پرتال امام خمینی(س): وقتی بنا شد که متصدی یک امور کشوری، قشر اشراف- به اصطلاح خودشان- اعیان، مرفه‏ ها و صاحب اموال و- نمی‏دانم- پارک و اتومبیل‏ ها و کذا و کذا، یا آن وقت کالسکه ‏ها و آن حرفها باشد، این یکی از مصیبت های بزرگی است که در یک ملت هست. سر چشمه همه مصیبت هایی که ملت ها می‏کشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان- به اصطلاح خودشان- از آنها باشد. و آنها این طور هستند، اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزشها را به این می‏دانند که آنجایی که زندگی می‏کنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها می‏کنند، رفتار عبید با موالی باشد؛ تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتماً چند تا پارک داشته باشد، چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران، در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم- عرض می‏کنم که- نخست وزیر یا یک نفر آدم وزیر کذا. و اینها وضع روحیشان، به حسب نوع، وضع روحیشان این طور بود که چون قدرت را، تمام ارزشها را به قدرت می‏دانستند، تمام ارزشها را به قدرت مالی می‏دانستند، به قدرتهای دیگر می‏دانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند، در مقابل ضعفایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند. این وضع طبیعی این است که یک قشر اشراف و اعیان- به اصطلاح خودشان- و مرفه به یک کشوری حکومت کنند و قابل اجتناب نیست این. وقتی حکومت آن طور شد، دیگر نمی‏شود این را کسی خیال کند که قابل این است که این با مردم چه جور باشد، از آن ور با دولتهای خارجی چه جور باشد. مقابل آنها، از باب اینکه‏ می‏دیدند آنها قدرتشان بیشتر است، خاضع بودند. هر جایی که توهّم می‏کردند که به قدرتشان یک قدرت بالاتری یک صدمه ‏ای بزند، مقابل او لنگ می‏انداختند و همه جور تواضعی می‏کردند؛ برای اینکه آنجا را به دست داشته باشند. به مردم هر چه گذشت، گذشت و هر چه خواستند، بکنند با مردم. صحیفه امام،ج‏16، ص443

. انتهای پیام /*