حسنعلی خزائلی؛ استاد سطح و خارج حوزه علمیه قم

 ظهور و افول حوزه علمیه اصفهان در زمان سلاطین

رونق حوزه علمیه اصفهان در زمان دولت صفویه مخصوصا شاه عباس کبیر دوم، اصفهان بخاطر توجه صفوی به تشیّع و علماء و دانشمندان، حوزه علمیه اصفهان مرکزیت یافت و انبوهی از علماء در همه رشته‌های اسلامی، فرهنگی، هنری و حتی نظامی را در خود جای داد.

علماء از سراسر ممالک اسلامی به اصفهان روی آوردند و از آنجا برخواستند ستارگان علمی بزرگی در جهان اسلام درخشیدند نظیر مجلسی اول و دوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء، میرداماد، ملاصدرا، وحید بهبهانی، محمد تقی رازی، شیخ محمدتقی اصفهانی داماد کاشف الغطا و همچنین فرزند عالم و فقیه شیخ محمد تقی بنام شیخ محمدباقر و نوه شیخ محمد تقی بنام شیخ محمد حسین متوفی 1308 ق که 42 سالگی رحلت کرده و محمد حسین صاحب فصول، برادر شیخ محمدتقی، ملاصالح مازندرانی، فیص کاشانی، میرداماد، ابوعلی سینا سید اسد الله بید آبادی و سید محمد باقر بید آبادی، فاضل اصفهانی معروف به فاضل هندی شیخ شریعت اصفهانی، شیخ حسنعلی نخود کی اصفهانی، ملا عبدالرحیم نجف آبادی، شیخ محمد مفید، ملاعبدالله که پادشاهان صفویه مدرسه ملاعبدالله در اصفهان را بنام او ساخته‌اند، فیض الاسلام مترجم نهج البلاغه، مصلح الدین مهدوی متوفی 1416 ق که پیرامون اصفهان کتاب‌هایی نوشته‌اند، شیخ لطف‌الله عامِلی که شاه‌عباس مسجد شیخ لطف الله اصفهان را به نام او ساخته است، شیخ مرتضی مظاهری، شیخ محمدعلی احمدیان نجف‌آبادی، ابوالقاسم پاینده نجف آبادی مترجم قرآن و مؤلف نهج الفصاحه در کلمات حضرت رسول، آقا حسین و آقا جمال خوانساری، کلباسی‌ها آقا نجفی مسجد شاهی و برادرانش آقانور الله و آقا جمال که این‌ها از احفاد شیخ محمد تقی صاحب حاشیه محسوب می‌گردند و آیت الله سید علی آیت الله طباطبایی نجف آبادی از پرچم داران مشروطه و مبارزان با ظل‌السلطان و رضاشاه، شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی متوفی 1384 ق او از وجوهات مصرف نمی‌کرد و به فرموده آیت الله بروجردی همان کسی است که هنگام تحصیل در نجف اشرف در خدمت آخوند خراسانی بعد از مریضی که پیدا می‌کنند بوسیله تربت حضرت سید الشهداء علیه السلام شفاء پیدا می‌کنند.» وی چهل دوره شرح لمعه را در اصفهان تدریس نموده آیت الله شیخ ابراهیم امینی می‌فرمودند دوره چهل و دوم را برای ما گفتند، آیت الله سید محمد مدرس نجف آبادی شاگر برازنده مرحوم آخوند خراسانی، که شاگرد او آیت الله مشکات می‌فرمایند او می‌گفت بعضی جاهای کفایه را خودم بیان کرده‌ام یعنی من عنوان کردم و مرحوم آخوند نوشتند» آیت الله بروجردی هشت سال در اصفهان تحصیل کرده است. آیت الله شیخ جواد صافی از یاران شیخ فضل الله نوری در داستان مشروطه مدتها در اصفهان تحصیل کرده، آیت الله غروی اصفهانی معروف به کمپانی، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیات فشارکی‌های اصفهانی، میرفندرسکی، عبدالصمد اصفهانی معروف به شهشانی متوفی 1295 ق، سلطان العلماء معروف به خلیفه سلطان متوفی 1064 ق در نجف از مشاهیر علماء عصر صفوی است، وی داماد شاه عباس صفوی است و از طرف او به مقام صدارت رسید و فرزندی خدا به او داد که بعداً از علماء بزرگ اصفهان گردید و شاه صفی در کودکی او را کور کرد و پدرش را هم سال‌ها به تهران تبعید کرد و پسر با وجود نابینایی به درجات علمی و اجتهاد در اصفهان رسید و از بزرگان گردید، گفتنی است حقیر در اول جنگ سال 60-61 ش در جبهه‌های حق علیه باطل در خوزستان قسمت شلمچه اهواز، پاسگاه زید بودم که در جبهه یکی از نوادگان سلطان العلماء که معلّم بود بنام خلیفه سلطان که برای رزمندگان بی‌سنگر، سنگر می‌ساخت، وی بر اثر توب 106 شهید شد و جنازه پاره پاره او را از جبهه در پارچه‌ای ریختند و به اصفهان فرستادند.

