّمُهُمُ الکِتَابَ وَالحِکمَةَ وَیُزَکِّیهِم‏؛‏‎[33]‎‏ تا آیات تو را بر ‏‎ ‎‏آن‌ها بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و آن‌ها را پاکیزه کند. ‏

‏تزکیه، هدف انبیا است و اهمیت آن به قدری است که هر انسان عاقل مایل است ‏‎ ‎‏بدین‌وسیله سعادت خود را به دست آورد. اگر تزکیه و تهذیب از صفات سباع و ‏‎ ‎‏درندگان و بهایم و خوی‌های شیطانی، مهم نبود، خداوند آن را در موارد متعدد بر تعلیم ‏‎ ‎‏مقدم نمی‌کرد، در قرآن فرموده است:‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 13

یَتلُو عَلَیکُم آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُم وَیُعَلّمُکُمُ الکِتَابَ وَالحِکمَةَ وَیُعَلّمُکُم مَا لَم تَکُونُوا ‎ ‎تَعلَمُونَ‏؛‏‎[34]‎‏ رسول فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را تزکیه کند ‏‎ ‎‏و کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه نمی‌دانستید به شما یاد دهد.‏

‏در جای دیگر می‌فرماید: ‏

لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنِینَ إِذ بَعَثَ فِیهِم رَسُولاً مِن أنفُسِهِم یَتلُوا عَلَیهِم آیَاتِهِ ‎ ‎وَیُزَکِّیهِم وَیُعَلّمُهُمُ الکِتَابَ وَالحِکمَةَ‏؛‏‎[35]‎‏ خداوند بر مؤمنان منت گذارد، هنگامی ‏‎ ‎‏که در میان آن‌ها پیامبرانی از جنس خودشان برانگیخت که آیات او را بر ‏‎ ‎‏آن‌ها بخواند و کتاب و حکمت به آن‌ها بیاموزد. ‏

‏در این آیات، خداوند تزکیة نفوس را برای به دست آوردن ملکات اخلاقی و انسانی ‏‎ ‎‏بر تعلیم مقدم کرده، هرچند از نظر طبیعی، تعلیم، مقدم بر تزکیه است، لکن به خاطر ‏‎ ‎‏اثبات این حقیقت که هدف نهایی، «تربیت» است، آن‌ را در غالب موارد مقدم کرده ‏‎ ‎‏است. ‏

‏هرچند این احتمال نیز می‌رود که اگر نفوس آدمی از پلیدی‌های عقیدتی، خرافی و ‏‎ ‎‏خوهای زشت حیوانی پاک و منزه نگردد، آمادة تعلیم الهی و حکمت حقیقی نخواهد ‏‎ ‎‏شد، همان‌طور که اگر لوحی را از نقوش زشت پاک نکنی، هرگز آمادة پذیرش نقوش ‏‎ ‎‏زیبا نخواهد شد و به همین جهت تزکیه در آیات فوق بر تعلیم کتاب و حکمت معارف ‏‎ ‎‏بلند و عالی اسلامی مقدم شده است.‏

‏پس از نظر آیات، مبارزه و جهاد با نفس از مقام و جایگاه ویژه‌ای‌ برخوردار است، ‏‎ ‎‏به‌طوری که اگر انسان با نفسش مبارزه کند و نهال صفات حمیده را در خود احیا و ‏‎ ‎‏زنده نماید. به فلاح و رستگاری می‌رسد، چنان‌که خداوند می‌فرماید: ‏قَد أفلَحَ مَن ‎ ‎تَزَکَّی‏.‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 14

اهمیت و جایگاه تهذیب نفس در روایات 

‏بعد حیوانی نفس، همواره انسان را به سوی هواهای شیطانی دعوت می‌کند و به ستیز ‏‎ ‎‏با عقل فرا می‌خواند، تا او را منزوی و خاموش سازد؛ زیرا هدفش این است که ‏‎ ‎‏فرشتگان را از کشور نفس بیرون براند و آن را تحت سلطه و استعمار وسوسه‌های کامل ‏‎ ‎‏شیطانی قرار دهد که این خود نیازمند مبارزه، جهاد، تزکیه و تهذیب طولانی و مدام ‏‎ ‎‏است. به همین خاطر در روایات از مبارزه با نفس تحت عنوان جهاد یاد شده است.‏

‏حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: ‏

‏«‏‏إنّ الحازم من شغل نفسه بجهاد نفسه فأصلحها وحبسها عن أهویتها ولذّاتها ‏‎ ‎‏فملکها وإنّ للعاقل بنفسه عن الدنیا وما فیها وأهلها شغلاً»؛‏‎[36]‎‏ عاقل کسی است ‏‎ ‎‏که خودش را به جهاد با نفس مشغول بدارد، پس او را اصلاح کند و از ‏‎ ‎‏هوس‌ها و لذت‌جویی‌ها باز بدارد و بدین وسیله او را مهار کند و در کنترل ‏‎ ‎‏خویش در آورد، همانا انسان عاقل آنچنان به اصلاح نفس خویش مشغول ‏‎ ‎‏است که به دنیا و آنچه در آن است و اهل دنیا، توجه ندارد.‏

‏جهاد با نفس، خودسازی و پرورش نفس، مهم و اساسی و حیاتی است و به همین ‏‎ ‎‏جهت است که ائمة معصومین(علیهم السلام) اخلاق رذیله را تعریف و توصیف نموده‌اند و زشتی ‏‎ ‎‏آن‌ها را بیان کرده‌اند؛ زیرا نفاق، استکبار، حسد، کینه‌توزی، غضب، سخن‌چینی، خیانت، ‏‎ ‎‏خودبینی، بدخواهی، سعایت، تهمت، بدگویی، بدزبانی، تندخویی، ستمکاری، ‏‎ ‎‏بی‌اعتمادی، ترس، بخل، حرص، عیب‌جویی، دروغگویی وحب دنیا برخلاف فطرت ‏‎ ‎‏اولیة انسان است و باید با آن‌ها مبارزه کرد و نفس را محل جنبش و نمو صفات حمیده ‏‎ ‎‏قرار داد و قلب و نفس را برای نزول باران رحمت الهی آماده نمود و زمینة اطاعت و ‏‎ ‎‏رضایت حق را فراهم کرد.‏

