پرتال امام خمینی(س): نشست علمی «رابطه ولایت فقه و ولایت علم در نظریه امام خمینی(س)» با همکاری پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی و پژوهشکده اندیشه دینی معاصر به صورت مجازی برگزار شد.

حجت الاسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی در این نشست گفت: برای اینکه محل بحث دقیقا مشخص شود من در مقدمه ای حوزه های مختلف این ارتباط را مطرح می کنم و بعد از اینکه تفکیکی در حوزه های مختلف صورت گرفت، به حوزه خاصی که محل بحث ما در اینجا هست خواهم پرداخت. در واقع توضیح خواهم داد که ما از چه مسأله ای صحبت نمی کنیم تا بعد از آن مشخص شود درباره چه مسأله ای صحبت می کنیم.

این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: آنچه را که نمی خواهیم درباره او صحبت کنیم این است که محدودیت هایی برای علم در حکومت دینی ممکن است اتفاق بیفتد. ما درباره یکی از این محدودیت ها صحبت خواهیم کرد؛ اما انواعی از محدودیت ها قابل فرض و تصور است. اولین محدودیت، محدودیت هایی است که به اقتضاء سیاست های حکومت دینی برای علم اتفاق می افتد. مثلا ممکن است یکی از سیاست های حکومت دینی «بیگانه گریزی» یا «بیگانه ستیزی» باشد. این سیاست در حکومت دینی چه تأثیری بر علم خواهد داشت؟ قهرا بیگانه ستیزی محدودیت هایی در علم ایجاد خواهد کرد.

 تعامل علمی به حداقل خودش کاهش پیدا کرده است

 وی یادآور شد: مهر ماه سال 90 گروهی از نخبگان با رهبری ملاقاتی داشتند و متن سخنان رهبری در سایت ایشان هست. عین تعبیری که ایشان داشتند این است که رهبر انقلاب اسلامی «بیگانه ستیزی در مباحث علمی» را مردود خواندند. ولی روابط ما با برخی از کشورهایی که از نظر علمی جلوتر هستند صمیمانه نیست. می توان تعامل علمی را تحت تأثیر روابط ستیزی قرار داد؟ این یک محدودیت است و تأثیر قهری دارد؛ ولو اینکه ما به جهت نظری چنین تأثیری را نپذیرفته باشیم. امروز ما می دانیم به دلیل مشکلاتی که در روابط بین الملل داریم تعامل علمی از قبیل اعزام دانشجو و یا دعوت از اساتید و همانند آن، به سطح حداقل خودش کاهش پیدا کرده و در ارتقاء علمی جامعه ما بسیار مؤثر است.

سروش محلاتی با بیان اینکه بحث دوم «تقدم علم بر فقه» است، اظهار داشت: به هر حال به باور بسیاری از فقها، علما و اندیشمندان ما فقه بر علم تقدم دارد. خود این تقدم محدودیت هایی را بر علم تحمیل می کند. مثلا ما در فقه علم را به حلال و حرام تقسیم می کنیم و برخی از علوم را حرام می دانیم. در حکومتی که دینی باشد برخی از علوم باید کنار گذاشته شود. همین الآن هم بعضی از علوم جای بحث دارد. مثلا آیا مهندسی ژنتیک و دستکاری کردن در ژنتیک تغییر در خلق الهی نیست که در قرآن کریم مردود اعلام شده و ممنوع است؟

 از نظر عده ای از فقهای ما وضع پذیرش دانشجو و عضو هیأت علمی مطلوب نیست

 وی افزود: یک مرزبندی دیگر، «مرزبندی جنسیتی» است. درست است که اسلام در برخی از علوم تفاوتی بین زن و مرد قائل نشده اما در برخی موارد هم ممکن است تفاوت وجود داشته باشد. ما در اینجا درصدد اظهار نظر جزمی نیستیم و درصدد این هستیم که امکان محدودیت را مطرح کنیم. ممکن است این محدودیت الزامی باشد و ممکن است غیر الزامی باشد. لذا همین شرایط فعلی جمهوری اسلامی از نظر عده ای از فقهای ما وضع پذیرش دانشجو و عضو هیأت علمی مطلوب نیست و اولویت های جنسیتی را مطرح می کنند.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به تقسیم بندی علم به مسلمان و غیر مسلمان، گفت: به هر حال علم به نوعی با قدرت همراهی دارد و بر این اساس ممکن است در جامعه دینی برای کسانی که مسلمان نیستند محدودیت هایی در ارتقاء علمی وجود داشته باشد که مبادا در جامعه اسلامی غیز مسلمانان سلطه علمی پیدا کنند.

