تعداد 23 مورد یافت شد

چشم بیمار

من به خال لبت، ای‌ دوست! گرفتار شدمچشم بیمار تو را دیدم و ...

خلوتگه عُشّاق

فرُّخ آن روز، که از این قفس آزاد شوماز غم دوری‌ دلدار رهم، ...

پرتو حُسن

خواست شیطان بد کند با من، ولی‌ احسان نموداز بهشتم برد ...

جلوه ی جمال

کوتاه سُخن که یار آمدبا گیسوی‌ِ مُشکبار آمد[1]بگشود در و، ...

حُسن ختام

ألا یا أیُّها السّاقی‌! ز می‌ پر ساز جامم راکه از جانم فرو ...

رُخ خورشید

عیب از ما است، اگر دوست ز ما مستور استدیده بگشای‌ که بینی‌ ...

... اگر بگذارد

قُم بدکی‌‌ نیست از برای‌ مُحصِّلسنگک نرم و کباب اگر ...

باده

ماه رمضان شد می‌ و میخانه بر اُفتادعشق و، طرب و، باده، به ...

کاروان عشق

پریشان حالی‌ و درماندگی‌ّ ما نمی‌‌دانی‌خطا کاریّ‌ ما را ...

باده ی عشق[136]

من خراباتیم، از من سُخن یار مخواهگُنگم، از گُنگ پریشان ...

صفحه 1 از 3 1 | 2 | 3