‏ حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: ‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 15

‏«‏‏جاهد نفسک علی طاعة الله مجاهدة العدوّ عدوّه وغالبها مغالبة الضدّ ضدّه؛ فإنّ ‏‎ ‎‏أقوی الناس من قوی علی نفسه»؛‏‎[37]‎‏ به وسیلة جهاد با نفس او را به اطاعت خدا ‏‎ ‎‏وادار کن، مانند جهادی که دشمن با دشمن می‌کند و بر او غلبه کن، مانند ‏‎ ‎‏غلبة ضد بر ضد دیگر؛ زیرا قوی‌ترین مردم کسی است که بر نفس خودش ‏‎ ‎‏پیروز گردد.‏

‏تزکیه، تهذیب و رام ‌کردن نفس، در واقع خارج کردن نفس از سلطة شیاطین و ‏‎ ‎‏هواهای نفسانی است که سرانجام آن رسیدن به بهشت جاویدان است. حضرت ‏‎ ‎‏علی(علیه السلام) می‌فرماید: ‏

‏«‏‏ألا وإنّ الجهاد ثمن الجنة فمن جاهد نفسه ملکها وهی أکرم ثواب الله لمن ‏‎ ‎‏عرفها»؛‏‎[38]‎‏ ‏‏آگاه باشید که جهاد با نفس متاعی است که به وسیلة آن بهشت ‏‎ ‎‏خریداری می‌شود، پس هرکسی که خودسازی کند و با نفس خود جهاد کند، ‏‎ ‎‏بر او مسلط خواهد شد و بهشت، بهترین پاداش است برای کسی که قدر آن ‏‎ ‎‏را بشناسد. ‏

‏جهاد با نفس و تزکیه و تهذیب آن، آن‌قدر مهم بوده که پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) آن را از ‏‎ ‎‏جهاد مسلحانه بزرگ‌تر دانسته و از آن به عنوان جهاد اکبر یاد کرده است:‏

‏إنّ رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بعث سریة فلمّا رجعوا قال: «‏مرحباً بقوم قضوا الجهاد ‎ ‎الأصغر وبقی علیهم الجهاد الأکبر‏»، قیل: یا رسول الله وما الجهاد الأکبر؟ فقال: ‏‎ ‎‏«‏جهاد النفس‏»؛‏‎[39]‎‏ رسول خدا‏‏(صلی الله علیه و آله و سلم)‏‏ سپاهی را به جنگ دشمن فرستاد. هنگامی ‏‎ ‎‏که از جنگ برگشتند، به آن‌ها فرمود: آفرین به کسانی که جهاد کوچک را ‏‎ ‎‏انجام دادند، ولی جهاد اکبر هنوز بر آن‌ها واجب است، گفته شد: یا رسول ‏‎ ‎‏الله! جهاد اکبر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس.‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 16

‏خودسازی، رام‌کردن نفس، تزکیه و تهذیب از دیدگاه ائمة معصومین(علیهم السلام) جهاد ‏‎ ‎‏افضل و عظیم و بزرگ به حساب می‌آید.‏

‏از طرف دیگر، تزکیه و تهذیب نفس یک واجب عینی است که در همة ادوار زمان ‏‎ ‎‏و بر همه واجب است؛ زیرا تسلیم محض حق شدن، در واقع یک عمر با خواسته‌ها و ‏‎ ‎‏هوس‌های نفسانی مبارزه کردن است و انسان باید همیشه نفس سرکش خویش را در ‏‎ ‎‏اختیار و سلطة عقل قرار دهد تا بتواند چگونه زیستن در دنیا و آخرت و چگونه بودن ‏‎ ‎‏و حتی چه بودن را به‌ دست آورد.‏

‏خدا در قرآن می‌فرماید: ‏

‏کسانی را که در راه ما جهاد می‌کنند، به راه‌های خودمان هدایت خواهیم کرد ‏‎ ‎‏و خدا با نیکوکاران است.‏‎[40]‎

‏امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:‏

‏رسول گرامی اسلام آن‌قدر تهذیب نفس کرد و نماز خواند که پاهایش ورم ‏‎ ‎‏کرد و در پاسخ اعتراض‌کنندگان فرمود: آیا بنده شاکر خدا نباشیم. پیامبر ‏‎ ‎‏اکرم با این جدیت و کوشش در عبادت به امتش درس می‌داد. پس هیچ‌گاه ‏‎ ‎‏از کوشش و عبادت و ریاضت غفلت مکن، بدان ‌که اگر شیرینی عبادت و ‏‎ ‎‏برکاتش را مشاهده کنی و قلبت را با نورش نورانی گردانی، چنان خواهی ‏‎ ‎‏شد که حتی یک لحظه از آن نمی‌توانی دست برداری، گرچه تو را قطعه ‏‎ ‎‏قطعه نمایند.‏‎[41]‎

جایگاه تهذیب نفس از دیدگاه امام(رحمة الله)

‏امام(رحمة الله) تهذیب و مبارزه با هواهای نفس را «در رأس همة امور» می‌داند و می‌فرماید: ‏

‏آن چیزی که در رأس همة امور است، برای همه ماها اول تهذیب نفس ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 17

‏است و در خلال او تهذیب مردم است. اگر انسان خودش مهذب نباشد، ‏‎ ‎‏نمی‌تواند دیگران را تهذیب کند، حرف اثر ندارد، ... اساس همة مسائلی که ‏‎ ‎‏انحرافی است، این عدم تهذیب است.‏‎[42]‎

‏و به همین جهت می‌فرماید: ‏

‏اگر همه انبیا الآن در این جا جمع بشوند، اختلاف ندارند؛ برای آن‌که آن ‏‎ ‎‏جهات نفسانی را ندارند.‏‎[43]‎

‏علم و تهذیب نفس است که انسان را به مقام انسانیت می‌رساند.‏‎[44]‎‏ ‏

‏همه مکلفیم که تزکیه بشویم تا بتوانیم از نور الهی و نور قرآن استفاده کنیم.‏‎[45]‎‏ ‏