وی تأکید کرد: مسأله سوم این بحث این است که در جامعه دینی علم نماها می تواند بر علم برتری پیدا کنند. در جوامع غیر دینی امثال خرافات و موهومات بین مردم هست اما در جامعه دینی چون اتکاء نظام به امور ماورائی است طرح کردن موضوعات ماورائی به نوعی با حکومت همراه می شود؛ یعنی علم نماها سریع تر می توانند رشد کنند.

 ادعاهایی که در واقع علم نیست و علم نما هست در جامعه ما بسیار زیاد است

 سروش محلاتی گفت: بذر این نظام را شخصیتی چون امام خمینی(س) کاشته اند و آبیاری کرده اند و رشد کرده است. اما در عین حال سرعت ادعاهایی که در واقع علم نیست و علم نما هست در جامعه ما بسیار زیاد است و برخوردی هم در این زمینه صورت نمی گیرد. این نوع ادعاها در همه جوامع هست اما در جامعه علمی اگر کسی ادعا کند که یک دختر بچه در زیرزمین خانه خود انرژی هسته ای تولید کرده است، مراحل سخت و سنگینی برای اثبات این ادعا وجود دارد و هرگز مقامات و مسئولین به این سادگی نمی توانند مسأله را مطرح و رسانه ای کنند.

وی با بیان اینکه سرنوشت علم در حکومت دینی مسأله بسیار مهم و قابل اهمیتی است، اظهار داشت: نگاه اولی ما این بود که اسلام با علم مشکلی ندارد و تشویق هم کرده و در یک حکومت دینی نه تنها مشکلی نخواهیم داشت بلکه از جوامع دیگر پیشرفته تر هم خواهیم بود. ولی در مقام عمل ممکن است محدودیت هایی وجود داشته باشد؛ البته ممکن است این محدودیت ها به اصل و ذات دین بر نگردد و به تفسیری که ما از دین داریم برگردد.

این استاد حوزه علمیه یادآور شد: در رأس جامعه اسلامی ولی فقیه هست و تصمیمات اصلی نظام هم به وسیله او اتخاذ می شود. در تصمیماتی که در آن نقطه مرکزی گرفته می شود، علم چه نقش و سهمی دارد؟ در اینجا چند نظر مطرح است. یک نظر این است که چون اداره حکومت یک امر تخصصی است و به دانش های مختلف بشری نیاز هست، قهرا نمی توان گفت که این دانش ها در فقیهی که در رأس حکومت هست تحقق پیدا می کند و لذا به طور کلی یا باید از حکومت ولی فقیه چشم پوشی کرد و یا باید از ثمرات علم چشم پوشی کرد و این دو با یکدیگر جمع نمی شود.

وی ادامه داد: در میان دانشمندان ما مرحوم آیت الله سید محمدحسین اصفهانی که از متفکرین بزرگ قرن اخیر هست این نکته را مطرح کرده است. مرحوم اصفهانی فقیه، اصولی، فیلسوف و عارف است و شاگردان بزرگی داشته و علامه طباطبایی، آیت الله میلانی، آیت الله خویی و آیت الله بهجت  از شاگردان او هستند. ایشان از کسانی است که ولایت فقیه را قبول ندارد و استدلالش همین است که اداره حکومت نیازمند به دانش هایی است که در فقها این دانش ها وجود ندارد. امتیاز فقیه مربوط به استنباط احکام است؛ نه اینکه از نظر اداره جامعه امتیازی داشته باشد. پس ما برای اداره کشور باید به سراغ کسانی برویم که اهل تخصص هستند و دانش های بشری را می دانند.

سروش محلاتی گفت: مثال نقض این مسأله این است که مسئولین جوامع غیر دینی را آمار بگیرید که از نظر علم چگونه هستند و بعد مقایسه کنید که آیا حاکمان آنها از نظر اطلاع بر دانش ها از ما جلوتر هستند؟ خوشبختانه اینترنت این اطلاعات را سریع می دهد که سواد رئیس جمهورهای دنیا چقدر است و در چه رشته هایی تحصیل کرده اند و در مقایسه با ما چه وضعی دارند. از منطقه خودمان که شروع کنیم، تحصیلات نوری مالکی ادبیات عرب و بشار اسد نیز چشم پزشکی است. چشم پزشکی چه تأثیری در اداره جامعه دارد؟ مرکل دکترای فیزیک و بوش کارشناس ارشد تاریخ است. اصلا فرض هم بر این باشد که رئیس جمهور و یا نخست وزیر باید تخصص داشته باشد، تنوعی که در امر حکومت وجود دارد خیلی زیاد است و رئیس جمهور حداکثر می تواند در یک رشته تخصص داشته باشد؛ بقیه چه می شود؟

وی ادامه داد: در دنیا اینکه علم منزلت پیدا کند و تصمیم ها علمی باشد را با یک شخصیت حل نمی کنند و با نهادهای تصمیم ساز حل می کنند. هر کدام از آن نهادها در یک حوزه کارشناسانی دارند و در ارتباط با مراکز علمی، دانشگاهی و پژوهشی کار علمی انجام می گیرد و بعد اگر لازم باشد این تصمیمات در مجالس قانونگذاری به شکل قانون در می آیند و یا به اشکال دیگری ارتباط پیدا می کند. یعنی حتی در حوزه ای هم که شخص تخصص دارد این طور نیست که اختیارات به خود او محول شود و مثلا بگویند چون تخصص تو صنعت و تجارت است در صنعت هر جور خواستی تصمیم بگیر.

