پرتال امام خمینی(س):حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی، یادگار امام در تعدادی از سخنرانی های اخیر خود، ضمن اعلام نگرانی از، تنزل بسیاری از صفات اخلاقی در جامعه امروز بر ضرورت ایجاد نهضت بازگشت اخلاق به جامعه تأکید کرد.
به گزارش پرتال امام خمینی(س) آنچه که در پی می آید  دومین بخش از گفت و گوی جماران با حجت الاسلام و المسلمین حسین شاهمرادی، دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور است که موضوع اخلاق گریزی و اخلاق گرایی در جامعه امروز و راهکارهای ایجاد نهضت بازگشت به اخلاق در جامعه امروز را در چارچوب اندیشه امام(ع) را به بحث می گذارد.

اگر بخواهیم نهضت بازگشت به ادب و اخلاق را در جامعه امروز ایجاد کنیم؛ چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟
اگر توجه به ادب و اخلاق سرلوحه دستگاه های فرهنگی باشد شدنی است و هیچ مانعی ندارد. مثلا شورای فرهنگ عمومی از همه دستگاه های عضو بخواهد که این را عملیاتی کنند. اگر آموزش و پرورش بنایش این باشد که مباحث اخلاقی را در پیش دبستانی، دبستان و دبیرستان دنبال کند، قطعا نیازمند کارگروه های متخصص و راهکارهای عملیاتی است. مشکل ما این است که از روانشناسان، جامعه شناسان و دین شناسان بهره نگرفته ایم. هر دستگاه اجرایی ای نیازمند گروهی از متخصصان است که بدون وابستگی های سیاسی و جناحی و با داشته های عمیق دینی و فرهنگی راهکار بدهند. اگر راهکارهایی عملیاتی داشته باشیم و برای اجرایی کردن تلاش کنیم خوب است اما اینکه دور یک میز بنشینیم و چند ساعت وقت تلف کنیم برای اینکه تنها به بالادستی هایمان گزارش بدهیم، ما را به جایی نمی رساند. یکی از آسیب های دستگاه های مختلف پس از انقلاب این بوده است که برای گزارش دادن به بالادستی ها ظاهر را حفظ می کنیم. متأسفانه اقیانوسی هستیم با یک بند انگشت در حالی که مسائل فرهنگی عمق می خواهد. تمام رؤسای جمهور با شعار در رأس قرار داشتن مسائل فرهنگی و تربیتی روی کار می آیند، مجلسی ها از همین طریق رأی می گیرند، اما بیشترین بودجه های کشور صرف بخش های اقتصادی و تجاری می شود، نه فرهنگ.

 فرهنگ عمومی بخش مهمی از اخلاقیات جامعه را شامل می شود. وظیفه شورای فرهنگ عمومی به عنوان نهادی فراقوه ای که مسئولان رده بالای فرهنگی در آن عضویت دارند در جهت ارتقای سطح فرهنگ عمومی چیست؟

همچنان که در این چند ماه اخیر مقام معظم رهبری نیز فرمودند شورای عالی انقلاب فرهنگی یک قرارگاه است و اگر درست شود بقیه جاها نیز درست می شود. شورای عالی انقلاب فرهنگی زمانی درست عمل می کند که خود وارد اجرا نشود و تنها به نظارت در اجرای مصوبات خود بپردازد، مسائل فرهنگی را رصد کند. مسائل را با عینک سالم ببیند و اگر ما به وظایف ذاتی خود عمل کنیم، این آب زلال از سرچشمه زلال به درستی جاری می شود. شورای فرهنگ عمومی در سال 1364 با طراحی مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری شان به وجود آمد. اما متأسفانه در این دو دهه نه جایگاه خودش را داشته و نه آنگونه که باید فعالیت کرده است. یکی از دلایل این مسئله این است که متأسفانه اعضای شورای فرهنگ عمومی که همگی از مسئولان رده بالای فرهنگی کشور هستند، وظیفه نمایندگی خود را به خوبی انجام نمی دهند. از یک طرف به جای اینکه سخنگوی دستگاه مربوطه باشند، سخنگو و بیانگر مطالب خودشان هستند و از طرفی مصوبات شورا را در بدنه دستگاه خود اجرایی و دنبال نمی کنند، به عبارتی هیچ نقطه از تصمیمات شورا در دستگاه مربوطه شان بروز و ظهور ندارد.