‏از نظر امام(رحمة الله) غفلت از تهذیب نفس، بیماری روحی را در پی دارد، همان‌گونه که ‏‎ ‎‏غفلت از تغذیه، بیماری جسمی را. البته تفاوت آشکاری میان آن دو وجود دارد؛ زیرا ‏‎ ‎‏معمولاً دردها و بیماری‌های جسمی محسوس است، ولی بیماری‌ها و دردهای روحی ‏‎ ‎‏نامحسوس و به همین جهت، خطرناک‌تر است.‏

‏خدا نکند انسان به امراض بی‌درد مبتلا گردد. مرض‌هایی که درد دارد، انسان ‏‎ ‎‏را وادار می‌کند که در مقام علاج برآید. به دکتر و بیمارستان مراجعه کند؛ ‏‎ ‎‏لیکن مرضی که بی‌درد است و احساس نمی‌شود، بسیار خطرناک می‌باشد. ‏‎ ‎‏وقتی انسان خبردار می‌گردد که کار از کار گذشته است. مرض‌های روانی ‏‎ ‎‏اگر درد داشت، باز جای شکر بود؛ بالاخره انسان را به معالجه و درمان وا ‏‎ ‎‏می‌داشت؛ ولی چه ‌توان کرد که این امراض خطرناک درد ندارد... این ‏‎ ‎‏مرض‌ها نه تنها درد ندارد، بلکه ظاهر لذت‌بخشی نیز دارد.‏‎[46]‎‏ ‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 18

‏پس از نظر امام، تهذیب و تزکی‏‏ة‏‏ نفس زیربنای تمام اعمال و کردار نیکو است که ‏‎ ‎‏باید انسان رفتارهای اخلاقی خود را ساخته تا مبانی اعتقادی و اصولی را با توجه به ‏‎ ‎‏رفتار و عمل‌کردهای نیکو و زیبای خود پایه‌گذاری و ایجاد نماید؛ زیرا اعتقادات ‏‎ ‎‏صحیح بسان درختی است که چون ریش‏‏ة‏‏ آن در زمین روح انسان قرار گرفته و ‏‎ ‎‏شاخه‌های فراوان فضایل اخلاقی را به وجود می‌آورد و رفتارهای شایسته میوه‌های ‏‎ ‎‏همیشگی این درخت به شمار می‌آیند. ‏

بخش سوم:‌ مراحل و عوامل تزکیه و تهذیب نفس از دیدگاه امام(رحمة الله)

‏با توجه به روشن شدن ضرورت تهذیب نفس از نظر آیات، روایات و بیانات امام(رحمة الله)، ‏‎ ‎‏می‌خواهیم مراحل تهذیب نفس را از نظر ایشان مورد بررسی قرار دهیم. ایشان در ‏‎ ‎‏کتاب ‏‏شرح چهل حدیث‏‏، به بیان مراتب و مراحل رسیدن به فضایل انسانی می‌پردازند ‏‎ ‎‏که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌گردد.‏

بیداری

‏توجه به ضمیر به منظور ساختن شخصیت انسانی و رسیدن به کمالات و فضایل ‏‎ ‎‏اخلاقی و معنوی، سعادت فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی را در پیش دارد و سرمای‏‏ة‏‏ ‏‎ ‎‏اصلی حرکت انسان به سوی کمال است.‏

‏ امام(رحمة الله) می‌فرماید: ‏

‏بدان که اول منزل از منازل انسانیت، منزل یقظه و بیداری است.‏‎[47]‎

‏ایشان اولین قدم تعلیم و تربیت اصولی و «تهذیب نفس» را بصیرت و آگاهی ‏‎ ‎‏می‌دانند که با آن می‌توان از چنگال ام‌الفساد درونی رها گردید و این چیزی است که ‏‎ ‎‏خداوند در قرآن از آن، به ‌عنوان فلسفة وجودی انسان یاد کرده است که اگر انسان ‏‎ ‎‏معرفت، بیداری و آگاهی پیدا کرد، در واقع فلسفة وجودی و مسئولیت خویش را ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 19

‏در این جهان با عظمت دریافته است.‏‎[48]‎‏ ‏

شناخت عیوب

‏دومین مرحله‌ا‌ی که به انسان در تزکیه و تهذیب نفس کمک می‌کند، شناخت عیوب ‏‎ ‎‏است. از آن رو که بیش‌تر انسان‌ها از شناخت مقبول عیب‌های خویش سر باز می‌زنند و ‏‎ ‎‏عیب‌های خود را توجیه و خود را از آن‌ها مبرّا می‌دانند و راه درک واقعیت‌ها را بر ‏‎ ‎‏روی خود مسدود می‌کنند. چنان‌که امام‏‏(رحمة الله)‏‏ دومین مرحلة تهذیب نفس را شناخت ‏‎ ‎‏عیوب و اصلاح آن دانسته و به آن توجه جدی نشان داده‌ و کار اصلاح و تهذیب ‏‎ ‎‏نفوس را همراه با آشنایی نقص‌ها دانسته‌اند. امام در مجلس شورای اسلامی به این امر ‏‎ ‎‏تصریح می‌کنند که:‏

‏هیچ‌کس و هیچ دستگاهی و هیچ فردی نمی‌تواند ادعا کند که من نقص هیچ ‏‎ ‎‏ندارم. اگر کسی ادعا کرد این را، این بزرگ‌ترین نقصش همین ادعاست. ‏‎ ‎‏کسی نیست که بتواند بگوید که من دیگر بی‌عیب هستم... ما باید همیشه ‏‎ ‎‏توجهمان به آن عیوب خودمان باشد... و انسان که بخواهد برای خدا کار ‏‎ ‎‏بکند و به مقام انسانیت برسد، باید همیشه دنبال این باشد که ببیند چه عیبی ‏‎ ‎‏دارد. دنبال این نباشد که ببیند چه حسنی دارد؛ برای این‌که، دنبال این‌که چه ‏‎ ‎‏عیبی دارد، می‌شود که انسان درصدد رفع او برآید و دنبال این‌که چه حسنی ‏‎ ‎‏دارد، پرده می‌شود در چشم انسان و نمی‌تواند عیوب خودش را ببیند.‏‎[49]‎‏ ‏