 حوزه علمیه اصفهان بعد از سقوط دولت صفویه

بعد از محاصره هفت ماهه و تصرف و تسلط هفت ساله افغانها بر اصفهان به فرماندهی محمود افغان از سال 1135 تا 1142 ق و گشتن چهار صد الی پانصد نفر از مردم اصفهان این شهرستان و حوزه پر رونق آن از تپش ایستاد و مردم و علماء به اطراف و شهرستانهای مجاور مثل نجف آباد و حوزه‌های نجف و کربلا و قم روی آوردند البته گفتنی است که مردم و عالمان شجاع خمینی شهر در برابر افغانها مقاومت کردند و آنها موفق نشدند به این شهرستان دلاور پرور وارد شوند. هر چند حوزه اصفهان با همه فجایع دردناک افغانها بر آن از رونق نیافتاد، منتهی شتاب و شادابی علمی و فرهنگی و اجتماعی خود را از دست داد و در این دوران سخت همین علماء راستین پناه و حامی مردم مظلوم اصفهان و ایران بودند.

تا زمان ملا اسماعیل خواجویی متوفی 1173 ق که زعامت علمی، شیعی و مردمی دارالعلم اصفهان را بر عهده داشت، او آخرین عالم باز مانده در آن زمان در اصفهان بود که اکثر شرح نویسان به بیان وصف او شتافته و در فتنه افغان بسیاری از علماء بزرگ ایران مانند وحید بهبهانی بسوی اعتبات مقدسه عراق رفتند و از مجددین حوزه هزار ساله نجف اشرف بعد از مقدس اردبیلی گردیدند و حوزه نجف تجدید حیات یافت و سپس حوزه دیرینه مقدسه قم هم مورد توجه قرار گرفت و رفته رفته اصفهان از شتاب گذشته بازماند و عالمان بعدی ادامه حوزه اصفهان را در دوران سخت و وحشتناک قاجاریه و زندیه بر عهده گرفتند و سال بلکه ماهی نبود که در این شهرستان بدست حاکمان ظالم اتفاق ناگواری رخ ندهد. مضافاً به قحطی فراگیر و گرسنگی مردم که آقا محمد باقر حجت شفتی بید آبادی متوفی 1198 یا 1198 ق حوزه اصفهان را تداوم داد و به درس تفسیر فقه و فلسفه پرداخت و علماء بزرگی مثل ملا علی نوری و حاجی کلباسی به درس او رفتند آقای کلباسی می‌گوید در زمان ما قحطی بر ایران و اصفهان حاکم بود و مردم از کهنه نان و غلّات بصورت کلی محروم بودند در شش ماه خیلی در مضیقه بودیم و مرحوم استادمان آقا محمد باقر بید آبادی و خانواده‌اش در این مدت گاه از مختصر چغندر پخته لبو، گرسنگی خود را برطرف می‌کردند و در عین حال استادم مردی استوار، قانع و شاگر بود و کوچکترین توجهی به اغنیاء و أمراء و سلاطین برای امور مادّی خویش ننمود. روز جمعه روی الاغ لخت می‌نشست و برای اقامه نماز جمعه به یک فرسخی شهر می‌رفت و در زهد و قناعت کسی به پای او نمی‌رسید.

 آقایان عالمان بزرگ کلباسیها حوزه علمیه اصفهان را پی گرفتند و به اصلاح امور مردم پرداختند

حاج محمد کلباسی متوفی 1190 و حاج محمد ابراهیم کلباس متوفی 1180 شیخ محمد تقی اصفهانی متوفی 1248 صاحب حاشیه بر معالم شاگرد وحید بهبهانی، صاحب ریاض، بحر العلوم، و شاگرد و داماد شیخ جعفر کاشف الغطا نجفی، او بعد از تحصیلات نجف به اصفهان آمده و مدّت‌ها در سخت‌ترین دوران تاریخ اصفهان به تدریس و رتق و فتق امور مردم اشتغال داشت.