در ساختار شورای فرهنگ عمومی ضمانت اجرایی برای مصوبات دیده نشده است؟

متأسفانه ما راهکار قانونی ای برای الزام دستگاه ها به اجرای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی نداریم و بسیاری از دستگاه های فرهنگی خودشان را ملزم به اجرای مصوبات نمی دانند. یکی از مشکلات ساختاری دیگری که در بخش فرهنگی حاکم است، موازی کاری در شورای فرهنگ عمومی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستگاه های فرهنگی است. 
بزرگ ترین لطمه ای که دستگاه ها به عرصه فرهنگی وارد می کنند، موازی کاری است. متأسفانه بسیاری از دستگاه های فرهنگی به صورت جزیره ای فعالیت می کنند و از یکدیگر خبر ندارند و متولی ای هم برای هماهنگ کردن این دستگاه ها با یکدیگر وجود ندارد. هر کس هزینه های کلانی را در جهت اهداف فرهنگی واحد صرف می کند و خروجی عملیاتی هیچ کدام هم مشخص نیست. اگر بتوانیم به این مسئله رسیدگی کنیم از هدر رفتن بودجه ها جلوگیری می کنیم و نیروهای موازی کار با یکدیگر، هم افزایی می کنند. مشکل دیگری که وجود دارد بودجه نامتناسب این دستگاه هاست. بسیار اتفاق افتاده که بودجه بخش فرهنگی یک دستگاه صنعتی بیش از کل بودجه سالانه وزارت ارشاد بوده است. یعنی وزارت ارشاد با چند معاونت و بیش از 30 اداره کل زیر مجموعه، 4 دهم درصد بودجه کشور را به خود اختصاص داده است، اما 5 برابر این رقم در داخل تهران مربوط به دستگاهی است که مسئولیت اصلی آن فرهنگی نیست.

در مقطع تدوین برنامه ششم توسعه اگر بخواهیم سیاست های کلان برنامه را از سخنان امام استخراج کنیم؛ می توان اشاره کرد که در منطق امام خمینی مسئلۀ فرهنگ و آموزش و پرورش در رأس مسائل کشور است. (سخنرانى در جمع مسئولان آموزش و پرورش، صحیفه امام، ج 15، ص 309) از سوی دیگر امام، آموزش و پرورش را مهمتر از دانشگاه می دانند(صحیفه امام، ج‏19ص189)؛ از طرفی تأثیرپذیری و نقش تربیتی مادر را مهم تر از نقش معلم و استاد و دامن مادر را بزرگترین مدرسه تربیتی می دانند.

این در حالی است که در فرآیند برنامه ریزی و بودجه ریزی نه آموزش و پرورش در رأس مسائل کشور و مهمتر از آموزش عالی است و نه جایگاه و نقش تربیتی مادر یا آموزش های فرزند پروری به مادران و آموزش های روانشناختی و تربیتی زوجین و مدیریت خانواده در سیاست های دولتی جایی دارد. اما اگر قصد داشته باشیم بر مبنای منطق تربیتی بنیان گذار نظام عمل کنیم، چه باید کرد؟ برای آموزش و اخلاق و تربیت اعضای جامعه چه سیاست هایی را باید دنبال کرد.

امام در موزه نرفته است، امام حی و حاضر و زنده است. اگر ما مسائل فرهنگی را از منظر امام و به نوعی با حضور امام در جامعه تبیین کنیم او را زنده نگه داشته ایم. کسی که به تفکرات امام نمی پردازد، امام را در قاب می بیند و برای تصمیم گیری امام را در ذهن ندارد. بروید سؤال کنید دولت برای نوشتن برنامه ششم توسعه چه نگاهی به اجرایی کردن اندیشه های امام دارد؟ از دستگاه های فرهنگی بپرسید امام کجای برنامه های فرهنگی آنها جا دارد؟ خواهید دید که برخی از مواجه شدن با چنین پرسشی متعجب می شوند.

