فصل دوم: عوامل موثر بر تعلیم و تربیت
عوامل فردی
فضایل اخلاقی
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1270-1368

محل نشر : تهران

زبان اثر : فارسی

فضایل اخلاقی

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

بهترین بهشتها 

‏     ‏‏بدان ای عزیز که عزم و ارادۀ قویه در آن عالم خیلی لازم است‏‎ ‎‏و کارکن است. میزان یکی از مراتب بهشت، که از بهترین‏

کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 173

‏بهشتهاست، اراده و عزم است که انسان تا دارای ارادۀ نافذه و عزم‏‎ ‎‏قوی نباشد، دارای آن بهشت و مقام عالی نشود. در حدیث است‏‎ ‎‏که وقتی اهل بهشت در آن مستقر گردند، یک مرقومه از ساحت‏‎ ‎‏قدس الهی ـ جلت عظمته ـ صادر گردد برای آنها به این مضمون:‏‎ ‎‏«این کتاب از زندۀ پایدار جاویدان است به سوی زندۀ پایدار‏‎ ‎‏جاویدان. من چنانم که به هر چه بفرمایم بشو می شود؛ تو را نیز‏‎ ‎‏امروز چنان کردم که به هر چه امر کنی بشود می شود».‏

‏     ملاحظه کن این چه مقامی و سلطنتی است، و این چه قدرتی‏‎ ‎‏است الهی که ارادۀ او مظهر ارادة الله شود، معدومات را لباس‏‎ ‎‏وجود دهد. از تمام جنات جسمانی این قدرت و نفوذ اراده بهتر و‏‎ ‎‏بالاتر است. و معلوم است این مرقومه عبث و جزاف رقم نشود.‏‎ ‎‏کسی که اراده اش تابع شهوات حیوانی باشد و عزمش مرده و‏‎ ‎‏خمود باشد به این مقام نرسد. کارهای حق تعالی از جزاف‏‎ ‎‏مبراست: در این عالم از روی نظام و ترتیب اسباب و مسببات‏‎ ‎‏است، در آن عالم هم همین طور است. بلکه آن عالم الیق به نظام و‏‎ ‎‏اسباب و مسببات است. تمام نظام عالم آخرت از روی تناسبات و‏‎ ‎‏اسباب است؛ نفوذ اراده از این عالم باید تهیه شود ـ دنیا مزرعۀ‏‎ ‎‏آخرت و مادۀ همۀ نعم بهشتی و نقم جهنمی است.(312)‏

‏ ‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

رجای مستحسن 

‏     ‏‏اگر زمین دل را از خارهای اخلاق فاسده و سنگ و شوره های‏‎ ‎‏معاصی پاک نمود و بذر اعمال را در او کشت و به آب صافی علم‏‎ ‎‏نافع و ایمان خالص آن را آبیاری کرد و از مفسدات و موانع، مثل‏‎ ‎‏عجب و ریا و امثال آنها که به منزلۀ علفهایی است که مانع از سبز‏‎ ‎‏شدن زراعت است، خالص نمود، پس از آن به انتظار فضل خدا‏

کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 174

‏نشست که حق تعالی او را ثابت نگه دارد و عاقبت او را ختم به خیر‏‎ ‎‏فرماید، این رجای مستحسن است چنانچه حق تعالی فرماید: ان‏‎ ‎‏الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون‏‎ ‎‏رحمة الله .‏‎[1]‎‏ آنان که ایمان آوردند و مهاجرت کردند و جهاد در راه‏‎ ‎‏خدا نمودند، آنها امیدوار رحمت خداوندند.(313)‏

‏ ‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

تقویت ندامت در دل 

‏     ‏‏باید انسان بکوشد تا آنکه صورت ندامت را در دل قوت دهد‏‎ ‎‏تا ان شاءالله به بیت احتراق وارد شود. و آن چنان است که به واسطۀ‏‎ ‎‏تفکر در تبعات و آثار موحشۀ معاصی، ندامت را در دل قوت‏‎ ‎‏دهد، و نمونۀ «نارالله الموقدة»‏‎[2]‎‏ را خود به اختیار خود در دل خود‏‎ ‎‏روشن کند و قلب را به آتش ندامت محترق کند تا آنکه همۀ‏‎ ‎‏معاصی از آن آتش بسوزد و کدورت و زنگار قلب مرتفع شود.‏‎ ‎‏بداند که اگر این آتش‏‏] ‏‏را‏‏]‏‏ در این عالم خود برای خود روشن‏‎ ‎‏نکند، و این در جهنم را، که خود باب الابواب بهشت است، به‏‎ ‎‏روی خود مفتوح نکند، از این عالم که منتقل شد، ناچار در آن عالم‏‎ ‎‏آتش سخت سوزناکی برای او تهیه شود و ابواب جهنم به روی او‏‎ ‎‏باز گردد و ابواب بهشت و رحمت به روی او منسد گردد.(314)‏