شیخ محمد حسین غروی اصفهانی متوفی 1254 ق معروف به صاحب فصول برادر شیخ محمد تقی که باعث جلوگیری از تخریب قبر رسول خدا در زمان تسلّط وهابیان و ال سعود بر عربستان شد او بعد از اصفهان در نجف باقی ماند و در یک سفر از نجف اشرف به قصد حج روانه خانه خدا و عربستان می‌شود و هنگامیکه وهابی ها قبور ائمه بقیه را تخریب کرده و قصد تخریب قبر رسول خدا صلی الله علیه و اله را داشتند او با برخی از علماء دیگر به نزد پادشاه وقت عربستان می‌رود و از او درخواست ممانعت از این کار را می‌نماید و پادشاه قول مساعد به او می‌دهد و او از پادشاه درخواست می‌کند که آنچه را قبول دارید و بر آن توافق شد مکتوب کنید و پادشاه با لفظ عربی مکتوب می کند و او نوشته را همراه خود می‌آورد که گویا چند وقت پیش متن نامه او از سیمای جمهوری اسلامی ایران نشان داده شد.

آقا علی نوری اصفهانی متوفای 1246 ق از بزرگترین فقها و فلاسفه مکتب ملاصدرا اصفهان که حدود 60 – 70 سال متوالی به این خدمت اشتغال داشت و شاگردانی مثل ملا اسماعیل اصفهانی محشی بر شوراق و ملاعبدالله زنوزی و حاج ملاهادی سبزواری متوفای 1289 ق و میرزا ابوالقاسم مدرس خاتون آبادی از حوزه درس او برخواستند.

ملامحمد کاشانی معروف به آخوند کاشی متوفی 1333 ق استاد فقه، فلسفه، ریاضیات از شاگردان او آقا رحیم ارباب و جهانگیر قشقانی متوفای 1328 است.

ملا عبدالرحیم نجف آبادی متوفی بعد از سال 1286ق از شاگردان شریف العلماء و معاصر شیخ انصاری است و از دانشمندان بزرگ شیعه در عصر خود در اصفهان و نجف آباد در سخت ترین دوران به تدریسی اشتغال داشته و کتاب بزرگ حقایق الاصول از تالیفات او می‌باشد. وی معاصر صاحب فصول بوده و در نجف آباد با هم معاشرت و رفاقت داشته‌اند حقیر شرح حال وی را در ج اول کتاب سیمای دانشوران آورده‌ام.

 کرسی درس خارج از سال 1300 ق‌ به بعد

آیت الله سید علی جناب متوفی 1349 ق در کتاب الاصفهان می‌نویسد اکنون در این زمانها در اصفهان ده مجلسی درسی خارج است.

1- آقا سید ابوالقاسم دهکردی 2- آقا آخوند ملامحمد حسین فشارکی 3- آقا شیخ محمدرضا نجفی 4- آقا حاج میرزا محمد صادق نایب الصّدر 5- آقا حاج میرزا عبدالحسین سیّد العراقین 6- آقا حاج میرزا عبدالحسین نجفی

7- آقا سید علی نجف آبادی 8- آقا سید محمد نجف آبادی 9- آقا سید مهدی در چه 10- آقا حاج شیخ شور الله نجفی پایان نقل از ایشان، گفتنی است آقانور الله برادر محمد تقی نجفی مسجد شاهی می‌باشد.

از درس این اعاظم علماء معاصر بزرگی تربیت شدند که قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نقش مؤثر در باورهای مذهبی، اجتماعی و سیاسی مردم داشتند.

آیت الله سید علی طباطبایی نجف آبادی که بعداً اشاره خواهیم کرد از رهبران مشروط و مبارزان با استبداد خارجی انگلیسی و روس بود آیت الله حسینعلی منتظری می‌فرمود: سید علی در عراق با انگلیسی‌ها مبارزاتی داشته و در عراق او را زندانی کردند و قصد داشتند او را اعدام کنند در زندان نذر کرده بود اگر آزاد شدم تا آخر عمر منبر رفتن و روضه خواندن را ترک نکنم لذا در اصفهان با وجود مرجعیت و چندین درس منبر هم می‌رفتند.