سپاس‌گزاری 

‏سومین مرحل‏‏ة‏‏ تزکیه، به یاد‌آوردن نعمت‌های عطا شده به انسان است؛ زیرا اولین چیزی ‏‎ ‎‏که بعد از دست‌یابی به نعمت، برای انسان ایجاد می‌شود، میل به تشکر و سپاس‌گزاری ‏‎ ‎‏است که فطرت اولی‏‏ة‏‏ انسانی این را نسبت به هر منعمی احساس می‌کند. اگر انسان ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 20

‏درک نماید که خداوند چنین نعمت‌هایی را در اختیار او قرار داده است، دنبال هواهای ‏‎ ‎‏نفسانی و شیطانی حرکت نخواهند کرد.‏

‏امام(رحمة الله) می‌فرمایند: ‏

‏از اموری که انسان را معاونت کامل می‌نماید در مجاهدة با نفس و شیطان و ‏‎ ‎‏باید انسان سالک مجاهد، خیلی مواظب آن باشد، «تذکر» است و ما این مقام ‏‎ ‎‏را به ذکر آن ختم می‌کنیم... بدان که از امور فطریه که هر انسان جبلة و فطرة ‏‎ ‎‏بدان حکم می‌کند، احترام منعم است و هر کس در کتاب ذات خود اگر ‏‎ ‎‏تأملی کند، می‌بیند که مسطور است که باید از کسی که به انسان نعمتی داد، ‏‎ ‎‏احترام کند و معلوم است هرچه نعمت بزرگ‌تر باشد و منعم در آن انعام ‏‎ ‎‏بی‌غرض‌تر باشد، احترامش در نظر فطرت لازم‌تر و بیش‌تر است.‏‎[50]‎

بخش چهارم: موانع ‌تزکیه و تهذیب نفس در نگاه امام(رحمة الله)

‏برای مهذب کردن «روح»، «قلب» و «نفس» موانع و مشکلات زیادی وجود دارد؛ زیرا ‏‎ ‎‏انسان موجودی دو بعدی و معجونی از جسمانیت و روحانیت است که باید برای رفع ‏‎ ‎‏نیازمندی‌‌های جسمانی و روحانی‌اش تلاش نماید و از طرف دیگر بین ابعاد وجودی ‏‎ ‎‏انسان عدم هماهنگی وجود دارد که باعث عدم تزکیه و موجب سلب سعادتمندی انسان ‏‎ ‎‏می‌گردد و باعث می‌شود جنود شیطانی و لشکر جهل بر او غالب آید و زمینة شقاوت و ‏‎ ‎‏بدبختی او را فراهم سازد. در این مجال به اهم این عوامل از منظر امام ‏‏(رحمة الله)‏‏ اشاره می‌گردد.‏

پیروی از هوای نفس

‏یکی از موانع تزکیة روح، پیروی از هوای نفس است؛ زیرا متابعت از هوای نفس ‏‎ ‎‏موجب گمراه شدن انسان‌ می‌گردد. خداوند می‌فرماید: ‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 21

وَلا تَتَّبِعِ الهَوَی فَیُضِلّکَ عَن سَبِیلِ اللهِ‏؛‏‎[51]‎‏ پیروی هوای نفس ممکن است که ‏‎ ‎‏گمراه کند تو را از راه خدا.‏

‏و در آیة دیگر می‌فرماید: ‏

وَمَن أضَلُّ مِمَّنِ اتّبَعَ هَوَاهُ بِغَیرِ هُدیً مِن اللهِ‏؛‏‎[52]‎‏ آیا کسی گمراه‌تر از آن‌که پیروی ‏‎ ‎‏هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، پیدا می‌شود. ‏

‏امام(رحمة الله) نیز یکی از عوامل عدم تزکیه و تهذیب، را هوای نفس می‌داند و می‌فرماید: ‏

‏هر قدمی که به تبعیّت هوای نفس برداشته شود، به همان اندازه منع از حق ‏‎ ‎‏کند و حجاب از حقیقت شود و از انوار کمال انسانیت و اسرار وجود آدمیت ‏‎ ‎‏محجوب گردد.‏‎[53]‎‏ ‏

‏‌ای عزیز! بدان که خواهش و تمنای نفس منتهی نشود به جایی و به آخر ‏‎ ‎‏نرسد اشتهای آن؛ اگر انسان یک قدم دنبال آن بردارد مجبور شود پس از آن ‏‎ ‎‏چند قدم بردارد؛ و اگر با یکی از هواهای آن همراهی کند، ناچار شود با ‏‎ ‎‏چندین تمنّای آن همراهی کند؛ اگر یک در به روی خواهش نفس باز کنی، ‏‎ ‎‏لابدّی که درهای بسیاری به روی آن باز کنی، یک وقت به واسطة یک ‏‎ ‎‏متابعت نفس به چندین مفاسد و از آن به هزاران مهالک مبتلا شوی تا آن‌که ‏‎ ‎‏خدای نخواسته در دم آخر جمیع راه حق را بر تو منسد کند.‏‎[54]‎

‏پیروی از هوای نفس، قدرت درک حقایق را از انسان می‌گیرد و باعث می‌گردد که ‏‎ ‎‏خداوند الطاف و کرامات خود را از او باز دارد و او را به خویش مشغول نماید و در ‏‎ ‎‏کارهایش گره ایجاد نماید. حضرت امام(رحمة الله) پس از مذمت پیروی از هوای نفس به ‏‎ ‎‏روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) استناد کرده و در بیان آن می‌فرمایند:‏


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 22

‏پیغمبر صلّی الله علیه وآله وسلم فرمود: خدای عزّوجلّ می‌فرماید: قسم به عزّ ‏‎ ‎‏و جلال و عظمت و کبریا و علو و ارتفاع مکانتم که اختیار نکند بنده‌ای ‏‎ ‎‏هوای خودش را بر هوای من، مگر آن‌که به تفرقه اندازم کارش را و درهم ‏‎ ‎‏نمایم دنیایش را و مشغول فرمایم به دنیا قلبش را.‏‎[55]‎‏ ‏