سایت جماران می تواند تلنگری به نهادهای مختلف بزند تا متوجه این غفلت باشند. متأسفانه مسئولان فرهنگی که متولی امور امام هستند، حضوری در دستگاه های فرهنگی ندارند و تبدیل به جزیره هایی جدا افتاده شده اند. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی باید در شورای عالی انقلاب فرهنگی عضو باشد. متأسفانه ساختار دستگاه های فرهنگی به گونه ای تعریف نشده است که دغدغه شناخت و معرفی امام در آنها جایگاهی داشته باشد، و اگر کسی هم کاری برای امام می کند به دلیل علاقه شخصی است. چرا تفکر امام در مجلس شورای اسلامی جایگاه تعریف شده ندارد، جایی که میزان مطابقت مصوبات مجلس را با نظرات امام خمینی را بسنجد؟
این اولویتی که شما در اندیشه امام خمینی نسبت به خانواده مطرح کردید، در حال حاضر برای مسئولان ما روشن است؟

یافته های روانشناسی نشان می دهد که ساختار شخصیتی فرد در سنین یک تا شش سالگی شکل می گیرد، اما با این حال هیچ توجهی در کشور ما به این سنین نمی شود.

بله، متأسفانه مهدکودک های ما زیر نظر بهزیستی است و قوانین یونیسف در آنها اجرا می شود. این در حالی است که مهد کودک ها باید زیر نظر آموزش و پرورش فعالیت کنند.

بخشی از فرهنگ با فرآیند های جامعه پذیری منتقل می شود، بخش دیگر از طریق آموزش است. در کشورهای غربی آموزش هوش اخلاقی که و خصلت هایی همچون همدلی، مهربانی و وجدان را در دو سالگی برای کودک خود آغاز کرده اند. آن ها به هوش اخلاقی به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی منابع انسانی خود و یکی از پیش زمینه های توسعه می نگرند.

اهمیت تربیتی سال های نخست زندگی کودک هم از منظر روانشناختی در شکل گیری شخصیت فرد ثابت شده است و هم در فرهنگ و رهنمودهای بزرگان دین مورد تأکید قرار گرفته است غفلت از این مقطع تربیتی و بی توجهی دولت به آن خود به معنای آن نیست که ساختار سیاست گذاری و بودجه ریزی کشور ما در بخش هایی با تفکر امام تضاد دارد و یا حداقل بی اعتنای به آن شکل گرفته است و آیا روشن نیست که اگر بخواهیم بحث ادب و اخلاق را در جامعه مهم بدانیم باید از مقاطع پایین سنی جامعه شروع کنیم؟ دیدگاه و راهکار شما به عنوان رییس شورای فرهنگ عمومی کشور در این زمینه چیست؟
درست است و من قبول دارم نقص اساسی و عمده نپرداختن به زیربنا است.

آیا شورای فرهنگ عمومی در این زمینه کار خاصی کرده است؟

نه. البته این نه به معنای مصوبه نداشتن در این زمینه نیست. اتفاقا ما مصوبات خوبی در این زمینه داریم اما ثمرات آن را ندیده ایم. اگر هم کاری شده به صورت بومی انجام شده است. یعنی همین اخلاق محوری که گفتید ما در خانواده ها داشته ایم. پدر و پدر بزرگ این مسائل را به خوبی به بچه ها آموزش می دادند. متأسفانه ما نهاد خانواده را که همه این وظایف را برعهده داشت از هم پاشانده ایم. البته پیشرفت های تکنولوژی هم بر این مسئله تأثیرگذار بوده اند و مسلم است که ما نمی توانیم به دورانی برگردیم که هیچ تکنولوژی ای نداشتیم. ما باید نکات مثبت خانواده های قدیم را در حال حاضر هم داشته باشیم. دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی از متفکرینی که پیرامون این مطالب دست به تحقیق و بررسی زده اند، استقبال می کند و آمادگی خود را برای عملیاتی کردن نتایج این تحقیقات اعلام می نماید. منظور من این نیست که دیگران زحمت بکشند و ما استفاده کنیم، بلکه مالکیت معنوی و حقوق این افراد قطعا حفظ خواهد شد.

. انتهای پیام /*