برخی شاگردان سید علی و سید محمد نجف آبادی عبارتند: از آیت الله پسندیده برادر امام خمینی و آیات خاتمی، آقاحسین‌ خادمی، یوسفی غروی نجف آبادی، شیخ احمد فیاض، حسینعلی منتظری، علی مشکوه، خانم نصرت امین اصفهانی، سید مرتضی موحد ابطحی، جبل عاملی، سید ابوالحسن شمس آبادی، سید مصطفی مهدوی، فانی اصفهانی، سید حسن هاشمی، شهید اشرفی اصفهانی، محقق، حبیب الهی نجف‌آبادی که سالها در شهرستان خمین به هدایت مردم مشغول بود و در مبارزات علیه دستگاه پهلوی پیشتاز بود و همانجا از دنیا رفت و به خاک سپرده شد و از جمله بازماندگان درک محضر آیت الله سید علی نجف آبادی دایی اینجانب شیخ ابوطالب مصطفایی متولد 1303 ق از خطبا و مدرسین قدیم حوزه علمیه اصفهانی و فعلاًّ از بزرگترین علماء ساکن در نجف آباد که با کهولت سن به رتق و فتق امور مردم اشتغال دارند. فرزند طلبه ایشان جواد در جبهه جنگ عراق علیه ایران در فتح خرمشهر شهید شد و آیت الله سید محمد مدرس نجف آبادی هم شاگرد بزرگ مرحوم آخوند خراسانی با آن موقعیت علمی در اصفهان وقتی از دنیا می‌روند آیت الله یوسفی غروی می‌فرمودند در تشیع جنازه او در اوج استبداد رضاخان، مأمورین به مردم جوب و کتک می‌زدند و مردم با دویدن جنازه سید محمد را تا تخت فولاد تشییع کردند، زمانی که عمامه گذاشتن و روضه خواندن ممنوع بود.

با این سختی‌ها و مشکلات در حالی که به نان شب محتاج بودند حوزه علمیة اصفهان را حفظ کردند. لازم به ذکر است اینجانب به برخی از زحمات بعضی از علماء در حفظ حوزه‌های علمیه در کتاب «این‌چنین بود استاد» شرح حال آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره) اشاره کرده‌ام.

آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی متوفی 1354 ق از رهبران مبارزه با کشف حجاب رضاخان که بعد وی را محاکمه و زندانی و تبعید به شهرستان سمنان کردند. اجداد او با چند واسطه به امام زین العابدین علیه السلام می‌رسند گفتنی است نامبرده جدّ مادری آیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله العالی است که معظم له یک وقتی می‌فرمودند «ما یک مادر عالمه سیده نجف آبادی داشتیم که بسیار فاضل بودند و در نوجوانی بسیاری از چیزها را از او می‌آموختیم.»

و اکنون هم آیات مجلسی، مظاهری، طباطبایی امام جمعه محترم و برخی از بزرگان دیگر حوزه علمیه اصفهان را اداره می‌کنند. که قبل از ایشان هم آیات، خادمی، طاهری، صافی، صادقی، ادیب نجف‌آبادی، ابطحی، فقیه ایمانی، شیخ حیدرعلی محقق، هاشمی، مهدوی و ابطحی عهده‌دار اداره حوزه بودند. گفتنی است همانگونه که اصفهان سابقاً هزاران عالم، مجتهد، شاعر و حکیم را داشته، اکنون هم به سال 1435 ق مطابق با 1393 ش طبق آمار رسمی حوزه علمیه اصفهان بعد از حوزه علمیه مقدسه قم، استان اصفهان رتبه اول را در کشور با تعداد 23800 (بیست و سه هزار و هشتصد) نفر طلبه و روحانی در سراسر کشور دارد که 21000 نفر آنها مقیم استان هستند و از این تعداد 8000 نفر تعداد خواهران طلبه را تشکیل می‌دهند و رتبه بعدی تعداد طلبه، استان خراسان رضوی است.

 نقش علماء اصفهان در مبارزات سیاسی و اجتماعی علیه استبداد

پیش گامی و نقش علماء اصفهان در مبارزات سیاسی و اجتماعی از سال 1300 ق

الف: پیش گامی علماء اصفهان در تحریم تنبا کو

ب: پیشگامی آنها در جنگ بین الملل اول و نهضت مشروطیت

ج: مبارزه با استعداد صغیر زمان محمد علی شاه (قاجار) و خلع از دولت قاجاریه در سال 1346 ق برهبری آیت الله شیخ محمد تقی نجفی اصفهانی مسجد شاهی و برادرش آیت الله آقا نور الله مسجد شاهی و برادر دیگرش آقا جمال و آیت الله سید علی آیت الله طباطبایی نجف آبادی.