حب دنیا

‏دومین مانع تزکیة «قلب»، دنیا دوستی‌ و عشق و علاقه به دنیا است، اگرچه دنیا فی‌نفسه ‏‎ ‎‏مذموم نیست و اگر انسان آن را وسیله و ابزار قرار دهد و بتواند به وسیلة آن ‏‎ ‎‏نیازمندی‌های دنیوی و اخروی‌اش را تأمین کند، آن‌زمان دنیا ممدوح نیز هست، اما اگر ‏‎ ‎‏دنیا را هدف قرار داد و از آن جز خوش‌گذرانی و لذت‌جویی از راه حرام چیزی دیگر ‏‎ ‎‏نفهمد، آن زمان است که باعث آزمندی، ذلت و خواری، ترک جوانمردی و حیا، ‏‎ ‎‏فرورفتن در گناهان و سر‌انجام باعث بدبختی انسان در دنیا و آخرت می‌گردد و ‏‎ ‎‏نمی‌گذارد انسان، «روح» و نفسش را مهذب نماید.‏

‏امام (رحمة الله) تمام خطاهای انسان را به دلیل توجه قلب به دنیا و زخارف آن می‌دانند: ‏

‏بدان که نفس در هر حظی که از این عالم می‌برد، در قلب اثری از آن واقع ‏‎ ‎‏می‌شود که آن تأثر از ملک و طبیعت است و سبب تعلق آن است به دنیا. ‏‎ ‎‏والتذاذات هرچه بیش‌تر باشد، قلب از آن بیش‌تر تأثر پیدا می‌کند و تعلّق و ‏‎ ‎‏حبّش بیش‌تر می‌گردد، تا آن‌که تمام وجهة قلب به دنیا و زخارف آن گردد و ‏‎ ‎‏این منشأ مفاسد بسیاری است. تمام خطاهای انسان و گرفتاری به معاصی و ‏‎ ‎‏سیئات برای همین محبت و علاقه است.‏‎[56]‎

انکار مقامات و مدارج غیبیة معنویه

‏انکار مقامات و تکیه بر امور مادی باعث می‌شود که غالب اندوخته‌های‌ انسان به ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 23

‏ادراکات حس منحصر شود. در قرآن کریم زمانی که سخن از کفار و منافقین به میان ‏‎ ‎‏می‌آید، خداوند می‌فرماید: سخن از خدا، قیامت، وحی و حقایق برای چنین گروهی ‏‎ ‎‏هیچ‌گونه تأثیر ندارند، بلکه آن‌ها فکر خود را از درک حقایق نامحسوس باز می‌دارند؛ و ‏‎ ‎‏فهم این حقایق در صورتی برای انسان‌ها مقدور می‌گردد که با نفس خود مبارزه و ‏‎ ‎‏جهاد نمایند و بتوانند نیروی عقلایی را بر نیروی شهوانی غلبه دهند.‏

‏از نظر امام(رحمة الله) از دیگر موانع تهذیب نفس، «حس‌گرایی» است که انسان را از تدبّر، ‏‎ ‎‏تفکر و تأمّل در شناخت حقیقت باز می‌دارد و سبب توقف و خمودی می‌شود و او را ‏‎ ‎‏از سیر در تعالی خویش محروم می‌سازد.‏

‏بدترین خارهای طریق کمال و وصول به مقامات معنویه، که از شاهکارهای ‏‎ ‎‏بزرگ شیطان قطّاع‌الطریق است، انکار مقامات و مدارج غیبیة معنویه است، ‏‎ ‎‏که این انکار و جحود سرمایة تمام ضلالات و جهالات است و سبب وقوف ‏‎ ‎‏و خمود است، و روح شوق را که بُراق وصول به کمالات است می‌میراند و ‏‎ ‎‏آتش عشق را که رفرف معراج روحانی کمالی است، خاموش می‌کند؛ پس ‏‎ ‎‏انسان را از طلب باز می‌دارد.‏‎[57]‎

رجاء و سعة وقت

‏یکی از موانع عدم تحرک برای خودسازی و جهاد با نفس «رجاء و سعة وقت» است. ‏‎ ‎‏این مسأله و ایده باعث می‌شود انسان دنبال عمل و کردار حرکت نکند و با خودش ‏‎ ‎‏زمزمه نماید که وقت دارم و اگر کاری امروز صورت نگرفت، فردای آن ‌روز، آن ‌را ‏‎ ‎‏انجام می‌دهم، اما توجه ندارد که در آیات و روایات توصیه‌های فراوانی برای «یاد ‏‎ ‎‏مرگ» و «حیات زودگذر» شده است. ‏

‏این تذکر بسیار کارآمد است و به عنوان یک تدبیر راهبردی، در تربیت اخلاقی، و ‏‎ ‎‏تهذیب «روح»، «قلب» و «نفس» مورد استفاده قرار گرفته و می‌گیرد. مرگ و یاد مرگ ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 24

‏انسان را در جهت خودسازی و از بین بردن هواهای نفسانی و جنود شیطانی کمک ‏‎ ‎‏می‌کند و باعث می‌شود که انسان دنبال لذت‌های دنیوی به صورت غیرمشروع حرکت ‏‎ ‎‏نکند.‏

‏امام(رحمة الله) نیز می‌فرمایند: ‏

‏باید دانست که از موانع بزرگ این تیقظ و بیداری‏‏،‏‏ که اسباب نسیان مقصد و ‏‎ ‎‏نسیان لزوم سیر شود و اراده و عزم را در انسان می‌میراند‏‏،‏‏ آن است که انسان ‏‎ ‎‏گمان کند وقت برای سیر، وسیع است؛ اگر امروز حرکت به طرف مقصد ‏‎ ‎‏نکند‏‏،‏‏ فردا می‌کند؛ و اگر در این ماه سفر نکند، ماه دیگر سفر می‌کند. و این ‏‎ ‎‏حال طول امل و درازی رجا و ظن بقا و امید حیات و رجاء سعة وقت، ‏‎ ‎‏انسان را از اصل مقصد‏‏،‏‏ که آخرت است و لزوم سیر به سوی او و لزوم اخذ ‏‎ ‎‏رفیق و زاد طریق باز می‌دارد؛ و انسان به کلی آخرت را فراموش می‌کند و ‏‎ ‎‏مقصد از یاد انسان می‌رود.‏‎[58]‎

بخش پنجم: روش‌های تهذیب نفس از منظر امام(رحمة الله)