این استاد حوزه علمیه تأکید کرد: لذا کشورهای دیگر این مسأله را حل کرده اند و ما باید بحث کنیم که این مسأله با مبانی دینی سازگار هست یا نیست و اگر سازگار باشد، ما مشکلی در این جهت نداریم. از جمله کسانی که تحت تأثیر همین نظر قرار گرفته بود که تصمیمات باشد به اقتضای علم باشد مرحوم آیت الله منتظری است. نظر ایشان این بود که در رشته های مختلف باید تصمیمات را به کارشناسان همان رشته ها محول کنیم و این را به معنای این می دانستند که ولی فقیه ولایتی در آن حوزه ها ندارد و ولایت شامل حوزه کارشناسی نمی شود.

وی گفت: نظریه دوم در این زمینه کسانی هستند که معتقدند فقه بر نظرات کارشناسی تقدم پیدا می کند. اینها معتقدند فقه خطوط کلی را مطرح می کند و یک احکام کلی دارد که همه علوم و دانش های بشری را پوشش می دهد و لذا فقیه از آن جهت که فقیه است حق داوری درباره دستاوردهای علمی را دارد که کدام یک درست و کدام یک غلط است. لذا حوزه فقه بر حوزه علم تفوق دارد و نتیجه این تفوق نظری این می شود که فقیهی که در رأس حکومت است بر همه نهادهایی که کار کارشناسی انجام می دهند امتیاز و برتری پیدا کند.

 امام خمینی(س) نظرشان این است که نظر کارشناسی همیشه حجت است

 سروش محلاتی تصریح کرد: این نظر را از فرمایشات آیت الله جوادی آملی می شود استنباط کرد. در صفحه 386 کتاب ولایت فقیه ایشان سؤالی مطرح شده و ایشان جواب داده اند «فقه خطوط کلی علوم دیگر و بایدها و نبایدهای آنها را بر عهده دارد و به منزله قانون اساسی آن علوم است و فقیه که به این خطوط کلی آشنا است، در امور فرعی و جزئی با مراجعه به کارشناسان هر فن، در همه زمینه ها می تواند نظر اسلام را مشخص کند». به نظر من فرمایش آیت الله جوادی آملی هم گویا نیست.

وی اظهار داشت: امام خمینی(س) که اهتمام جدی به موضوع ولایت فقیه داشتند نظرشان این است که نظر کارشناسی همیشه حجت است و حجیّت نظر کارشناسی موکول به تأیید فقیه نیست. این یک امر عقلایی است که در سراسر فقه پذیرفته شده است که نظر متخصص معتبر است و غیر متخصص نمی تواند ورود کند. یک قسم از امور حکومت از حقوق خود ولی فقیه است و اختصاصا ولی فقیه باید در این امور نظر بدهد و یک سری امور از حقوق اختصاصی فقها نیست. مثلا طبق قانون اساسی «عفو» از حقوق و اختیارات ولی فقیه است اما بررسی این موضوع که شخص در مدت حبس اصلاح شده یا نشده یک کار تخصصی است.

این استاد حوزه علمیه تأکید کرد: استدلال امام این است که مرجع تشخیص موضوع عرفی خود عرف است و کاری که صورت می گیرد این است که باید برای اعتبار نظرات عرفی یک سازمان و نهاد وجود داشته باشد تا جلوی آشفتگی نظرات گرفته شود. سیستمی طراحی شده و در این سیستم این مسأله حل شده که موضوع شناسی در کجا و چگونه انجام می گیرد؛ به نحوی که اعتبار علمی خودش را حفظ کند. مثلا قضیه جنگ و صلح از اختیارات رهبری است. کارشناسان مختلف نظر می دهند و بر اساس آن امام قطعنامه 598 را می پذیرد.

وی افزود: تعجب من بر این است که امام در دهه اول انقلاب بر نظر کارشناسی تأکید داشته ولی حوزه علمیه ما به این موضوع توجه نکرد و نه در بحث های آیت الله منتظری اثری از آن هست و نه در بحث های آیت الله جوادی آملی اثری از آن هست و بعدها که مسائل مختلفی در نظام پیش آمد با تشتت افکار و آراء متناقض مواجه شدیم. من فکر می کنم بحث امام متقن و قابل دفاع است و از نظر کاربردی اجرایی بسیار راهگشا است.(منبع: جماران)

. انتهای پیام /*