در زمان حکومت 35 ساله حاکمیت ظل السلطان در اصفهان حاکم عیّاش و خوش گذران پسر ناصر الدین شاه که اصفهان از هر جهت بخاطر بی کفایتی او رو به انحطاط و ویرانی گذشت فشارهای او باعث شد مردم لب به اعتراض بکشانید و به علماء و روحانیون رو آورند عالم بزرگ قدرتمند و شجاع آن وقت اصفهان شیخ محمد تقی مسجد شاهی معروف به آقا نجفی متوفی 1332 ق مدفون در اصفهان بود او بزرگترین عالم حاصر در صحنه و مخالف در زمان حکومت ناصر الدین شاه بود. منزل او سالها مرکز انقلاب و رفت و آمد مردم و تصمیم‌گیری بود. او مخالف نفوذ انگلیس و فرانسه بر ایران در زمان ناصر الدین شاه بود او از همان ابتداء به مخالفت با قرار داد رژی پرداخت شاه او را تبعید کرد ولی تبعید در او اثری نکرد.

او چند ماه زودتر از صدور حکم تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی در اصفهان مصرف تنباکو و کشیدن قلیان را در قهوه ‌خانه‌ها و منازل ممنوع ساخت در حالی که در زمان 46 سال بیشتر نداشت علماء شهر اصفهان از او حمایت نمودند تا سودی به شرکت‌های انگلستان نرسد برادر دیگر او آقانورالله مسجد شاهی استفاده از اجناسی خارجی و منسوجان انگلیسی را تحریم کرد و با کمک مردم و تجّار. کارخانه نسّاجی دائر کرد.

مبارزه با نفوذ انگلستان در ایران و مبارزه با استبداد ناصر الدین شاه و پسر بی کفایت او ظل السلطان در اصفهان به رهبری علماء و آقا نجفی از سال 1300 ق آغاز شد. آقا نجفی و علماء و امام جمعه مقتدر وقت میرزا هاشم نامه‌ای با لحن تند به ظل السلطان در خصوص تحریم تنباکو می نویسند و ظل السلطان با کمال بی شرمی در حالی که موقعیت و جایگاه و نفوذ عالمان دین و تشیع را نمی‌شناسد، در جواب علماء چنین می‌نویسد: «عریضه شما توسط امام جمعه به دست ما رسید شما سزاوارید که احضار شوید و به گستاخی خود برسید یعنی مثلاً پاهایتان به فلک بسبته شود و حق این است که شما را گردن بزنند تا دیگر احدی قادر نباشد در امور دولتی بگوید چرا یا برای چه؟ ولی این دفعه به لحاظ احترامی که برای امام جمعه قایلیم اغماض کردیم. به این شرط که که دست از چنین گستاخی‌ها و مخالفت با اوامر دولت بردارید. اعلیحضرت پادشاه صاحب اختیار اهالی ایران و اموال آنان است و بهتر از هر کسی می‌داند که مصلحت رُعایا در چیست؟ شما ابداً حق چنین مخالفت هایی را ندارید و بدون گستاخی به شغل خودتان بپردازید و کاری به این کارها نداشته باشید».

آقا نور الله مسجد شاهی بعد از قتل ناصر الدین شاه در سال (1313 ق) رهبری مشروطه، خواهان را در اصفهان بدست گرفت و به نتیجه رسید و در جریان پیروزی مشروطه ظل السلطان نالایق عزل گردید.

بعد از مرگ مظفر الدین شاه محمد علی شاه که با مشروط مخالف و با پیش رفت مشروطه مخالفت می‌کرد. در سال 1325 ق با کمک روس‌ها مجلس را به توپ بست و عده‌ای از نمایندگان مجلسی را گشت بدنبال آن مردم اصفهان مغازه و بازار را تعطیل کردند و در مساجد متخصص شدند تا مشروطه بحالت اولیه خود برگردد حدود چهل هزار نفر از مردم به طرف تخت فولاد برای بازگرداندن مشروط راهپیمایی کرده و بر علیه محمد علی شاه شعار دادند و حاج آقا نور الله در آن اجتماع بزرگ سخنرانی کرد و حکم آیت الله العظمی آخوند خراسانی را در حمایت از مشروطه خواهان قرائت نمود و از مردم خواست از مشروطه‌ای که با خون هزاران شهید بدست آمده حمایت کنند. و مردم هم در پشتیبانی از حرکت مشروطه شعار دادند و آقا نجفی فرمود شما به تکلیف خود عمل کنید و از منبر پائین آمد و مردم تظاهرات را ادامه دادند).