‏ ‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

راهی به حقیقت 

‏     ‏‏در هر صورت، ای عزیز، تو در تمام عوالم برزخ و قبر و قیامت‏‎ ‎‏و درجات آن محتاجی به معارف حقۀ الهیه و علوم حقیقیه و اخلاق‏‎ ‎‏حسنه و اعمال صالحه. در هر درجه که هستی بکوش و اخلاص‏

کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 175

‏خود را زیادت کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل بیرون‏‎ ‎‏نما، البته نتیجه برایت حاصل می شود و راهی به حقیقت پیدا‏‎ ‎‏می کنی و طریق هدایت برای تو باز می شود و خداوند تبارک و‏‎ ‎‏تعالی از تو دستگیری می فرماید.(315)‏

‏ ‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

تجلیات قلب 

‏     ‏‏انسان سالک پس از آنکه، متسنّن به سنن الهیّه و متلبس به‏‎ ‎‏لباس شریعت شد و اشتغال به تهذیب باطن و تصقیل سرّ و تطهیر‏‎ ‎‏روح و تنزیه قلب پیدا کرد، کم کم از انوار غیبیه الهیه در مرآت‏‎ ‎‏قلبش تجلیّاتی حاصل شود و با جذبه های باطنیّه و عشق فطری‏‎ ‎‏جبلّی، مجذوب عالم غیب گردد. و پس از طی این مراحل، سلوک‏‎ ‎‏الی الله با دستگیری باطنی غیبی شروع شود و قلب حق طلب و‏‎ ‎‏حق جو شود و وجهۀ قلب از طبیعت منسلخ و به حقیقت منسلک‏‎ ‎‏گردد و با جذوۀ نار محبت و نور هدایت، که یکی رفرف عشق و‏‎ ‎‏یکی براق سیر است، به سوی کوی محبوب و جمال جمیل ازل‏‎ ‎‏رهسپار شود و دست و رو از آلودگیِ توجه به غیر، شست و شو‏‎ ‎‏دهد و با قلب پاک از آلودگی به رِجز شیطان، که حقیقت سوائیّت و‏‎ ‎‏اصل اصول شجرۀ منحوسۀ خبیثۀ غیریّت و کثرت است، متوجّه به‏‎ ‎‏مقصد و مقصود گردد و مُترَنِّم به (وَجَّهتُ وَجهِیَ لِلَّذی فَطَرَ‏‎ ‎‏السَّمواتِ وَ الارضَ)...‏‏[‏‏ الی آخره‏‎[3]‎‏] گردد و خلیل آسا، تَنَفُّر از‏‎ ‎‏آفلین، که مقارّ نقص و رجز است، پیدا کند و توجه به کمال مطلق‏‎ ‎‏نقشۀ قلب او گردد.(316)‏

*  *  *

‏ ‏


کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 176

وظیفه انسان پس از غلبۀ جنود عقل 

‏     ‏‏اینطور که دید، جنود عقل در مملکت روح او غلبه دارد، شکر‏‎ ‎‏خدایِ تعالی کند، و بکوشد تا مملکت باطن را از جنود جهل پاک‏‎ ‎‏کند، و حکم عقل و جنود آن را در باطن محکم و نافذ کند.(317)‏

‏ ‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

انسان طبیب روح خود 

‏     ‏‏باید دانست که هر کس باید خود، معالج قلب و طبیب روح‏‎ ‎‏خود باشد «دایه دلسوزتر از مادر نخواهد بود». روزهای فرصت و‏‎ ‎‏مهلت و موسَّع خود را نگذارد از دست برود و در هنگامی که ایام‏‎ ‎‏بیچارگی و فشار و ضیق است، از خواب غفلت برخیزد و هیچ‏‎ ‎‏دوایی برای او موثر نشود.(318)‏

‏ ‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

ریاضات علمیّه و عملیّه 

‏     ‏‏مومنینی که قلبهای آنها مصفّی و خالص شده باشد برای نور‏‎ ‎‏ایمان، تمام این خصال در آنها مجتمع شود و سایر مردم، که در آنها‏‎ ‎‏یکی یا بیشتر از جنود عقل است، می توانند به واسطه ریاضات‏‎ ‎‏علمیّه و عملیّه، خود را کامل کنند و از جنود جهل منزَّه و مبرّی‏‎ ‎‏شوند و به جنود عقل مزیّن و محلّی گردند و به درجۀ علیای کامله‏‎ ‎‏در جوار انبیا و اولیا برسند.(319)‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

روش طهارت قلب

‏     ‏‏چون قلب را از کثافات خالی کرد، مهیای برای ذکر خدا و‏‎ ‎‏قرائت کتاب خدا شود و تا قِذارات و کثافات عالم طبیعت در آن‏‎ ‎‏است، استفادت از ذکر و قرآن شریف میسور نشود؛ چنانچه در‏‎ ‎‏کتاب الهی اشاره به آن فرماید در سورۀ مبارکۀ واقعه (آیۀ 77 الی‏‎ ‎‏79):‏


کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 177

‏(انَّهُ لَقُرآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتَابٍ مَکنُونٍ * لاَ یَمَسُّهُ الاَّ المُطَهَّرُونَ).‏‎[4]‎

