ورود امام به میهن در بسیاری از شهرهای کشور جشن گرفته می شد، هزاران تن از مشتاقان زیارت امام از نخستین ساعات بامداد 14 بهمن 57 در اطراف اقامتگاه ایشان اجتماع می کردند. براساس اعلام کمیته استقبال، مردان از ساعت 9 تا 12 و زنان از 15 تا 18 می توانستند به دیدار رهبرشان بیایند. کوچه ها و خیابانهای اطراف محل اقامت امام تا کیلومترها از جمعیت موج می زد. مردم شعار می دادند: «ما همه سرباز توایم خمینی ـ گوش به فرمان توایم خمینی».


 تعداد زیادی از افسران و نظامیان نیز برای دیدار امام به محل اقامت ایشان می آمدند. همافران و درجه داران پایگاه وحدتی دزفول به اتفاق خانواده های خود در حالی که عکس های امام خمینی را حمل می کردند، دست به تظاهرات زده بودند. این راهپیمایی بر اثر دخالت مأمورین رژیم به درگیری و شهادت یکی از همافران منجر شد.


در پی هشدار امام خمینی به نمایندگان مجلس شاه، استعفای نمایندگان در وسعت بیشتری ادامه می یابد.( نگاه کنید به روزنامه اطلاعات 14/11/57، ص 2 و 16/11/57، ص 2 و 18/11/57، ص 1)


یکی از جنبه های جالب توجه و عبرت آموز در مسیر انقلاب اسلامی، کارنامه ای بود که مطبوعات در ماههای آخر حکومت پهلوی ارائه دادند. اغلب صاحب امتیازهای مطبوعات از وابستگان رژیم و در مواردی از گردانندگان معرکه ها بودند. صاحبان اطلاعات: «مسعودی» و کیهان: «مصباح زاده» سناتور انتصابی و از نور چشمان شاه بودند و در 17 دی ماه 1356 دیدیم که چگونه مقاله ساواک شاه با امضای مستعار «رشیدی مطلق» بر ضد امام خمینی در روزنامه اطلاعات درج شد، هر چند بعدها روشن شد که خود آن مؤسسه نقشی مستقیم در مطالب آن نداشته است ولی به هر حال به دلیل کارنامه گذشته اش ظرف مناسبی برای چنین اهانتهایی تشخیص داده شده بود[1].


یکی از ابعاد سیاه سابقه مطبوعات در رژیم شاه، فرهنگ تملقی بود که ابتدا به صورت فرمایشی بر آنها حاکم شد و بعدها خود روزنامه ها و مجلات، گوی سبقت را از یکدیگر در این زمینه ربودند در اینجا با استفاده از خاطرات یکی از مطبوعاتی ها نگاهی به این بعد از سابقه مطبوعات در زمان شاه می افکنیم، هرچند که اظهارات گوینده بیان واقعیتهایی است که برای اثبات آنها کافی است چند شماره از مجله ها و روزنامه های زمان سلطنت شاه در سالهای خفقان مرور شوند:


«بعد از 28 مرداد، مدح و ثنا در روزنامه ها و مجله ها آشکارا حالت انجام وظیفه داشت. این وضع چند سال ادامه پیدا کرد اما به تدریج با قدرت پیدا کردن شاه و تأسیس سازمان امنیت، وضع فرق کرد. حالا دیگر منتظر نمی ماندند مجله ای منتشر شود و بعد ایراد بگیرند، در صورتی که مطلب مطابق دلخواه نبود، دستور می دادند مجدداً نوشته شود. نهضت 15 خرداد و قیام امام  خمینی علیه استبداد شاه و سلطه اجانب، پیامدهای مختلفی داشت که هر یک در جای خود قابل بررسی است. از آثار سرکوبی نهضت، لجام گسیخته تر و مغرورتر شدن سردمداران رژیم و در رأس آنها دربار بود. میزانهای تملق و چاپلوسی، و به عبارت دقیق تر دستورالعملهای حول این مقوله، وضعی دیگر به خود گرفت و آینده ثابت کرد همه این فرایندها عوامل شتاب دهنده سقوط رژیم بودند که امام به موقع هر یک را افشا می نمود. از سال 1342 به بعد، علاوه بر سالروز تولد شاه و ولیعهد، مطبوعات می بایست سالروز تولد فرح، فرزندان دیگر شاه و برادران و خواهران او را هم تبریک بگویند. هر هفته از سوی وزارت اطلاعات و جهانگردی دستورالعمل هفتگی ابلاغ می شد که در آن تأکید شده بود: سالروز تولد اعلیحضرت نزدیک است، باید عکس بزرگ و مقاله مفصل چاپ کنید... این هفته سالروز تولد شهبانوست، عکس و مطلب فراموش نشود... و همچنین بعد از گران شدن قیمت نفت در سال 1973، سران کشورهای خارجی برای فروختن کالا و اسلحه در تملق گفتن از شاه با هم مسابقه می دادند و روزنامه نویسهای خارجی هم به طمع گرفتن قالی و خاویار به کشور ما سرازیر  می شدند. مقاله ها بود که درباره پیشرفت های معجزه آسای این جزیره ثبات به چاپ می رسید و مطبوعات داخلی می بایست ترجمه همه این تملق ها را در کنار تملق های داخلی منعکس کنند. باتوجه به اینکه در آن زمان تمام روزنامه ها و مجله ها پیش از انتشار بررسی می شد، هیچ روزنامه نگاری نمی توانست ادعا کند که توانسته از این کار شانه خالی کند. »( پیاده شده از نوار گفتگو با یکی از مدیران مجلات در رژیم گذشته)


قانون اساسی مشروطه، مطبوعات را «رکن چهارم مشروطیت» بر شمرده بود و این رکن در دوران سیاه رضا شاه و پسرش، به آلت تبلیغات و توجیه جنایات رژیم پهلوی تبدیل شد. جز در دوران کوتاهی پس از شهریور 20 تا کودتای امریکایی 28 مرداد 1332، که آزادی مطبوعات ـ به نوعی، و گاهی در حد افسار گسیختگی و آزادی در انتشار شایعات و اتهامات ـ فراهم بود، در سرتاسر دوران سلطنت پدر و پسر، این رسانه مهم وسیله ای بود در دست حکومت برای انتشار منویات و خواسته های دربار، و بعدها ساواک که اهرم پلیسی دربار بود.


 در شرایط متعادل یک جامعه، که از یک حداقل رشد فرهنگی برخوردار است و خود در سرنوشت سیاسی شرکت دارد، مطبوعات زبان جامعه و عضوی از آن است. میزان آزادی و رشد مطبوعات یک جامعه، شرایط حاکم بر آن جامعه را می نمایاند. ترویج فرهنگ یأس و ناآگاهی، سلاح عمده تبلیغاتی رژیم شاه بود و گاه که آهنگ کُرنشگر مطبوعات با قلمی و مقاله ای آشفته می شد، رژیم، مأموران خود را سراغ نشریه یا نویسنده خاطی می فرستاد. کم نبودند کسانی که در همین مطبوعات، گهگاه، گرفتار برداشتها و توهمات مأموران سانسور و اختناق می شدند و ممنوع القلم می گشتند و یا به زندان روانه می شدند.


 در حرکت عظیم ملت مسلمان ایران، به رهبری امام، در طول سال 56 و 57 به دلیل وسعت سنگرهای مبارزه، گاهی اهرمهای فشار رژیم شاه در نقاطی برداشته می شد و فرصتی برای تنفس پیش می آمد. نقش جدید مطبوعات در این زمان ایفا شد و نقطه اوج آن اعتصاب سیاسی روزنامه های کثیرالانتشار در 19 مهرماه 1357 بود که خواستار رفع سانسور و دخالت و فشار دولت شدند. شرایط مهیا بود و پس از 4 روز اعتصاب، زنجیر سانسور ـ پس از 72 سال ـ (کیهان، ویژه نامه نوروز 1358، ص 7 سانسور دیر پا در ایران را مرور کرده است ) گسست. در دوران دولت نظامی ازهاری، در اواخر آبان ماه، نظامیان به ساختمان روزنامه ها حمله بردند و ادامه انتشار آنها را به شرایطی مشروط ساختند که نتیجه آن اعتصاب و تعطیلی نزدیک به دو ماه روزنامه ها شد. با آغاز کار دولت بختیار، که ژست آزادیخواهانه گرفته بود، دوران نوین مطبوعات آغاز شد و تا پیروزی انقلاب و پس از آن ادامه یافت.