در هر صورت در اصفهان عمومی مردم به غیر از ظلّ السلطان و خانواده او مخالف مشروطه بودند حاج آقا نور الله با آیت الله شهید سید حسن مدرس و سید جمال اصفهانی و آیت الله سید علی آیت نجف آبادی و آیت الله میرزا محمد صادق خاتون آبادی و دیگر علماء و مبارزین مشروطه خواه برای رهایی از استبداد محمد علی شاه و رسیدن به آزادی و اجراء قوانین شرعی جلسات مخفیانه داشتند.

و حاج آقا نور الله از سران بختیاری مثل سردار اسد و صمصام السلطنه و ضرغام السلطنه برای مبارزه با محمد شاه دعوت به عمل آورد برای آنها نامه نوشت که قاطبه علماء اصفهان از محمد علی شاه و طرفداران او متنفرند، و اگر خوانین بختیاری به کمک بیایند مردم با آنها همکاری می‌کنند که بدنبال آن نیروهای اصفهان هماهنگ با تبریز و گیلان راهی فتح تهران و مبارزه با محمد علی شاه شدند و شاه به وحشت افتاد و نامه‌های به حمایت از مشروطه خواهی نوشت و نمایندگان روس و انگلیس با مبارزان اصفهان در قم تماس گرفتند که به اصفهان برگردند ولی سردار اسعد و صمصام السلطنه نپذیرفتند و تصمیم به رفتن به تهران برای مشروطه خواهی و طلب آزادی گرفتند و تهران را در رجب 1327 ق محاصره کردند و قوای دولتی تسلیم شده و یا فرار کردند و مجاهدین مراکز دولتی را تصرف کردند و سربازان را خلع سلاح نمودند و محمد علی شاه جواهرات را برداشت و به سفارت روس پناهنده شد و بدین وسیله دوران استبداد صغیر پایان یافت که اصفهان و علماء آن در بازگرداندن مشروط به ملت ایران نقش اساسی را ایفا کردند.

علماء مشروطه خواه دیگر در اصفهان

الف: آیت الله العظمی میرسید علی آیت طباطبایی نجف آبادی

آیت الله العظمی علامه میرسید علی آیت طباطبایی نجف آبادی از شاگردان بزرگ آخوند خراسانی است، او از مراجع بزرگ و از فحول علماء امامیه در عصر خودش، نجف اشرف و اصفهان و نجف آباد بشمار می‌رفت. از پیشتازان مشروطه خواهان در اصفهان بود و در بازرگرداندن مشروطه نقش مهمی داشت در جنگ بین الملل اول و در زمان استبداد صغیر یعنی زمان استبداد محمد علی شاه و به بن بست رسیدن مشروطه خواهی رنج‌ها کشید، روس‌ها قصد گشتن او را داشتند، او از یاران آقا نور الله نجفی در مبارزات بود و هنگام اشغال اصفهان به ناجار مدت‌ها در بختیاری و اطراف آن متواری بود و دوباره به اصفهان بازگشت در سال 1362 ق با رنج زیاد از دنیا رفت و در تخت فولاد بخاک سپرده شد.

سخن امام خمینی در رابطه با مشروطه خواهان و آیت الله سید علی آیت نجف آبادی در کتاب سیمای دانشوران آورده‌ام که آیت الله العظمی شیخ حسینعلی منتظری از امام خمینی نقل می‌کردند که فرمودند وقتی علماء اصفهان در زمان مشروطیت همراه آیت الله حاج آقا نور الله مسجد شاهی و آیت الله میرزا محمد صادق خاتون آبادی که در اصفهان مرجع تقلید بود و در ادامه مبارزاتی که با رضا خانه داشتند به قم آمده بودند آیت الله سید علی نجف آبادی هم با آنها به قم آمده بود حاج میرزا محمد صادق گفت سید علی می‌خواهد بگوید که من از آقای نائینی و سید ابوالحسنی اصفهانی کمتر نیستم بیراه هم نمی‌گوید (یعنی درست می‌گوید).

ب: شهید آیت الله سید حسن مدرّس

سید حسن مدرس از شخصیت‌های شاخص و معروف و شجاع در زمان مشروطه در اصفهان و تهران بود، یک نوبت قصد داشتند او را از اصفهان تبعید کنند که تظاهرات مردم اصفهان به پشتیبانی از او مانع از آن گردید. مرتبه بعد در تهران به سوی او تیراندازی کردند که به هدف خود نرسیدند.

بعد از دوره استبداد صغیر با از بین رفتن محمد شاه و بازگرداندن مشروطه خواهی و افتتاح مجلس تهران با اصرار علماء از تهران به نمایندگی مجلس برگزیده شد و سدّی محکم در برابر قدرت رضاخان بود و در سال 1310 ش ماموران رضاخان شبانه او را از منزلش در تهران ربوده و در شهر خاف در مرز افغانستان به مدت ده سال زندانی و تبعید نمودند و در تاریخ 1317 ش مطابق با رمضان 1357 ق در حالی روزه دار بود عمامه او را به دور گردنش پیچیدند و با زبان روزه او را شهید کردند و به اجداد پاکش محلق کردند و در کاشمر بخاک سپردند.