‏برای این‌که انسان تزکیة نفس را در زندگی خود به اجرا درآورد، به روش‌های عملی و ‏‎ ‎‏قابل اجرا نیازمند است تا از طریق الگوهای عملی بتواند گام‌هایی در این زمینه بردارد و ‏‎ ‎‏به توفیقاتی نایل آید. امام‏‏(رحمة الله)‏‏ در کتاب ارزشمند خود، ‏‏شرح چهل حدیث،‏‏ به روش ‏‎ ‎‏«مشارطه»، «مراقبه» و «محاسبه» و غیره اشاره فرموده‌اند.‏

مشارطه

‏گام اول در تزکیة نفس، «مشارطه» است و مقصود از مشارطه این است که هرگاه انسان ‏‎ ‎‏به «قلب»، «روح» و «دل» خود نظر افکند و آن‌ را زیر ذره‌بین قرار دهد، می‌بیند که از ‏‎ ‎‏رذایل و کارهای آلوده سیاه و چرکین گشته و با خود عهد نماید که آن‌ها را با صفات و ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 25

‏فضایل حمیده پاک و قلب خود را جلا دهد، تا بتواند با قلب صاف و نورانی به درجة ‏‎ ‎‏اعلای معنویت نایل آید و برای این‌که بتواند به این مرحله برسد، لازم است در هر روز ‏‎ ‎‏با خود عهد بندد و به آن اهتمام ورزد؛ چنان‌که امام می‌فرمایند: ‏

‏مشارطه آن است که در اول روز مثلاً با خود شرط کند که امروز بر خلاف ‏‎ ‎‏فرمودة خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند و این مطلب را تصمیم بگیرد؛ و ‏‎ ‎‏معلوم است یک‌ روز خلاف نکردن امری است خیلی سهل، انسان می‌تواند ‏‎ ‎‏به آسانی از عهده برآید، تو عازم شو و شرط کن و تجربه نما، ببین چقدر ‏‎ ‎‏سهل است.‏‎[59]‎

مراقبه 

‏روش دوم برای رسیدن به مقامات بالای معنوی، مراقبت و توجه به تعهدی است که با ‏‎ ‎‏خویش نموده است؛ زیرا شرط اساسی برای گام برداشتن در مسیر بندگی خدا این ‏‎ ‎‏است که شخص خدا را ناظر بر اعمال خود بداند و از تکالیف و وظایفی که برعهده ‏‎ ‎‏دارد، غفلت نکند و همین توجه و التفات باعث می‌شود که انسان بدون در نظر گرفتن ‏‎ ‎‏عقل، اراده و شعور به خواسته‌های درونی و نفسانی‌اش جواب ندهد، بلکه با تعقل، ‏‎ ‎‏تفکر، تدبر و با دخالت اراده به کنترل امیال خویش بپردازد و رضایت دیگران را همراه ‏‎ ‎‏با رضایت حق در نظر بگیرد. امام(رحمة الله) می‌فرماید: ‏

‏پس از این مشارطه، باید وارد «مراقبه» شوی. و آن‏‏،‏‏ چنان است که در تمام ‏‎ ‎‏مدت شرط‏‏،‏‏ متوجه عمل به آن باشی و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به ‏‎ ‎‏آن و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف ‏‎ ‎‏فرمودة خداست‏‏،‏‏ بدان که این از شیطان و جنود اوست که می‌خواهند تو را ‏‎ ‎‏از شرطی که کردی، بازدارند.‏‎[60]‎


مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 26

محاسبه

‏سومین راه و روش برای مهذب کردن نفس، محاسبه است. ‏

‏بعد از این‌که با خویش شرط کرد و از شرط خویش مراقبت کرد، لازم است که در ‏‎ ‎‏آخر شب نفس خود را مورد محاسبه قرار دهد که آیا آنچه را تعهد کرده، عمل نموده ‏‎ ‎‏است یا خیر؟ این یکی از روش‌هایی است که خداوند نیز نسبت به بندگان خود، حتی ‏‎ ‎‏پیامبران از آن استفاده می‌کند و در قرآن، پروردگار را «سریع الحساب»‏‎[61]‎‏ و روز قیامت را ‏‎ ‎‏«یوم الحساب»‏‎[62]‎‏ نامیده است. و محاسبة نفس آثار و ثمرات تربیتی و اخلاقی فراوانی ‏‎ ‎‏دارد که شناختن عیوب و صفات ناپسند، سبکبار شدن از گناهان و فراهم شدن زمینة ‏‎ ‎‏اصلاح و سعادت، شماری از آن‌ها است.‏

‏حضرت امام‏‏(رحمة الله)‏‏ نیز در این زمینه می‌فرمایند: ‏

‏محاسبه، یکی از اموری است که در سیر انسانی باید باشد که در آخر شب ‏‎ ‎‏فکر کند... تو امروز که با این آقا اختلاف داری... ریشه‌اش چی است؟ برای ‏‎ ‎‏خداست؟ این عیبی که شما در او می‌گویید‏‏،‏‏ در خودتان نیست؟ این چیزی ‏‎ ‎‏را که در دیگران بزرگ می‌شمارید و در خودتان هرچه می‌توانید کوچکش ‏‎ ‎‏می‌کنید و پرده‌پوشی می‌کنید‏‏،‏‏ این عمل شیطانی نیست؟‏‎[63]‎

‏در واقع از دیدگاه امام(رحمة الله)، کسانی که اصلاح خود را جدی می‌گیرند، اگر پس از ‏‎ ‎‏محاسبه به موارد خلاف برخوردند، باید آثار سوء آن را جبران و از تکرار مجدد آن ‏‎ ‎‏جلوگیری نمایند و بلافاصله در مقام توبه و استغفار برآیند: ‏

‏پس حساب خودت را در این عالم تا فرصت داری، بکش و خودت، میزان ‏‎ ‎‏اعمالت را برپا کن و در میزان شریعت و ولایت اهل‌البیت‏‏،‏‏ اعمال خود را ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 27

‏بسنج و صحت و فساد و کمال و نقص آن را معلوم کن و آن‌ها را جبران ‏‎ ‎‏کن تا فرصت هست و مهلت داری.‏‎[64]‎