‏    ‏‏و در سورۀ مومن ‏‏[‏‏ آیۀ‏‏]‏‏ 13 فرماید:‏

‏(هُوَ الَّذِی یُرِیکُم آیَاتِهِ وَ یُنَزِّلُ لَکُم مِنَ السَّمَاءِ رِزقاً وَ مَا یَتَذَکَّرُ الاَّ مَن‏‎ ‎‏یُنِیبُ).‏‎[5]‎

‏    ‏‏پس از آنکه دل را برای ذکر خدا و قرآن شریف مهیّا نمود،‏‎ ‎‏آیات توحید و اذکار شریفۀ توحید و تنزیه را با حضور قلب و حال‏‎ ‎‏طهارت، تلقین قلب کند؛ به این معنی که قلب را چون طفلی فرض‏‎ ‎‏کند که زبان ندارد و می خواهد او را به زبان آورد، چنانچه آنجا یک‏‎ ‎‏کلمه را تکرار کند و به دهان طفل گذارد تا او یاد گیرد، همین طور‏‎ ‎‏کلمۀ توحید را با طمانینه و حضور قلب، باید انسان تلقین قلب کند‏‎ ‎‏و به دل بخواند تا زبان قلب باز شود. و اگر وقتی چون اواخر شب یا‏‎ ‎‏بین الطّلوعَین، بعد از فریضۀ صبح برای این کار اختصاص دهد‏‎ ‎‏خیلی بهتر است. پس در آن وقت، با طهارت وجهۀ قرآن و ذکر را‏‎ ‎‏متوجه قلب کند، و آیات شریفۀ الهیّه که مشتمل بر تذکّر و مشتمل‏‎ ‎‏بر توحید است به قلب بخواند به طور تلقین و تذکیر.‏

‏     و اگر آیات شریفه آخر سورۀ حشر را از قول خدای تعالی (یَا‏‎ ‎‏ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا الله َ)‏‎[6]‎‏ که آیۀ 18 است، تا آخر سوره، که‏‎ ‎‏مشتمل بر تذکر و محاسبه نفس و محتوی بر مراتب توحید و اسما‏‎ ‎‏و صفات است، در یک وقت فراغت از نفس از واردات دنیایی،‏‎ ‎‏مثل آخر شب یا بین الطّلوعین با حضور قلب بخواند و در آنها‏‎ ‎‏تفکر کند، امید است ـ ان شاء الله  نتایج حسنه ببرد. و همین طور‏‎ ‎‏در اذکار شریفه با حضور قلب ذکر شریف: «لا الهَ الاَّ الله» ـ که‏

کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)صفحه 178

‏افضل و اجمع اذکار است‏‎[7]‎‏ ـ این عمل را بکند؛ امید هست خداوند‏‎ ‎‏از او دستگیری کند. و البته در هر حال، از نقص و عجز خود و از‏‎ ‎‏رحمت و قدرت حق، غافل نباشد، و دست حاجت پیش ذات‏‎ ‎‏مقدّس او دراز کند و از آن ذات مقدّس دستگیری طلب کند؛ امید‏‎ ‎‏است که اگر مدتی اشتغال به این عمل پیدا کند، نفس به توحید‏‎ ‎‏عادت کند، و نور توحید در قلب جلوه کند. و البته از شرایط عامۀ‏‎ ‎‏ذکر، نباید غفلت شود و ما بیشتر شرایط قرائت قرآن ـ که شرایط‏‎ ‎‏ذکر نیز هست ـ در کتاب «آداب الصّلاة» مذکور داشتیم‏‎[8]‎‏، گرچه‏‎ ‎‏خود از آن استفاده نبردیم؛ ولی از حضرت مولای متّقیان مرویّ‏‎ ‎‏است که فرموده: «اُنظُر الی ما قالَ، وَ لاتَنظُر الی مَن قالَ».‏‎[9]‎

‏    ‏‏و اگر در شب و روز چند دقیقه ای به حسب اقبال قلب و توجه‏‎ ‎‏آن ـ یعنی به مقداری که قلب حاضر است ـ نفس را محاسبه کند در‏‎ ‎‏تحصیل نور ایمان، و از آن مطالبۀ نور ایمان کند، و آثار ایمان را از‏‎ ‎‏آن جستجو کند، خیلی زودتر به نتیجه می رسد، ان شاءالله .(320)‏

*  *  *

‏ ‏

‏ ‏

مقام عدالت 

‏     ‏‏عدالت، که عبارت ازحدّ وسط بین افراط و تفریط وغُلّو و‏‎ ‎‏تقصیر است، ازفضایل بزرگ انسانیّت است؛ بلکه ازفیلسوف‏‎ ‎‏عظیم الشان «ارسطاطالیس» منقول است که: «عدالت جزوی نَبُوَد‏‎ ‎‏از فضیلت؛ بلکه همۀ فضیلتها بُوَد، و جور ـ که ضد آن است ـ‏‎ ‎‏جزوی نَبُوَد از رذیلت؛ بلکه همۀ رذیلتها بُوَد».‏‎[10]‎‏(321)‏

*  *  *


کتابتعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (س)