امام خمینی در رابطه با شهید مدرس فرمودند «در مجلسی که مرحوم سید حسن مدرس وکیل بود دولت روسیه به ایران فشار آورده بود که اگر فلان طرح تصویب نشود ما تهران را می‌گیریم. دولت وقت هم به مجلس فشار می‌آورد که باید این طرح را تصویب کند. آنوقت یک روحانی (بنام سید حسن مدرس دست به عصا آمد پشت تریبون ایستاد و اظهار کرد اکنون که بنا است از بین برویم چرا سند نابودی را شخصا امضا کنیم، مجلس به واسطه مخالفت او جرأت پیدا کرد و طرح را رد کرد.» و متعاقب آنکه روس‌ها در چنگ بین الملل اول اصفهان را گرفتند ظل السلطان با پسرانش اصفهان را بین خود تقسیم کردند و به ازار مردم و علماء پرداختند و حاج آقا نور مسجد شاهی به نجف رفت و برادر سوم او آقا جمال مسجد شاهی این عالم بزرگ را به تهران تبعید کردند و در پایان جنگ بین الملل اول در سال 1332 ق حاج نور الله از نجف اشرف به اصفهان برگشت و مورد استقبال مردم قرار گرفت.

حاج نور الله با تعدادی از علماء طراز اصفهان مثل میرزا محمد صادق خاتون آبادی و سید علی آیت نجف آبادی بعنوان اعتراض به اعمال رضاخان بطرف قم و تهران و مشورت با علماء قم حرکت می‌کنند. او در قم بدنبال تفرقه بین آقایان مریض می‌شود و رضاشاه افرادی برای معالجه از تهران به قم می‌فرستد و معلوم نیست با او چه کردند او در سال 1306 ش با وضع مشکوک از دنیا می‌رود و به شهیدان می‌پیوندد و جنازه او را به نجف اشرف منتقل می‌کنند امام خمینی در رابطه با او فرمودند «حاج آقا نور الله جزء پیشتازان روحانیت در سنگر جهاد علیه استبداد است که در مصاف با رضاخان خود و حوزه اصفهان را بسیج نموده و در هجرتی تاریخی به قم با اساس حکومت استبداد به نبرد برمی‌خیزد و اگرچه در این راه شهید می‌شود ولی پرچم مبارزه علیه پهلوی را در اهتزاز نگاه می‌دارد باز می‌فرمایند و در زمان این مرد سوادکوهی، این رضاخان قلدر نانجیب یک قیام از علماء اصفهان شد که ما در واقعه حاضر بودیم، علمای اصفهان آمدند به قم و علمای بلاد هم از اطراف جمع شدند در قم، و بر خلاف دستگاه نهضت کردند»

 نقش علمای اصفهان هنگام دستگیری امام خمینی (س)

نقش علماء اصفهان در حمایت از امام خمینی هنگام دستگیری وی هنگامی که امام خمینی در سیزدهم خرداد سال 1342 در مدرسه فیضیه علیه دستگاه سخنرانی تندی نمودند. امام را بازداشت کردند و به تهران بردند چون احتمال محاکمه و اعدام ایشان وجود داشت مگر مرجعیت او ثابت شود لذا علمایی از شهرستانها برای جلوگیری از اعدام امام خمینی به تهران آمدند از قم ایات و مراجع عظام شریعتمداری و مرعشی، میلانی از مشهد، خوانساری از تهران، خادمی، منتظری و امینی از اصفهان به تهران رفتند، آیت العظمی منتظری می‌فرماید... به علماء حاضر گفتم تلگرافی به محضر مراجع بزنیم (علماء) گفتند خیلی خوب است. من متن تلگراف را خواندم محضر مبارک آیت الله العظمی آقای خمینی مرجع عالیقدر...یکی از آقایان گفت ایشان (آیت الله خمینی) که مرجع تقلید نیست، چه کسی از ایشان تقلید می‌کند گفتم من تقلید می‌کنم و بردم خدمت آقای شریعتمداری و گفتم اجازه بفرمائید من به آقایان بگویم امضاء کنند، گفتند مانعی ندارد. و من امضاء گرفتم به دنبال آن دیگران متوجه شدند به آیت الله شیخ ابراهیم امینی گفتم قضیه فاش شد ما با زحمت این امضاها را جمع آوری کرده‌ایم. سپس نامه را در جیب آقای امینی گذاشتم و بعد مرا گرفتند بردند ساواک بعد آیت الله امینی نامه را زیر خاک کرده بودند و بعد رفته بودند آورده بودند.