 حضرت امام در روز 17 دی ماه 1357 با درایت ویژه خود، فرصت را مغتنم شمردند و طی پیامی به جامعه مطبوعات اظهار داشتند:


 "از اعتصاب کنندگان محترم مطبوعات که زیر بار سانسور دیکتاتوری نرفتند، تشکر می کنم. و اکنون که دولت غیرقانونی جدید مدعی برداشتن سانسور است، آقایان به کار ادامه دهند و از اعتصاب بیرون آیند تا تکلیف ملت با دولت غیرقانونی معلوم شود."( صحیفه امام؛ ج 5، ص 352)


در این دوران، هر یک از روزنامه ها، به خاطر فضای آزادی که به همت ملت ایجاد شده بود، به انعکاس گزارشها و اخبار مربوط به انقلاب می پرداختند و مقالاتی نیز پیرامون انقلاب و آزادی منتشر می کردند. کارنامه ای که در این دوران ارائه می شود، برای مردم روشن می سازد که برخی از مطبوعات و به ویژه دو سه روزنامه کثیرالانتشار، با زیرکی و رندی عناصری که مستقیم و یا غیرمستقیم به گروهکها و احزاب سیاسی وابستگی داشتند، مشغول پاشیدن بذرهای نفاق بودند و با شایعات و لکه دار کردن چهره های محبوب و موثر در انقلاب در صدد میراث خواهی بودند. بزرگ جلوه دادن نقش احزاب و جریانات سیاسی، مطرح نمودن نام واخوردگان سیاسی، کم بها دان به نقش پیشتازانه روحانیت و اسلام در انقلاب از جمله اموری بود که در مطبوعات این ایام نمودی چشمگیر داشت. (ر.ک: نگرشی بر نقش مطبوعات وابسته در روند انقلاب اسلامی)


حضرت امام در بیانات کوتاه ولی گویای خویش در در دیدار با نویسنده یکی از روزنامه ها در 14 بهمن 1357می فرمایند:


" موضع اسلامی شما به ما رسیده است. امیدواریم در روزنامه اطلاعات‏ کوشش‏ کنید واقعیات را آن طور که هست، بازگو کنید؛ و سعی داشته باشید نوشته‏های شما در بطن انقلاب و ملت تفرقه نیندازد. اهل قلم، وظیفه خطیری دارند و باید هوشیار و مراقب باشند، چرا که یک کلمه به صورت مکتوب گاه می ‏تواند زیانبخش باشد....


اسلام دین آزادی و آزادگی است و بدیهی است مطبوعات اسلامی نیز مطبوعات آزادی خواهند بود.


سعی کنید وقتی انقلاب ملت ما یک انقلاب اسلامی است، روزنامه شما نیز آینه‏ ای باشد که این انقلاب را بازگو کند؛ بنا بر این تمام تلاش شما باید متوجه تنویر افکار ملت از راه بیان کردن واقعیات اسلام و انقلاب ملت ایران باشد." (صحیفه امام؛ ج6،، ص 39)


 برگرفته از کوثر (ج. ۳): مجموعه سخنرانیهای حضرت امام خمینی (س) همراه با شرح وقایع انقلاب اسلامی (۱۲ بهمن ۱۳۵۷ - ۱۷ اسفند ۱۳۵۷)





[1]. البته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تدریج نیروهای مسلمان و معتقد به انقلاب جایگزین عناصر وابسته و مشکوک شدند و با انتصاب نمایندگان حضرت امام در روزنامه های کیهان و اطلاعات، این رسانه ها ـ پس از چندی ـ ابزاری در دفاع از حقانیت اسلام و انقلاب اسلامی شدند و نقشی مؤثر در پیشبرد هدفهای انقلاب داشتند. بدیهی است که حساب کارکنان و نویسندگان شریفی که در روزهای سیاه خفقان نیز ـ هر چند اندک بودند ـ همگام با ملت و انقلاب قلم می زدند، از حساب عناصر یاد شده جداست.


 



. انتهای پیام /*