توجه تام و اقبال کلی به حق

‏یکی از روش‌هایی که باعث می‌گردد انسان به سعادت نایل آید، توجه تام و کامل به ‏‎ ‎‏حضرت حق است؛ زیرا انسان با تأمل در اسماء و صفات حق و با ارتباط وثیق، ‏‎ ‎‏می‌تواند سبب حضور معنوی و ادراکات قلبی مستقیم و بی‌واسطة خود را با خدا ایجاد ‏‎ ‎‏نماید و باعث می‌گردد از تمام تعلقات دنیا فاصله پیدا کرده و به حضرت حق نزدیک ‏‎ ‎‏شود؛ و از طرف دیگر، با هرنوع علاقه و میل که معارض حب و رضای الهی باشد، ‏‎ ‎‏مبارزه نماید و این همان مقام انقطاع کاملی است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) از درگاه خداوند ‏‎ ‎‏مسألت نموده و می‌فرماید: «‏إلهی، هب لی کمال الانقطاع إلیک‏».‏‎[65]‎‏ ‏

‏و این نوع توجه به حضرت حق، چنان جذبات معنوی برای انسان ایجاد می‌کند که ‏‎ ‎‏حاضر نیست لحظه‌ای از یاد خدا غافل شود، بلکه همیشه خدا را حاضر و ناظر می‌داند. ‏‎ ‎‏از نظر امام(رحمة الله) برای تثبیت و تحکیم صفات مثبت و تداوم تصفیة نفس، علاوه بر ‏‎ ‎‏مداومت و مراقبت بر تکالیف باید در تقویت حال و توجه و نیل به مقام انقطاع الی الله ‏‎ ‎‏نیز قدم برداشت: آن‌ها که مدعی این مقام هستند، گویند: ‏

‏پس از تقوای تامّ تمام و اعراض کلی قلب از جمیع عوالم و رفض نشأتین و ‏‎ ‎‏قدم بر فرق إنیّت و أنانیّت گذاشتن و توجه تامّ و اقبال کلی به حق و اسماء ‏‎ ‎‏و صفات آن ذات مقدس کردن و مستغرق عشق و حب ذات مقدس شدن و ‏‎ ‎‏ارتیاضات قلبیه کشیدن، یک صفای قلبی از برای سالک پیدا شود که مورد ‏‎ ‎‏تجلّیات اسمائیه و صفاتیه گردد... و متعلق به عزّ قدس و جلال شود و تدلّی ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 28

‏تامّ ذاتی پیدا کند؛ و در این حال، بین روح مقدس سالک و حق حجابی جز ‏‎ ‎‏اسماء و صفات نیست.‏‎[66]‎

خودآزمودن

‏پنجمین روش تهذیب نفس آن است که انسان، رفتار، کردار و عملکرد‌های خود را از ‏‎ ‎‏نظر کمیت و کیفیت با الگوهای ایده‌آل ارزیابی نماید و ببیند که آیا عمل و رفتار او با ‏‎ ‎‏این الگوها مطابقت دارد یا خیر، تا بتواند با ارزیابی کردن، احوال درونی خود را مورد ‏‎ ‎‏تجزیه وتحلیل قرار داده و از فریب دادن خود به شدت اجتناب ورزد. خداوند نیز، ‏‎ ‎‏انسان را با خیر، شر، نعمت، نقمت، سختی و سهولت امتحان می‌کند تا انسان‌های ‏‎ ‎‏شایسته و نخبه را از انسان‌های پست و شرور جدا نماید، امام(رحمة الله) نیز در فرازهایی از ‏‎ ‎‏کلام خویش می‌فرمایند: ‏

‏اگر شما خودتان را یافتید که هر کاری می‌خواهید بکنید، برای خدا ‏‎ ‎‏می‌خواهید بکنید، حکومت الله در شما و در قوای شما سلطه دارد.‏‎[67]‎

‏ایشان در جای دیگر برای سنجش میزان اطاعت خداوند می‌فرمایند: ‏

‏ما باید خودمان را امتحان کنیم، به همین میزانی که خدا قرار داده. بفهمیم ‏‎ ‎‏ولیّ ما خداست یا ولیّ ما طاغوت است، ما داریم خدمت به شیطان می‌کنیم ‏‎ ‎‏یا خدمت به خدا می‌کنیم... برای خدا کار می‌کنیم یا برای هواهای نفسانیه ‏‎ ‎‏که همان طاغوت و شیطان است؛ این محکی است که خدا قرار داده.‏‎[68]‎

خلاصة بحث

‏در نوشتة حاضر، به یکی از اندیشه‌های اخلاقی امام که عبارت از تزکیه و تهذیب نفس ‏‎ ‎‏است، پرداخته شد. در ابتدا معانی واژگان کلیدی همچون روح، قلب، نفس، تزکیه و ‏‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 29

‏تهذیب مشخص و مبرهن گردید و نتیجه گرفته شد که هرچند تزکیه و تهذیب از نظر ‏‎ ‎‏لغوی، یکی به معنای نمو و دیگر به معنای قطع کردن و از بین بردن می‌باشد، لکن از ‏‎ ‎‏نظر اصطلاحی هردو به یک معنا است که عبارت است از پاک کردن روح، بعد از آن ‏‎ ‎‏مشخص گردید که از نظر علمای علم اخلاق، روح، قلب و نفس به یک معنا است، ‏‎ ‎‏هرچند به خاطر عارض شدن حالت‌های مختلف، معانی متعددی برای هرکدام حاصل ‏‎ ‎‏می‌گردد. ‏

‏سپس به جایگاه تزکیه و تهذیب در آیات، روایات و منظر امام اشاره شد و بعد از ‏‎ ‎‏آن به مراحل و عوامل تزکیه و تهذیب، مانند بیداری، شناخت عیوب، سپاس‌گزاری و ‏‎ ‎‏موانع تزکیه و تهذیب همچون حبّ دنیا، پیروی از هوای نفس، انکار مقامات، رجا و ‏‎ ‎‏سعة وقت پرداخته شد و در پایان روش‌های تزکیه و تهذیب، مانند مشارطه، مراقبه، ‏‎ ‎‏محاسبه، خود آزمودن و توجه کامل به حق، از منظر امام(رحمة الله) مورد بررسی و کاوش قرار ‏‎ ‎‏گرفت.‏