در یکی از گزارشات ساواک در تاریخ 1352 ش در رابطه با آیت الله العظمی شیخ حسینعلی منتظری چنین آمده «50 جلد از کتاب فارسی خمینی از طرف حسینعلی منتظری به اصفهان ارسال گردید.»

 نقش علماء و مردم اصفهان در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی

مردم اصفهان و علماء آن اولین شهری بود که هنگام پیروزی انقلاب اسلامی چهار ماه زودتر از سائر شهرستانها اعتصاب عمومی و مبارزه را شروع کردند. اولین شهری بود که از طرف حکومت پهلوی در آن بوسیله سرلشکر فرمانده نظامی ناجی معدوم در سال 1357 ش و سپس در نجف آباد و خمینی شهر و شهر رضا حکومت نظامی و مقررات منع آمد و رفت به مدت یک ماه برقرار شد که حقیر توضیح آنرا در کتاب سیمای دانشوران آورده‌ام و در آینده ج دوم آن در رابطه با اصفهان به چاپ خواهد رسید.

تحصّن علماء اصفهان در منزل آیت الله خادمی

در سال 1357 ش علماء و مردم اصفهان بدنبال دستگیری مجدد آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی در منزل آیت الله سید حسین خادمی بعنوان اعتراض به مظالم و کشتار بی رحمانه دستگاه شاه متحصّن شدند که حقیر هم توفیق حضور یافتم و رژیم شاه در پنجم رمضان 1357 ش به منزل آیت الله خادمی هم حمله کرد.

نقش مردم شهید پرور استان اصفهان در جنگ تحمیلی با شروع چنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی، اصفهان یکی از شهرهای پیشتاز و خط شکن بود که بیشترین نیرو و تجهیزات را به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل فرستاد در قالب دو لشگر یکی لشگر امام حسین از اصفهان دوم لشگر نجف اشرف از نجف آباد، خمینی شهر، لنجان و بعضی مناطق دیگر، به فرماندهی سردار شهید احمد کاظمی. استان اصفهان عموما و شهرستان شهید پرور اصفهان خصوصاً نسبت به سایر استانها بیشترین شهید، جانباز و آزاده را تقدیم اسلام و کشور نموده است. استان اصفهان بیش از 23 هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی نموده، تعداد شهیدان به قدری زیاد است که هشت قطعه برای شهیدان اختصاص داده شده است، و آنچه را علماء در صفحات تاریخ با قلم خود نوشتند، با خون شهیدان تحقق یافت شهیدانی همانند آیت الله بهشتی، شهید محمد منتظری، اژه‌ای، جزائری، احمد کاظمی، حسنی‌ها، منوچهریها، حجتی ها و ایزدیها.

گفتنی است بعد از اصفهان، شهرستان دار المومنین شهید پرور نجف آباد نسبت به جمعیت خود بیشترین شهید را در استان یعنی 4000 شهید و 560 نفر مفقود الاثر و 457 نفر اسیر جنگی را تقدیم اسلام نمود و بعد از آن هم شهرستان شهید پرور خمینی شهر که در بین آنها طلبه‌های شهید فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها در کتاب سیمای دانشوران اشاره شده‌ است. گفتنی است کثرت آمار بالای شهیدان اصفهان ریشه در اعتقادات مذهبی دیرینه آنها دارد که زمینه ساز آنها عالمان فرهیخته و مجاهد بودند اند که همه وقت با قلم و قدم پیشتاز صحنه‌های نبرد بودند. بقول شهید بهشتی اصفهانی «ما راست قامتان جاودان تاریخیم.»

هفته و ماهی نبود که در این شهرستان و شهرستانهای مجاور چند بلکه چند صد شهید تشییع نشود که در یک نوبت امام خمینی در این رابطه فرمودند (شما در کجای دنیا می‌توانید جایی را مثل استان اصفهان پیدا کنید، همین چند روز روز پیش فقط در شهر اصفهان حدود سیصد و هفتاد نفر را تشییع کردند مع ذلک همین شهید داده‌ها و داغ دیده‌ها همچنان به خدمت خود به اسلام ادامه می‌دهند».

منبع: هفته نامه حریم امام، شماره 114

. انتهای پیام /*