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 30

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

کتاب‌نامه

‏قرآن کریم.‏

‏نهج البلاغه‏‏.‏

‏1.‏ ‏اخلاق در قرآن‏‏، محمد تقی مصباح یزدی، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ‏‎ ‎‏قم، چاپ نهم، 1383.‏

‏2.‏ ‏الامالی،‏‏ شیخ صدوق، مؤسسة البعثة، قم، چاپ اول، 1417 ق.‏

‏3.‏ ‏بحار الانوار، ‏‏محمد باقر مجلسی، حیدری، تهران، چاپ چهارم، 1362.‏

‏4.‏ ‏التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،‏‏ حسن مصطفوی، مؤسسة الطباع والنشر، بیروت، ‏‎ ‎‏چاپ اول، 1416 ق.‏

‏5.‏ ‏ترجمه المنجد‏‏، مصطفی رحیمی اردستانی، صبا، بعثت، تهران، چاپ نوزدهم، 1380.‏

‏6.‏ ‏تفسیر نمونه، ‏‏ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامی، قم، 1382.‏

‏7.‏ ‏تفسیر نور الثقلین‏‏، عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، اسماعیلیان، قم، 1415 ق.‏

‏8.‏ ‏جهاد اکبر‏‏، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1383.‏‏آآن آتن‏

‏9.‏ ‏شرح چهل حدیث‏‏، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ‏‎ ‎‏1382.‏

‏10.‏ ‏صحیفه امام‏‏، امام خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، چاپ ‏‎ ‎‏چهارم، 1385.‏

‏11.‏ ‏عیون الحکم والمواعظ‏‏، علی بن محمد اللیثی الواسطی، دارالحدیث، قم، چاپ اول.‏‎ ‎‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 31

‏ ‏

‏12.‏ ‏فرهنگ عمید‏‏، حسن عمید، چاپ شهر، تهران، چاپ اول، 1363.‏

‏13.‏ ‏الکافی‏‏، محمد بن یعقوب کلینی، اسوه، قم، چاپ پنجم، 1381.‏

‏14.‏ ‏مجمع البحرین‏‏، فخرالدین طریحی، مکتبة الهلال، بیروت، 1985 م.‏

‏15.‏ ‏مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل،‏‏ میرزا حسین نوری طبرسی، مؤسسة اهل ‏‎ ‎‏البیت، قم، چاپ دوم، 1408 ق.‏

‏16.‏ ‏معراج السعاده‏‏، ملا احمد نراقی، هجرت، قم، چاپ دوم، 1374.‏

‏17.‏ ‏المنجد فی اللغة‏‏، لوئیس معلوف، ذوی القربی، قم، 1382 ق.‏

‏18.‏ ‏میزان الحکمه‏‏، محمد محمدی ری‌شهری، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1422 ق.‏

‏19.‏ ‏المیزان فی تفسیر القرآن‏‏، محمد حسین طباطبایی، ترجمه محمدباقر موسوی ‏‎ ‎‏همدانی، اسلامی، قم، چاپ دهم.‏

‏ ‏

‎ ‎

مجموعه مقالات برگزیده اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)همایش اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی (س)صفحه 32

  • . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 3 ـ 4.
  • . مجمع البحرین، ج 2.
  • . ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 170.
  • . تفسیر نمونه، ج 12، ص 252.
  • . بقره (2): 253.
  • . مجادله (58): 22.
  • . شعراء (26): 193.
  • . سجده (32): 9.
  • . اسراء (17): 85.
  • . تفسیر نور الثقلین، ج3، ص 216، ح 426.
  • . ر.ک: همان، ص 215، ح 422.
  • . تفسیر نمونه، ج 12، ص 254.
  • . اخلاق در قرآن، ج 1، ص 244.
  • . ر.ک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 12.
  • . همان، ص244.
  • . ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج2، ص 316.
  • . اخلاق در قرآن، ص 244.
  • . المنجد، ج 2.
  • . رحمت را به خود واجب کرده است.  (انعام (6): 12)
  • . آل عمران (3): 28.
  • . اعراف (7): 189.
  • . ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج14، ص402.
  • . ر.ک: همان، ج 6، ص 262؛ اخلاق در قرآن، ج1، ص202.
  • . فجر (89): 28.
  • . ر.ک: معراج السعادة، ص 19 ـ 23.
  • . نهج البلاغه، کلمات قصار، 147.
  • . ر.ک: تفسیر نمونه، ج 27، ص 62.
  • . فرهنگ عمید.
  • . المنجد.
  • . ر.ک: فرهنگ عمید.
  • . اعلی (87): 14.
  • . شمس (91): 9 -10.
  • . بقره (2): 129.
  • . بقره (2): 151.
  • . آل عمران (3): 164.
  • . مستدرک الوسائل، ج11، ص324.
  • . عیون الحکم و المواعظ، ص222؛ میزان الحکمه، ج1، ص454.
  • . عیون الحکم والمواعظ، ص 107.
  • . الامالی، ص 553، ح 9؛ الکافی، ج5، ص12.
  • . عنکبوت (29): 69.
  • . بحار الانوار، ج 67، ص 69.
  • . صحیفه امام، ج 15، ص 505 ـ 506.
  • . همان، ج 12، ص 214.
  • . همان، ج 18، ص 405.
  • . همان، ج 14، ص 394.
  • . جهاد اکبر، ص 52.
  • . شرح چهل حدیث، ص 174.
  • . ر.ک: آل عمران (3): 191؛ مؤمنون (23): 115.
  • . صحیفه امام، ج17، ص 246.
  • . شرح چهل حدیث، ص 10.
  • . ص (38): 26.
  • . قصص (28): 50.
  • . شرح چهل حدیث، ص 170.
  • . همان، ص 171.
  • . همان، ص170.
  • . همان، ص 123.
  • . همان، ص 507.
  • . همان، ص 174 ـ 175.
  • . همان، ص 9.
  • . همان.
  • . آل عمران (3): 19 و199؛ مائده (5): 4.
  • . برای نمونه ر.ک: ص (38): 16 و 26.
  • . صحیفه امام،ج 18، ص 17.
  • . شرح چهل حدیث، ص 441.
  • . مناجات شعبانیه.
  • . شرح چهل حدیث، ص454.
  • . صحیفه امام، ج12، ص353.
  • . همان، ص355.